دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۶۹۷- آزمون جامع (قسمت اول)

پنجشنبه, ۲۳ دی ۱۴۰۰، ۱۲:۴۴ ب.ظ

دانشگاه هی پیام می‌ده که برای آزمون جامع باید مدرک زبان داشته باشید و دلیلِ این هی پیام دادنشم اینه که آزمون‌های زبان هر یکی دو ماه یه بار و حتی هر چند ماه یه بار برگزار می‌شن و طرف ممکنه امتیاز کافی رو نیاره و قبول نشه و لازم باشه دوباره شرکت کنه و ظرفیت‌های آزمون هم محدوده و یه وقت ممکنه تا تابستون (که قراره آزمون جامع برگزار بشه) نتونه مدرک زبان رو بگیره. مثل من که چهار سال پیش می‌خواستم امتحان بدم و تو شهر خودم ظرفیت پر شد و مجبور شدم پاشم برم قزوین امتحان بدم (پست اینستای مربوطه: قبل از آزمون، بعد از آزمون). بعضی از هم‌کلاسیام چند وقته درگیر این امتحانن که تا تابستون مدرکشو بگیرن. به‌خاطر کرونا و امیکرون هم دیربه‌دیرتر از سال‌های قبل آزمون برگزار میشه و عرضه کم و تقاضا زیاده. حالا از اونجایی که خودم تا پنج سال پیش اسم آزمون جامع به گوشم نخورده بود، لازمه اینجا یه پرانتز بزرگ باز کنم و آزمون جامع رو توضیح بدم بعد دوباره برگردیم سر وقت آزمون زبان که اصل مطلب همین آزمون زبانه.

دانشجویان مقطع دکتری، ترم چهار باید آزمون جامع بدن و حتماً قبول بشن. اگه قبول نشن باید ترم پنج این آزمون جامع رو دوباره بدن و اگر نمرۀ لازم رو کسب نکنن باید بی‌خیال دکتری بشن و برن پی کارشون. قبل از آزمون جامع باید همۀ درساشونو پاس کرده باشن و معدلشونم بالای ۱۶ باشه. هر کی معدلش کمتر از ۱۶ باشه باید ترم چهار چندتا درس دیگه برداره و نمرۀ خوب بگیره که معدلش برسه به ۱۶ که ترم پنج آزمون جامع بده. محتوای آزمون جامع، درس‌های ارشد و دکتریه. شبیه کنکور، از همه چی سؤال میاد. تو رشتۀ ما یا شایدم تو همۀ رشته‌ها باید تو آزمون جامع نمرۀ هر کدوم از درسایی که ازش سؤال میدن حداقل ۱۴ باشه و میانگینشون هم حداقل ۱۶ باشه. حالا اگه میانگین بالای ۱۶ بود ولی یکی از درسا کمتر از ۱۴ بود، بازم موردقبول نیست و باید اون درسو دوباره امتحان بدی. اگه همۀ درسای آزمون جامع رو ۱۵.۹۹ بگیری هم قابل‌قبول نیست. چون میانگینشون کمتر از ۱۶ میشه. همه‌ش ۲۰ و یکیش ۱۳.۹۹ هم قابل‌قبول نیست. خلاصه باید نمره‌ها بالای ۱۴ باشن و میانگین بالای ۱۶. بعد از این آزمون جامع می‌تونیم از پروپوزال (که معادل فارسیش پیشنهاده هست و اون ه مال خودشه) دفاع کنیم. ولی قبلش طرف باید مدرک زبان هم داشته باشه. تو آزمون جامع، امتحان زبان نمی‌گیرن و مدرک زبان رو طرف باید خودش بره از یه جای معتبر بگیره. تافل، آیلتس، دولینگو و PTE (که البته این آخری رو فکر کنم باید تو یه کشور دیگه بدی به‌خاطر تحریم و مسائل ارزی) معتبرن و چون بین‌المللی هستن و با دلار باید ثبت‌نام صورت بگیره گرونن. تولیمو و ام‌اس‌آرتی (مخفف عبارت Ministry of Science, Research and Technology به‌معنای وزارت علوم، تحقیقات و فناوری) که قبلاً اسمش MCHE (مخفف عبارت Ministry of Culture, and Higher Education به‌معنای وزارت فرهنگ و آموزش عالی) بود هم آزمون‌های داخلی هستن که در داخل کشور اعتبار دارن و حدودای دویست تومنن و در مقایسه با بین‌المللی‌ها گرون محسوب نمی‌شن. شاید بعضی از دانشگاه‌ها خودشونم امتحان زبان بگیرن، که البته از کمّ و کیفش اطلاع دقیقی ندارم.

خب حالا بریم سراغ اصل مطلب. اون آزمون زبان قزوینِ بند (پاراگراف) اول پست، کفِ نمره‌ش 45 بود و من 44 شدم. در واقع قبول نشدم. اسفند 97 تو شهر خودمون دوباره یه آزمون دیگه دادم که اون موقع کفِ نمره 50 بود و من 51 شدم. فی‌الواقع سعی می‌کنم از مرزها فاصله نگیرم و با کمترین اختلاف یا این ورشم یا اون ورش. اینم اضافه کنم که این مدرک‌های زبان همه‌شون دو سال اعتبار دارن. ینی تا زمستون 99 انقضا داشت مدرکم. از اونجایی که من پاییز 99 وارد مقطع دکتری شدم، پس با مدرک معتبر زبان (البته با نمره‌ای نه‌چندان زیبا)، دکترا رو شروع کرده بودم. حالا با اون پیام‌هایی که راه به راه دانشگاه می‌فرستاد این سؤال برام ایجاد شده بود که برای آزمون جامعی که سال بعد باید بدم و با توجه به اینکه انقضاشم زمستون پارسال تموم شد آیا دوباره باید برم مدرک زبان بگیرم یا نه. الان اصل اصل مطلب همینه و یه ساعته دارم آسمون و ریسمون می‌بافم که به اینجا برسم که:

این هفته زنگ زدم به مسئول آموزش دانشکده و با یه لحنی که انگار داره یه مسئلۀ شرعی رو مطرح می‌کنه که حکمشو بدونه پرسیدم کسی که پاییز 99 وارد مقطع دکتری شده و انقضای مدرک زبانش زمستان 99 بوده، برای آزمون جامعی که تابستان 1400 قراره بده باید مجدداً مدرک بگیره؟ مسئول مربوطه چند لحظه فکر کرد و استفتا داد که با توجه به اینکه وقتی وارد مدرک دکتری شدی هنوز مدرکت معتبر بوده، نه دیگه لازم نیست دوباره مدرک بگیری. گفتم یه سؤال دیگه. با توجه به اینکه کف نمرۀ قبولی برای شما پنجاهه، نمرۀ اون مدرک چه 51 باشه چه 100 باشه، فرقی می‌کنه به حال اون دانشجو؟ باز یه کم فکر کرد و گفت نه. همین که بالای 50 باشه کافیه و از نظر ما برای آزمون جامع، 51 و 100 فرقی ندارن و مهم اینه که بالای پنجاهن. و اکنون من بسیار خوشحالم که از اون کوه کارهایی که تا پاییز سال بعد باهاشون دست‌به‌گریبانم، یه تپۀ کوچیک کم شد :|



پ.ن:عبارت آزمون جامع رو برای اولین بار تو وبلاگ یکی از دوستان که درگیر این آزمون و نگران قبولیش بود دیدم. که البته قبول شد و دکتراشو گرفت و وارد مرحلۀ فوق دکتری شد. اون موقع که این کامنتو می‌ذاشتم سال اول ارشد بودم و هنوز شباهنگ بودم و هنوز نمی‌دونستم آزمون جامع چیه. بعضی از کلمات هستن که وقتی می‌شنویمشون یاد کسی یا جایی می‌افتیم و برامون چیزی رو تداعی می‌کنن. حلا من وقتی آزمون جامع رو می‌شنوم یاد این وبلاگ و اون پست و کامنت می‌افتم.

+ شما با دیدن و شنیدن کدوم واژه‌ها یاد من می‌افتید؟

۰۰/۱۰/۲۳
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

بنده خدای شماره1

خانم ش مسئول آموزش

نظرات  (۱۷)

سلام؛ خداروشکر که مدرک زبانت  واسه آزمون معتبره به نطرم کلا باید بدون تاریخ انقضا باشه.

من با دیدن و شنیدن اسم و عکس و خود جغد. با اسم‌های شباهنگ و تورنادو و دردانه و نسرین. با شنیدن زبان‌شناسی و نیم‌فاصله. با دیدن و یا شنیدن و یا خوندن خبری در مورد اهنگر دادگر. با شنیدن اسم دانشگاهت. با شریف با فرهنگستان با تبریز و...

پاسخ:
سلام
به‌نظرم زبان‌آموزی مثل رانندگیه. گواهی رانندگی رو هم هر چند سال یه بار منقضی می‌کنن. آخه مگه آدم یادش می‌ره این چیزا :|
۲۳ دی ۰۰ ، ۱۳:۳۱ اقای ‌ میم

شباهنگ فقط

پاسخ:
خوبه. خودم شباهنگو بیشتر از تورنادو دوست دارم.
۲۳ دی ۰۰ ، ۱۴:۱۷ آقای سین

با " انواع استاد، به‌لحاظ نحوۀ بازخورد"

با این عنوان تو ذهنم هستین :)

پاسخ:
منتظرم ببینم کی میگه کیک بدون فر :|
۲۳ دی ۰۰ ، ۱۵:۰۱ ماه توت‌فرنگی

جغد، تلاش زیاد، رفع مشکلات پرداختی فامیل و دیگران، مراد. 

پاسخ:
رفع مشکلات پرداختی رو خوب اومدی :))
همین چند وقت پیش یکی از اقوام یه مشکلی رو با من در میون گذاشت تحت این عنوان که چرا قبض تلفنم نجومی اومده. پس از بررسی کاشف به عمل آوردم که شنبه ساعت یازده صبح تماس بین‌المللی داشته. حالا از اونجایی که قبول نمی‌کرد با خارج تماس گرفته باشه و از اونجایی که کارش اینه با راننده‌های تریلی در ارتباط باشه بهش گفتم احتمالاً یکی از راننده‌ها نزدیک مرز بوده و تماس گرفتی و خارجی حساب شده.
۲۳ دی ۰۰ ، ۱۶:۵۳ صرفا جهت اطلاع..

سلام، خوبی؟ 

پسا دکترا مقطع تحصیلی نیست.. مدرک نداره.. و کسی که داره اون دوره رو میگذرونه دانشجو نیست..

 

آزمون جامع هم از درسای ارشد نیست و در حد یه امتحان معمولیه.. حالا شاید برای شما اینطور باشه!..

اما از اونجا که تو همیشه دوست داری عمدا سر خودتو با درس شلوغ کنی، شاید برای تو در حد همون کنکور باشه :)))

(آیکون گل و اینا..) 

پاسخ:
سلام
ممنون
بله، پارسال یکی از دوستان این نکته رو تذکر داد و حواسم بود که مقطع تحصیلی نیست. البته این بنده خدا الان استاده و دانشجو نیست و نمی‌دونم چرا نوشتم دانشجو :| باری به هر جهت جمله‌مو اصلاح کردم و ممنونم بابت تذکر.
ببین ما تو دورۀ ارشد 20تا درس دوواحدی داشتیم. تو دورۀ دکتری هم پنج شش‌تا درس اصلی داریم. مثل آواشناسی، نحو، صرف، معنی‌شناسی و... که دورۀ ارشد هم داشتیم اینا رو.  منظورم این نبود که امتحان از اون بیست‌تا درس ارشده. نه. امتحان از همین نحو و صرف و معنی و آواشناسیه که تو دکتری داریم، ولی چون محتوایی که تو دورۀ دکتری خوندیم خیلی عمیق بود، حدس می‌زنم بیشتر از محتوای ارشد سؤال می‌دن تا دکتری. ینی از اون مطالب پایه. حالا از اونجایی که گرایش ارشد من با گرایش الانم خیلی فرق داره، کارم یه کم سخت شده.

زبانشناسی، شریف، فرهنگستان، نیم‌فاصله

پاسخ:
بین دوستان وبلاگی، بُعد تحصیلیم پررنگ‌تر بوده گویا
۲۳ دی ۰۰ ، ۱۷:۵۸ تسنیم ‌‌

ولی من از مکث اون مسئول پشت خط می‌ترسم، انگار خودشم نمی‌دونسته جواب درست چیه.  به نظرم از یه جای مطمئن که بدونی کسی رو حرفش حرف نمی‌زنه هم پیگیر شو که اگه موقع آزمون گفتن کو مدرکت، این که منقضی شده، بگی این گفت نمی‌خواد و کسی نتونه بگه این دیگه کیه؟ :))

پاسخ:
با شناختی که تو این یه سال ازش کسب کردم حرف اول و آخرو خودش می‌زنه و حتی استادها هم انقدر که اون قوانینو بلده بلد نیستن. ینی بارها پیش اومده از استادامون یه چیزی بپرسیم و بگن نمی‌دونیم از فلانی بپرسید.
دلیل سکوتش بیان پیچیدهٔ منه. من معمولاً موقع حرف زدن جملات طولانی و سنگین استفاده می‌کنم و طول می‌کشه طرف پردازش کنه. تو خونه که رسماً هر مطلبی رو چند بار توضیح می‌دم تا بگیرن چی می‌گم. از عدد و رقم و تاریخ و قید زیاد استفاده می‌کنم و حتی پیش میاد که تو جملاتم چندتا پرانتز و آکولاد باز می‌کنم و یه چیزیو توضیح می‌دم و می‌بندم و برمی‌گردم سر وقت جملهٔ اصلیم. البته موقع نوشتن تمام تلاشمو می‌کنم این‌جوری نشه ولی تو وبلاگم هم از این جمله‌ها که پردازشش طول می‌کشه کم نیست.
۲۳ دی ۰۰ ، ۱۸:۰۶ بیست و دو

انشالله آزمون جامع رو هم بار اول قبولی. چه خوشحال شدم مدرک زبانت رو قبول کردن حالتو خریدارم:دی

با واژه و شکل جغد، شریف، خود دانشگاه شریف، حتی ایستگاهش توو مترو، لیوان یکبار مصرف شکلِ قشنگ:/، تبریز، گوشت چرخ کرده ی خام و بدون پیاز و ادویه:|، مراد، حامد بهداد، و خیلی چیزای دیگه که الان حضور ذهن ندارم باید توو شرایطش یادت افتادم بیام بگم:دی

پاسخ:
مرسی. ایشالا. ولی مای آیز دُنت درینک واتر. حس می‌کنم درس استاد شمارۀ بیستو قراره بیافتم. این استاد شمارۀ بیست یه داستانی داشت که نمی‌دونم در جریانش بودی یا نه، ولی خلاصه‌ش این بود که اصرار کرد بریم امتحان حضوری بدیم و برای ما هم مقدور نبود و سه نفر از پنج نفرو انداخت و قبولیمونو مشروط به دریافت یه مقالۀ دیگه کرد. که خب ما هم نوشتیم تحویل دادیم و نمرۀ قبولی رو گرفتیم ولی نمره انقدر مشعشع بود که گند زد به معدلمون.
ببین من انقَدَر گوشت چرخ‌کردۀ بدون پیاز و ادویه رو دوست دارم که هر بار از جلوی قصابی رد می‌شم به این فکر می‌کنم که نکنه تو زندگی قبلیم گربه بودم؟ تو خونه هم امکان نداره گوشت بخریم و خامشو نخورم. انقدر می‌رم زیر گوش مامانم می‌گم میومیو که بالاخره یه تیکه بهم میده :)) بعد فکر کن برای اینکه تو خوابگاه گوشتا رو خام نخورم، می‌پخت می‌داد ببرم :))

برای من آرشیو = نسرین

پاسخ:
شغل مناسب برای چنین شخصیتی: نگهبان موزه و مسئول بخش بایگانی ادارات و سازمان‌ها

امیدوارم با بهترین نمره آزمون جامع رو قبول بشی :)

به جز کلماتی که مختص خودت هستن (مثل جغد و دردانه و...) با فرهنگستان، رفتنی و برگشتنی :)) آهنگر دادگر یادت می‌افتم.

در ضمن دخترم دانشجوی پسادکترا ترکیب اشتباهی است! (یه پست راجع به است و هست هم گفته بودی می‌ذاری؟)

پاسخ:
با اون داستانی که ترم پیش داشتیم بعید می‌دونم از درس استاد شمارۀ 20 نمرۀ خوبی بگیرم. از الان خودمو افتاده فرض می‌کنم تو این درس منحوس :|
وای طرف الان استاده. نمی‌دونم چرا نوشتم دانشجو :)) الان جمله‌مو اصلاح کردم نوشتم: البته قبول شد و دکتراشو گرفت و وارد مرحلۀ فوق دکتری شد.
پستِ هست و است تو پیش‌نویس‌هامه. چون تخصصی بود، گذاشتم سر فرصت یه کم ساده‌ش کنم.

تو هنوز دانشگاه میری؟ درس خوندنت چرا تمام نمیشه؟! 

پاسخ:
ز گهواره تا گور دانش می‌جویم.

شریف، جغد، استاد مشایخی، اهنگر دادگر

 

حالا پندی اندرزی برای دانشجو ارشدا دارین؟ شاید ماهم ی روز شاتشو پست کردیم. 

پاسخ:
در انتخاب موضوع پایان‌نامه و استاد راهنما بسیار دقت کنید. کار کنید، هر چند کم و نامرتبط. با سال‌بالایی‌ها و سال‌پایینی‌ها در تعامل باشید. اگر قصد دکتری دارید مقاله بنویسید. اگر قصد مهاجرت دارید مراقب معدل خود باشید و باز هم مقاله بنویسید. و بالوالدین احسانا.
۲۴ دی ۰۰ ، ۰۳:۴۰ نیمه سیب سقراطی

آخ فقط حال بعد از آزمون جامع که رفتیم پیتزا خوردیم و کلی پیاده روی کردیم... هر چند عقلانیش این بود بریم بخوابیم :))) 

 

صبحش رفتم سلف خوابگاه عدسی خوردم و راهی دانشگاه شدم، ما رو بردن اتاق جلسات گروه دانشکده واسه آزمون، منم با خودم یه کم آجیل برده بودم، همه پسرا به آجیل چشم داشتن، منم انقدر استرس داشتم حواسم نبود تعارفی چیری کنم لااقل :))

لامصب تموم نمیشد ک، تا برگه سوال تموم میشد یکی دگ میاوردن، اولشم 20،30 تا برگه پاسخ بهمون دادن.

وسطش فقط ده دقیقه استراحت دادن که به یه سرویس بهداشتی رفتن میرسید. 

 

وقتی واسه جامع میخوندم، دیجی کالا رو آباد کرده بودم، هی درس هی دیجی کالا هی خریدهای چرت و پرت ک چقدرم منو شارژ میکرد :)) 

 

موفق باشی عزیزم :) 

 

پاسخ:
من و نگار بعد از کنکور ارشد رفتیم آش نیکوصفت. این دفعه هم شاید برم آش علی‌بابای میدون توحید (حالا یه عده این تصمیمم یادشون می‌مونه میان اون روز اونجا خفتم می‌کنن :دی)
من از الان یه جوری استرس این آزمونو گرفتم که دو شب پیش خواب می‌دیدم سر جلسه‌ام و برگهٔ پاسخنامهٔ من و ن۱ جابه‌جا شده و من رو پاسخنامهٔ اون می‌نویسم اون روی مال من. بعد نمی‌دونستیم وسط امتحان چی کار کنیم. من گفتم اسما رو خط بزنیم اسم خودمونو بنویسیم. شرایط سختی بود. تازه اون پُر پُر کرده بود من هیچی بلد نبودم.
احتمالاً من اسنپ‌مارکتو آباد کنم. البته من هر موقع استرس می‌گیرم ظرف می‌شورم و غذا درست می‌کنم و کلاً تو آشپزخونه تخلیه می‌کنم استرسمو‌ :|
۲۴ دی ۰۰ ، ۰۹:۴۳ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

سحابی، نبولا، عکس جغد، شریف، زبان‌شناسی.

پاسخ:
کار دنیا رو می‌بینید؟ من خودم با سحابی و نبولا یاد یکی دیگه می‌افتم ملت یادم من :))

سلام و درود دردانه خانوم عزیز 

 

من هر روز ک پشت میز تحریرم بشینم و چشمم ب جغدِ گوشه‌ی میزم بخوره یادت میافتم 😉 و  صفحه‌ات رو باز میکنم . اما هرموقع هم اسم تورنادو رو بشنوم ناخودآگاه نسرین میاد ب ذهن‌ام ! 😁

 

بی‌شک اگر رساله‌ات رو هم افتخار بدی بخونم فکر نکنم تا زنده‌ باشم اسمت رو فراموش کنم !

 

شاد و شلامت باشی الهی 

 

 

پاسخ:
سلام
بله حتماً رساله‌مو براتون می‌فرستم. البته فکر کنم دو سه سال دیگه به ثمر بشینه. اگه تا اون موقع من یا شما این وبلاگ رو رها کردیم یادم می‌مونه که براتون ایمیل کنم.

امیدوارم آزمون جامع را با موفقیت پشت سر بذاری🌸

من با شنیدن این عبارت‌ها یادت می‌افتم: جغد، زبان‌شناسی، اسم دانشگاه ارشدت، دکتر حداد عادل، تبریز و مراد :)

پاسخ:
ممنونم عزیزم

شباهنگ، نسرین، برق شریف، زبان شناسی، تبریز، طبقه بندی، لیوان یه بار مصرف، مراد، ترکی

تو چی؟

پاسخ:
دندون، نخ دندون، خمیر دندون، مسواک، کلیپس (یه بار انگار راجع به کلیپس مادر و خواهرت نوشته بودی) و دانشگاهی که توش درس خوندی و شهر محل تحصیلت.