دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۷۳۲- تمام شهر خوابیدن، من از فکر تو بیدارم

چهارشنبه, ۲۵ اسفند ۱۴۰۰، ۰۴:۲۲ ق.ظ

ساعت چهار و بیست دقیقهٔ صبحه و دقایقی پیش مقاله‌ای که موضوعش تأثیرات فارسی روی ترکی بود رو برای استاد شمارهٔ ۱۸ ایمیل کردم. و کمتر از پنج روز فرصت دارم که مقاله‌های استادان شمارهٔ ۱۹ و ۱۷ رو هم آماده کنم و بفرستم براشون. موضوع یکی از این مقاله‌ها زبان کودکانه و موضوع یکیشم نام‌های تجاری. دومی تقریباً آماده‌ست ولی اولی تو ذهنمه و روی کاغذ پیاده‌ش نکردم هنوز.

۰۰/۱۲/۲۵
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 17

استاد شماره 18

استاد شماره 19

نظرات  (۶)

۲۵ اسفند ۰۰ ، ۱۴:۱۸ مصطفی فتاحی اردکانی

موفق باشید، همین

پاسخ:
ممنون :)
۲۵ اسفند ۰۰ ، ۲۰:۱۲ میرزا مهدی

مشتاق شدم از مقاله ی اولیتون سر در بیارم. یعنی بخونمش :)

 

پاسخ:
اگه ترکی بلد نباشید سخت میشه سردرآورد، ولی سعی کردم یه‌جوری بنویسم که ساده باشه و استادم که ترکی بلد نیست متوجه بشه.
بذارید یه قسمتشو اینجا بیارم:

4-4-8 توالی فعلِ «خواستن» و فعل بند پیرو
بند متمم یا پیرو در زبان ترکی آذربایجانی معمولاً پیش از فعل اصلی (خواستن) می‌آید، اما این امکان هم وجود دارد که بند متمم پس از فعل اصلی بیاید. زبان ترکی آذربایجانی این الگوی متمم‌سازی را از زبان فارسی وام گرفته است و رخداد این بند پس از فعلِ «خواستن» متأثر از تماس این زبان با زبان فارسی است.
مثال41. ایستیرم تهرانا گدم. (= می‌خواهم به تهران بروم.)
مثال42. تهرانا گدماخی ایستیرم. (= به تهران رفتن را می‌خواهم.)

چه قدر دوس دارم اون مقاله ت که موضوعش زبان کودکانه است رو بخونم، یه زمانی دانشجوهام رو تشویق میکردم که به عنوان موضوع پایان نامه یا رساله شون انتخاب کنند این موضوع رو....

دوره دکتری میشد شبایی که  بیدار میموندم تا دیروقت اما الان در حالی که تازه به صفحه پنجم یکی از مقاله ها رسیدم اصلا نمیتونم به خاطرش شب بیدار بمونم... و خب کلا مکتوب کردن برای من کار سختیه من شفاهی م؛ حتی یه بار به استاد راهنمام گفتم من وزیر علوم بشم ارایه تز و مقالات دکتری رو شفاهی میکنم:)

پاسخ:
اون مقاله هنوز به منصۀ ظهور نرسیده و حالا کو تا منتشر بشه :دی ولی یه کانال تلگرامی هست به اسم کودکان اندیشه. بعضی بخش‌ها رو از پستای اون کانال ایده گرفتم.
این آدرسشه:

سلام

پرش رفته کمش مونده مقاله هام تموم میشه و شما عاشقانه میرید سراغ چالشای جدید :)

 

پاسخ:
سلام
والا چالش جدیدی در راه نیست. تا دو سال آینده چالشای من مقاله و پروپوزال و رساله‌سات :|

خیلی ممنون از معرفی کانال، جای خیلی جالبیه و اگه داده هاش واقعی و معتبر باشه میشه روشون کار های پژوهشی و تحلیلی خوبی کرد

کودک: ما انسان های چندمیّه ایم؟
(علی ۷ساله)
@ChildrenOfIdea

خواهر زاده چهار ساله ام دو تا جوجه اردک داشت، ازش پرسیدم حالشون چطوره؟

گفت خوبن...بعد یه تأملی کرد و گفت چون من صاحبشونم

گفتم تو صاحبشونی یعنی چی؟

گفت یعنی مراقبشونم

گفتم صاحب تو کیه؟

با یه ذوقی گفت: مامانم...بابام...:)

پاسخ:
داده‌هاش واقعیه. من خودمم چند بار برای این کانال پست فرستادم. ولی خیلی وقته که تعطیله و ادمینشم دیلیت اکانت کرده.
مثلاً یکی از چیزایی که من فرستاده بودم راجع به املای فعل بود. بچهٔ یکی از دوستان فکر می‌کرد رفت برای یه نفره رفتند برای دو نفر و رفتنند سه نفر و همین‌جوری هی نون اضافه می‌کرد به تعداد نفرات مازاد :))

:))

به کار بردن فعلهاشونم واقعا جالبه مثلا همین خواهر زاده مذکور به بار از مامانش ناراحت شده بود و گفت: مامان شما باید از من ببخشید کنید:)

پاسخ:
یکی از چیزایی که ندارم و دوست داشتم که تو این موقعیت داشتمشون بچه‌ست. الان اگه چندتا بچۀ قدونیم‌قد داشتم کلی ازشون مقوله استخراج می‌کردم :))