دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

1763- CODA

سه شنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۱۰:۲۳ ق.ظ

اولین مواجهه‌م با زبان اشاره برمی‌گرده به بهمن دو سال پیش که ازم خواستن برای کارگاه زبان اشاره پوستر درست کنم. پوسترو درست کردم و خودمم شرکت کردم. دومین مواجهه‌م مهر پارسال، وقتی بود که استاد یکی از درس‌ها موضوعاتی رو تعیین کرده بود که هر کس راجع به اون‌ها یک جلسه صحبت کنه. موضوع ارائۀ من Sign Language Typology بود. قرار بود مقاله‌ای که نویسنده‌هاش خانم Ulrike Zeshan (متولد آلمان) و آقای Nick Palfreyman بودو ارائه بدم. سومین مواجهه‌م هم آذر پارسال تو هفتۀ پژوهش بود. من مجری کارگاهی بودم که ارائه‌دهنده‌ش ناشنوا بود. تجربۀ جالبی بود. تنها راه ارتباطیم باهاش این بود که بنویسم و بخونه و بنویسه و بخونم. البته مترجم زبان اشاره هم داشتیم و یه جاهایی لازم می‌شد که حرفمو بگم تا با اشاره به اون ارائه‌دهنده منتقل کنه و اشاره‌های اونو ترجمه کنه برام.

این هفته فیلم کُدا (کودا) رو دیدم. یه فیلم امریکایی کمدی-درام که ۲۰۲۱ تولید و منتشر شده و ۲۰۲۲ هم اسکار گرفته. کودا مخفف Child of Deaf Adults هست. بچه‌هایی که خودشون شنوا هستن و پدر و مادر ناشنوا دارن. دوتا پادکست هم راجع به همین بچه‌ها گوش دادم از رادیو مرز و راوی. یکی از پادکستا راجع به زندگی مترجم همون کارگاهی بود که تو هفتۀ پژوهش مجریش بودم. حرفاش برام تازگی داشت و جالب بود. تو جلسۀ دفاع دکتری اون دانشجوی ناشنوا که خانواده‌شم ناشنوا هستن و رساله‌ش در مورد زبان اشاره بود و پارسال تو هفتۀ پژوهش برامون کارگاه گذاشت هم شرکت کردم. دفاعش حضوری بود (تو امریکا:|) ولی تو اینستا به‌صورت زنده! هم می‌شد دنبال کرد جلسه رو.

از پنج، ۴.۸۹ می‌دم به فیلم. تو نسخهٔ یک‌ونیم‌ساعته که من دیدم به جز دوتا دیالوگ کوتاه که شاید نشه جلوی خانواده شنید، بقیۀ فیلمو می‌شه جلوی خانواده دید. ولی نسخهٔ یک ساعت و پنجاه دقیقه‌ایشو نمیشه. یه فیلم خانوادگیه و محوریتش ارج نهادن به مقام شامخ خانواده! و فداکاری این نوع بچه‌ها برای اعضای خانواده‌شونه. کاراکتر موردعلاقه‌م تو این فیلم، آقای وی، معلم موسیقی دختره بود. یه جای فیلم خندیدم و دو جاش (دقیقۀ هفتاد و سکانس پایانی) متأثر شدم و نزدیک بود گریه کنم. خنده‌م برای اون سکانسی بود که دختره با هم‌کلاسی پسرش (هم‌کلاسی‌ای که پسر بود نه هم‌کلاسیِ فرزندِ پسرش!) داشت تمرین می‌کرد یه آهنگیو دوتایی بخونن. معلمشون (همون آقای وی) به‌اجبار تو یه گروه انداخته بودشون. روبه‌روی هم وایستاده بودن و چون نمی‌دونستن موقع آواز خوندن کجای صورت همدیگه رو نگاه کنن، پشت به هم کردن و روبه‌دیوار آوازشونو تمرین کردن. با این مشکلِ کجا رو نگاه کردن موقع حرف زدن بسی بسیار هم‌ذات‌پنداری کردم. همیشه یکی از معضلاتم موقع ارائه ارتباط چشمی با مخاطبم بود. هیچ وقت نتونستم تو چشم بعضی از آدما زل بزنم و خیره بشم. هر بارم سعی کردم این کارو انجام بدم انرژیم کامل تخلیه شد. که خدا رو شکر این ارائه‌های مجازی و وبینارها مشکلمو حل کردن. این هم‌گروهی اجباری هم منو یاد آزمایشگاه فیزیک ترم اول کارشناسی انداخت که تعداد دخترا و پسرا فرد بود و همه دوتادوتا با همجنسشون هم‌گروه شدن و مسئول آزمایشگاه نمی‌دونم چه قابلیت‌هایی رو در من دید که با یه پسره همگروهم کرد و منم روشنفکربازی درآوردم و چیزی نگفتم. که البته خدا رو شکر اون هم‌گروهم هم ید طولایی در پیچوندن کلاسا داشت و معمولاً با غیبت و تأخیر حضور به هم می‌رسوند و اتفاقاً جلسۀ اول هم نیومده بود. وقتی هم میومد، حین انجام آزمایش در و دیوارو نگاه می‌کردیم و موقع حرف زدن سقفو! جالبه با اینکه هم‌دوره‌ای و هم‌رشته‌ای بودیم هیچ وقت تو دانشکده نمی‌دیدمش و اسمشم یادم رفته. قیافه‌شم که ندیدم یادم بمونه و هر کجا هست موفق و مؤید باشه :|

اگه روحیۀ دوران دبیرستانو داشتم که هر چند وقت یه بار به الفبای یه زبان جدید ناخنک می‌زدم و یهو به سرم می‌زد در بُحبوحۀ امتحانات و کنکور، میخی و پهلوی و اوستایی و کره‌ای و اینا یاد بگیرم و کتیبه‌های باستانی رو رمزگشایی کنم، سراغ زبان اشاره هم می‌رفتم و یاد می‌گرفتم. ولی نیستم تو اون حال و هوا.


+ عید سعید فطرتونم مبارک باشه :)

۰۱/۰۲/۱۳
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 18

دکتر الف. گ.

فیلم

نظرات  (۱۱)

سلام عید شما هم مبارک طاعات قبول ایشالا 

اتفاقا منم موقع صحبت نفر مقابلم هیچوقت نمیتونم زل بزنم تو چشمهای طرف، چون رشته‌ی کلام از دستم میره، در حالیکه خیلیا این زل زدن رو نشانه‌ی اعتماد به نفس میدونن

 

پاسخ:
سلام
ممنون. همچنین. 
والا آدم پشت تلفنم یه وقتایی اعتمادبه‌نفس نداره چه رسد به گفت‌وگوی رودررو :| 

عید سعید فطر خودت مبارک :)

پاسخ:
ما ترک‌ها این‌جور موافق می‌گیم نِچه بِله بایراملار گُرَسیز. معنیش میشه در آینده بازم از این عیدها ببینید. 

من هم این مشکل نگاه کردن به چشم طرف رو داشتم ولی حل شد . دو تا مرحله داشت . یکی این که قبول  کنم این مشکل باید حل بشه  و یکی دیگه هم تمرین برای حل کردنش . 

 

چرا این مشکل باید حل بشه ؟ به خاطر طرف مقابل . وقتی داری با یکی حرف میزنی و به جای چشمات مثلا به دوردست ها خیره شده یا ممکنه فکر کنی طرف اصلا برای تو ارزشی قائل نیست یا این که فکر کنی طرف معذبه یا مشکل روانی داره . خب در هر دو صورت حس خوبی نمیگیری از مکالمه . 

 

تمرینش هم برای من اینجوری بود که ویدیوهای مخصوص ارتباط چشمی یوتیوب رو میدیدم . یکی مرتب خیره شده به دوربین و تو هم باید همینطور بهش خیره بشی :| آسونه درسته ؟ برای من این هم سخت یود.  . یعنی مشکلم در این حد جدی بود . مخصوصا به دختر های چشم رنگی نمیتونستم خیره بشم . بعدش گفتم خب این تمرین خوبه . هم تمرینه و هم تماشای آفرینش زیبای پروردگار لذت بخشه :دی 

 

بعدش دیگه ویدیوهای یوتیوب رو متفاوت نگاه میکردم . قبلش اکثر مواقع فقط صدا رو گوش میکردم . مثلا کانال خبر بود یا هر چی . سرعتش رو میذاشتم روی دو برابر و فقط گوش میکردم . از اون به بعد سعی کردم به چشم های گوینده ی خبر خیره بشم . فقط هم به چشم هاش . بعدش هم سعی کردم به دوربین نگاه کنم و حرف بزنم . حتی اون هم اولش برام سخت بود ولی درست شد . 

 

بعدش دیگه کم کم یه چشم های همه نگاه کردم و مشکل حل شد . 

 

نگاه نکردن به چشم طرف فقط نشانه ی ضعفه . نشانه ی حیا نیست . نشانه ی ادب هم نیست تازه بی ادبی هم هست . به خودتون تلقین نکنید که نمیشه . درستش کنید . 

 

 

پاسخ:
فیلم و عکسو که همه بلدن نگاه کنن. ینی تا اون مرحله رو بلدیم :| موجود زنده منظورم بود. ارتباط دوطرفۀ همزمان، نه یک‌طرفه.
اینجا من بحث حیا رو پیش نکشیدما. من یه جور حس عدم امنیت بهم دست می‌ده. حس می‌کنم فکر طرف رو می‌خونم یا اون داره فکرمو می‌خونه. نمی‌دونم چجوری توضیح بدم، ولی وقتی می‌گم انرژیم تخلیه میشه واقعاً تخلیه میشه. تازه نگفتم همه! گفتم بعضیا. اگه با کسی انقدر صمیمی باشم که هیچ راز یا اطلاعات نگفته‌ای بینمون نباشه راحت تو چشاش زل می‌زنم.

نه بحث حیا چیزیه که توی جامعه ی سنتی ایران مطرحه . میگن وای طرف چه پسر یا دختر خوبیه که به چشم نامحرم نگاه نمیکنه . در حالی که چشم برای نگاه کردنه . یعنی دقیقا عادی ترین جای بدن برای نگاه کردنه . اگر مثلا به پای طرف یا لب طرف نگاه کنی غیر عادیه . 

 

آره من داشتم خودم رو میگفتم که بدونید وضع من خراب تر هم بود . امیدوار باشید . من از فیلم شروع کردم 

 

راستش باید از همون بعضیا شروع کنی . با تمرین درست میشه . 

 

من بعضی وقتا الکی میرفتم توی خیابون و دقیقا ساعت یا آدرس  رو از کسی میپرسیدم که حس میکردم نمیخوام به چشماش خیره بشم . 

 

میخوام بگم از سطح خیلی پایینی شروع کردم تا الان تبدیل شدم به  یک انسان عادی 

پاسخ:
نمی‌دونم. من که راحتم. اتفاقاً اگه یکی خیره بشه بهم حس می‌کنم غیرعادیه.
۱۳ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۵:۰۸ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

نحوه ارتباط گیری فرزندان شنوا و گویا با والدین ناشنوا و ناگویا برام جالبه، فکر کنم نگاه کردن به لب‌ها هم این جور مواقع برای فهمیدن حرف طرف مقابل توسط این بنده‌خداها هم لازمه.

ارتباط چشمی فقط با دوست صمیمی، من هم معمولا خیره به چشم ‌ها نمی‌شم و زمان صحبت خیلی از حرکات دست استفاده می‌کنم😄

پاسخ:
خیلیا فکر می‌کنن زبان اشاره فقط با دست انجام می‌شه ولی استفاده از لب و چشم هم برای بیان زمان فعل‌ها و قیدها و صفت‌ها لازمه.
با شما موافقم :)
۱۳ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۹:۲۳ فاطمه قلی‌پور

و من چقدر عاشق بازی های تک تک بازیگرا شدم تو اون فیلم.

پاسخ:
من چون زبان اشاره بلد نبودم نتونستم با پدر و مادر و برادرش ارتباط برقرار کنم. نسخه‌ای که دیدم هم زبان اشاره رو زیرنویس نکرده بود و مزید بر علت شد.

سلام و درود دردانه خانوم عزیز 


خیلی وقته ک فیلم کم می‌بینم ، فیلمهایی ک توی فستیوال‌های بزرگ معرفی میشن رو معمولن دوـ سه‌تای اول رو میبینم و این فیلم رو هم برحَسَبِ همون عادتم دیده‌م و حقیقتش ورژن فرانسوی‌اش رو ک قبلن دیده بودم بیشتر دوست داشتم ! 

اما درمورد نکته‌ی روانشناسانه‌ای ک توی کامنت‌ (ارتباط چشمی) اشاره کردی چند جمله برای نسرین خانوم تبریزی کمالگرای درونگرام ولحرفی می‌کنم  

پذیرم ک این پند و اندرز من

فزون زین نباشد چو یک ارزن 

بهرحال 

بنظرم ارتباط چشمی یکی از نکاتی‌ست ک خانوم دکتر آینده باید بیشتر روش کار بکنه تا شائبه‌ی برداشت‌های ناصحیح (مغروربودن ـ دوست‌نداشتی بودن ـ عدم صداقت و ....) رو برطرف بکنه ، انسان ب طور کلی با نوع نگاهش می‌تونه احساسات خودش رو منتقل بکنه ، جتمن شنیدی ک گفته می‌شه : چشم عقل دوم انسانه ؟

ما در طفولیت قبل از اینکه بتونیم از کلام استفاده بکنیم سعی می‌کنیم با ارتباط چشمی شادی، غم، ترس و تعجب و ..... ارتباط برقرار بکنیم .

تحقیقات انستیتو ماکس پلانگ از فعالیت‌های مغزی نوزادان نشان می‌ده این نوزادان صورت‌هایی رو ک ب چشم‌های‌شان مستقیمن نگاه می‌کنن نسبت ب سایر افراد ک ب اونها نگاه‌هایی گذرا می‌اندازن، عمیق‌تر پردازش می‌کنن .
در روانشناسی مبحثی هست ب اسم (بادی لنگویج ـ زبان بدن) و ارتباط چشمی رو یکی از تاثیرگذارترین پل‌های ارتباطی در زبان بدن می‌دونه و یکی از ملزومات شروع ارتباط ، ارتباط چشمی است .
خوندم و یادمه، در یکی از تحقیقاتی ک در دانشگاه UCLA انجام داده بودن مشخص کرده بود ک 93 درصد از تاثیر ارتباطات انسانی ، هیچ ربطی ب کلمات ندارد . چیزی ک در این تحقیق حائز اهمیت بوده زبان بدن، لحن صدا و البته ارتباط چشمی بوده ،محققان دریافتن، اثرات قدرتمند تماس چشمی روی رفتارمان بسیار زیاد است . طوری ک شناخت و سطوح انگیزش را بالا می‌بره . اونها فهمیدند، مستقیمن زل زدن این قدرت را دارد ک ارائه اطلاعات مرتبط با شخص مقابل را افزایش بده و راه رو برای شناخت بیشتر باز کنه . اونها ب این نتیجه رسیدن ک چشم‌ها پردازش اطلاعات، درک، حافظه و تصمیم‌گیری رو بهبود می‌بخشه . این کار حافظه رو ارتقا داده و موجب می‌شه ک دوستانه و خونگرم‌تر رفتار کنن .

 

عید خودت هم مبارک !

پاسخ:
سلام
فکر کنم چون در قالب خاطره به زبان طنز بیانش کردم شما و چند نفر دیگه متوجه درصدی از بامزگی! و اغراق ماجرا نشدید و این فاز نصیحت رو برداشتید. من هرگز مشکلی در برقراری ارتباط دوستانه با کسایی که بخوام باهاشون دوست بشم و ارتباط برقرار کنم نداشتم. به‌شرطی که بخوام. منظورم اینه که بلدم و تواناییشو دارم و اون نمی‌تونمی که گفتم از نخواستن نشئت می‌گیره نه ناتوانی. حتی می‌تونم ارتباط لمسی رو هم مثال بزنم که جدای از اون مسائل محرم نامحرمی که کاری بهش نداریم، من با همجنسم هم به‌راحتی ارتباط لمسی و تماس فیزیکی برقرار نمی‌کنم. مثل بغل کردن و دست دادن. نقص نیست که الان بیام تمرین کنم درست شم. ویژگی خودمه که همیشه بین خودم و بقیه چه به‌صورت فیزیک چه چشمی چه فکری چه هر چی، دیوار بتنی بکشم و به‌سختی کسی رو راه بدم بهم نزدیک بشه و تماس برقرار باشه. و در حالی این ویژگی رو دارم که بین دوستام، من گسترده‌ترین روابط رو داشتم و دارم. ینی ویژگی دیگه‌م هم اینه که نزدیک هزارتا شماره تو گوشیم هست و با همه سلام علیک دارم. اینو گفتم که فکر نکنید این تیپ شخصیتی لزوماً منزویه.

آقا چی شد که انسان‌ها تصمیم گرفتن هر زبونی زبان اشاره خودشو داشته باشه؟ لااقل ناشنواها این فرصتو داشتن که بدون مرز با هم صحبت کنن اون‌جوری. حتی زبان اشاره بریتانیا و آمریکا با هم فرق داره!:-/

چرا آخر:-/

پاسخ:
به‌نظرم دلیل اصلیش نبودِ راه‌ها و وسایل ارتباطی موقع اختراعشون بوده.
اینم مثل زبان طبیعی ما شنواهاست که صدها و حتی هزاران سال پیش اختراعش کردیم. اونا هم به موازات ما برای خودشون این زبانو درست کردن. ولی چون چندصد سال پیش وسایل ارتباطی نبود، باهم هماهنگ نشدن یه زبان مشترک اختراع کنن و هر کی تو یه گوشه از کرهٔ زمین زبان خاص خودشو اختراع کرد.

یعنی زبان اشاره این‌‌‌قدر قدمت داره؟:-؟

پاسخ:
آره بابا. از ابتدای خلقت، اولین کسانی که از این توانایی برخوردار نبودن سعی کردن برای خودشون زبان اشاره اختراع کنن. جدید نیست. حتی اون مدرسه باغچه‌بان ایران هم به این معنی نیست که قبل از اون ما زبان اشاره نداشتیم. باغچه‌بان فقط مدرسه‌شو ساخت نه الفباشو. تا صد سال پیش چون ضبط صوت نبود، گونهٔ گفتاری زبان ما هم ثبت نمی‌شد و فقط می‌تونستیم با خط و نوشتن زبانمونو حفظ کنیم و به آیندگان نشون بدیم. اینا هم اگه دوربین داشتن با فیلم و عکس نشون می‌دادن. حالا چون امکانات نبود با نقاشی کردن ثبت کردن.

کودا رو دیروز دیدم و خوب بود و ممنون از معرفی.

الان تو کامنتا خوندم که نسخه‌ای که دیدی زبان اشاره رو زیرنویس نکرده. مگه میشه؟ بیشتر فیلم زبان اشاره بود خب!

بعد اینکه گفتی بجز چند دیالوگ کوتاه بقیه رو میشه با خانواده دید. یا من زیادی حساسم یا واقعا بیشتر از چند تا دیالوگ بود و حتی یه سری سکانس‌ها کلا مورد داشت یا اینکه نسخه‌هایی که دیدیم با هم متفاوت بوده. گفتم بگم بقیه اگه حساسن نرن بشینن با خانواده ببینن :))

پاسخ:
من آنلاین دیدم و زیرنویس دانلود نکردم براش. انتظار داشتم فیلم اصلی خودش اون سکانسا رو زیرنویس کرده باشه.
به‌نظرم فقط اون سکانس اول و گفت‌وگوش با هم‌کلاسی دخترش مورد داشت و اون سکانسی که والدینشو برده بود دکتر. همین دوتا سکانس.

+ رفتم مجدداً بررسی کردم. اون نسخه‌ای که من دیدم ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه بود و این صحنه‌های تقریباً خاک‌برسری‌ای که اشاره کردیو نداشت :| :)) انگار اصلش ۱ و ۵۰ دقیقه‌ست :| لذا پستمو ویرایش کردم.

با تچکر از اطلاعات جامع و کامل شما. :دی

پاسخ:
قربان شما. قابلتونو نداشت.