شباهنگ

شباهنگ
پیشنهادهای شباهنگ

۱۲۰۳- ته‌دیگِ فصل سوم

پنجشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۰۰ ب.ظ

با احترام، ترجیح می‌دم ارتباطم با دوستان مجازی در چارچوب وبلاگ و کامنت باشه، فلذا از پاسخگویی و ارتباط در قالب تلگرام، اینستاگرام، پیامک و ایمیل معذورم :)

پاسخ کامنت‌های دوستانِ بدون وبلاگ:

@امید2: نمی‌دونستم! چه جالب :)

@سیتکا: ممنونم عزیزم :)

@المیرا: ان‌شاءالله که حل میشه. برات دعا می‌کنم :)

@خاموش اما دختر: نه، من دیروز سعادت‌آباد که هیچ، کلاً تهران نبودم :)

@سعید: سلام. در مورد مصاحبه، خودم چهار تا مصاحبه داشتم که از نظر سؤالات و مباحثی که توش مطرح شد هیچ شباهتی به هم نداشتن و نمی‌تونم نسخۀ مشخصی رو به‌عنوان راهنمایی برای دیگران بپیچم. حتی در یک رشته و دانشگاه یکسان، اساتید برخورد متفاوتی نسبت به دو دانشجو دارن و سؤالات مشابهی ازشون نمی‌پرسن. اما استعداد تحصیلی. کتاب و نمونه سوال زیاده. من چند سری نمونه سوال دانلود کردم و یکی دو هفته باهاشون درگیر بودم تا قلق سؤالات دستم اومد. این دو تا شاید به دردتون بخوره: + و +

@وحید: سلام. مثل همیشه شاد، پرانرژی و پرملات بود کامنتتون. سپاس‌گزارم :)

موافقین ۲۹ مخالفین ۱ ۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۴:۰۰
شباهنگ

راهی تهرانم برای مصاحبهٔ دکتری. واگن هفت، کوپهٔ نه. طبق معمول بحث، بحث شوهر و ظلم‌های مادرشوهر و خواهرشوهر و فواید مهریه و مشقت‌های زندگی مشترک و راه‌های مقابله با جاری و فک و فامیل شوهره. خانومه میگه من تحصیل‌کرده بودم، کار هم داشتم. موقع ازدواج شوهرم گفت سر کار نرو، خودم هر ماه حقوق میدم بهت. بیست سال پیش ماهی یه تومن می‌گرفتم و الان سه تومن. شوهرم یه مرد ایده‌آله ولی دعوا هم کردم باهاش یه موقع‌هایی. مهرم هم خواستم به اجرا بذارم و تهدیدشم کردم یه وقتایی. پونصد تا سکه مهریه‌مه. پرسیدم می‌تونم شغل همسرتونو بپرسم؟ گفت مدیر فلان جاست. بحث شیرین گربهٔ دم حجله رو ادامه دادیم. از این حرفا که مهریه برای دوام زندگی لازمه و چهارده تا چیه و مگه عقل نداری تو و ناسلامتی تحصیل‌کرده‌ای و پسرا رو می‌شناسی و مهریه‌ت کم باشه طرف هر موقع بخواد برت می‌گردونه خونهٔ بابات و ارزشی برات قائل نیست و فلان شرطو باید حتماً تو عقدنامه بنویسی و امضا بگیری و یادت باشه عندالمطالبه، نه استطاعه و اول زندگی فلان رفتارو باید داشته باشی و نمی‌خوام و لازم ندارم تو کارِت نباشه و با مثال و نمودار و توضیح و تفسیر تجربیات گرانبهاشونو در اختیارم گذاشتن که زن هر چی کم‌خرج‌تر کم‌ارج‌تر. خاطر نشان کردند شوهر که کردی این حرفامونو یادت بیار و به روان پاکمون درود بفرست. از بدو آشنایی و سوار شدن تا الان که رسیدیم به یه ایستگاهی که سیم‌کارتم آنتن بده و این پستو بذارم دارن شست‌وشوی مغزیم میدن و به خیال خودشون چشم و دلمو به روی حقایق زندگی روشن کردن. قانعم کرده بودن که مرد رو باید چزوند و چلوند و پدرشو درآورد و هر از گاهی هم با مهریه تهدیدش کرد. پس از ساعت‌ها اندرز، وقتی که خیالشون راحت شد که توضیحاتشون کافی و مبسوط بوده و من دیگه متقاعد شدم، خانوم کنار پنجره از خانوم روبه‌روییش مسیر مترو و بی‌آرتیا رو پرسید که چجوری میشه رفت فلان جا که خونه‌شونه. مسیرش سرراست بود. اما چون اصالتاً تهرانی نبود و ترک هم نبود و رفته بود تبریز داداششو ببینه که یه زن ترک گرفته و زنه اگه مهریه‌ش زیاد نبود تا حالا طلاقش داده بود، و چون اولین بارش بود با قطار میومد تهران بلد نبود خونه‌شونو. سپس از همدیگه پرسیدن کی می‌رسیم و خانوم روبه‌رویی گفت حدودای پنج. خانوم کناریم که دامادش دخترشو با یک عدد بچهٔ هنوز پا به عرصهٔ وجود ننهاده رها کرده و رفته تصدیق کرد و خانوم کنار پنجره گفت پس زنگ بزنم شوهرم حدودای چهار راه‌آهن باشه. هر چند می‌دونم خواب می‌مونه و خودم میرم. داشت گوشیشو درمیاورد به شوهرش زنگ بزنه که یهو گفتم وای نه تو رو خدا بنده خدا رو بدخواب نکنین صبح سر کارم باید بره بیچاره. بذارین تا هفت بخوابه. شمام تا شش صبر کنین هوا روشن بشه خودتون برید. منم تا یه جایی باهاتون میام مسیرو نشونتون می‌دم. جمله‌م که منعقد شد چنان سکوتی فضای کوپه رو فراگرفت و چنان چپ‌چپی نگام کردن و یهو زدن زیر خنده که خودم متوجه شدم زحمات چندساعته‌شونو مبنی بر چلوندن و چزوندن مراد به هدر دادم.

موافقین ۳۹ مخالفین ۳ ۰۱ تیر ۹۷ ، ۲۳:۰۲
شباهنگ

۱۲۰۱- جام جهانی چشم‌هات

پنجشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۲۰ ب.ظ

هر چی فکر کردم برای این چالش رادیوبلاگی‌ها و در جواب دعوت و لطف دوستان چی بنویسم، چیزی به ذهنم نرسید. من تو نوشتن متن‌های احساسی و عاشقانه کُمیتم لنگ می‌زنه. و صد البته که پیش از این، با پستِ «سعی نکن به زور خودتو توی دل کسی جا کنی؛ چون جا نمیشی، مچاله میشی» حجت رو بر عاشقان و عاشقانه‌نویسان تمام کردم. اطلاعاتم هم از فوتبال و جام جهانی از شعاع توپ و مساحت زمین بازی و طول و عرض دروازه و تعداد بازیکنان دو تیم فراتر نمیره. لیکن هنوز توجیه نشدم تو این چالش، حریفم کیه، زمینم کجاست، کجای بازی‌ام و تهش چی بهم می‌رسه. گویا چشم‌های تو به جام تشبیه شده و تصاحبشون به رقابت‌های جام جهانی. مثل اونجا که می‌رقصد زندگی در «جام چشم تو»، سر زد صبح امید از شام چشم تو. من رام چشم تو. یه سوال. چشمات می‌رسه به اونی که رقبا رو شکست بده؟ یا تو با چشمات میای وسط میدون که دل‌ها رو تصاحب کنی؟ از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی بر دل بنشانی؟ سخت شد که. آخه من هیچ وقت بازیکن خوبی نبودم. یه بار تو مدرسه هر بیست تا پنالتی امتحان پایانی رو زدم به در و دیوار و هر کاری کردم توپم نه گل شد نه رفت تو سبد. بعد بهم گفتن این بیست تا رو بی‌خیال؛ تو هر چند تا می‌خوای از هر فاصله‌ای پرت کن فقط یکیش بره تو گل، یکیش بره تو سبد، بیستتو می‌دیم. نرفت. به معدلم رحم کردن و شونزده دادن تهش. من همیشه بازیا رو به حریفام باختم و هر بار گند زدم به بازیای تیمی و نقشه‌های مربی. من اصن بازی بلد نیستم. تو بازی گل‌یاپوچ وقتایی که گل دست منه رنگم می‌پره. میشم مثل گچ دیوار. دستام یخ می‌کنه؛ می‌لرزه؛ صدام می‌لرزه؛ حرف نمی‌زنم؛ اگه بگن پاشو راه برو پاهام قفل میشه. فلج می‌شم انگار. زانوهام هم می‌لرزه. وقتایی که گل دستمه نمی‌تونم تو چشمای کسی نگاه کنم. بلد نیستم چیزی رو قایم کنم. همین چند وقت پیش بود؛ دو بار گل رو دادن دست من و هر دو بار تو همون حدس اول بقیه فهمیدن دست منه. ینی اگه ببینی‌م، تو همون حدس اول می‌فهمی دوستت دارم؟ می‌فهمی تو قلبمی؟ می‌فهمی یا خودم باید مشتمو باز کنم؟ من بازیکن خوبی نیستم؛ بازیگر خوبی نیستم؛ نویسندهٔ خوبی هم نیستم. من از تو نوشتنو بلد نیستم. نوشتن از کسی و برای کسی که نیست سخته. از اون سخت‌تر نوشتن از کسی و برای کسی هست که هست، ولی نیست. و سخت‌تر از همۀ اینا نوشتن از کسی و برای کسی هست که نمی‌دونی هست یا نیست...


[۱]، [۲]. این دو تا عکسو نشونتون می‌دم که با ابعاد دیگۀ شخصیتم آشنا بشید و تصورتون ازم کامل‌تر شه و فکر نکنید همیشه سرم تو کتاب بوده. ضمن اینکه اون عینک روی توپو خودمم نتونستم هضم کنم، ولی آره ما تو عکسامون آستینمون بالا رفته باشه ادیت می‌کنیم نامحرم نبینه. راستی کی باید می‌برد کاپ قهرمانی رو؟ پپ گواردیولا یا خوزه لوییز مورینیو؟ جنب دروازه‌ها میدن عدس‌پلو.

۴۷ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۲ ۲۴ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۰
شباهنگ
۱۷۵ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۰۲
شباهنگ