شباهنگ

شباهنگ
پیشنهادهای شباهنگ

۱۲۰ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

387- سارا خانوم کجایی؟

پنجشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۱۶ ب.ظ

هوا بس ناجوانمردانه سرده

شام خونه‌ی پریسا و محمدرضا اینا دعوتیم

شله زردم قراره همین‌جا بپزیم (درست کنیم، آماده کنیم، نمی‌دونم فعلش چیه!)

پسورد وای فایشونم تاریخ تولد پریسا و محمدرضاست :دی

مامان من و مامان پریسا (دخترعموی بابا) دارن سیب‌زمینی سرخ می‌کنن

من: مامان؟ سارا خانوم زنگ زده باهات کار داره :دی


در راستای پست 384

۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۴ ، ۲۲:۱۶
شباهنگ

عکس از مطهره (ویس) - عرشه - دانشکده برق


یکی از دوستان سفارش کرده امشب دور دیگ شله زرد دخیل ببندم و 

تا حاجت خودم و شماهارو نگرفتم تکون نخورم

آخرین بار خواستم یه جای خوب و یه رشته خوب قبول شم

خواستم نتیجه تلاشمو به اندازه تلاشم ببینم

دیدم

دیدم و پنج سال حسرت هم زدن همون شله زرد به دلم موند

حسرت دعای پای دیگ

ولی همیشه از اینکه چیزی بخوام و بهش نرسم وحشت داشتم

ترس از نه شنیدن

ولی دارم به خدایی فکر می‌کنم که خودش گفته بخواید از من که بدم

اگه اون به صلاحتون نبود یکی بهترشو میدم

رُبّما سَئَلتَ الشّیءَ فَلَمْ تُعطَهُ و اُعطیتَ خیراً منهُ

اگه نه، یه شر و بلا رو ازتون دور می‌کنم

اینم نشد ذخیره می‌کنم و بالاخره یه جایی یه جوری دعاتونو تلافی می‌کنم

خودش گفته

منم امشب دور همون دیگ شله زرد همیشگی دخیل می‌بندم و 

تا حاجت خودم و شماهارو نگرفتم تکون نمی‌خورم :دی

+ التماس دعا

+ عنوان: این‌گونه نیست که خداوند باب دعا را به سوی بنده‌ای بگشاید و باب اجابت خویش را به روی او ببندد،

خداوند بزرگوارتر و کریم‌تر از این است.

«پیامبر(ص)، کنزالعمال، ح 3155»

۲۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۴:۲۹
شباهنگ

385- این سه و شش دهم درصد...

پنجشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۲۸ ق.ظ
خیلی وقت بود آمارو چک نکرده بودم، خیلی وقته دیگه انگیزه‌ای برای چک کردن IP ها ندارم؛ ولی...
تو چه دانی که پسِ هر نگه ساده‌ی من
چه جنونی
چه نیازی
چه غمی‌ست
موافقین ۰ مخالفین ۱ ۳۰ مهر ۹۴ ، ۰۸:۲۸
شباهنگ

داشتم رو این گزارشه کار می‌کردم، صدای خانم همسایه رو شنیدم که مامانو صدا می‌کرد

من: مامان؟ سارا خانوم کارت داره

مامان: من که چیزی سرخ نمی‌کنم

من: به جان خودم سارا خانوم کارت داره

مامان: ته دیگ می‌خوای؟

من: ماماااااااااااااان! سارا خانوم صدات می‌زنه

مامان نگام می‌کنه

من: ای بابا!!!

کماکان نگام می‌کنه

من: به خدا راست میگم...

کماکان داره نگام می‌کنه

من: به کودکان خود اعتماد کنیم!


پ.ن: هر موقع مامان سیب‌زمینی سرخ می‌کنه یا شیرینی درست می‌کنه

یا یه چیزی تو آشپزخونه هست که بنده باید سریعاً برم بهش ناخنک بزنم، 

به مامان میگم سارا خانوم صدات می‌کنه که مامان بره پایین و سرش گرم بشه 

و بنده به مراد دلم برسم :دی

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۲۱:۰۷
شباهنگ


+ عنوان از مولوی

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۷:۰۸
شباهنگ

382- تا درس عبرتی باشد برای آیندگان!

چهارشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۴، ۰۳:۲۳ ب.ظ

مامان: نسرین؟ داری درس می‌خونی؟

من: این گزارش 130 صفحه‌ای و ترجمه فصل 5 کابره و تحلیل جزء 5 و اسلاید ارائه‌هام و

مامان: پس کار داری...

من: والا کارای من که تمومی نداره

مامان: پس بی‌خیال

من: حالا بگو چی کارم داری، شاید تونستم

مامان: نه بی‌خیال، به درسات برس

من: عه!!! بگو دیگه

مامان: اگه وقت داری و حوصله داری و می‌تونی، 

من: خب؟

مامان: اجبار و اصراری نیستاااااااا

من: خب؟

مامان: اگه حوصله داشتی به دونه سیب‌زمینی سرخ کن برای ناهار

من: همه‌اش یه دونه؟! حالا منم فکر کردم چی میخوای بگی



لحظاتی بعد، مادر گرامی با یک عدد سیب‌زمینیِ در ابعاد اَبَر ماکرو برگشت!!!

و داستان زمانی به نقطه اوجش رسید که من اون یه دونه سیب‌زمینی رو خرد کردم 

و داشتم می‌بردم سرخش کنم 

که همسایه طبقه پایینی که مچ دستشو گچ گرفته اومد و ندای هل من ناصرة تنصرنی سر داد و

منم از اونجایی که چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار ندایش را لبیک گفتم و

من و دو کیلو سیب‌زمینی همین الان یهویی:



این جعبه شیرینی همونیه که پست قبلی ذکر خیرش بود

تو رو خدااااااااااااااااااااااا تعارف نکنیدااااااااااااااا، من بی‌کارم

پیازی، سبزی، هویجی، برنجی چیزی دارین بیارین براتون پاک کنم، سرخ کنم، جارو و بشور و بساب و گردگیریم بلدم

بی‌کارم هستم!

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۳
شباهنگ

381- با تو هر ساعت عمرم یه جهان خاطره میشه

چهارشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۴، ۱۲:۰۰ ب.ظ
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۲:۰۰
شباهنگ

فکر می‌کردم جزوه‌هامو نیاوردم و ناراحت بودم که این دو هفته علافم!

ولی متاسفانه یا خوشبختانه داشتم کیفمو بررسی می‌کردم دیدم همه‌ی جزوه‌هامو آوردم :|

سر صبی رسیدم، اول رفتم سراغ شکلاتای روی میز و به طرفة‌العینی کلکشونو کندم

بعد رفتم بالکن ببینم خبری از ترشی هست عایا!؟

مامان: قاتل ترشی و شکلاتای خونه اومد؛


مامان هر موقع گوشت می‌پزه، بنده بو می‌کشم و میرم سراغ قابلمه و :دی

ظهر از خواب بیدار شدم و خمیازه کشان رفتم آشپزخونه و دیدم برای ناهار آبگوشت داریم و 

خب الان یه گربه کوچولو رو در حال خوردن گوشت تصور کنید 

بعد همین گربه رو تصور کنید که در یخچالو باز می‌کنه و با مشاهده جعبه شیرینی

یکیو برمی‌داره میذاره تو دهنش، یکی رم برمی‌داره توی مسیر آشپزخونه تا اتاقش بخوره و

بعدشم به آرامی صحنه رو ترک می‌کنه!


 + پاسخ به سوالات دوستان:

لینک کتاب تاریخ زبان فارسی دکتر خانلری برای تحقیق نگار

دانلود کتابی که تو بازار هست از نظر اخلاقی درست نیست؛ ولی اگه پیدا کردنش سخت بود اشکالی نداره

کتاب فوق العاده خوبیه و یکی از منابع درسی ماست

من دستور تاریخیشو چند روز پیش از انقلاب گرفتم و هنوز نخوندم البته :دی

اینم یه سایت مفید در همین راستا: aryaadib.blogfa.com

دو تا لینک در راستای سوال فریال در مورد تشدید الله:

www.pasokhgoo.ir/node/57316 و www.pasokhgoo.ir/node/78514

و دوستانی که لینک نوحه و عزاداری خواسته بودن، هر شب به ستون سمت چپ همین وبلاگ مراجعه نمایند

و دوستانی که پرسیده بودن پیکره چیه: en.wikipedia.org/wiki/Text_corpus و fa.wikipedia.org/wiki

پیکره به مجموعه‌ی همه‌ی متون حقیقی و مجازیِ موجود در یک زبان و یا یک موضوع گفته می‌شود

به عبارت دیگر:

In linguistics, a corpus (plural corpora) or text corpus is a large and structured set of texts (nowadays usually electronically stored and processed). They are used to do statistical analysis and hypothesis testing, checking occurrences or validating linguistic rules within a specific language territory


۲۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۴۷
شباهنگ

این عکسو دختر حوا فرستاده:


داشتم از اتوبوس پیاده می‌شدم؛ بابا تریپ راننده تاکسیارو برداشته می‌گه: 

خانم تاکسی می‌خواین؟ آبرسان ده تومن!

من: آقا من دانشجوام! آه در بساط ندارم، اگه مجانی می‌بری بیام سر راه سنگکم باید بگیریم :))))


صبح رسیدم، دیدم پسورد وای فایمون عوض شده؛

من: بابا پسورد چیه؟

بابا: اول صبونه بعد اینترنت

من: مامان؟

مامان: اول صبونه

داداشم هم که دانشگاه بود


و یکی از عظیم‌ترین و الیم‌ترین عذاب های سفر! تنهایی پیاده شدن برای نمازه

ینی آرزو به دل موندم یه بار این راننده بگه 20 دیقه نماز و همه بپرن پایین

خب پیاده نمیشین، نشین؛ ولی چرا یه جوری نگام می‌کنید آخه!!!


و جا داره تشکر کنم از راننده محترم که با اینکه می‌بینه من تنها بانوی اتوبوسم

باز میاد بلننننننننننننننننننننند اسممو صدا می‌زنه که بلیتمو که اینترنتی گرفته بودم بده بهم

این یارو منو یاد دکتر ف. انداخت که تنها دختر کلاس اخلاق مهندسی‌ش بودم و

باز موقع حضور و غیاب اسم منو می‌خوند!!! و سرشو بلند می‌کرد ببینه همون قبلی ام یا نه!


و تشکر از زهرا که دیشب تو حیاط مسجد دانشگاه بغلم کرد و بوسید و گفت

چه خوب که داری خوب‌تر میشی و چه خوشحالم که این‌جا می‌بینمت :)


و تشکر ویژه از خودم که 11 شب از دانشگاه تا ترمینال آزادیو پیاده رفتم :دی

۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۳:۲۲
شباهنگ

اسناد و مدارک و تحقیقات و تحلیلاتشو ریخته جلوم میگه باید خطمون عوض بشه که یکپارچه بشه

برگشتم می‌گم نمیشه برادر من! نمیشه!

اگه فکر کردی مثل اسرائیل می‌تونیم خط مرده‌ای مثل عبری رو زنده کنیم، انگیزه می‌خواد که نداریم

اونا انگیزه‌ی ملی و دینی داشتن که ما این دو موردو اصلاً نداریم

اینجام که ترکیه نیست یکی شب بخوابه صبح بیدار شه الفباشو از عربی به لاتین تغییر بده

ترکیه لاییکه، دین براش مطرح نیست و دغدغه‌ی اسلامو نداره, هر چند باطن ما هم این‌جوریه

اینجا اگه فونتمون لاتین بشه، کدوم حاج‌آقایی فتواهاشو لاتین می‌نویسه!؟

همین جوریشم سر فاصله و نیم فاصله دعواست،

هر چند غرب‌زدگی تو تک تک سلولامون نفوذ کرده

ولی به هر حال از اول صبح ازل تا آخر شام ابد ما و غربیا آبمون تو یه جوب نمیره

تازه گیریم که بشه؛ ما آتاتورکمون کجا بود!

شما یه نهادی رو نام ببر که ملت هفتاد و پنج میلیونی‌مون گوش به فرمانش باشن و هر چی بگه بگن چشم

اصن شما دلت می‌خواد حافظ رو به لاتین بخونی؟!

من که چشمم آب نمی‌خوره تا صد سال آینده عملی بشه

اینارو من می‌گفتماااااااااااا!

ولی بیچاره حق داشت...

اوضاع خط فارسی خیلی داغونه

چهارتا پیکره درست و درمون نداریم

اروپا پیکره میلیاردی می‌زنه ما به یه میلیونم نرسیدیم هنوز


+ تا حالا سابقه نداشته ولی به طرز عجیبی خیلی خسته‌ام! هم روحی هم جسمی

چه قدر دلم برای مامان و بابا و امید تنگ شده

ینی میشه فردا صبونه رو باهم بخوریم؟

۱۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۷:۳۳
شباهنگ