شباهنگ

ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست
شباهنگ

کدِ اون پرچم سیاه گوشهٔ هدر:


<div style="position:fixed;left:0px;top:0px;z-index:200;">
<img alt="ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست" title="ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست" src="http://bayanbox.ir/view/7829141539691850275/ya-hossein-2.gif" height="auto" width="auto">
</div>


قسمت قالب، بخش ساختار، قبل از شروع هدر وبلاگ قرارش بدید

۷۳ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

پرسید امروز روز اول‌ه، روی چند تا فایل میخوای کار کنی؟

گفتم همین 8 تا

گفت ببین من سه روزه اینجام، هنوز با همین یه دونه فایل درگیرم، هر فایل بیست تا فایل توشه

گفتم تو فایلارو بده، کاریت نباشه، تا عصر تمومشون می‌کنم

گفت تو اینارو تموم کنی خودمو از همین‌جا حلق‌آویز می‌کنم

گفتم حالا چرا حلق‌آویز؟! اگه بردم یه بستنی مهمون تو و اگه باختم ناهار، کوبیده مهمون من...


این منم! یه جغد خسته؛ ناهار نخوردم هیچ، شامم درست نکردم، ظرفای دیشبم مونده تازه!



+ سایز اصلی جهت سِت اَز دِسکتاپ بَک گِراند! winter_bahman.jpg

موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۴ ، ۱۹:۳۷
شباهنگ

660- برو کار میکن مگو چیست کار

سه شنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۴، ۰۴:۴۸ ب.ظ

بعد از امتحان و البته آخرین امتحان، یه سر رفتم محل کارمو ببینم

موقتیه

در حد یه پروژه

نزدیک شریف و یه جورایی روبه روی شریف

مسئولین پروژه از اساتید شریف بودن و تخصصشون هوش مصنوعی

کاری که به من مربوط میشه حذف نویز سیگنال های صوتی و مطابقت با متنیه که یکی دیگه تایپ کرده

داده هارم به خودمون نمیدن و حتما باید اونجا انجام بدم

7 صبح تا 7 شب

خودم اینجوری خواستم

هر چی فشرده تر کار کنم زودتر تموم میشه

حالا این سیگنال های صوتی چیه؟!

نوحه؟

سخنرانی؟

آهنگ؟

خاطره؟

آنچه در آینده خواهید خواند:

محتوای فایل های صوتی!!!



آقا یه سر اومدم شریف نمازمو بخونم برم

تا برسم خوابگاه قضا میشه

هیچکسم ندیدم امروز

البته سین. رو دیدم

ولی سلام علیک نداریم اگرچه دروس مشترک و خاطرات مشترک زیادی داشتیم

نتم هم هنوز وصله خداروشکر

اینا اصن میدونن من فارغ التحصیل شدم؟

پ چرا وصله هنوز خب؟


موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۴ ، ۱۶:۴۸
شباهنگ


روی سنگ قبر آن بانو بنویسید حتی دقایقی قبل از امتحان پست میذاشت

دقایقی قبل از امتحان حتی!!!

و التماس دعا دارم چون هیچی نخوندم و

آخرین امتحانمم هست به واقع!!!

موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۴ ، ۰۸:۱۶
شباهنگ

درسته که به قول اَبَوی پیشکش آتین دیشلرین سایمازلار

ینی دندونای اسب پیشکشی رو نمی‌شمرن...

دختره در زده، تق تق...

بفرما زدم

دیدم آش آورده برام

آش دوغ!

که خب شبیه شیربرنجی بود که به جای شیر با ماست درست شده

حالا بماند که شیربرنج دوست ندارم و

یه سالی هم هست برنج نمی‌خورم 

ولی خب آخه چرا نعناع؟!

این همه سبزی...

چرا نعناع؟!

و چرا فقط نعناع؟!

عمق فاجعه اینجاست بعد چهار ماه و دقیقا چهار ماه، نه تنها اسم دختره رو نمیدونم، حتی برای پس دادن ظرفشم نمی‌دونستم کدوم واحده و پرسیدم و ظرفشو پر از خوراکیای خوشمزه کردم بردم پس دادم، کلی هم تشکر کردم ولی خب دارم از دل درد می‌میرم به واقع!!!

و سوالی که پیش میاد اینه که نسرین جان، قربون اون شکل ماهت، آیا هنوز وقت آن نرسیده است که برداری اون کتاب 464 صفحه ای تو یه تورقی بکنی محض رضای خدا آیا؟!

تازه چون هوا آلوده است، گفتن دو ساعت دیرتر بیاید سر جلسه

موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۴ ، ۲۳:۱۶
شباهنگ

657- احبک جدا و اعرف منذ البدایة بانّى سافشل

يكشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۰۰ ب.ظ

ذخایر بستنی فریزر (من میگم فریزر، شما بخون جایخی؛ فریزرم کجا بود آخه!!!) تموم شده بود و 

یه چند تا بستنی گرفتم بذارم برای روز مبادا که خب به قول قیصر

وقتی تو نیستی، نه هست‌های ما چونان که بایدند، نه بایدهای ما

هر روز بی‌تو، روز مباداست

بی نسیم!!!

بی‌هم‌اتاقی!!!

دیدم بنا بر فتوای قیصر امروز روز مبادا محسوب میشه و نشستم همه رو خوردم :|

همه رو باهم نخوردمااااا، هر چند ساعت یه بار یکیشو می‌خوردم :دی

پریروز ناهار بستنی، شام، بستنی، دیروز صبونه یه لیوان شیر، ناهار سیب‌زمینی سرخ‌کرده، شام بستنی

امروز ناهار همون ذرت پست قبل، شام، سه تا هویج!!!

و بترس از روزی که  سیستم گوارشت این پستو به عنوان مدرک می‌بره دادگاه عدل الهی و علیه‌ت شهادت می‌ده

ماستم گرفتم بخورم بخوابم و شبو بیدار بمونم درس بخونم (این کارارو دیروز انجام دادم برای امتحان امروز)

روش نوشته بود 900 به علاوه منهای 30 گرم که خب اینم خوردم و تا عصر اثر نکرد

سر شب به ناگاه خمیازه بر من مستولی شد و

به مرحله‌ای رسیده‌بودم که این خمیازه تموم نشده و دهنم بسته نشده خمیازه بعدی از راه می‌رسید و

مجدداً شروع می‌کردم به خمیازه کشیدن! 

از این رو فاز قهوه و نسکافه رو کلید زدم و یه دو سه تا، شما بخون هفت هشت تا نسکافه هم زدم و




عنوان از نزار قبانی

دوستت می‌دارم بسیــــار

و از ابتدا می‌دانم،

که من این بازی را خواهم باخت...

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۴ ، ۲۳:۰۰
شباهنگ

اینم از چهارمین امتحان ارشد

بعد امتحان یهو زد به سرم که بیام دانشگاه سابق

و اکنون صدای شباهنگو از دانشگاه سابق می‌شنوید

آقا اینا هنوز منو به رسمیت میشناسنااااااا

چرا اکانت وی پی انم هنوز فعاله خب؟!

قطع کنید...

قطع کنید یه مدتم به خاطر نت گریه کنم مثلا!

اومدم یه ذرت مکزیکی بزنم و برم

ینی اگه نگهبان دم در مثل همیشه می‌پرسید برا چی اومدی

می‌گفتم ذرت مکزیکی ولاغیر

اومدم کیو ببینم

اصن کیو دارم که ببینم!!!

والا

فصل امتحاناتم هست و دیگه هیچی

جلوی ذرت مکزیکی فروشی! دکتر ن. رو دیدم

چرا ریشاشو نمیزنه این؟!

غصه ام میگیره خب

هر موقع یه درد و غمی داشته باشه این کارو میکنه

حمیده رو هم دیدم، سال بالایی یه رشته دیگه و خواننده وبلاگم

دکتر میم. رو هم دیدم استاد اول الکمغم! با اون ریشاش... یه متره!!! رسماً یه متره!!!

دکتر ر. رو هم دیدم استاد دوم الکمغ!

استاد سوممو ندیدم ولی :))))

بنده خدای شماره 2 و 3 رو هم کاملا اتفاقی دیدم

دکتر شین ب.، دکتر ف.، دکتر ک.

تی ای بیوسنسور و

یه چند تا سال پایینی و

بنده خدای شماره یکم الان از جلوم رد شد رفت طبقه 4

خودمم عرشه ام الان

ذرتمم خوردم و دارم برمی‌گردم خوابگاه

موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۴ ، ۱۴:۲۴
شباهنگ

655- فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ

شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۱۱ ب.ظ

مترو خلوت بود و جا برای نشستن بود

نشستم

رژ کالباسی دارم خانومم فقط دو تومن

شش و پونصد بیرونو میدم دو تومن

خانومای واگن قبلی همه‌شون خریدن

از صبح کلی فروش داشتم

خانومم بدم تست کنی؟

طرحای دیگه هم دارم

اینا عروسکی ان، کیفتشون حرف نداره

تست کنین ببینین بهتون میاد یا نه


اون خانوم پیره که لاک قرمز داشت خرید

یه دختره چادری که به نظر می‌رسید تازه عقد کرده! اونم خرید

خانوم تپله هم خرید

و یه بچه مدرسه‌ای

یه چند تا خانومم اون ور نشسته بودن،

اونام خریدن

و همین طور اون خانومه که مانتو آبی داشت و همه‌اش سرفه می‌کرد


همه‌ی شبو بیدار بودم و می‌دونستم چشم رو هم بذارم بیهوش میشم

ایستگاه بعد وایستاد و شلوغ شد و جا برای نشستن اینایی که تازه سوار شده بودن نبود

سرمو برگردوندم یه وقت خانوم مسن بینشون نباشه

نبود

خانومم اینجا کس دیگه‌ای رژ کالباسی نخواست؟

دارم پیاده میشماااا

پیاده شد


ایستگاه بعد وایستاد

بلند شدم و جامو دادم به یه خانومه و 

اون نشست و من ایستادم...


شمام مثل من هر روز صبح قبل از بیرون رفتن از خونه این کلیپو ببینید:

تیتراژ اول برنامه مردم چی میگن (شبکه 3)


موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۴ ، ۲۱:۱۱
شباهنگ

الکی مثلاً دارم برای امتحان درس می‌خونم؛

رسیدم به بخشی از جزوه‌ام که...

خب از اونجایی که فرصت عکس و آپلود نیست اون بخش رو تایپ می‌کنم

تو جزوه‌ام نوشتم:

آیا concept همان sense است؟ معنای زبانی موضوع اصلی مطالعه در معناشناسی است. sense روابطی است که معنای یک واژه‌ای را می‌سازد و از طریق روابطش آن مفهوم معنا پیدا می‌کند. در روان‌شناسی می‌توان گفت concept یک مرحله پیش از sense است و مربوط به مفاهیمی می‌شود که هنوز لفظ نپذیرفته‌است. اما در زبان‌شناسی معادل هم‌اند. concept نقطه شروع اصطلاح‌شناسی و واژه‌گزینی و معناشناسی است. حسین علیزاده نینوا و البته برای همه‌ی احساسات واژه نداریم، خشم، اندوه، شادی، ترس و هزاران هزار نوع حس دیگر داریم که اسم ندارند. مانند حسی بین بیم و امید. امروز هوا آفتابی‌ست، ابری و طوفانی نیست!

خب راستش اون تیکه حسین علیزاده و هوای ابری و طوفانی رو متوجه نشدم و دوباره خوندم و سه‌باره و چهارباره و از اونجایی که عکس جزوه‌ی بچه‌هارو دارم رجوع کردم به جزوه‌ی سایر هم‌کلاسیا و دیدم اونا همچین چیزی ننوشتن و سرچ کردم ببینم اصن این حسین علیزاده کیه و رسیدم به یه آهنگ سوزناک که نه تنها تو عمرم نشنیدم این آهنگو بلکه اصن اسم این حسین علیزاده رو هم نشنیدم تاکنون!!! و الان دارم به این فکر می‌کنم که دقیقاً و دقیقاً اون لحظه سر کلاس به چی فکر می‌کردم و حواسم پرت چی و کی بوده که خودکار توی فنجان قاشق روی کاغذ...

موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۴ ، ۲۱:۵۱
شباهنگ

صدای "ش" در خط انگلیسی: sh, ch, sch, sc, tio, ci, ti, s, c, x 

برای "ک" 7 نویسه ساده و مرکب: x, k, ch, c, ck, q, cq 

و برای صدای "س" c, s, th, x

برای صدای "ز" x, s, z

برای صدای "آ" a, u, o

برای صدای "او" o, oo, ou, u, ow

برای صدای "ای" e, ee, ie, i, y

تازه بر عکس هم هست. یعنی یک نویسه‌ی مرکب چند صدا دارد مثل ch که سه صدا دارد: ک، چ، ش.

همچنین نویسه‌هایی که نوشته می‌شوند و خوانده‌نمی‌شوند!

اکنون اگر املای ممکن کلمۀ luxury (لاک شری) را مثل "استضعاف" حساب کنیم،

آن را به 210 شکل می‌شود نوشت:

آ= 3 نویسه/ ک = 7 نویسه/ ش = 10 نویسه. 3×7×10=210

البته بدون احتساب نویسه‌هایی که هستند ولی خوانده نمی‌شوند مثل u در luxury

اسم‌های مکان هم که خود حکایت است.

مثلاً شهرک "وان میل"

One mills؟

نه خیر! وان این‌جوری نوشته میشه: Vaughan 

یا شهرک Ngunnawal  با تلفظ Nan'wal

زندگی دکمه کنترل زد نداره!؟

آقا من شکلات خوردم زبان‌شناسی خوندم / می‌خونم... ولمون کنین دیگه...

مَدارم و به قول رفقای یزد و کرمون و اصفانی، مِدارم آرزوست...

+ فردا صبح، سومین امتحان ارشد و

دگر آن شب است امشب

که ز پِی سحر ندارد

من و باز آن دعاها

که یکی اثر ندارد

+ وحشی بافقی

موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۴ ، ۱۹:۵۹
شباهنگ

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۴ ، ۱۴:۲۴
شباهنگ