دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

867- بقیه‌اش!

سه شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۴۴ ق.ظ

13. استاد یه جمله‌ی پیجن (پیجنِ پایه انگلیسی) رو تخته نوشت که نامه‌ی یه معلمی خطاب به مسیونری در جزایر ماتاسو در قرن 19 بوده! و متن نامه بدین شرح است:

misi kamesi arelu you no kamu ruki me
مستر کامس، هاو آر یو؟ شما نه آمدید من نگاه کنی
me no ruki iuo
من نه نگاه کردم شما

استاد داشت اینو به فارسی و انگلیسی روان ترجمه می‌کرد و از اونجایی که جزوه ننوشتم، فقط صدای استادو دارم که میگه دییر مستر کامس هاو آر یو؟ وی هونت سین ایچ آدر فر اِ وایل!!!

خب؟

 Dear Mr. Kames, how are you? we haven’t seen each other for a while


14. استادمون تعریف می‌کرد یه روز یکی از خدماتیا بهش میگه "آقای دکتر؛ منم کم‌کم تو این محیط دارم فرهنگی می‌شم"
استادمون می‌پرسه چه طور؟
مستخدم: قبلاً اگه کسی می‌پرسید اتاق فلانی کجاست می‌گفتم تهِ راهرو؛ الان می‌گم انتهای راهرو

15. چند وقت پیش توی دفتر یادداشتم کلیدواژه‌ای ثبت کرده بودم بدین صورت: «ز»

یه مدت درگیرِ این حرفِ ز بودم که خدایا خداوندا! ینی من قرار بودم راجع به این ز چی بنویسم و اصن این ز چیه و کیه!!! 
الان که داشتم صدای جلسه 14 رو گوش می‌کردم، دیدم بحثِ زبان و جنسیته و داریم در مورد تفاوتِ گونه‌های زبانی خانم‌ها و آقایون صحبت می‌کنیم و یکی از بچه‌ها میگه زنان قبیله‌ی «زولو» به شدت از به‌کاربردن کلماتی که توشون حرف «ز» باشه پرهیز می‌کنن و استفاده از حرف «ز» رو تابو می‌دونن!

دوست دارم برم تو اون قبیله و این بیتو بخونم:دی

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است باد خنک از جانب خوارزم وزان است

۹۵/۰۳/۱۱
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 10

ملیکا

نظرات  (۶)

من که کلا نیاز به مترجم دارم :)))
پاسخ:
تاکانو که سهله، من الان به زبان‌های اَفریکن هم مسلطم! :))))
پس اگه یه نفر ازشون بپرسه برای کدوم قبیله هستید چی میگن ؟!
:))
پاسخ:
:)))) اتفاقاً خودمم به این فکر می‌کردم که اینا اسم قبیله‌شونم ز داره :دی
۱۱ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۱۰ شن های ساحل
داشتم فکر می کردم این قبله توکانو اصلا چطوری احساسات هم می فهمن احتمالا اصلا نمی فهمن چون وقتی زبان مشترک نداری توضیح دقیق حس خیلی خیلی مشکل .من همین الان هم توی حرف زدن فارسی با شوهرم مشکل دارم یه حرفی می زنه من حس می کنم که نمی فهمم اونم بخاطر تجربه بهش میگم توضیح بده مجبور میشه ریز به ریز توضیح بد تا من بفهمم چی میگه مثلا 3 روز پیش میخواستم عینک بخرم هر انتخابی داشتم می گفت بزرگه دیگه کلافه شدم گفتم توضیح بد که گفت نسبت طول عینک به نسبت عرض صورتم بیشتر بخاطر همین احتمال شل شدن عینک و از روی صورتم افتادن اش وجود داره و اینجوری دسته عینک کج می ایسته و قرار بود من همه اینارو با همون کلمه بزرگ بفهمم و جالبه که دوستان و اطرافیانش دقیقا همه همون برداشت از بزرگ بودن عینک دارن بجز من
پاسخ:
:)))))))))) ای واِ من!!!
یادم باشه پستامو با جزئیات بیشتری بنویسم زین پس
من واااااقعا دیگه حوصله ى درس خوندن ندارم،حتى یه کتاب ساده ى فارسى!
چه اععععصابى خدا بهت داده!

پاسخ:
:)) درس خوندن علاوه بر اعصاب، یه دلِ خجسته هم میخواد!!!
"اعصاب" نه "اعصلب":))))
پاسخ:
به این نمیگن غلط املایی هااااااااااا... این اشتباه تایپیه :دی
۱۱ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۴۴ مبهم الملوک
این پایه انگلیسیه ....منو یاد قبلیه  های سرخ پوست میندازه 
حداقل زمان این تلفظشو و اینا رو تغییر داد خوب شد :)
پاسخ:
اوهوم...