دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

313- استحیاء

دوشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۵۶ ق.ظ

صبح دوستم اسمس داده که استحیا باب استفعاله؟ بعد اون تمشی علی استحیا یعنی طوری راه می‌رفت که حیا به دست بیاره؟ ینی اون باب استفعال بودنش مثل بقیه جاها معنی درخواست کردن و طلب کردن میده؟ # افکار پریشان اول صبحم تو مترو

منم جواب دادم:

با سلام, شما با مرکز پاسخ‌گویی به افکار پریشان تماس گرفته‌اید, باب استفعال است و این نشان می‌دهد حیا اجباری نبوده و خودش می‌خواسته و علاقه‌مند بوده حیا داشته باشد, همچنین دقت کنید با حرف علی آمده است که ارتباط حیای دو طرفه را نشان می‌دهد و نشانه تاکید نیز می‌باشد.  من الله توفیق!


قبلاً ها چادر برام یه پوشش مثل بقیه پوشش‌ها بود

که یه موقع‌هایی می‌ذاشتمش کنار که دست و پامو نگیره (خیلی کم و به ندرت البته)

مثلا موقعی که کلاس رانندگی می‌رفتم یا وقتی می‌رفتم خونه و برمی‌گشتم

جاهایی مثل راه‌آهن و ترمینال و اینا, تو آزمایشگاه و کارگاه

و البته تو مهمونیا و عروسیای خانوادگی مقیدتر هم بودم به این قضیه


یکی از دوستام چادری شده و میگه این چادر نتیجه‌ی هفت هشت سال فکره

هر چند تو این مدت که فکر می‌کرده چادری نبوده

باید اعتراف کنم که منم چند وقته چادری شدم و این چادر نتیجه‌ی هفت هشت سال فکره

هر چند تو این مدت که فکر می‌کردم چادری بودم 

که این سفر زیارتی اخیرم هم تو این زمینه بی‌تاثیر نبوده


پ.ن1: نمی‌دونم وقتی دیالوگامو این‌جوری می‌نویسم قشنگ‌تر میشه یا با اسکرین شات

پ.ن2: من دیشب گریه نمی‌کردم! مگه دیوانه ام گریه کنم آخه,

تازه انقدرم اسکول نیستم وقتی گریه می‌کنم بیام اینجا اعلان عمومی بدم, 

واقعاً جدی جدی در حد چند دقیقه بارون میومد

پ.ن3: دختر خانمی که پنجاه هزار تومن پول شال میدی

خدایی یه جوری سر کن لاقل پونزده هزار تومنش رو سرت باشه

والله اسرافه خواهرم، اسراف :دی

پ.ن4: اصحاب اخلودم اون مسیحیایی بودن که پادشاه وقت اصرار می‌کرد یهودی بشن و 

نشدن و زنده زنده تو گودال سوزوندنشون

۹۴/۰۷/۱۳
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

الهام

واژه‌ها

نظرات  (۵)

چادری بودن من به دلیل علاقه م به چادره نه به خاطر پوشش برتر یا حجاب کامل تر :)

*اسکرین شات میگیری خیلی قشنگ تر میشه :)))
پاسخ:
آره
خودمم اون جوری دوست دارم
ولی الان ناشناس بودن اسمس دهنده موضوعیت داشت
۱۴ مهر ۹۴ ، ۱۳:۲۱ فاطمه (خودکار بیک)
اسکرین میذاری بهتره :)))



+ عملیات با موفقیت انجام شد :)
پاسخ:
تشکرات فراااااااااااااااااااااااااااااااااوان :دی
۱۴ مهر ۹۴ ، ۱۳:۳۲ دختر حــَوا :)
جدن بهت حسودیم میشه که اینقد عربیت خوبه! نه بخاطر درس و کنکور و اهمیتشا! بیشتر بخاطر اینکه بلد بودن یه زبان و فهمیدنش خیلی خیلی حس قشنگ و لذت بخشیه... مخصوصا اینکه زبان قرآنم باشه.
پاسخ:
:)
میخوای دوره آموزشی بذارم براتون؟
۱۴ مهر ۹۴ ، ۱۴:۰۱ دختر حــَوا :)
نه بابا! :)) آخه مگه میشه وبلاگی یاد گرفت؟ من 6 ساله دارم تو مدرسه میخونم هنوز مخاطبینَ رو از مخاطبینِ تشخیص نمیدم :))
پاسخ:
:))))
ادامه بده
تو می‌تونی
من از بچگی چادری بودم وقتی راهنمایی بودم چادمو توی کلاس مختلط درمیاوردم اما الان خیلی ساله که به نظرم عجیب و شایدم غریب و راستش از دید دیگرانم مسخره بیاد که بخوام توی کلاس و یا احیانا سرکار در آینده دربیارم و باز بخوام بیرون توی خیابون که میرم سرش کنم به نظرم مردم باخودشون میگن الان همکلاسیاو و همکارا محرمن؟!!!
اتفاقا یکی از مجریان قدیمی برنامه کودک هم بیرون چادریه و بعد جلوی دوربین و توی استودیو مانتویی
پاسخ:
هر کی بنا به سلیقه اش یه جوریه دیگه...