دُردانه

فصل چهارم
اصلاً حسین جنس غمش فرق می‌کند

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۵۹۷- خیار غبن افحش

چهارشنبه, ۶ مرداد ۱۴۰۰، ۱۱:۰۹ ق.ظ

بابا برای یکی از آشناها که ازش خواسته بود براش یه قرارداد بنویسه، یه مبایعه‌نامه نوشته آورده برام که بیا متنشو از اون کارا که هی فاصله‌هاشو کم و زیاد می‌کنی بکن. می‌گم منظورت ویرایشه دیگه؟ :دی. 

متنه، پاراگراف آخرش به این صورته که: «این مبایعه‌نامه با ارادۀ شخصی با علم و آگاهی از کم و کیف مورد معامله و اوضاع و احوال و زمان و مکان و نیز برابری ارزش مبیع با ثمن و با رضایت کامل طرفین مبادرت به انجام معامله نموده و با قبول اسقاط کافة خیارات خصوصاً خیار غبن اگر چه افحش باشد، هیچ یک از طرفین حق فسخ آن را ندارد و صیغۀ شرعی عقد بیع ایجاباً و قبولاً جاری شده و نسبت به آنان و ورثه و قائم مقام قانونی لازم‌الاجراء است.».

حالا می‌دونین اون قبول اسقاط کافة خیارات خصوصاً خیار غبن اگر چه افحش باشد یعنی چی؟ یعنی شما هر گونه اختیاری برای لغو قرارداد را از دست دادی. یعنی اگر احساس کردی که ضرر می‌کنی نمی‌توانی قرارداد را لغو کنی. تازه این ضرر چه معمولی و فاحش باشد چه بسیار زیاد و افحش باشد، باز هم نمی‌توانی لغو کنی. بعد من نمی‌دونم چرا همین جملات واضح و شفاف رو تو قراردادها نمی‌نویسن و انقدر متنو سنگین می‌کنن.

چند وقت پیشم من از بابا خواستم یه قرارداد ویراستاری برام بنویسه. دیدم انقدر کلماتش قلنبه سلنبه‌ست که نه من می‌فهمم نه اونی که کارشو سپرده بهم. گفتم ولش کن. خودم نشستم به زبان ساده و روان چند خط قرارداد نوشتم و هر موقع می‌بندمش! کیف می‌کنم از سادگیش. یه جوری هم نوشتمش که بچۀ هفت‌ساله هم می‌فهمه چیه. خیار و خربزه هم نداره.

بعد حالا تو زبان‌شناسی یه گرایشم داریم با عنوان زبان‌شناسی حقوقی که تو ایران زیاد شناخته‌شده نیست و تو بعضی از دانشگاه‌ها تو بعضی از مقاطع تو بعضی از سال‌ها در حد یکی دو واحد درسی اختیاری تدریس می‌شه. ولی تو خارج!، بسیار رایج هست و تو دادگاه‌ها و تحقیقات معمولاً از زبان‌شناس حقوقی هم کمک می‌گیرن که مجرم رو پیدا کنن، یا رد اتهام کنن. ما هم نصف یه جلسه رو بهش اختصاص دادیم و در حد یه مثال با این حوزه آشنا شدیم. تو این مثال که واقعی هم هست استادمون داشت از زاویۀ دید یه زبان‌شناس حقوقی اعترافات متهم رو بررسی می‌کرد.



حالا اینا به کنار. شما وقتی می‌ری مطب فامیل، مگه دندوناتو مجانی ترمیم می‌کنن که براشون قرارداد مجانی بنویسیم و راه و چاه حقوقی نشون بدیم و مشاورۀ مجانی بدیم و قراردادشونم مجانی ویرایش کنیم؟ البته هنوزم فکر می‌کنم تو نیکی می‌کن و در دجله انداز.

۰۰/۰۵/۰۶
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 19

بابا

واژه‌ها

پسرخاله‌ی شماره‌ی 1 بابا

نظرات  (۸)

یه لحظه حس کردم دورهٔ قاجاریم الان :دی 

 

عاقا متن اعترافات اون متهم رو بررسی کردین چی شد در ادامه؟ به چه نتیجه‌ای می‌رسید از این بررسی؟

 

 

 

 

 

 

پاسخ:
یکی از بچه‌ها سال‌ها پیش یه مقالۀ خیلی خوب نوشته بود راجع به این متهم و کلی روش کار کرده بود. ولی فکر کنم منتشر نکرد و ندارم مقاله‌شو. دانشجوی یکی از استادام بود و اون استاد هم یه جلسه این متهم رو توضیح داد برامون. فرصت کنم درس اون روزو پست می‌کنم تو وبلاگم.

تو کل این متن داشتم می‌رفتم رو راست گفته فقط؟ 😶

پاسخ:
نمی‌دونم. خیلی مفصل و پیچیده‌ست این داستان. یکی از بچه‌ها سال‌ها پیش یه مقالۀ خیلی خوب نوشته بود راجع به این متهم و کلی روش کار کرده بود. ولی فکر کنم منتشر نکرد و از ایران رفت. یا ازدواج کرد و رها کرد مقاله رو. یادم نیست مال کدومشون بود این تحقیق.
۰۶ مرداد ۰۰ ، ۱۴:۲۴ حاج‌خانوم ⠀

سلام

عیدتون پیشاپیش مبارک

بی‌زحمت پاتون رو توی کفش حقوقی‌ها نفرمایید.😅  متن‌ها رو هم ساده‌نویسی نفرمایید.

قبول دارم زبان حقوق سنگینه و خیلی کلمه عربی داره، چون قانون مدنی رو اون اول که نوشتن، فقها از روی فقه نوشتن...

ولی یکسری کلمات بار حقوقی داره، ممکنه شما به نظرتون یه معادل بهتر برسه، اما توجه بفرمایید ممکن اون معادل، یه معنای دیگه بده. بعدش هم الفاظ باید عین قانون باشه، وقتی قانون گفته خیار، نمی‌شه نوشت خربزه😆

یه بار این خبط رو کردم. تازه حقوق خوندم. داشتم یکسری آراء دادگاه‌ها رو ویرایش می‌کردم، دیدم انتهای بعضی از آراء نوشته دادرس، یکسری‌ها رو نوشته قاضی... حالا دادیار و بازپرس و دادستان معلومه، اما دادرس نداریم تو مراتب قضایی.

جونم واستون بگه که همه رو کردم قاضی!😊 خوشحال این نکته رو به مسئولیت کار گزارش دادم، چشمتون روز بعد نبینه، کلی دعوام کرد که چرا؟

گفتم چی‌شده مگه!

گفت به قاضی علی‌البدل یه شعبه می‌گن دادرس!

هر شعبه دادگاه (دو تا اتاق بیشتر نیستا😅) یه رئیس یا قاضی شعبه داره، اگر به هر دلیلی طرف یه مرخصی طولانی گرفت و قراره برگرده، یه جایگزین موقت می‌فرستن. به این جایگزین موقت می‌گن دادرس، نه قاضی

خوبه نسخه اولیه رو نگه‌داشته‌بودم و شماره اراء رو دادم و اصلاح شد.

پاسخ:
سلام
اینی که میگی به اصطلاح‌شناسی مربوطه. من نمی‌گم اصطلاحاتو عوض کنیم. منظورم ساده و همه‌فهم نوشتن مطلبه. اینی که من می‌گم به نحو مربوط‌تره تا صرف.
۰۷ مرداد ۰۰ ، ۱۳:۰۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)

متاسفانه به نظر نمیاد که برای یه سری کارها هم باید هزینه بدن! 

خواهرم واسه چند نفر یه کاری انجام میداد و هزینه ش رو خواسته بود! گفته بودن حالا مگه چیکار میکنی؟؟ گفته بود پس خودتون انجام بدین:)

پاسخ:
لااقل اونا هم متقابلاً یه کاری انجام بدن برای آدم :| همیشه که نمیشه محض رضای خدا کار کرد. خود خدا هم راضی نیست به‌نظرم :))
۰۷ مرداد ۰۰ ، ۱۳:۰۴ منتظر اتفاقات خوب (حورا)

البته اینم اضافه کنم بحث نیکی و دجله برای یکی دو نفر! نه دیگه همه بشناسن داری این کار رو میکنی بیان سراغت:/

پاسخ:
وقتی درخواست زیاده آدم نمی‌دونه برای کدوم یکی دو نفر انجام بده خب :|
۰۸ مرداد ۰۰ ، ۰۸:۳۸ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

از آرزوهام هست روزی این متن‌های حقوقی به زبان فارسی ساده نوشته شه😶😶😶

پاسخ:
حداقل دوزبانه بنویسن کم‌سوادا هم بفهمن :| نه که فقط خودشون بفهمن :|
۱۲ مرداد ۰۰ ، ۰۱:۱۴ جولیک ‌‌‌‌‌

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C

بیا برات کابوس ویراستاری آوردم. :))

پاسخ:
اون روز که لینکو برام فرستادی خوندمش و واقعاً کابوس بود. خدا رو شکر چند روز پیش ویرایشش کردن.
روح این آقای بدل‌کار و کلاً همۀ بدلکاران و همۀ رفتگان هم شاد.
۱۹ مرداد ۰۰ ، ۰۶:۳۵ حاج‌خانوم ⠀

بسم‌الله الرحمن الرحیم

سلام

توی حقوق تقریباً تک تک کلمات مهمه و درباره یکی یکی کلمات بحث می‌شود. متوجه منظور شما شدم. احتمالا منظورمو درست نرسوندم.

هر کلمه‌ای بار معنایی خودشو داره و تقریباً مترادف معنا نداره، مگر اینکه قانونگذار، استعمال کرده‌باشد. اصطلاحاتش زیاده تا حدی که نحو رو تحت تاثیر قرار می‌ده.

مثلاً همین خیار، اصطلاحه، چیزی هم نمیشه جایگزینش کرد.

منم قبول دارم ثقیل نوشته‌شده، اما اون ساده‌نویسی که شما می‌گین، ممکنه بعدا بار حقوقی نداشته‌باشه، غبن فاحش هم اصطلاحه. البته افحش تو متن قانون نیومده😅 مثلاً اگر به‌جای اسقاط کافه خیارات، بنویسید: توافق بر سر نداشتن هر گونه اختیار در بهم‌زدن معامله، می‌تونه معنای دیگه‌ای ازش برداشت بشه و اصلاً معادل اسقاط کافه خیارات، نیست و کسی که تعهدکرده، می‌تونه زیرش بزنه.

ضرر با غبن فرق داره، توانستن با خیار فرق داره، فاحش با بسیارزیاد متفاوته، همه‌ اینایی که شما تو متن آوردین و به نظرتون چرا اینجوریه، تک‌تکش متن قانونه. حتی شرایط با کم و کیف فرق داره. اصطلاحه...

ببینید در حالت عادی و در متون دیگه، الفاظ و کلمات، طریقیت دارن. یعنی مهم اینه که معنا رسونده بشه، حالا هر کلمه‌ای که بهتر معنا رو برسونه، جایگزین میشه. اما تو حقوق، الفاظ موضوعیت دارن. یعنی مهمه چه کلمه‌ای بکاربرده بشه.خودشون موضوعیت دارن.

 

اگر قراره چیزی تغییر کنه، باید متن قوانین تغییر کنه، وگرنه با معادل‌سازی کلمات حقوقی و ساده‌نویسی قراردادها، فقط همه می‌افتن تو زحمت اگر کار به دادگاه برسه.

چون وقتی قرارداد، الفاظ حقوق رو بکار نبرده، هر کسی از اون لفظ، ولو ساده می‌تونه یه برداشت بکنه. امیدوارم هیچ‌وقت، هیچ‌وقت سر هیچ‌قراردادی و به هیچ‌دلیلی، مگر کارای روتین، پاتون به دادگاه باز نشه. اون وقت متوجه می‌شین این ساده‌نوشتن، چقدر به ضررتونه.

برای همین هم تو ویراستاری متون حقوقی، ویراستار ادبی نمی‌تونه جملات رو تغییر بده و ساده بکنه. تنها کاری که ویراستار، می‌تونه بکنه استفاده درست از علائم ویرایشی است، فقط همین.😅😊

در ابن ایام، التماس دعا

پاسخ:
سلام
توضیحات خیلی کامل بود. ممنون. به‌نظرم یکی از دلایل زیاد بودن شکایتا همین نفهمیدن قراردادها توسط مردم هست. شاید اگه متن قانون و قرارداد ساده بشه، قانون‌شکنی هم کم بشه. چون بیشتر قانون‌شکنی‌ها غیرعمدی و از روی ناآگاهی هست.
این اصطلاح‌ها رو اعضای جامعه می‌سازن و می‌پذیرن. هنوزم معتقدم میشه تغییرشون داد. باید دید کشورهای دیگه متن قوانین و قراردادهاشون چجوریه.