دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

آنچه گذشت

21- دقایقی پس از کنکور انفورماتیک پزشکی

پنجشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۷:۲۷ ب.ظ

نگار شماره کارتش بعد از من بود, با فاصله چهل سانت, جلوم نشسته بود

قبل از شروع آزمون, یه دختره ازم پرسید ضریب ریاضی چنده؟

گفتم نمی‌دونم!

گفتم اصن نمی‌دونم منابع این کنکوری که الان شرکت کردم چیه!

هیچی هم نخوندم! رشته ام هم برقه و کلاً هیچ ربطی به کامپیوتر و پزشکی ندارم

بیچاره قیافه اش دیدنی بود 


ساعت 3

45 تا سوال اولش که زبان C , پاسکال و یه مشت کد بود که هیچی!

از سوال 46 شروع کردم دیدم پزشکیه, اونا هم هیچی,

ولی برای حفظ آبرو پنج شش تاشو زدم

ریاضی‌شم در حد 100 زدم

حس می‌کنم ریاضیش انقدر آسون بود که داشتن به شعورم توهین می‌کردن

برگشتم سراغ سوالای برنامه نویسی و کد و اینا و چندتام از اونا زدم


بعدش دیدم نگار مدل نشستنش رو عوض کرد! چنان که گویی میخواد بهم تقلب بده

منم چشامو درویش کرد که در دیزی بازه, حیای گربه کجا رفته و 

بعدش دیدم نه آقا, قشنگ برگه رو گرفته بالا که ببینم

نفهمیدم فازش چیه

حس می‌کردم میخواد یه چیزیو ببینم!


ساعت 5

رفتم سراغ سوالای زبان که بد نبود و برگشتم یه دور همه چیو مرور کردم و 

نگار برگه شو داد به مراقب جلسه و رفت!

هنوز یه ربع بیست دیقه از وقت آزمون مونده بود

منم بلند شدم برگه مو بدم که دیدم اون دختره که ضریب ریاضیو پرسیده بود ازم تقلب میخواد

ندادم! 


علاوه بر پاسخنامه دفترچه سوالارم گرفتن 

آخه دیروز دفترچه سوالای مهندسی پزشکیو نگرفتن

نیست که فکر میکردم دفترچه دست خودم میمونه, مرتب و منظم و تر و تمیز نوشته بودم

خلاصه ناراحت شدم که دفترچه رو گرفتن!


اومدم بیرون دیدم نگار یه جوریه! چنان که گویی سوتی داده باشه

پرسیدم چی شده؟

گفت پایین دفترچه سوالا نوشتم "نسرین بیا 5 بریم" هی گرفتم سمتت که بخونی نخوندی

بعدشم نوشتم که نسرین من میرم و بازم گرفتم سمتت که بخونی و ندیدی

من: خب؟

نگار: هیچی دیگه, برگه سوالارو گرفتن, الان چک کنن, فکر می‌کنن تقلب می‌کردیم

من: بی خیال! فکرشم نکن بابا کی حوصله داره دفترچه هارو چک کنه 


بعدشم رفتیم انقلاب و شیرینی فرانسه و 

به مناسبت تولدمون نگار منو, من نگارو مهمون کردم و

مامان نگار زنگ زده بود, از این سوالا که چه طوری و چه خبر و کجایی

تعریف از خود نباشه ها, حمل بر خودستایی هم نشه,

از کرامات شیخ همین بس که مامان نگار به نگار میگه وقتی با نسرینی خیالم راحته!

اتفاقاً مامان منم همینو میگه!

ینی وقتی با نگارم خیالش راحته! 

اردیبهشت هم تموم شد



لینک این عکسارو یکی از خواننده ها کامنت گذاشته بود, ولی خودشو معرفی نکرد

منم بهش رمز ندادم! 



  • ۹۴/۰۲/۳۱
  • دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

مامان

مامان نگار

نگار