دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۷۸۳- مگو چیست کار ۳

شنبه, ۲۲ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۰۱ ق.ظ

فک و فامیل همیشه منو در حال درس خوندن و مقاله نوشتن و پای کتاب و لپ‌تاپ دیده‌ن. معمولاً تو مراسما و مهمونیاشون نیستم و هر موقع می‌پرسن چی کار می‌کنی می‌گم مشغول نوشتن مقاله و پایان‌نامه‌م. قطعاً منظور من مقاله‌ها و پایان‌نامۀ خودمه ولی یه بار از صحبتای یکی از فامیلامون متوجه شدم که فکر می‌کنه من تو کار فروش مقاله برای میدون انقلابم!

بعد از تدریس کنکور، یکی دیگه از کارهایی که بهم پیشنهاد میشه نوشتن مقاله و پایان‌نامه، یا حداقل ویرایششونه، که نه‌تنها از این کار به‌دلیل اینکه تقلب محسوبشون می‌کنم بدم میاد بلکه چنین پیشنهادهایی رو می‌ذارم تو طبقۀ پیشنهادهای بی‌شرمانه. 

سال اول ارشد، یه بار یکی از هم‌کلاسی‌های دورۀ کارشناسیم ازم خواست پایان‌نامۀ دایی‌شو ویرایش کنم. منم تازه با ویرایش و پدیده‌ای به نام نیم‌فاصله آشنا شده بودم و دوست داشتم ویراستاری رو. ولی معتقد بودم هر دانشجویی باید یاد بگیره خودش پایان‌نامۀ خودشو ویرایش کنه. البته موضوع پایان‌نامه‌شم هیچ ربطی به من و رشته‌هام نداشت. دوستم ازم خواست فقط در حد درست کردن فهرست و شکل‌ها و جدول‌ها و نیم‌فاصله‌ها دستی به سر و روی پایان‌نامه بکشم. تو رودروایستی گفتم باشه، ولی تأکید کردم که چون کارم این نیست دستمزد نمی‌گیرم. از اون اصرار و از من انکار و دیگه آخرش صرف‌نظر از تعداد کلمات و صفحات پایان‌نامه، گفتم پنجاه یا شصت تومن که اون موقع معادل با دوتا بلیت قطار بود و مبلغ زیادی نبود. پایان‌نامه‌شو ویرایش کردم و فرستادم. استاد دایی این دوستم گفته بود منابع پایان‌نامه کافی نیست. دوستم ازم خواست چندتا جمله از کتاب‌های مربوط به موضوع به متن اضافه کنم و ارجاع بدم بهشون که منابع مورداستفاده زیاد بشه. از اونجایی که دوستم و داییش آدمای محترمی بودن نتونستم خواهشش رو رد کنم و انجام دادم. اولین باری بود که این دوستم کارش لنگ من بود و قبل از اون کلی لطف جبران‌نشده بهم کرده بود. نتونستم نه بگم. ولی هنوز که هنوزه عذاب وجدان دارم بابت اضافه کردن اون منابع مسخره. نمی‌دونم اونایی که برای این و اون پروپوزال و پایان‌نامه و مقاله می‌نویسن یا می‌خرن چجوری از عذاب وجدان نمی‌میرن. من که هنوز خودمو نبخشیدم! بعدتر که بیشتر با کار ویرایش آشنا شدم، همکارام سعی می‌کردن قانعم کنن ویرایش پایان‌نامه و مقاله کار زشتی نیست و یه کار قانونی و اخلاقی و شرعیه و قرار نیست کسی که پزشکه یا مهندسه، ورد و تایپ هم بلد باشه و نیم‌فاصله بدونه چیه. چون ویرایش، دانش‌مهارت محسوب میشه و انتظار نمی‌ره که همه بلدش باشن. ولی من چون همیشه خودم صفر تا صدِ کارامو انجام می‌دادم قانع نمی‌شدم بخشی از کار بقیه رو انجام بدم و بابتش پول بگیرم. لذا کارای این مدلی رو قبول نمی‌کردم. ولی وقتی پریسا (فامیلمون) ازم خواست تو نوشتن پایان‌نامه کمکش کنم با توجه به شرایطش و شناختی که ازش داشتم قبول کردم که پایان‌نامه‌شو فقط به‌لحاظ صوری (ظاهری و نه محتوایی) ویرایش کنم. دستمزدم نگرفتم.

یه بارم پایان‌نامۀ جانورشناسیِ همکار هم‌اتاقی اسبقمو ویرایش کردم. این هم‌اتاقیم به‌نوعی همکارم هم بود و امیدنامه‌ها و قراردادهای شرکتشونو ویرایش می‌کردم. می‌دونست که تو کار مقاله و پایان‌نامه نیستم و انجام نمی‌دم ولی همکارش در شُرُف دفاع بود و عجله داشت و رو انداخت به من. گفت در حد درست کردن نیم‌فاصله‌ها و فهرست و فونت و سایز نوشته‌هاست. این‌جور مواقع ارجاعشون می‌دم به همون همکاران ویراستارم که ویرایش پایان‌نامه رو مکروه نمی‌دونن و انجام می‌دن. ولی عجله‌ای کسیو پیدا نکردم و خودم انجام دادم. پونصد تومن برای ویرایش گرفتم و سیصد هم برای اینکه فونت و سایز و سطر و حاشیه‌ها رو طبق شیوه‌نامۀ دانشگاهشون اصلاح کنم. یه روز طول کشید. این مبلغ بازم در مقابل چیزی که همکاران ویراستار می‌گرفتن کم بود. تازه فوری بودنشم حساب نکردم.

ویراستاری، کاری بود که تا قبل از نوشتن پایان‌نامۀ کارشناسیم نمی‌دونستم وجود خارجی داره و چیه. در واقع نمی‌دونستم چنین کاری هست چه رسد به اینکه علاقه داشته باشم یا بخوام در آینده ویراستار بشم. سال آخر کارشناسی موقع نوشتن پایان‌نامه نیم‌فاصله و قواعد نگارشی رو از یکی از دوستام یاد گرفتم و از اون موقع سعی کردم تو پست‌های وبلاگ و تو چت‌هام هم رعایتشون کنم. بعد دیدم رعایت کردنِ این چیزا شغله و ملت ازش پول درمیارن! ولی هیچ وقت به چشم شغل بهش نگاه نکردم و هیچ وقت هیچ جا اطلاعیه ندادم که من ویرایش بلدم و کاراتونو بسپرید به من. هر کاری هم تا حالا کردم برای آشناها و دوستا و فک و فامیل بوده. از بعضیاشون دستمزد گرفتم و از بعضیاشون نه. ملاکم هم گاهی تعداد کلمات متنشون بوده گاهی هیچی. یه کار تفریحی و تفننی، صرفاً جهت خوب کردن حال خودم. وقتایی که یه متن درب و داغون رو ویرایش می‌کنم حس خوبی بهم دست می‌ده. حسی شبیه تعمیر کردن چیزی که خرابه. فکر کنم ریشۀ مشترک داشته باشن این دوتا کار. اصلاح کردن، درست کردن.

۰۱/۰۵/۲۲
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

الهام

میترا هم‌اتاقی سال سوم

پریسا

نظرات  (۱۰)

۲۲ مرداد ۰۱ ، ۰۸:۴۳ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

مهندس ویراستار هم خوبه.

ایده‌آل خودتون چیه در مورد کار؟🤔

پاسخ:
فکر کنم سه چهارتا پست بعدتر مشخص بشه :))

ایدئال درسته.

وای من از تایپ و ویرایش و نیم فاصله و ...گریزانم...

دوره ارشد که تازه از فضای مهندسی وارد فضای علوم انسانی شده بودم و خب حجم پایان ارشد قابل مقایسه با پروژه کارشناسی نبود یه روز با حالت اعتراض رفتم و به کارشناس گروه گفتم من یه تایپیست احتیاج دارم و قیافه ایشون دیدنی بود:))

خلاصه که به علت عدم رعایت نیم فاصله کارم رو با تاخیر فرستادن برای داوران و من اونجا بود که با افزونه ویراستیار دوست شدم و سعی کردم دستی این کار رو انجام ندم.... و البته عنوان بندی و فهرست مطالب و ...رو هم توفیق اجباری شد یاد گرفتم

دوره دکتری هم که دانشگاه الحمدالله یه فرمت آماده داشت و با ریختن متن رساله در اون از جهت صفحه بندی و فهرست مطالب و...راحت شدیم

پاسخ:
منم سال آخر کارشناسی فهمیدم و با سابقه‌ای که تو وبلاگ‌نویسی دارم، هر موقع آرشیو وبلاگمو مرور می‌کنم و سبک نگارش قدیمم رو نگاه می‌کنم یه‌جوری میشم. حس می‌کنم چقدر بی‌سواد بودم :|

واقعاً با این عبارت که «نه‌تنها از این کار به‌دلیل اینکه تقلب محسوبشون می‌کنم بدم میاد بلکه چنین پیشنهادهایی رو می‌ذارم تو طبقۀ پیشنهادهای بی‌شرمانه» خیلی خیلی موافقم.

متأسفانه پیشنهاد برای این کار اونقدر زیاد شده که حتی شنیدم بعضی از اساتید هم همچین کارایی رو انجام می‌دن!

از اون بدتر این داستان امتحان‌های مجازی بود! هر کی از راه می‌رسید می‌‌گفت بیا به جای من امتحان بده!

به کجا داریم می‌ریم خدا می‌دونه...

پاسخ:
آره، من حتی معلم‌هایی رو می‌شناسم که تو همین دوران کورونا جای دانش‌آموزا امتحان دادن.

این نیم فاصله که میگی چیه که انقدر مهم و عظیمه؟!! 

پاسخ:
پیام شما با رعایت نیم‌فاصله:
این نیم‌فاصله که می‌گی چیه که ان‌قدر مهم و عظیمه

پیام شما بدون رعایت نیم‌فاصله:
این نیمفاصله که میگی چیه که انقدر مهم و عظیمه
این نیم فاصله که می گی چیه که ان قدر مهم و عظیمه

تو قسمت دوم و سوم این وبلاگ توضیح دادم نیم‌فاصله رو:

منم از وقتی توی وبلاگ دیدم سعی می‌کنم رعایتش کنم ولی دقیق بلدش نیستم! مثلا الان به جای انقدر نوشتی ان‌قدر و من نمی‌دونم چرا!

پاسخ:
این‌قدر و آن‌قدر چون یه تکیهٔ واحد دارن و مثل این دختر تلفظ نمی‌شن جدا نمی‌نویسیم
و چون از دو جزء تشکیل شدن چسبیده هم نمی‌نویسیم
پس با نیم‌فاصله می‌نویسیم
هر چیو بلد نبودی یا شک داشتی از اینجا چک کن:

https://emla.virastaran.net/

مرسی 😍 

نیم فاصله اونقدرا هم چیز مهمی نیست و فقط از ابزارهای زیباسازی متنه.. مثل خیلی موارد دیگه که قاعدتا رعایت میشن تو نوشتار.. 

 

ایده آل هم چون کلمه فارسی نیست، همه جور میتونه نوشته بشه (تا وقتی که تلفظش درست منتقل بشه..)   اتفاقا چون ظاهرا از کلمه "ایده" میاد، نوشتنش به شکل ایده آل چندان غلط نیست، هر چند ایدئال درست تره.. کلا حساسیت رو این موارد اونقدرا جا نداره.. 

 

پاسخ:
بیا راجع به چیزی که اطلاع/ دانش/ علم/ مطالعه/ سواد/ تخصص نداریم نظر ندیم، باشه؟

حالا نمیخوام یه چیزایی بهت بگم..، نکته همینجاست، خیلی جدی گرفتی عزیزم..

 

شما هم وقتی راجع به مخاطبت چیزی نمیدونی قضاوت نکن، باشه؟

پاسخ:
ببین فکر نکن با اون عزیزمِ آخر جمله‌ت کوتاه میام و حرفتو می‌پذیرم، ولی باشه هر طوری دوست داری فکر کن.

ایدئال، ایده+آل نیست. این‌جوری نوشتنش شبیه اینه که پایتخت کره رو سه‌‌اول بنویسی . قاعده اینه:
همۀ واژه‌های بیگانۀ دارای صدای همزه، 
با «همزه» می‌آیند: رئالِ مادرید، تئاتر، 
سئول، ناپلئون، سوئد، کائوچو، نئون، 
رئالیسم، تئوری، ایدئال، ایدئالیست.

:)))))) 

نه عزیزم، فکر نکردم..  :))

 

ببین این قواعد هر از گاهی تغییراتی میکنه و انقدر جدیشون نگیر..

و کلا منظورم اینه که درجه اهمیتش زیاد نیست و به اندازه سایر موارد، غلط محسوب نمیشه، چون یه قاعده ش همونه که گفتم.. هر چند ایدئال درست تره..

پاسخ:
من الان قصدم این نیست اثبات کنم نیم‌فاصله مهمه یا نه، ولی اهمیتش بیشتر از اسپیس (فاصله) نباشه کمتر نیست.
خط لاتین طوریه که فقط اسپیس داره موقع تایپ، خط فارسی هم طوریه که علاوه بر فاصله، نیم‌فاصله هم داره. فقط هم اونایی متوجهش میشن که فرق کلمهٔ ساده و مرکب و مشتق و پیشوند و پسوندو بدونن.

دست گذاشتی روی موضوعی که خط قرمز و ناموس منه :))

😣 اه اه یاد روزهایی افتادم که تایپیست بودم... پایان نامه هایی که پر از ایراد بود، رسماً از اینجا و اونجای اینترنت کپی شده بود حتی بدون این که طرف کوچکترین تلاشی بکنه برای حذف لینک های ارجاع مخفی داخل متن.

فکر کن چه پوستی از آدم کنده می شد وقتی می خواستی فهرست لینکی درست کنی برای این جور پایان نامه ها😒

پاسخ:
اعصاب تو از منم پولادین‌تره تو این عرصه
اولین چیزی که تو دانشگاه به ما یاد دادن این بود که هیچی رو کپی نکنیم چون متنِ کپی‌شده متادیتا داره و نرم‌افزار تقلب‌یاب! می‌فهمه کپی شده. حتی چیزی که خودت جای دیگه نوشتی رو هم نباید برای خودت کپی کنی. صفر تا صدشو باید خودمون بنویسیم.