دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

362- نگهبانه دیگه... داره وظیفه‌شو انجام میده

چهارشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۳۱ ب.ظ

صبح تا عصر کارگاه باشی و عصری بری دندونپزشکی و تا نه، نه و نیم مسجد شریف

بعد این روضه خون هر چی سعی کنه اشکتو درآره دریغ از یه چیکه آب

مطهره رو ببینی و بهت بگه چه قدر خانوم شدی تو!

و تو یه لبخند گنده رو لبت بشینه و زهرا بگه حالا خوبه نصف صورتت بی‌حسه این جوری می‌خندیاااا

10 برسی خوابگاه و تذکر کتبی و شفاهی نگهبان و 

هی براش توضیح بدی که خانواده‌ام اطلاع داشت و هی تو کتش نره و یه ربع کل کل و 

بعد بیای دراز بکشی رو تختت و اثر آمپولای بی‌حسی دندونپزشکه پریده باشه و

به اندازه‌ی همه‌ی اون روضه‌هایی که گریه نکردی گریه کنی...


معلومه من کدومم؟

۹۴/۰۷/۲۲
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

دکتر و. ش.

رئیس شماره1

نظرات  (۲۱)

منم امشب مداح نتونست اشکم رو دربیاره...
پاسخ:
:(
۲۲ مهر ۹۴ ، ۲۳:۰۰ مـــیـــمـــ ☺☺
:| من حدس میزنم اونی که چادریِ ودرحال یادداشت ِ یه چیزی:)))
اشک آدم بی موقع دربیاد زورداره
پاسخ:
درست حدس زدی :)

من رمز پستای رمز دارو فرستادمااااااااا
ولی هنوز فیدبک ندادی

۲۲ مهر ۹۴ ، ۲۳:۱۸ خانم الفــــ
اره دیگه اون چپ دسته :))

پاسخ:
آفرین!
اینجا کجاس؟ '
توضیح کامل 10 نمره 
پاسخ:
کارگاه زبانشناسی

نسرین عزیزم :*

پاسخ:
:( حالا که قرار بود این جوری بشه کاش تا 11 با شماها می‌موندم مراسم تموم میشد
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۰۱ فاطمه (خودکار بیک)
خیلییی معلومه کدومی :دی
تشخیص زیر ده ثانیه! 
پاسخ:
:دی
من این آقای پیرهن آبی ام
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۱۸ اسی بولیده

تو اولین نگاه فهمیدم کدومی!

بعدم مگه چند تا چادری تو تصویر هست؟ ;)

نمیدونستم چپ دستی:دی

پاسخ:
چپ دست و چادری!
و در حال نوشتن جزوه!!!
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۱ اسی بولیده

عزیزم:*

سر کلاسین؟ تو تالار؟!

پاسخ:
کلاس نیست!
کارگاه امروزه

۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۹ فریال میم
حالا چطوری رفتی کردستان؟:)

پاسخ:
تاکسی دربست تا دم در کارگاه!
همون ک با اعتماد به سقف نشسته داره تند تند جزوه مینویسه و یحتمل صدا رو هم داره ضبط میکنه :دییییی
پاسخ:
:))))
همونم
اینکه چپ دست هم هستی، توی عکس مشهوده!
پاسخ:
:دی
آره همونم!
خود خود خودشم
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۹:۰۷ مـــیـــمـــ ☺☺
:|من چیزی نگرفتم عزیزم
بعد فکر کردم اگه خودمم بخوام خیلی پررویه:|

پاسخ:
برای n امین بار فرستادم :)
هرزنامه کامنتاتم ببین
بلی معلومه که کدومی :)
چه ژست شیکی هم گرفتی :دی
پاسخ:
:دی
یکی از دغدغه های داداشم اینه که میگه تو موقع غذا خوردن و خوابیدن و نشستن یه جوری شیک میشینی انگار یکی یهویی قراره ازت عکس بگیره منتشر کنه :دی
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۰:۲۹ ثریا شیری
تشخیصت آسون بود :دی
ریزه میزه
چپ دست
چادری
در حال نوشتن
:دی

پاسخ:
اظهر من الشمس
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۲:۲۴ مـــیـــمـــ ☺☺
:|هرزنامه ی کامنتا کجاس؟
پاسخ:
ستون سمت راست
نظرات
بعد قسمت چپ
منتظر تایید و خصوصی و اینا

رمزم رسید بالاخره؟
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۵:۳۳ مداد رنگی
البته چپ دست بودنت رو قبلا تشخیص داده بودم
اون شب که دستکش دستت بود و عربی مینوشتی
تو این عکسم زیره چند ثانیه تشخیصت دادم

پاسخ:
D;
اولین چیزی نگام رفت سمتش تو عکس
تو بودی
بدون اینک بخام دنالت بگردم تو عکس!
درین حد معلوم بود کدومی

پاسخ:
:))) چه جالب
اره قشنگ تابلپیه
وای عزیزم چقدر خوبه که مینویسی
اینجوری مینویسی
دمت گرم
یاحسین
من که هلاکم این شبا هییت...هعی ولی خب
پاسخ:
التماس دعا
همونی که داره عکس میگیره
پاسخ:
:| 
همونی که می‌نویسه
۲۶ مهر ۹۴ ، ۰۹:۴۸ مهدی سیلاوی
این عکس رو کی گرفته و چطوری به تو رسونده، چه خوبه
پاسخ:
یکی از مسئولین گرفت
منم آخر جلسه موقع خدافظی رفتم ازش گرفتم
ینی شماره دادم برام فرستاد
اونی که داره مینویسه ردیف اول یه صندلی خالی هم کنارشه ؟؟
شما یین فک کنم ؟
پاسخ:
بلی!
اون منم
عکس پرفایلمم اونه