شباهنگ

شباهنگ
پیشنهادهای شباهنگ

۳۴ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

در راستای ترک اعتیادم به تکنولوژی! این سری که اومدم خونه مامان بزرگم اینا،
نه تنها اینترنتشونو شارژ نکردم، بلکه لپ تاپم نیاوردم حتی
عوضش کلی سرگرمی جدید از جمله آب دادن به گل ها و دسته گل به آب دادن کشف نمودم
+ نصف خواننده های اینجا امسال کنکوری بودن
شنیدم نتایج اعلام شده
امیدوارم هر کی به اندازه تلاشی که کرده نتیجه گرفته باشه :)
۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۴ ، ۲۰:۵۰
شباهنگ

127- یه حسی شبیه دلتنگی غروب جمعه

دوشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۴، ۰۸:۵۴ ب.ظ
کاش میشد بعضی خاطره ها، حرف ها، تصویرها، صداها و حتی حس هارو از ذهنت پاک کنی، فراموش کنی
یا نه اصن چهار پنج ماه برگردی عقب تر و یه جور دیگه شروع کنی
خاطره ها از همون اول خوب یا بد، تلخ یا شیرین نیستن
بعضیاشون خوبن، ولی بعد از یه مدت تبدیل میشن به نفرت انگیزترین بخش زندگیت
+ خوبم
+ خونه نیستم و نت ندارم
۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۴ ، ۲۰:۵۴
شباهنگ

126- پایان‌نامه‌ی خود را چگونه نوشتید؟

شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۴۲ ب.ظ


هشدار!!!

این پست خیییییییییییییییییییییییییییییییییلی طولانیه ولی یه نمه جنبه آموزشی داره :دی

تقدیم به

خواننده هایی که میخونن و کامنت نمیذارن, خواننده هایی که نمیخونن و کامنت میذارن, خواننده هایی که کامنت میذارن و از آدم شماره میخوان, خواننده هایی که نیتشون خیره, خواننده هایی که دوستمون دارن, خواننده هایی که دوستشون دارم, خواننده هایی که کامنت میذارن فحش میدن که انقدر شریفو نکن تو چش و چالمون, خواننده هایی که نمیدونن از سال بعد دیگه شریفی نیستم, خواننده هایی که میدونن تغییر رشته دادم و از سال آینده دیگه شریفی نیستم, خواننده های قدیمی بلاگفا, خواننده هایی که رمز بلاگ اسکای رو دارن, خواننده های جدید اینجا, خواننده هایی که رمز بلاگ اسکای رو ندارن, حتی تقدیم به شوهری که نداریم هنوز!!!

تشکر و قدردانی

با سپاس بیکران به درگاه ایزد منان و با تقدیر و تشکّر از زحمات پدر و مادر عزیزم، که همیشه لطف و محبّتشان شامل حالم بوده و همواره و در همه حال پشتیبان و حامی‌ام بوده‌اند، از همه‌ی کسانی که دارن این پستو میخونن، نمی‌خوان بخونن یا قراره بخونن, کمال تشکّر و قدردانی را دارم. همچنین از خانم‌ها الهام و همگروه محترمه و آقای مرتضی و سایر دوستانی که در راستای نگارش پایان‌نامه با ما ینی با من, همکاری داشته‌اند مثل نگار, آناهیتا, سهیلا و مه دو نقطه دی (مه:دی) ، بی‌نهایت سپاس‌گزارم.

چکیده

خستگی ذهنی یکی از علل اصلی حوادث جاده‌ای است. درصد قابل توجهی از حوادث به علت خواب‌آلودگی و خستگی راننده اتفاق می‌افتد، لذا شناسایی ابزارها و روش‌هایی به منظور تشخیص زود هنگام خستگی و خواب‌آلودگی از اهمیت بسیاری در پیشگیری از حوادث برخوردار است. در این میان استفاده از روش‌های بیولوژیکی مانند استفاده از سیگنال‌های حیاتی می‌تواند از معتبرترین روش‌ها باشد.

فهرست

فصل اول: مقدمه 

این چیزی که بقیه دانشگاها بهش میگن پایان‌نامه, ما بهش می‌گیم پروژه کارشناسی که یه درس 3 واحدیه که یه واحدش یه ترم پاس میشه, دو واحدش ترم بعدی ینی ترم آخر!

و باید یه استاد راهنما که تخصصش در راستای موضوع پایان‌نامه هست انتخاب کنی و یه استاد درس که میری میشینی سر کلاسش و نحوه نگارش و ارائه رو یادت میده و توی همون کلاس سه چهار بار باید از پایان‌نامه ات دفاع کنی و ارائه بدی!

البته یه سری از رشته های دانشگاه ما تعداد واحداشون کمتره و این پایان‌نامه رو ندارن کلاً!

فصل دوم: تقسیم کار

لپ تاپمو که عوض کردم, هیچ رغبتی برای نصب دوباره برنامه های برقی از خودم نشون ندادم! چون تغییر رشته دادم برای ارشد قرار نیست هیچ کدوم از برنامه های اسپایس و متلب و پروتئوس و کوارتوس و آلتیوم و وِنسیم و غیره به دردم بخوره؛ بنابراین با همگروهیم قرار گذاشتم سیر تا پیاز, ای تو زی یا همون ب بسم الله تا نون پایان پایان‌نامه رو من بنویسم و بخش نرم افزاریش با ایشون باشه, ینی من کد رو می‌فرستادم و ایشون ران میکردن و نتایج رو برای من می‌فرستادن! (لازم به ذکر است که کار ایشون فقط ران کردن کد نبود و یه تغییراتی توی اون کده لازم بود به هر حال, کار منم صرفاً تایپ پایان‌نامه نبود, ولی هردومون با وظایفمون اوکی بودیم! ینی کار من از نظر انرژی و زمان شاید دو سه برابر کار ایشون بود, ولی جزو معدود کارهای گروهی بود که من ته تهش راضی بودم از کارمون)

فصل سوم: موضوع و ارائه پایان‌نامه

گرایش من الکترونیک بود و گرایش همگروهیم کنترل! همگروهیم برنامه ای برای ارشد خوندن نداشت ولی چون احتمال داشت من برم سراغ بیوالکتریک یا همون مهندسی پزشکی و احتمالاً این رزومه رو برای ارشدم لازم داشتم, موضوع پایان‌نامه مونو پزشکی طور! انتخاب کردیم.

و از اونجایی که اینجا رسم نیست طی طول و عرض ترم روی پروژه و پایان‌نامه ات کار کنی و باس نگهداری برای ده دوازده روز آخر ترم, برای همین ما هم طی این یک سال تنها کار مفیدی که می‌کردیم یه سری تحقیقات و خوندن مقاله بود!

نحوه ارائه همگروهیمم این جوری بود که قبلش ششصد بار برای ملت ارائه میداد و تمرین می‌کرد, اون وقت من فی‌البداهه می‌رفتم یه مشت دری وری تحویل ملت می‌دادم و چون وقت اضافی می‌آوردم یه مشت خزعبل دیگه هم تحویل ملت می‌دادم که وقت کشی کنم و نمره ارائه اولیه مونم نمره اول کلاس شد که 19 گرفتیم و قبلاً در موردش تو یکی از پست های بلاگفا نوشته بودم که فکر کرده بودم نمره مون خیییییییییییلی کمه و شخصاً به استاد میل زدم و به این 19 اعتراض دادم و بعداً فهمیدم ای بابا نمره اول کلاسیم و سکوت اختیار کردم و جامه دران روی به بیابان نهادم!

فصل چهارم: نحوه نگارش پایان‌نامه

همون طور که اینجا رسم نیست طی طول و عرض ترم روی پروژه و پایان‌نامه ات کار کنی, این رسم هم وجود نداره که نحوه نگارش صحیح پایان‌نامه رو بلد باشیم! اگه جزو معدود خفنان گزارش نویسی نباشیم, یا باید یه گزارش دست و پا شکسته تحویل اساتید بدیم, یا بدیم بیرون!!! برامون بنویسن! (حقیقت تلخه ولی خب فکر نکنین اوضاع بقیه جاها بهتر از ماست!)

خلاصه با بدبختی و خودزنی و تلاش‌های شبانه روزی و بررسی پایان‌نامه دوستام, تایپ و تحریر پایان‌نامه به پایان رسید و یه نسخه فرستادم برای آقای میم. نظر بده! (آقای میم همون مرتضاست, 90 ایه, چون تو کار پایان‌نامه است, فکر کردم بهتره کارو بسپرم به کاردان!), اولین چیزی که گفت این بود که افتضاحه!!!!!!!!!!!!!!!!! یه دستی به سر و روش کشید و یه دو سه ساعتی روش کار کرد و فونت و فاصله خطوط و حاشیه و اینارو درست کرد و کاری به محتواش نداشت اصن!

یه نسخه هم برای الی فرستادم (الی همون الهامه :دی) که یه نگاهی به محتوا و غلوط املاییش بندازه و یه احسنتی بگه و دیگه تموم!

ولی زهی خیال باطل!!!

خلاصه‌ی جواب الی بانو بدین شرح بود:

بعد از دکتر خ.، کامای فارسی بذار

"به‌جا" (نیم‌فاصله بذار)

اوّل‌ش که "هم‌چنین" نوشتی، "م" رو جا انداختی از این کلمه.

"از خانم‌ها" احتمالاً درست‌تره (ها ی جمع)

"آزمایشگاه پردازش سیگنال‌های حیاتی گروه فیزیک پزشکی و مهندسی پزشکی"

"سپاسگزاریم" یا "سپاس‌گزاریم" یعنی فاصله بین "گزار" و "سپاس" نده.

به نظر میاد این صفحه رو بی‌حوصله نوشتی :دی اون‌جا که داری از استادات سپاسگزاری می‌کنی، قشنگ فعل تشکّر یا سپاسگزاری و اینا رو ذکر کنی بهتره. خب معلومه که راهنمایی بهتون دادن. ته راهنمایی دادن که نوشتی، یه تشکّر هم بنویس ازشون.

زیباتر است که در ابتدای تشکّر، از خدا و خانواده تشکّر کنی و بعد از اساتید و غیره. هرجور راحتی ولی :)

 این صفحه، قبل از چکیده میاد. یعنی بعد از چکیده دیگه وارد فهرست و باقی قضایا می‌شی. قبل از چکیده تمام این بسم الله و عنوان و تقدیم و تشکّرها صورت می‌گیرن.

اگه قراره صحّافی کنی، باید اوّل‌ش صفحه‌ی عنوان‌ت باشه، بعد بسم‌الله و دوباره صفحه‌ی عنوان. دکتر صاد می‌گفت اگه قرار نیست صحافی شه، اوّل صفحه‌ی عنوان هست و بعد بسم الله.

تو صفحه‌ی عنوان، دانشگاه و دانشکده لازم نیست از هم فاصله داشته باشن (به ما این‌طوری می‌گفتن) و تقریباً هردوشونم به لحاظ سایز و شکل فونت یعنی بولد بودن و اینا، مثل هم هستن. بعد فاصله می‌خواد که بنویسی پایان‌نامه کارشناسی و... بقیّه‌ش به نظرم درست بود. من دقیق ممکنه یادم نباشه، با پایان‌نامه‌م که قبلاً برات ایمیل کردم، تطبیق بده. چون اون پایان‌نامه از دوفیلتر سخت رد شده :دی (دکتر صاد و دکتر ش.) و قابل اطمینان هست.

بین عنوان و گرایش الکترونیک هم فاصله لازمه.

تو چکیده، "جاده‌ای" نیم‌فاصله می‌خواد، بذارش.

"خواب‌آلودگی" تو خطّ سوم نیم‌فاصله می‌خواد

زیر مورد سوم، کاماهات رو انگلیسی گذاشتی. باید "،" بذاری یعنی شیفت و حرف تی انگلیسی رو با هم بگیری.

زیر مورد سوم، پاراگراف دوم، یعنی دومین پاراگراف زیر مورد سوم، خطّ دوم‌ش "هوشیاری" درسته. یه فاصله اضافی بین "هو" و "شیاری" خورده.

اون‌جا که راجع به پلی گراف گفتی، "بر روی" درست‌تره به نظرم. فاصله ندادی.

خطّ پایینی‌ش، بعد از "منتقل شده" کاما یا "و" نیازه.

پاراگراف پایین‌ترش، "مناسب‌ترین" و "خواب‌آلودگی" (نیم‌فاصله بذار)

بعد از "استفاده کرد" بدون فاصله کاما بذار. "استفاده کرد،" درست‌ه.

همون سطر، "تغییرات سیگنال دلتا،" یعنی بین دلتا و کاما فاصله نذار.

خطّ آخر، یعنی قبل از کلمات کلیدی، "امکان‌پذیر" (نیم‌فاصله بذار)

کلمات کلیدی‌ت باید توی چکیده‌ت ذکر شده باشنا. یعنی کلمات کلیدی ذکر شده در چکیده هست، منظور کلمات کلیدی ذکر شده در پایان‌نامه نیست. ضمن این که بین کلمات کلیدی‌ت هم باید کامای درست فارسی که بالاتر توضیح دادم بذاری و بعد از آخرین کلمه‌ی کلیدی‌ت، نقطه بذاری.

خب این از چکیده. توی فهرست، فونتا ریزه. یه کم بزرگش کن. به اندازه‌ی فونت متن اصلی.

تو فصل دو، مقدّمه واسه اینه که به طور اجمالی راجع به مطالبی که قراره تو فصل بگی صحبت کنی ها. امواج رو باید در یک زیرفصل دیگه توضیح بدی به نظرم. مثلاً بگی انواع امواج مغزی یا چنین چیزی.

ببین به نظرم تو فصل دو داری راجع به بیس علمی قضیه صحبت می‌کنی که حلّه.

ولی یه فصلی هم باید داشته باشی که مروری بر ادبیات یا مروری بر منابع،روش‌ها و رویکردها باشه. که توی اون فصل مرور بر فلان که الان گفتم، راجع به این که تا به حال چه کارایی تو دنیا در چه زمانی و توسّط کیا انجام شده و چه فرضیه‌ها و ادّعاهایی بوده و بررسی و تأیید یا رد شده. یعنی اسم یه فصل‌ت باید همین "مروری بر ادبیات یا مروری بر منابع، روش‌ها و رویکردها" باشه به نظرم. الان من هنوز متنو نخوندم به نظرم تو فصل سه داری چنین چیزایی رو می‌گی. یا سه و ترکیبی از چهار.

یه فصل هم باید داشته باشی که بگی خودت چه کردی. مثلاً تو هر مرحله که تو مرور بر ادبیات توضیح دادی، تو کدومو انتخاب کردی و چه کردی. یا چه کردی که قدیمیا نکردن یا چه بهبودی دادی یا چیو استفاده نکردی و دلایل‌ت رو بگی. و تحلیلی بر نتایج‌ت داشته باشی تو این فصل. که اسم فصل‌ت می‌شه "روش انجام تحقیق" یا چنین چیزی. یادم نیست، پایان‌نامه‌ی من، فصل چهار یا خلاصه هرفصلی که قبل از فصل آخر یعنی نتیجه‌گیری و پیشنهاداس، همین فصل‌ه.

ضمن این که همه‌ی فصول (به جز فصل مقدّمه) باید "نتیجه‌گیری" یا "جمع‌بندی" داشته باشن که به طور اجمالی بگی تو اون فصل راجع به چیا گفته شد و برآیندش چی بود.

نمی‌دونم پیوست رو باید قبل از منابع و مراجع گذاشت یا بعدش. بعداً چک می‌کنم بهت می‌گم إن شاء الله.

فهرست شکل‌ها جدا از فهرست جداول باید باشه. بعد از فهرست مطالب، برو یه صفحه‌ی جدید و بنویس فهرست شکل‌ها یا اشکال و بعد از اون، برو یه صفحه‌ی جدید بنویس فهرست جداول یا جدول‌ها.

فک کنم فهرست ضمایم هم باید باشه که این پیوستای پایان‌نامه‌ت رو توش ببری. اینو باید چک کنم و بگم. چون یادم نیست دقیقش رو. من پیوست نداشتم که بدونم :)

بخش انگلیسی رو باید تو همون صفحه به صورت زیرنویس بنویسی. توی متن نباشه یعنی. بذار زیرنویس

یه سری کاما هم برعکس گذاشتی تو پاراگرفا اوّل، فارسی‌شون کن.

آخرای این پاراگراف، ثبت سیگنال‌های مغزی از سطح پوست سر الکتروانسفالگرافی هست که باید تو زیرنویس انگلیسی و مخفّف‌ش رو بنویسی.

"ل" دوم الکتروانسفالوگرافی رو ننوشتی. یعنی در کل به ثبت پیامای مغزی نمی‌گن الکترواسنفالوگرافی. تعریف‌ش اونی هست که نوشتم.

راستی می‌گن بهتره منابع رو طبق شماره‌ی ارجاع ذکر کرد. مثلاً این 11 که اراجاع دادی، تو متن‌ت اوّلین جایی هست که به یه مقاله‌ای ارجاع دادی، پس اون 11 رو بهتره بنویسی 1 و توی منابع و مراجع هم اوّل همونو بنویسی.

البتّه این کار وقت‌گیره. واسه لیسانس دکتر ش. اینو بهم گفتن چون منم مثل تو نوشته بودم. بعداً گفتن حالا ضروری نیست که اصلاح‌ش کنم ولی واسه ارشد و اینا مهم هست این مسئله.

 "می‌شود" رو نیم‌فاصله بذار بین می و شود.

پاراگراف بعدی، قرار "می‌دهند" نیم‌فاصله بین می و دهند بذار

خطّ بعدی، "لایه‌های" (نمی‌فاصله بذار)

خطّ بعدی، کاما رو بچسبون به "می‌دهد"

واسه کرتکس هم زیرنویس بذار

خطّ بعدی، نقطه رو به "است" بچسبون

فامیلی خ.، "ح. خ." هستش.

توی تقدیر و تشکّر، سطر هفتم، بعد از "مغز" فکر کنم یه "در" باید باشه.

توی چکیده، بعد از مورد سوم، بعد از کامای قلب، انگار دوتا اسپیس خورده، به جای یه اسپیس.

صفحه‌ی فهرست جداول، و صفحه‌ی شماره‌ی 2، زیادی پایین رفته متن‌ت.

سطر اوّل توی ساختار پایان‌نامه، "نحوه‌ی"

صفحه‌ی 6 ت هم خیلی پایین رفته یعنی متنش خیلی پایین رفته (فاصله‌ش از بالای صفحه زیاده)

تو توضیح امواج بتا، سطر یکی مونده به آخر، "دارند. آن‌ها" هم نقطه و هم نیم‌فاصله

شکل 2-3 "مراحل خواب [12]." جای ارجاع و نقطه عوض باید بشه.

شکل 2-4 "خواب [13]." اسپیس و نقطه رو بذار

متن صفحه‌ی 13 ت هم خیلی زا بالای صفحه فاصله داره.

اسم جدول در بالای جدول میاد. اسم جدول 3-1 رو ببر بالاش بذار

توی اسم جدول 3-1، بعد از [11] نقطه بذار

صفحه‌ی 17 این پی‌دی‌إف، سطر آخر، "است [11]." یعنی این‌طوری درست‌ش هست که بذاری.

متن صفحه‌ی 19 ت خیلی از بالای صفحه فاصله داره.

صفحه‌ی 20، "سیگنال‌های چشمی EOG" یعنی اون اسپیس رو رعایت کن قبل از پرانتز همین مورد راجع به دو پرانتز دیگر تو همین صفحه هم اعمال می‌شه

پاراگراف دوم همین صفحه، مطالب انگلیسی‌ت فونت‌شون با مطالب انگلیسی سایر جاهای پایان‌نامه فرق داره. یکسان‌شون کن.

سطر سوم همین پاراگراف، بعد از EEG یه اسپیس بده

تو "فرایند فیلتر کردن" سطر سوم، "تعدادی" هست که یکی از "د" هاش تایپ نشده.

شکل 4-1 "انواع فیلتر [14]." یعنی فاصله و نقطه رعایت شن

پاراگراف اوّل صفحه‌ی 21، مطالب انگلیسی‌ت فونت‌شون با مطالب انگلیسی سایر جاهای پایان‌نامه فرق داره. یکسان‌شون کن.

توی "روش‌های حذف آرتیفکت" سطر دوم، "می‌توان" (نیم‌فاصله)، "از آن جمله" که "آن" رو ننوشتی.

سطر سوم، " از دید مقایسه، روش" (فاصله‌ی کاما و کلمه‌ی بعدی رعایت شه)

سطر یکی مونده به آخر پاراگراف اوّل صفحه‌ی 22، بین سیگنال و EEG یه اسپیس بده.

تو صفحه‌ی 23، اون‌جا که راجع به detrend صحبت کردی، شکل 5-2 نیستا، شکل 4-3 هست. درست کن تو متنت شماره‌ی شکل رو.

توی همون سطر، "است." فاصله نده بین نقطه و است.

تو همین صفحه، زیرنویس شکل آخر، فونت detrend رو مثل بقیّه‌ی انگلیسی‌ها کن

اعداد اوّل صفحه‌ی 24 رو فارسی کن

تو متنت تو این صفحه گفتی شکل 5-3 و 5-4، امّا منظورت شکلایی با شماره‌های دیگه‌ای بوده. این شماره‌ها رو تو متن‌ت اصلاح کن.

ته همین سطر، "می‌شود." فاصله بین می‌شود و نقطه نذار

تو اوّلین پاراگراف صفحه‌ی 25، شماره‌ی شکلا رو اشتباه نوشتی توی ارجاع دادن بهشون.

صفحه‌ی 32 متن از بالای صفحه خیلی فاصله داره.

سطر یکی مونده به آخر تو همین صفحه، "زیر،" یعنی بین زیر  کاما فاصله نذار

صفحه‌ی 33، "تغییر،" این مثل مورد بالایی هستش

"مناسب‌ترین" (نیم‌فاصله)

"می‌گردد." فاصله بین می‌گردد و نقطه نذار

تو بخش پیشنهادها، "استفاده کرد،" بین کرد و کاما فاصله نذار

سطر بعدی، بین دلتا و کاما فاصله نذار

همین سطر دوم، "است." بین نقطه و است فاصله نذار

پاراگراف بعدی، "دقیق‌تر" (نیم‌فاصله)

همین سطر، "می‌توان"

توی منابع و مراجع، بعد از هرمنبع  و مرجع، نقطه بذار آخرش. مثل چیزی که راجع به مورد شماره 5 انجام شده. که آخر آخرش یه نقطه هست.

فونت انگلیسی مورد 8 و 13 رو مثل بقیّه‌ی فونت‌های انگلیسی‌ت بکن

صفحه‌ی 52 ت سفیده. حذف کن که اضافه پرینت و صحافی نشه.

"جاده‌ای" (نیم‌فاصله بذار)

خطّ چهارم، "روش‌های" (نیم‌فاصله بذار. تو چکیده هم چک کن ببین اون‌جا واسه این نیم‌فاصه گذاشته بودی یا نه)

"بیش‌فعالی" (نیم‌فاصله بذار)

کاماهای فارسی بذار

هدف از این "مجموعه"... بهتره "پروژه" باشه... و بعدش کاما باشه.

بعد از عنوان هم مطمئن نیستم، ولی فکر کنم باید فاصله بدی بعد نگارش و استادا رو بنویسی. نگارش و استادا فکر کنم فاصله ندارن. ر.ک. به پایان‌نامه‌ی خودم. دکتر صاد به ما گفته بودن بنویسیم استاد درس. من هم واسه پروژه1 و هم 2، نوشتم استاد درس. و خب واقعاً استاد درس هستن. استاد مشاور نیستن. استاد مشاور یعنی کسی که واقعاً مشاوره و مشورت فنّی و تخصّصی (علمی) راجع به پروژه‌ی طرف بهش داده باشه. علم مربوط با موضوع پروژه یعنی. فلذا با خیال راحت بنویس استاد درس که شما هم نگارش و استادا رو درست و بدون فاصله از هم گذاشتی (فک کنم درست‌ه)

هم‌چنان ر.ک. به پایان‌نامه‌ی خودم. چون یادم نیست درست‌ش کدومه ولی فکر کنم اون‌جا درست‌ش رو رعایت کردم

من واقعاً شرمنده‌ام ها، می‌دونم خسته‌ای ولی :دی توی تشکّر، خط دوم، بعد از "همکاری داشته‌اند" کاما نیازه.

بعد از تشکّر از استادا، "هم‌چنین" هست که "م" تایپ نشده

راستی توی نتیجه‌گیری یا پیشنهادات، یعنی تو فصل آخر، یه جا دیشب دیدم نوشته بودی "در این مقاله" این درست نیست. در این "پروژه" درست‌ه. چون مقاله نیست، پروژه هست. ببخشید دیشب اینو یادم نبود که بگم. الان یادم افتاد.

توی پاراگراف "هدف" در چکیده، "ماشین" پلی گراف، بین "ما" و "شین" یه فاصله افتاده اشتباهاً.

فکر کنم بین ":" در جلوی کلمات کلیدی تو چکیده، و اوّلین کلمه‌ی کلیدی یعنی "سیگنال‌های حیاتی" یه جای یه دونه اسپیس، دوتا اسپیس خورده. البتّه شایدم مال کشیدگی متن باشه، نمیدونم  تو کلمات کلیدی، "خواب‌آلودگی" نیم‌فاصله می‌خواد. ممکنه مال کشیدگی باشه و ندونم، اگه اشکال بی‌خود می‌گیرم، ببخشید جلوی "شکل 4-3" توی فهرست شکل‌ها، نزدیک شماره‌ی صفحه‌ش، یه چیز اضافی نوشته شده ("حرحژس‌حح")

توی "پیش‌درآمد" فصل اوّل، بعد از الکتروانسفالوگرافی، انگار بیش از یه اسپیس خورده و بعدش "نام دارد" تایپ شده. شایدم مال کشیدگی باشه.

فهرست شکلا و جداول واسه پایان‌نامه کارشناسی ضروری نیست. ولی گذاشته بودی، خواستم درستشو بگم. فهرست و چکیده و اینا ابجدن. از "فصل اوّل 1 مقدّمه" شماره‌ی صفحات شروع می‌شن

من ابجد نذاشته بودم چون بلد نبودم چند صفحه ابجد بذارم و بقیّه‌ش رو عدد. البتّه می‌شه هم هیچی نذاشت. به من ایرادی گرفته نشد.

راستیییییی توی پیش‌درآمد تو فصل اوّل خطّ آخرش"دارند [1]." درست هست. یعنی بعد از آخرین کلمه‌ی جمله (دارند) یه فاصله بده و ارجاع بده و بعد بدون فاصله نقطه بذار.

سطر اوّل هدف تو فصل اوّل، "جاده‌ای" (نیم‌فاصله یا کشیدگی :دی)

"خواب‌آلودگی" در سطر سوم هم همین‌طور

تو "ساختار پایان‌نامه"

سطر اوّل "پایان‌نامه"، "نحوه‌ی ثبت"

توی مقدّمه‌ی فصل دوم، انگار فونت "امواج بتا و تتا و دلتا" از فونت "امواج آلفا" کوچک‌تره.

"پرفرکانس" یا "کم‌ولتاژ" شاید خیلی کلمات علمی‌ای نباشن، نمیدونم. مثلاً به جاش می‌شد گفت "با فرکانس بیش‌تر و دامنه‌ی ولتاژ کم‌تر" حالا هرطور صلاح می‌دونی.

سطر دوم امواج دلتا، "آن‌ها" (نیم‌فاصله یا کشیدگی)

سطر سوم، "آن‌ها" یه جوریه چون جمله‌ی قبل هم با همین شروع شده. می‌شه مثلاً گفت "این امواج"

"مراحل خواب" سطر سوم، "خواب‌رونده" (نیم‌فاصله یا کشیدگی)

همون سطر بعد از "خواب‌رونده" و بعد از "مغزی" کاما لازمه. خوندن جمله هه بدون کاما سخت‌ه

سطر بعدی "الکتروفیزیولوژیایی" انگار ناملموس‌ه. شاید "الکتروفیزیولوژیکی" ملموس‌تر باشه

همون سطر "الکتروانسفالوگراف" (فاصله‌ی اضافه بین الکترو و انسفالوگراف، یا کشیدگی)

پاراگراف بعدی سطر سوم، آخرش "پیش از "به" خواب رفتن" چون "خواب رفتن" تعبیر رسمی نیست، اون "به خواب رفتن" باید باشه احتمال زیاد.

راستی واسه شکلا یا جداول یا نمودارا هم باید مرجع ذکر کنی ها، که از کجا برشون داشتی اگه واسه خودت نیست.

حالا اگه مرجع تمام شکلا رو نداری، بی‌خیال دیگه. ولی واسه ارشد و اینا حواس‌ت باشه مرجع بدی واسه شکلا هم  

مثلاً "شکل 2-3 مراحل خواب [23]. یعنی بعد از شماره، یه فاصله می‌دی و اسم شکل یا جدولو می‌نویسی و فاصله می‌دی و مرجع و نقطه. یا سریع بعد از اسمش نقطه میذاری (اگه قرار نیست مرجع ذکر کنی) مخلص کلام این که آخر اسم شکل یا جدول، نطقه لازم‌ه

"مرحله‌ی اوّل خواب" سط دوم، "خواب‌آور" (نیم‌فاصله یا کشیدگی)

"مرحله‌ی سوم خواب" سطر اوّل، "به" اون‌جا زائد هستش.

مرحله‌ی پنجم خواب سطر سوم "رؤیت" درسته. شیفت و حرف وی انگلیسی، "ؤ" رو می‌ده

مقدّمه فصل سوم سطر اوّل بعد از "مشاهده شد" کاما لازم‌ه

سطر چهارم بعد از "بود" کاما لازم‌ه

سطر هفتم "منتشر می‌کنند" (نیم‌فاصله یا کشدگی)

"برانگیخته" به نظرم فاصله بین "بر" و "تنگیخته" لازم نیست.

پاراگراف سوم در همین زیرفصل سطر چهارم "می‌توان"

پاراگراف بعدی، سطر اوّل، "نمونه‌برداری" (نمی‌فاصله یا کشیدگی)

مثلاً "واضح‌تری" تو سطر سوم مقدّمه فصل چهارم :دی

پاراگراف دوم همین زیرفصل، "سیگنال‌های" "اغتشاش‌پذیرترین"

سطر آخر پاراگراف بعدی "یک دستگاه الکتریکی که در محلّ ثبت سیگنال" چی؟ ادامه‌ش کو؟ "قرار دارد" باید باشه احتمالاً.

پاراگراف بعدی‌ش، سطر اوّل، "چشم‌گیر"

سطر دوم پاراگراف پنجم از همین زیرفصل بین سیگنالی و "DC" یه فاصله بده

سطر چهارم همین پارارگراف، بعد از "هستند" کاما لازم‌ه

توی "فرایند فیلتر کردن" سطر سوم پاراگراف دوم "پیاده‌سازی سخت‌افزاری"

توی "روش‌های حذف آرتیفکت" سطر دوم، "تطبیقی" درسته. نوشتی "تطیبقی"

سطر بعدی‌ش بعد از کاما، یه اسپیس بده

همین یطر، "روش فیلتر وفقی" زائده چون تو آخر جمله هم اومده. یه در جمله هه رو بخون

پاراگراف بعدی "پایین‌گذر" "پایین‌تر" بعد از "مشاهده گردید" کاما بذار

پاراگراف بعدی سطر سوم "نسبت "به" سیگنال‌های مغزی" که "به" ش رو جاانداختی

سطر آخر همین پاراگراف "سیگنال‌ها"

توی "جمع‌بندی" تو فصل آخر، بعد از "نداشتیم" کاما میخواد

کلّاً سطر اوّل باگ داره. احتمالاً منظورت این بود که "سیگنال مغزی فردی را که جمع سخت حل می‌کند، به عنوان تحلیل‌های ذهنی فردی که رانندگی می‌کند، فرض کردیم.

سطر دوم "رانندگی" هست. نوشتی "رانندگش"

بین فرض کردیم و نقطه انگار یه اسپیس هست که باید حذف شه. بعد از نقطه یه اسپیس بده

سطر سوم "فکر نکند،" (حذف فاصله‌ی بین کاما و نکند)

همون سطر "خواب‌آلودگی

سطر بعدی "گرفتیم. ثبت" نقطه و فاصله داشتن و نداشتن بین بالینی و کاما فاصله نده

سطر بعد "است. و ما"

سطر آخر "کردیم."

سطر بعدی (پاراگراف دوم، سطر اوّل) بین "طرّاحی" و "شد" انگار یه اسپیس اضافی هست.

همون سطر "زیر، برای"

سطر بعدی "می‌گردد."

پاراگراف بعدی سطر دوم "تغییر، به عنوان"

همون سطر "مناسب‌ترین" "خواب‌آلودگی" سطر بعدی "می‌گردد."

پیشنهادها سطر اوّل "کرد، به طوری"

سطر بعدی "دلتا، کنترل" "امکان‌پذیر" "است."

سطر بعدی "دقیق‌تر"

حذف اسپیس اضافی بین بررسی و "سیگنال‌های"

منابع و مراجع مورد6 "خواب‌آلودگی"

مورد 7 "روش‌ها: فرمت نوشتن منابع‌ت باید مثل هم باشه

"ویژگی‌های" "شبکه‌های عصبی"، 2007

مورد 7 اوّل موضوعو گفتی بعد نویسنده, خب تو موارد دیگه انگار اوّل اسم نویسنده رو گفتی و بعد موضوعو. این ناهماهنگی داره. یه دست باید باشن


پیوست یا همون پ.ن:

خدایی همچین رفیقی لایک نداره؟ تازه یه سری نکته ها رو اسمس کرده بود که اینجا نذاشتم!!!

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها

نتیجه پروژه و محاسبات و تحلیل ها این بود که امواج دلتارو برای کنترل هوشیاری راننده تحلیل کنیم, ولی یه چیزی ته دلم میگه نمیشه!!! البته اینو توی پایان‌نامه ننوشتم که نمیشه, ولی امواج دلتا برای مرحله خواب عمیقه, اگه قرار باشه صبر کنیم یارو به خواب عمیق بره که کنترل خواب‌آلودگیش به درد نمیخوره!!! تا به خواب عمیق بره تصادف کرده و فاتحه دیگه!!!! ولی خب هر چی با اعداد و ارقام کشتی گرفتم, دیدم تنها سیگنالیه که تغییراتش قبل و بعد از خواب محسوسه, بقیه زیاد تغییر نمی‌کردن و نمیشد در مورد خواب یا بیداری راننده قضاوت کرد!

۲۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۴ ، ۱۴:۴۲
شباهنگ

دقیقاً نمی‌تونم براتون توضیح بدم این تابع چیه و چی کار می‌کنه ولی فکر کنم, سیستم های عصبی‌م دارن نسبت به تغییر رشته ام واکنش نشون میدن :))))) پریشبم همه‌اش سیگنال EEG می‌دیدم تو خواب!

با اینکه حسابی داره بهم خوش میگذره ولی خیلی دوست دارم تابستون تموم بشه برگردم دانشگاه

5 سال پیش یه همچین حس مشابهی رو نسبت به مدرسه داشتم



۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۴ ، ۱۳:۳۳
شباهنگ

خدایا یک ماه روزه می‌گیریم تا حال فقرا رو درک کنیم

یک ماهم کلی پول بده تا حال اغنیا رو درک کنیم خب :(

روایت داریم تو جهنم 20 دقیقه مونده به افطار ساعتا وایمیسته!


در راستای وبلاگ یه شوهرم نداریم، برای چند نفر سوال ایجاد شده که چرا هدر اون وبلاگ حتماً باید انار داشته باشه,

اینو بعداً توضیح میدم, ولی یه نکته ظریف وجود داره که لازمه همین اول بگم اونم اینه که:

پیشاپیش منتظر یه سری کامنتای رو اعصاب باید باشیم ولی خوبی بلاگ اسکای اینه که فیلترینگش قویه و

هم آی پی رو میشه فیلتر کرد هم برخی واژه هارو!

نکته دوم هم منم!

آقا من تو عمرم هیچ وسیله مشترکی با هیشکی نداشتم! تو پروفایلمم نوشتم این قضیه رو!

حتی یادمه بچگیام تو حیاطمون 2 تا تاب داشتیم, یکی برای من یکی داداشم!

هیچ وقت حس مالکیت اجازه نمیداد یه چیزو با یکی شریک شم!

ولی به عنوان اولین تجربه تمام تلاشم رو می‌کنم خاطره خوبی از اون وبلاگ مشترک داشته باشم! 

فعلاً من و اذی و راضیه و Bluish تیم رو تشکیل دادیم و منتظریم دلنیا یوزر پسش اوکی بشه

برای بیست و چند ساله هم دعوت نامه فرستادم, منتظرم تایید کنه,

اگه کس دیگه ای هم اعلام آمادگی کرده بود و من فراموش کردم دعوت نامه بفرستم بگه,

ولی خدایی آقایون اعلام آمادگی نکنن لدفن! :دی

یه مورد دختر 12 ساله هم داریم که باید بره کمیسیون و صلاحیت حضورش تایید بشه :))))


حالا اینا چه ربطی به عنوان داره؟

شنبه صبح یه جایی با یکی یه قراری داشتم و ماه رمضونم بود و هست و

مجبور بودم تنهایی از این سر شهر تا اون سر شهر برم و برگردم,

فکر کنین یه کاری بود که از قبل وقت گرفته بودم مثلا!

از یه طرف درگیر تایپ پایان نامه بودم از یه طرف گزارش کارم تکمیل نشده بود و

تا شبم باید ایمیل می‌کردم که بچه ها ببرن صحافی و اوضاع حسابی قمر در عقرب بود

شب قبلشم افطاری مهمون بودیم و کل شبو بیدار و این قرار شنبه صبم قوز بالا قوز

صبح نشستم پای پایان نامه که زنگ زدن گفتن پدر خانم الف فوت کرده و مرخصی گرفته و شمام امروز نیاید

خانوم الف همونی بود که باهاش قرار داشتم

نمی‌دونستم باید خوشحال باشم یا ناراحت... تسلیت گفتم و دوباره نشستم پای پایان نامه

داشتم فکر می‌کردم خبرها ذاتاً خوب یا بد نیستن

این نفع ماست که تعیین میکنه چی خوبه چی بد

آتیش یه جایی به نفع ماست خوبه یه جایی به ضررمون, بده

حتی یه چیزایی رو فکر می‌کنیم خوبن ولی نیستن و یه چیزایی رو فکر می‌کنیم بدن, ولی خوبن

به هر حال ما همه مون یه روز می‌میریم

مرگ حقه

تا حالا هیشکی عمر جاویدان نداشته

ولی چه خوب بود اگه مرگمون یه روز و یه ساعتی بود که یه گرهی هر چند کوچیک از کار ملت باز می‌کرد

 مثل مرگ همین آقاهه و گره کوچیک که چه عرض کنم, کلاف سر در گم من!!!


حالا اینا کماکان چه ربطی به عنوان پست داره؟

اون روز نه تنها نخوابیدم, بلکه درست و حسابی سحری هم نخوردم

وقتی خوابم میاد کم حوصله ام, بی اشتهام, اصن اعصاب ندارم

شروع کردم با بی حوصلگی غذا خوردن

مامان گفت یه کم سریع تر بخور, تا اذان تموم نمیشه هاااااااااااااا

گفتم میشه

گفت نمیشه

گفتم میشه

گفت نمیشه ولی بیا شرط ببندیم

گفتم باشه! اگه تا اذان تموم کردم من شرطو می برم و جایزه بردم این باشه که فردا اجازه بده سحری نخورم

ینی ببین چه قدر با مبحث سحری مشکل دارمااااااااااااااااا!

به هر حال یه موجود مستقل از زمانی مثل من, خیلی سختشه تو یه تایم خاصی مجبور باشه غذا بخوره یا نخوره!

یکیو می‌شناختم, راس ساعت فلان ناهار می‌خورد راس ساعت بهمان شام و 

خلاصه هیچی به اندازه خوردن سحری اذیتم نکرد ولی ولی ولی!

سلام بر تو، که وداع با تو از روى خستگى، و ترک روزه ‏ات از سر ملالت نیست.

سلام بر تو، که پیش از آمدن در آرزوى تو بودیم، و پیش از رفتن از اندیشه فراقت محزونیم. 

(صحیفه سجادیه/45)



روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است

آری افطار رطب در رمضان مستحب است


دوستون دارم به اندازه همه اذون های مغرب ماه رمضون! :دی

در این شبهای عزیز و با برکت سر سفره افطار دستاتو بالا ببر و

برای رضای خدا همون جا نگهدار تا بقیه هم یه لقمه بخورن!


عیدتون مبارک

۱۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۴ ، ۱۴:۳۰
شباهنگ
الان نت ندارم
عکسم نمی تونم بگیرم
ولی شبکه سهند الان پخش زنده اینجارو نشون میده
ملت دارن قرآن می خونن
تف به ریا، فکر نکنین ردیف اول نشسته باشما
تنهایی این ور پرده نشستم دارم پست میذارم
داشتم برمیگشتم خونه، وسط راه، اومدم این جا خستگی در کنم، نمازی بگزارم
که یه موقع اون دنیا یقه مو نگیرن که چرا تا حالا مصلی نرفتی
بالاخره هر شیخی گذشته ای داشته و آینده ای دارد
خدارو چه دیدی یه موقع هم ممکنه پاشم بیام نماز جمعه
به هر حال پله پله
یهویی که نمیشه به درجات بالای کمال و عرفان رسید
۱۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۴ ، ۱۵:۰۲
شباهنگ

122- بین خودمون بمونه

پنجشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۳۹ ب.ظ
صبح منتظر یکی از کارمندا، اتاق رئیس نشسته بودم و
رئیس یه حرفایی راجع به کارمنده زد و گفت بین خودمون بمونه
ظهر همون کارمنده راجع به رئیس یه چیزایی گفت و گفت بین خومون بمونه
یکی از فامیلامونو اونجا دیدم
همین که منو دید اومد سمت من و گفت به کسی نگی منو اینجا دیدیا، بین خودمون بمونه!
بعدشم یه حرفایی راجع به کارمندا زد و گفت بین خودمون بمونه
الان منم و کلی حرف که بین خودمون میمونه :دی
۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۴ ، ۱۴:۳۹
شباهنگ

121- بوسـه ای داد سحــر؛ بوسـه ی دیگر افــطار

دوشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۳۵ ق.ظ

ای خدا این رمضـان مَست نمیـرم خوب است

وی همچنین می‌فرماید:

من که جای خوردن افطار می بوسم تو را

مانده ام فطریه ام گندم بُود یا نیشکر؟ :دی


پ.ن: حتی اگه شاعر تو شعرهای کتاب درسی مستقیم می‌گفت: عزیزم من دوستت دارم؛ عصر میای با هم بریم بیرون

باز معلم ادبیاتمون میگفت بچه ها اشتباه نکنید؛ منظور شاعر معشوق الهی و عروج به سمت خدا بوده

حالا منم خواستم یادآوری کنم که خوانندگان عزیز اشتباه نکنید اینجا وبلاگ یه شیخه! 

و تو این ابیات منظور شاعر معشوق الهی و عروج به سمت خدا بوده


بعداً نوشت1: به پیشنهاد مریمی, با همکاری اذی و راضیه و مریمی و ... وبلاگ یه شوهرم نداریم رو ساختیم 

هر کی شوهر نداره در صورت تمایل, اعلام همکاری کنه!

خواستم بیست و چند ساله رو هم اضافه کنم نشد, انگار بلاگ بیشتر از 3 تا نویسنده نداره

اجازه هم نمیده میزان محدودیت نویسنده هارو ویرایش کنم کلاً

برای همین از بلاگ منتقلش کردم بلاگ اسکای

چند روزه خونه نیستم و خیابونارو متر می‌کنم, یکی دو ساعتی میام یه سری کارای مهمم رو انجام میدم و

خلاصه کلی کار رو سرم ریخته!

تازه فهمیدم تبریز چه قدر بزرگه! هر روز از این سر شهر به اون سر شهر, تو این گرما!!! تنهایی...

تا آخر هفته هم که میرم خونه مامان بزرگم اینا

عمداً ترافیک نتشون رو شارژ نمیکنم که چند روز نت نداشته باشم و یه کم تنها باشم

خلاصه یه کم صبر کنین هم خودم هم این وبلاگ هم اون وبلاگ بیافتیم رو غلتک!!!

غلتک روم نیافته صلواااااااااااااات

۶۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۴ ، ۰۲:۳۵
شباهنگ

120- سلام

شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۴، ۱۲:۳۷ ب.ظ
مهاجرت کردم این جا!
از این به بعد این جا می نویسم
پ.ن: این پست رو با امکانات پیامکی بلاگ منتشر می کنم
ینی دارم اسمس می کنم :دی
۳۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۴ ، ۱۲:۳۷
شباهنگ

یه ماهه این ایمیل شریفم باز نمیشه, ارور Error in IMAP command received by server که نمی‌دونم چیه میده...بدبختی اینجاست که اطلاعیه های مهم و نمره هامم میفرستن به همین ایمیل و از اون بدتر, استاد راهنما و استاد پروژه ام هم ایمیلاشو به میل شریف میفرستن.


آدم باید یه همچین دوستی داشته باشه:



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۳:۳۶
شباهنگ