پیچند

فصل پنجم

پیچند

فصل پنجم

پیچند

And the end of all our exploring will be to arrive where we started
پیچند معادل فارسی تورنادو است.

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۲۰۵۹- سرخط خبرها

۴ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۴۶ ب.ظ

۱. فردا و پس‌فردا به‌علت آلودگی هوا، مدارس و دانشگاه‌های تهران و یه سری شهرها از جمله تبریز که این هفته صدرنشین میزان آلودگی بود غیرحضوری شد و اداره‌ها دورکار شدن.

۲. یکشنبه یکی از کلاس‌هایی که باهاشون درس داشتم کلاً غایب بودن و یکی از کلاس‌ها هم فقط چهار نفر اومده بودن که زنگ زدن اولیاشون اومد و برگشتن خونه. ولی یازدهم انسانی اومده بودن و درس دادم. رابطه‌م داره باهاشون بهتر میشه. یه وقتایی یه کلمه‌ای رو که تا حالا نشنیدن، اشتباه می‌شنون و اشتباه تلفظ می‌کنن و صدای خنده‌مون تا هفت مدرسه اون‌ورتر میره.

۳. این نسل جدید واقعاً عجیبن. موقع تدریس شعر علی ای همای رحمت فهمیدم یه سریاشون نمی‌دونن امام حسین و حضرت ابوالفضل برادر بودن. یه سریاشون نمی‌دونستن ابن ملجم کیه. فرق یزید و شمر و معاویه رو نمی‌دونستن. سر ارائهٔ درس رسانه، یکیشون به عکس امام خمینی رسید. یواش از من پرسید خمینیه یا خامنه‌ای؟ مورد داشتیم فکر می‌کردن حضرت فاطمه و حضرت زهرا دو نفرن، و حضرت عباس و حضرت ابوالفضل هم دو نفر.

۴. وقتایی که یه چیزی ازم می‌پرسن و به جوابم اعتماد می‌کنن رو دوست دارم. چند روز پیش یکی از انسانیا می‌پرسید خانم، همت چندتا صفر داره؟

۵. فردا تو ادارهٔ آموزش‌وپرورش یه کارگاهی قرار بود برگزار بشه که دوست نداشتم برم ولی مجبور بودم برم. خوب شد تعطیل شد. چون که محتوای به‌دردبخوری ارائه نمیشه معمولاً.

۶. یه کیف برای لپ‌تاپ فرهنگستان سفارش داده بودم و محل تحویل رو هم فرهنگستان زده بودم. پارسال دم عید عجله‌ای اون لپ‌تاپی که می‌خواستم رو خریدن ولی براش کیف نخریدن. اول گفتن خودت بخر، بعد گفتن وقتی قرار نیست ببری بیرون از اداره کیف برای چیه. بعد که توجیهشون کردم کیف برای چیه گفتن پس خودت بخر فاکتورشو بیار. زمان تحویل رو چهارشنبه زده بودم. چون دورکار شدیم و نمی‌رم فرهنگستان، خواستم محل تحویل رو تغییر بدم. دیدم نمیشه و فقط زمانش رو می‌تونم عوض کنم. زمانشو عقب انداختم که بمونه هفتهٔ بعد. بعد بهم پیام دادن که با عرض پوزش زمان تحویل سفارش به هفتهٔ بعد موکول شد. نمی‌دونم الان این پوزش برای چیه وقتی خودم تغییر دادم :|

۷. فردا قرار بود از بچه‌ها امتحان بگیرم. فکر می‌کردن چون مجازی شده نمی‌گیرم. بهشون پیام دادم و اعلام کردم که امتحانو مجازی می‌گیرم. حالا باید بشینم تو گوگل فرم پرسشنامه درست کنم!

۸. ترم ۱۱ دکتری رو باید تمدید کنم. ولی چون مقاله‌م چاپ نشده نمی‌تونم درخواست ثبت‌نام و تمدید بدم. چرا چاپ نشده؟ چون که هنوز نوشته نشده :| تازه اگه نوشته بشه کلی طول می‌کشه خونده بشه و داوری بشه. دیگه روم نمیشه تو چشمای استادم نگاه کنم. بی‌نهایت داره باهام مدارا می‌کنه. خوبه که درکم می‌کنه. ولی خودم اگه جای استادم بودم انقدر رأفت نشون نمی‌دادم.

۹. یه پیجی هست تو اینستا به اسم زن‌آفرید (zanafarid.ir) که یکی از هم‌کلاسی‌های دورهٔ لیسانسم ساخته و راجع به خانم‌ها و مشکلاتشون صحبت می‌کنه و با زنان موفق مصاحبه می‌کنه. استوری‌های دیروزشون راجع به شروط ضمن عقد بود. تا حالا این موضوع برام موضوعیت نداشت، ولی توضیحاتشونو که خوندم حس کردم چیز مهمیه. اسکرین‌شات گرفتم که سری بعد که خواستم با کسی راجع به ازدواج صحبت کنم نظرشو راجع به این حقوق و شرط‌ها بپرسم. حق تنصیف اموال، حق طلاق، تحصیل، اشتغال، مسکن، و خروج از کشور.

۱۰. خسته‌ام!

۰۴/۰۹/۰۴
پیچند (تورنادو، دُردانهٔ سابق، شباهنگ اسبق)

استاد شماره 17

حکیمه

نظرات (۲۳)

۰۵ آذر ۰۴ ، ۰۲:۱۸ پلڪــــ شیشـہ اے

خدااااااااقوت 

پاسخ:
مرسی. از صبح پای لپ‌تاپ و گوشی‌ام. تدریس مجازی خر است.
۰۵ آذر ۰۴ ، ۱۰:۰۰ حاج خانوم

سلام

گرفتن حقوق ضمن عقد، مجازه. ولی عملاً باعث یسه شما اول زندگی به‌جای اینکه بر اخلاق تکیه کنید، برید سراغ خط‌کشی‌های حقوق

 

از اون‌طرفش خیلی جالب نمیشه‌ها!

پاسخ:
سلام. اینا رو آقایون به‌صورت پیش‌فرض دارن بدون اینکه فکر کنیم تکیه بر اخلاق صورت گرفته یا نگرفته.
عجیبه که مطالبه‌ش از طرف خانوم خط‌کشی و زیاده‌خواهی تلقی میشه.

خب جالب نشه.

عه منم زن آفریدو یوتیوب میبینم. خیلی محتوای جالبی دارن.

 

+اقا مگه مردم میرن خونه میخرن، به قرارداد دقت نمیکنند؟ شرط فسخ نمیذارن؟ آیا این باعث میشه ویژگی‌های خونه رو سرسری بگیرن؟

اگر ازدواج قرارداد نیست پس رسمی و محضری کردنش چیه؟ تو خونه یک صیغه‌ای خونده شه دختر پسر برن سر خونه زندگیشون. اگه هم رسمی شدنش مهمه و مزیت داره دیگه چرا بقیه‌ی بندهای قرارداد رو باید رو هوا رها کنیم؟

پاسخ:
اون موقع که باهاش هم‌کلاسی بودم و این پیجو نداشت از روی ظاهرش فکر می‌کردم مثل هم فکر نمی‌کنیم و اصطلاحاً آبمون تو یه جوب نمی‌ره. ولی وقتی این پیجو زد و دغدغه‌هاشو شنیدم فهمیدم اتفاقاً چقدر مثل هم فکر می‌کنیم! درس عبرت شد که از روی ظاهر آدما قضاوت نکنم.

+ هر موقع یادم می‌افته که اگه ازدواج کنم برای سفر باید از یکی امضا و اجازه بگیرم جدی منصرف میشم. اصلاً حس می‌کنم دور از شأن انسانیه یه همچین قوانینی 🙄

ول کن بابا 

برو  عاشق شو ورنه روزی .....

 

پاسخ:
کارِ جهان سر آید؟ کاش اصلاً زودتر سر بیاید.

آی آی آی 

ناخوانده نقش مقصود؟؟؟؟

جوان ناکام؟؟؟

پاسخ:
کام‌بخشیِ گردون عمر در عوض دارد

سلام

من خودم با مهریه پایین ولی با گرفتن همه حقوق و شروط ضمن عقد ازدواج کردم. اصلا غیر از این رو نمی‌تونم تصور کنم. خیلی عجیبه ما تا قبل از اینکه ازدواج کنیم، تو خونه پدرمون اگه بالای ۱۸ سال داشته باشیم می‌تونیم بریم درخواست گذرنامه بدیم و سفر خارجی داشته باشیم. دانشگاه میریم سرکار میریم بعد که ازدواج می‌کنیم یک مرد از راه نرسیده می‌تونه همه اون زندگیی که داشتیم رو ازمون بگیره. به نظرم گرفتن حقوق بسیار عقلانیه و منافاتی با محبت بین زوجین و اخلاق نداره. ولی معتقدم مطرح کردنش تو جلسات آشنایی خیلی ظرایف داره چون جامعه سنتی ما نسبت به این مسائل خیلی گارد داره

پاسخ:
سلام
ولی حتماً تو همین جلسات آشنایی باید مطرح بشه نه تو مراسم بله برون و عقد و اینا. همین که بدونی طرف راجع به این چیزا چجوری فکر می‌کنه، کافیه برای رد و تأییدش. یادمه یکی از بچه‌های خوابگاه که متأهل هم بود سر این موضوع مجبور شد ترک تحصیل کنه. چون یهو شوهرش گفت نه اجازه می‌دم درس بخونی نه تهران زندگی کنی. تهدیدشم کرد که مجدداً ازدواج می‌کنه. تو شهرشونم ازدواج مجدد مرد مرسوم بود. مجبور شد برگرده.

معامله کم سودی نیست 

دیده ام که میگم

چخ عمر که خود بخود عین یخ آب میشه 

پاسخ:
بی‌خیال... مغز من فرمان عشق و عاشقی رو غیرفعال کرده کلاً 😅
۰۵ آذر ۰۴ ، ۲۲:۱۸ اقای ‌ میم

خروج از کشور رو میشه جزو شروط اورد؟

پاسخ:
بله. وکالت بلاعزل باید گرفت.
۰۵ آذر ۰۴ ، ۲۲:۳۸ اقای ‌ میم

فکر میکردم همیشه این حق با مرده

پاسخ:
بله ولی میشه ازش گرفت. در واقع حق مسلم زنه که دادنش به مرد. اگه می‌خواید بدونید چقدر حس بدیه، یه لحظه خودتونو بذارید جای خانوم، یا یه لحظه به این فکر کنید که برای خروج از کشور باید خانومتون اجازه بده و اگه اجازه نده نمی‌تونید برید.

واقعاً برام سؤاله که اولین بار کی به ذهنش رسید همچین قانونی بذاره :| 

+ جوابمو اصلاح می‌کنم. این حق از مرد سلب نمیشه. همون حقی که مرد داره به خانم هم داده میشه.
۰۵ آذر ۰۴ ، ۲۳:۰۶ اقای ‌ میم

زندگی متاهلی جای اجازه گرفتن نیست باید با همراهی دو طرف باشه

پاسخ:
بله ولی قانون اینو نمیگه. دو سال پیش که می‌خواستم برم خوابگاه، گفتن اجازهٔ پدر یا همسر لازمه. اجازهٔ معمولی هم نه، رسماً رفتیم دفترخونه با بابا کلی چیز میز امضا کردیم.
این پستو اون موقع نوشتم:

https://nebula.blog.ir/post/1887/1887-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1

جالبه اون موقع که اینو می‌نوشتم فکر می‌کردم سفرم به تهران چند روزه. ولی اومدم و دیگه برنگشتم.

آره قطعا باید تو همون آشنایی باشه و اصلا دو طرف بین خودشون راجع بهش حرف بزنن و فکر کنن چون اگه بین خانواده‌ها مطرح بشه حواشی و سوء تفاهم احتمالا پیش میاد. ولی مطرح کردنش ظرایفی داره. به نظرم اگه همون اول قبل اینکه شناختی شکل بگیره مطرح بشه خیلی دافعه داره. پسر اگر فکر روشنی داشته باشه دلیلی نداره که بخواد مخالفت کنه. به نظرم باید صبر کرد تا یه شناخت اولیه برای دو طرف شکل بگیره و بعد مطرح بشه 

پاسخ:
آره موقع ازدواج برادرم هم تجربه‌شو داشتم و دیدم برخورد بقیه و خود عروس و داماد با این موضوع چجوریه. ولی خب نه شبیه برادرمو پیدا می‌کنم نه شبیه بابامو. اونا واقعاً خوبن 😭

آفرین که به شرایط ضمن عقد فکر می‌کنی. اگه خواستی تجربه خودمو تو تلگرام بگم 

پاسخ:
بله بله، می‌خوام.

اره میفهمم. منم اولین باری که عکسشونو به عنوان پوستر دیدم و موضوع برنامه رو نمیدونستم، قضاوت کردم گفتم قطعا یک برنامه‌ی مذهبیه. بعد که اتفاقی یکی از shortهای یوتیوبشونو دیدم و شروع کردم دیدن اپیزودا و سرچ درمورذ خود میزبان، خیلی واسم جالب بود. واقعا منم باید کمتر از روی ظاهر قضاوت کنم.


+ واقعا و حقیقتا. بعد نکته‌ی جالبی که بهش برخوردم اینه که غالب آقایون حاضر نیستن از این حقا بدن. فرقی نداره چه قسمتی از طیف مذهبی یا حتی غیرمذهبی باشن.( اولشم بااین شروع میشه که " خوب نیست اول ازدواج از این صحبتا بشه و به فکر قسمت‌های بدش باشی :/ )
خدا ایشالا اخر عاقبت هممونو بخیر کنه

پاسخ:
می‌گه کسی که تو اوج روزهای خوب و خوشی اینو نپذیره (موقع عقد) ببین خدای نکرده تو موقعیت‌های بد چه برخوردی می‌تونه داشته باشه.
۰۶ آذر ۰۴ ، ۰۸:۳۶ اقای ‌ میم

یعنی چی از مرد سلب نمیشه ولی به خانم هم داده میشه؟

پاسخ:
فکر کنم بهتره مثال بزنم. قبلاً این‌جوری بود که حق طلاق با مرد بود. یهو می‌خواست زنشو طلاق بده می‌داد. الان اگه زن هم حق طلاق داشته باشه تازه میشن مساوی. یعنی اگه یهو مرد بخواد جدا شن، زن هم باید موافقت کنه. یا اگه زن بخواد جدا شن مرد هم باید موافقت کنه. تو حالت قبلی حق فقط با مرد بود. در واقع این همه تلاش برای اینه که تازه بشیم مساوی!
۰۶ آذر ۰۴ ، ۰۹:۴۰ اقای ‌ میم

برای خروج عجیبه چون زن که میخواد خارج بشه پس موافقه دیگه.

انگار همونه

پاسخ:
تو این مورد، به هر حال اجازهٔ خروج رو مرد باید بده. زن وکالت می‌گیره که از طرف مرد، خودش به خودش این اجازه رو بده. یعنی بازم اجازه رو مرد داده، فقط قبلش مرد به زن این اجازه رو داده که از طرف اون اجازه بده به خودش. که بهش میگن وکالت.

این مباحث انقدر برای من دردناک هست که توضیح دادنش برای یه مرد عصبیم می‌کنه. روح و روان سالم نذاشتن برامون که.
والا.

من تمام حقوقی که گفتی رو دارم. مهمه.

پاسخ:
چه خوب! آفرین 😍

+ و خدا رو شکر با عقل ناقص ده سال پیشم ازدواج نکردم تو این مدت. تازه تازه دارم به بلوغ عقلی می‌رسم من 😅
۰۶ آذر ۰۴ ، ۱۰:۳۰ اقای ‌ میم

ممنون که توضیح دادید

یه چیزی بگم پدرت و برادرت رو از نگاه دختر و خواهر دیدی و خیلی متفاوته. معلوم نیست از نگاه همسر همین نظرو داشته باشی😅

در مورد چیزی هم که در مورد حق طلاق توی کامنتا گفتی یه کمی اشتباهه. طلاق حق نیست وکالته😒 حق طلاق در قانون مال مرده و اگه لطف کنه به زنش وکالت میده که به جای اون درخواست طلاق بده. مثل وقتی که به یه نفر وکالت میدی برات یه ملکی رو بفروشه یا یه کار اداری انجام بده. خروج از کشور هم همینطوره که خودت اشاره کردی از همه احمقانه‌تر و آزاردهنده‌تر اجازه عمل جراحیه:)))) شوهر میتونه وکالت بده که تو برای شرایط درمانی و پزشکی بتونی از طرف شخص شخیص شوهر اجازه عمل برای خودت یا بچه‌هات داشته باشی:))) کاش میزان حرصم موقع تایپ اینا رو می‌تونستم منتقل کنم. 

 

من قبل از ازدواجم خیلی در ابن موارد کندوکاو و پرس‌وجو کردم و تو حمع دوستام هم اولین کسی بودم که اینا رو داشتم. برای همین خیلی محل رجوع بودم توی این چند سال برای انتقال تجربه:) چند سال پیش هدی عمید حقوقدان و نجمه واحدی فعال حقوق زنان یک کارگاه شروط ضمن عقد برگزار کردند و  یه فایل پی‌دی‌اف هست از جزوه اون جلسه که خیلی جامع و کامل همه اینا رو توضیح داده. البته مال چند سال پیشه و ممکنه بعضی قوانین تغییر کرده باشند مثلا مهریه که دیگه عملا هیچ اهرم قانونیی نداره به لطف قوانین جدید:)) اگه بخوای می‌تونم برات بفرستمش. این دو نفر فمنیست هستند و من لزوما همه نظراتشونو قبول ندارم اما این جزوه جزوه ارزشمندیه از نظرم.

پاسخ:
نه، از نگاه همسرشون گفتم. مثلاً عروسمون نه‌تنها این حقوق رو بلکه بالاتر از اینا رو داره، و برادرم با عشق و احترام اینا رو بهش داده. ما هم دخالت نکردیم. در مورد بابام هم با اینکه زمان اونا این چیزا مد نبود ولی بازم بین مردان فامیل بهترین عملکرد رو با همسرش داره :))

آره منظورم همون وکالت بود که تو یکی از کامنت‌ها هم اشاره کردم که مرد در واقع وکالت میده. در واقع بازم حق با مرده و اجازه میده که خودمون به خودمون اجازه بدیم از طرف اون. کاش میزان حرص خوردن منم موقع خوندن و تایپ قابل نمایش بود. با واژه‌ها نمی‌تونم حق مطلب رو ادا کنم.
مهریه که هدیه‌ست. از هدیه نمیشه اهرم فشار و تضمین و اینا ساخت.
اگه فرستادنش سخته یه جایی بذار بریم دانلود کنیم.

مهریه حق زنه و همیشه به گردن مرد می‌مونه حتی اگر از دنیا بره مکر اینکه زن با خواست خودش ببخشه. تو این مملکت و با این قوانین مهریه به ناچار یک اهرم قانونی نه چندان مطمئن بود که اگر این قانون جدید تصویب بشه عملا همون هم نیست‌. 

نه سخت که نیست. برای من فرقی نداره. به نظرم چون اینجا صحبتش شد اگه صلاح میدونی برات بفرستم ببینی و اگه به نظرت مناسب بود، به همین پست اضافه‌اش کنی

پاسخ:
آره بابا صلاح چیه. خیلی هم دلمون بخواد که بفرستی. دستتم درد نکنه.

سلام. در قسمت 71 رادیو مرز با چند نفر در مورد تجربه شون از شرایط ضمن عقد صحبت شده.

در تلگرام radiomarz@

در اینستاگرام radio.marz@

در کست باکس https://castbox.fm/va/1475573

 

پاسخ:
سلام. مرسی. ❤️

آقایون طبف مذهبی اکثرا قبول نمی کنند ، من چند مورد خواستگار داشتم که جلسه چهارم پنجم این رو مطرح کردم و متاسفانه برخورد مثبتی ندیدم و کنسل شد. جالبه اصرار داشتن که منو از خواسته خودم پشیمون کنن! فکر میکنن صرفا بخاطر شوهردار شدن باید از حقوق انسانی خودت صرف نظر کنی!!البته مشکل از طرف هم‌جنس های خودمونم هست که این موضوع رو تبدیل به تابو کردن. بین کامنت های شما هم بود.

اینم بگم که من به خواستگارهام گفتم مهریه نمیخوام یا نهایت ۵ سکه. انقدری درامد دارم که هرگز تو زندگیم محتاج مهریه و حتی نفقه نخواهم بود، ولی برام مهمه کرامت انسانیم با ازدواج از بین نره و حقوق برابر داشته باشم.

پاسخ:
من خواستگار غیرمذهبی هم داشتم که اونم قبول نکرد. دلیلشم این بود که تو خودت مذهبی هستی و باید تابع قوانین مذهبت باشی. و در نتیجه تابع من باشی. کلاً دو راه جلوم گذاشته بود. یا مذهبی باشم و اینا رو بپذیریم یا با بی‌مذهبی اون کنار بیام. که یه نمونه از کاراش روابطش با دخترای دیگه بود. روابط کاملاً آزاد! 
به قول امروزیا سم بود.

آخ الان پست بعدی رو خوندم و فهمیدم این موارد به تور شما هم خوردن!

انشالله خدا، آدم فهمیده و مذهبی واقعی( نه اسمی) نصیب ما کنه

پاسخ:
اونا به تور من نمی‌افتن من می‌افتم تو تور اونا.

ان‌شاءالله 

همت چند تا صفر داره یعنی چی؟! من نفهمیدم!

به نظرم روی شروط ضمن عقدی که به شدت برات مهمه فوکوس کن و توی جلسات خواستگاریت درباره اونا حرف بزن و همونارو هم بگیر. مثل کار مثل حق مسکن یا هرچیزی که برات مهمه. من با حق طلاق و اینا موافق نیستم اونم اول ازدواج و معمولا هم آقایون نمی‌دن و اصلا هم هیچوقت دوست نداشتم. 

من مسکن برام مهم بود توی منطقه ای باشه که دوست دارم. با اینکه مشاور قبل ازدواجم بهم گفت قانونی این حق رو بگیر با اینکه خود همسرم میخواست دست نوشته بده و ... ولی من روی قولش حساب کردم و همین که گفت پنج سال زمان بده کار و بارمو جمع و جور کنم بعد توی منطقه ای که دوست داری میایم برام کافی بود. خیلی ها گفتن اشتباهه. البته ما هردو ساکن تهران بودیم ولی اون چون خونه داشت از قبل توو یه منطقه دیگه و من دوست داشتم توو منطقه ای که الان هستیم باشم دربارش حرف زده بودم. و خب حرفش برام کافی بود. البته به طور رسمی در جلسه بله برون هم مادرم مطرح کرد که کی میاین اینوری و گفت پنج سال زمان بدید. و خب پای قولش موند. ولی روی چیزایی که خیلی برات مهمه پافشاری کن نه همشون رو. خیلی چیزا با واقعیت زندگی متاهلی جور در نمیاد. 

من با عقل و تجربه ی الآنم میگم مهریه بسیار مهمه. اصلا کم نگیر. چیزای نجومی و مسخره هم نگیر. معقول و نسبتا زیاد. مهریه باید باشه. گول حرفای بقیه رو نخور.مهریه از شروط مهم تره. تنها شرط مهمی که با مهریه برابری می‌کنه همون حق طلاقه فقط که معمولا آقایون نمی‌دن چون دیگه افسار زندگی دستشون نیست و میترسن! حتی اگر اعتقادی هم نداری خودت؛ این اشتباهه! شروطی که برات مهمه یا قانونی بگیرشون یا توی جمع جلوی عده ی کثیری قول بگیر! دست نوشته بگیر حتی اگر اون دست نوشته ارزش قانونی نداشته باشه!! اما خب کمک کننده س چون خیلی مقوله ی مهمیه تا بعداً دبه نکنن!...

من سر مهریه هم با همسرم به اختلاف ریزی داشتم. رسم ما ۳۱۳ تا بود. زن برادرهای همسرم ۷۰ تا بودن. و همسرم می‌گفت من اگر این رقم مهر کنم توو زندگی اونا اختلاف ایجاد میشه حالا چون تو تحصیلاتت فلانه ۱۱۴ تا باش با نصف یکی از خونه هامو میزنم ولی اون نصف خونه بین خودمون بمونه. حتی با مشاور مشورت کرد اون به من گفت بذار الان بزنه نقد رو ول نکن نسیه رو بچسب! من باشم اینو میگیرم با حق طلاق. خب من حق طلاق رو کلا خانوادگی دوست نداشتیم هیچوقت. حتی حرف مشاورم گفتم نه بعدا خونت رو عوض کردی بزن . نمی‌خواد اینارو بزنی. باز حتی گفت به خانوادم؛ قرارداد خصوصی بنویسیم بین خودمون که نصف خونم رو بخشیدم باز من گفتم نمی‌خوام. روی قولت حساب میکنم. من با عشق رفتم توو زندگی با این نیت که زندگیمو کنار این مرد بسازم. دنبال دو دوتا چهارتا نبودم. البته اون در این زمینه هم روی قولش موند. ولی این چیزی نیست که آدم بتونه با اطمینان برای همه نسخه بپیچه. 

من میگم اگر فردی سر راهت قرار گرفت که معیار و ملاک هات رو داشت و فقط سر همین چیزا اختلاف داشتید. تمرکزت رو بذار روی شروط مهم. اگر قانونی داد که چه بهتر. اگر نداد توی جمعی مثل بله برون قول بگیرید. البته قبلش با هم توافقات رو کرده باشید. بعدم در نهایت به چیز بگم. خدا آدمو نصیب آذم نانجیب نکنه که اونجوری این شروطم به کارت نمیاد. از خدا بخواه انسان واقعی نصیبت کنه! ما یکی از اقواممون به شدت شاغل بودن براش مهم بود. این اصلا شرط ضمن عقدش بود. مرده هم پذیرفت. ولی از اون مردهایی بود که دوست نداشت زن کار کنه. خب شرط که پذیرفته بود عملا کاری نمیتونست بکنه اما از راه دیگه وارد شد. بعد بچه دار شدن اگر بچهه مثلا می‌گفت مامان پیتزا درست کن مادره می‌گفت خستم نمیتونم مرده اینو دست می‌گرفت آنقدر می‌گفت اگر خسته ای نمیتونی به بچه برسی  پس نرو سرکار و خلاصه آنقدر اینطوری کرد و بحث راه انداخت و از زد  تا با حرفاش و ... زنه خودش رسید به مرحله ای که برای آرامش اعصابش ترجیح داد سرکار نره کلا و بذاره کنار!... میخوام بگم طرفت بخواد اذیت کنه همه مدله می‌تونه چه با شرط چه بی شرط. قانون با زن نیست. اصلا و ابدا. اینو منی میگم که سالهاست توو دل قانون دارم زندگی میکنم!

در نهایت بسپاربه خدا و برای خودت دعا کن اهل نصیبت بشه. 

در ضمن خیلی از این افکار و عقاید آقایون در دل زندگی مشترک تغییر می‌کنه. 

انشاالله در کل خوشبخت بشی. 

پاسخ:
همت سرواژه‌ست. ه یعنی هزار م میلیارد ت تومان. هزار میلیارد تومان میشه یه همت. انقدر ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ 

مهریه‌های دخترای فامیل ما هم تو همین حدودای سیصد سکه‌ست. ولی برادرم و عروسمون توافقشون روی نصف خونه بود. خود منم همین روش رو بیشتر می‌پسندم تا سکه. یعنی اگه طرف سکه و طلا هم بده، می‌فروشم باهاش نصف خونه‌شو ازش می‌خرم :)) چون برام مهمه که وقتی می‌گم خونه‌م، واقعاً خونه‌مون باشه نه خونه‌ش.
با همهٔ این تفاصیل! و با شناختی که از خودم دارم، دوتا ویژگی در من برجسته‌ست. یکی استقلال و حفظ اون استقلال که از خودمحوری و خودرأی بودن و اتکا به خود ناشی میشه و دومی هم شوکه کردن بقیه با تصیمیم‌های محیرالعقول و عجیب. مثلاً اینکه اگه یکیو دوست داشته باشم و عاشقش باشم تمام مُطالباتم فراموشم میشه. خودم رو دیگه فراموش می‌کنم. یعنی نیاد اون روزی که من عقلمو از دست بدم و عاشق شم! چنان تغییر رویه‌ای تو این حرف‌هام می‌دم که خودمم خودمو نمی‌شناسم. هر دوتا ویژگی رو هم قَویاً دارم. ولی متأسفانه کسی بلد نیست دلبری کنه ازم تا اون روی عاشقمو هم نشونش بدم 😅