دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۶۷۰- نه منظورم این نبود

شنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۰، ۰۸:۴۷ ب.ظ

دوستم داره روی نارسایی‌های خط فارسی در شبکەهای اجتماعی کار می‌کنه و نیازمند دادە (دیتا) هست. تو گروه ازمون خواست اون پیام‌هایی کە دریافت یا ارسال کرده‌ایم و منجر به برداشت‌های اشتباه از طرف ما یا مخاطب شده و ناشی از نارسایی خط فارسی بوده رو براش بفرستیم. مثلاً جملۀ «دوستم مرده» که دو برداشت میشه ازش کرد: ١. مرد می‌تواند صفت مرد بودن باشد. ٢. مرد می‌تواند فعل مردن باشد.

ازمون خواست اگر با چنین موضوعی روبەرو شدیم اصل پیام و برداشت خود و منظور اصلی رو براش بفرستیم یا اگر تونستیم چند مثال این‌چنینی بزنیم. در جوابش به اعضای گروه پیشنهاد دادم که اگر چت‌هاتونو پاک نمی‌کنید «نه منظورم» رو توی تلگرام و واتساپ و جاهایی که اونجا چت می‌کنید جست‌وجو کنید. کلی موقعیت میاره که داری توضیح میدی نه منظورم اون نبود این بود. بعد خودم همین کلیدواژۀ «نه منظورم» رو گشتم و کلی موقعیت پیدا کردم که البته اغلبشون به خط مربوط نبودن و دلیلشون غیر از خط بود و به کژتابی جمله و کج‌فهمی خودم یا مخاطبم ربط داشت. و اعصابم خرد و خاکشیر شد وقتی یاد این صدها (بدون اغراق صدها!) موقعیت افتادم که داشتم برای طرف مقابلم توضیح می‌دادم که منظورم این نیست و منظورم چیه و ساعت‌ها بحث می‌کردم که منظورمو تبیین کنم. چه حوصله‌ای داشتم به خدا. چه انرژی‌ای، چه اعصابی. الان دیگه نه با کسی چت می‌کنم نه وارد بحث می‌شم نه درست و حسابی کامنت می‌ذارم نه وقتی کسی از حرفم اشتباه برداشت می‌کنه توجیهش می‌کنم. خودمم کلاً برداشت نمی‌کنم که حالا درست باشه یا اشتباه.


من اینا رو پیدا کردم و برای دوستم فرستادم:

- این غرفه کجاس؟

- روبه‌روی کتابخونه مرکزی

- نه منظورم اینه مال کدوم شرکت بود

(اینجا چون دوستم علامت «ۀ» رو نذاشته بود من فکر کردم می‌گه غرفه، کجاست؟ ولی منظورش این بود که غرفۀ کجاست.)

- مال کی هست؟

- مال خودمه

- نه منظورم از کی زمانه

(مشکل اینم نبودِ علامتِ کسره در خط فارسی هست.)


شما هم از این مثال‌ها دارید؟ براتون پیش اومده موقع چت کردن یا کامنت گذاشتن یا جواب دادن به کامنت‌ها، خط فارسی به اشتباه بندازدتون؟ تو پستای همین وبلاگ یا وبلاگ‌های دیگه، یا تو کامنت‌ها چنین موقعیتی براتون پیش اومده؟

۰۰/۰۹/۱۳
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

ن1 هم‌کلاسی دکتری

نظرات  (۱۴)

من هیچوقت بلد نبودم منطورم رو با چت یا حتی صحبت به بقیه برسونم، حس میکنم ثقیل حرف میزنم🤦🏻‍♀️ کاملا برعکس حرفامو برداشت میکنن همیشه.

"نه منظورم" رو سرچ کردم، زیاد بودن ولی همشون حول همین توضیحات مکرر حرفام بود.

پاسخ:
«متوجه نشدم» هم زیاده تو مکالمات من
۱۴ آذر ۰۰ ، ۱۰:۱۰ دچارِ فیش‌نگار

فرمول جالبیه کشفتون

پاسخ:
در واقع این برداشت‌ها با عبارت‌هایی مثل «چی؟»، «متوجه نشدم»، «نه منظورم» باهم‌آیی داره.

من توی چت کردن، با «رو» ro به عنوان نشانهٔ مفعول در مقابل «رو» ru به معنای بالا مشکل دارم.

همچنین با «تو» to به معنای شما در مقابل «تو» tu به معنای داخل.

یه وقتایی خودم حواسم هست و اگر بشه شکل‌های دومشونو توی/روی می‌نویسم تا به شکل اول خونده نشن (گاهی هم tu رو« توو» می‌نویسم، با دوتا واو). ولی مثلا چند روز پیش توی تلگرام مثالش پیش اومد که اشتباه خوندم و منظور طرف مقابل رو نفهمیدم:

- تو رو چی کار می‌کنی؟ (اینطوری خوندم: to ro chikar mikoni)
+ چی؟
- رو چه زمینه‌ای می‌خوای کار کنی؟
+ آها روی چی. (ru-ye chi)

پاسخ:
چه مثال خوبی زدی. 
منم همیشه حواسم هست توی و روی بنویسم. من چون اغلب با گذاشتنِ حرکه (علامتِ ـَ ـِ ـُ ) و تشدید و اینا اون نارسایی خط رو کم می‌کنم، ابهام خطی کم داشتم. یه وقتایی هم داخل پرانتز مجبور می‌شم فینگلیش بنویسم که طرف برداشت دیگه‌ای نکنه.

بیشتر حول تشابه اسمی بود

چون چندتا دوست هم اسم داریم که مدام قاطی میشن و همش مشخص میکنیم نه منظورم فلانی بود نه بهمانی...

:/

 

بعد هم عدم درک جمله و مفهوم مورد نظر گوینده و اینها بود...

 

اهان یه مثال زدم

-من [واکسن] برکت زدم

+هر دو دوز رو؟؟؟

- آره دیگه باید هر دو دوز یکی باشن

+ نه منظورم اینه هر دو دوز رو هم زدی؟

 

نمیدونم مثالم درست بود یا نه :/

-خانوم پ کدوم بودن؟

+مسئول آموزش هستن ایشون

_نه منظور کدوم یک از عزیزانی که امروز دیدیم خانوم پ بودن؟

 

 

_رشته‌ام ادبیات و علوم انسانی

+دبیری ادبیات قبول شدی یعنی؟؟

_نه منظور رشته‌ی دبیرستانمه

 

 

-توی گروه چند نفر از ریاضی داریم گویا

+عه من فک کردم دانشگاهمون دبیری ریاضی نداره

- نه منظورم اینه رشته دبیرستانشون ریاضی بوده

 

 

- بد نیستم

+ چرا بد نیستی؟؟؟

_ برم بد شم الان؟ :))

+ نه منظور جرا میگی بد نیستم چرا نمیگی خوبم

 

 

اینها را یافتم

پاسخ:
ممنونم. تشابه اسمی مشکلیه که به خط فارسی مربوط نیست. چون انگلیسی هم بنویسی بازم مشابهه.
مثال واکسنت، مربوط به حذف اجزای فعله. هر جایی نباید اجزا رو به قرینه حذف کرد. به خط ارتباطی نداره چون انگلیسی هم بنویسی همین ابهام پیش میاد.
مثال خانوم پ هم توضیحش پیچیده‌ست ولی به ارجاع و ترتیب اجزای جمله مربوطه.
تو مثال رشته‌ها هم باز حذف اشتباه اجزای جمله داریم که نباید داشته باشیم.
مثالِ بد نیستم هم توضیحش یه کم پیچیده‌ست ولی اونم به خط مربوط نیست. دوستم دنبال مثال‌هاییه که مربوط به خط فارسیه. در واقع داره مشکلات خط رو بررسی می‌کنه. این موقعیت‌هایی که تو گفتی، اگه به انگلیسی هم نوشته می‌شدن بازم ابهام پیش میومد. چون به جمله و نحوۀ بیانش مربوطن. ولی تک‌تکشون می‌تونه موضوع یه مقاله باشه و ارزشمنده. اینارم می‌فرستم برای استادمون. اون روی نارسایی معنایی و نحوی کار می‌کنه و این مثال‌ها به دردش می‌خورن. یه بار تو کلاس مجازی بهش گفتیم ما وب نداریم، فکر کرد جمله‌مون خبریه و گفت باشه. در حالی که منظورمون این بود که بهمون دسترسی بده وب داشته باشیم. اونجا بود که استادمون گفت داره روی این نارسایی‌ها کار می‌کنه و مثال جمع می‌کنه. بعد این وب نداریمِ ما رو ثبت کرد تو داده‌هاش.
ولی دوستم صرفاً روی خط فارسی تحقیق می‌کنه. اینکه مثلاً تشدید بذاری و نذاری و معنی جمله عوض بشه.

+ الان یه مثالم از نارسایی خط انگلیسی یادم افتاد. یه بار برای نمی‌دونم کی نوشتم ali bud. نمی‌دونست نوشتم عالی بود یا علی بود.
۱۴ آذر ۰۰ ، ۱۸:۴۵ دخت شیرازی

سلام

من توی وب خودتون یادمه که یه جا براتون نوشته بودن "فلانی دختر ارومیه" بعد شما فکر کرده‌بودید منظورشون اینه که اون شخص اهل ارومیه است، که به خاطر نذاشتن کلاه آ اتفاق افتاده‌بوده انگار...

مربوط بود آیا؟

پاسخ:
سلام
آره یادمه! حتی الانم اون اشتباهو کردم دوباره. اول اسم شهر برام تداعی میشه بعد آروم. مثال خوبی بود. آفرین، گذاشتن و نذاشتن کلاه آ هم به خط مربوطه.
ممنونم.

شما بهش میگید نارسایی خط فارسی ما بهش میگیم مغالطه اشتراک لفظی..:(

پاسخ:
این چیزی که شما می‌گین چقدر سخته. فکر کنم چیزی که شما می‌گین شامل چیزیه که ما می‌گیم چون این اشتراک لفظ هم می‌تونه تو گفتار باشه هم نوشتار، و ما فقط بخش نوشتارشو بررسی می‌کنیم.

سلام

من اخیراً یه مورد برداشت اشتباه نوشتارى برام پیش اومده:

+ من بودم و - دوستم.

+ مگه تو کارت فلان وسیله آزمایشگاهى رو نیاز دارى؟
- نه کارت نیاز ندارم.
+ نه منظورم این بود که مگه توى کارى که میخواى انجام بدى به فلان وسیله آزمایشگاهى نیاز دارى؟
‏tu----->to
‏karet--->kart 

 

 

پاسخ:
سلام
مرسی
این مثال‌ها دقیقاً همون چیزایی هستن که دوستم دنبالشه.
۱۵ آذر ۰۰ ، ۰۸:۵۹ حامد سپهر

منم یه مشکل با میبرم دارم که من منظورم بریدنه و طرف بردن متوجه میشه 

یا اینکه جوان رو حتما باید جوون نوشت تا جون تلفظ نشه 

یا اینکه برا کسی مینویسی من سر کارم و به معنی سرکار گذاشته شدن یا یه جور درجه نظامی خونده میشه 

یا مینویسی من کارت دارم یعنی من با تو کار دارم ولی خونده میشه من یک کارت دارم:))

 

 

 

پاسخ:
من جَوون رو سعی می‌کنم حتی‌الامکان! جوان بنویسم که جوووووووون خونده نشه.
فکر کن پیام بدن که بیا این سیما رو ببر. و تو ندونی باید بری بیاری یا ببُری

من الان یادم افتاد که با فعل کندن هم مشکل دارم و مجبور می‌شم بنویسم « می‌ککنم » که با می‌کنم اشتباه نشه

پاسخ:
آره، من با این فعلِ کردن یه مشکل دیگه هم دارن اونم اینه که اگه علامت نذاری کَرد، کُرد خونده میشه و خیلی جاها هر دو معنی هم قابل برداشته. برای همین همیشه می‌ذارم. یاد یه جک بی‌ادبی هم در همین راستا افتادم که ولش کن :))
۱۵ آذر ۰۰ ، ۱۵:۵۸ هلن پراسپرو

من سرچ کردم یدونه این رو آورد:

+ نه فهمیدم

- خب بعدا دوباره بهت توضیح میدم.

+ نه منظورم اینه که نه، فهمیدم. 

البته این یکی غلط املایی بود، ولی ما با این نه و آره خیلی مشکل داریم تو فارسی کلا. مثلا معلم تو اسکای روم میگه اوکیه، مشکلی ندارید؟ و ما می‌مونیم که باید بگیم آره، نداریم. نه، نداریم. یا بگیم بله.

 

 

این هم بود:

- چرا هوای پاییزیه

+ چون پاییزه.

- نه منظورم این بود که چرا، هوا پاییزیه!

 

یه چیزی که تو کتابها زیاد دیدم و هنوز نفهمیدم درسته یا نه خب و خوب هست. مثلا خیلی خب میشه نوشت؟ خیلی خوب باید بنویسیم؟ بعد اگه خیلی خوب بنویسیم وقتی منظورمون خیلی خبه کژتابی نمیشه؟

حالا نمیدونم اینا چقدر مرتبط و به درد بخور باشن "-"


ویرایش: دوست دارم I like و دوسِت دارم I like you هم شاید بشه... البته تو محاوره است.

پاسخ:
ممنون. سؤالی که راجع به خب پرسیدیو تو گروهی که استاد هم هست مطرح کردم. 
- شما خب رو در خیلی خب (xeyle xob) خب می‌نویسید یا خوب؟ کدوم درسته یا ترجیح داره؟
استاد: پرسش جالبیه!
ن1: راستش من «خب» می‌نویسم، نه «خوب». البته توجیه زبان‌شناختی خاصی براش ندارم.
م2: خیلی خب با خیلی خوب کاملا متفاوته پس توی کاربردش هم باید این تفاوت مشخص باشه. در این مورد من می‌گم "خیلی خب" یعنی باشه، یا بسه دیگه تمومش کن و ... .
استاد: در واقع xeyle xob مثل xob هم دچار تغییر آوایی شده هم تغییر کارکرد. دیگه یه عبارت واژگاتی‌شده‌ست که فقط رد خیلی خوب رو در خودش داره.
م1: من خب می‌نویسم. و به‌نظرم خیلی خب (xeyle xob) یعنی کافیه، بسه ولی (xeyli xub) معنی بسیار خوب، بسیار عالی می‌ده.
من: ممنون بابت پاسخ‌ها. و سؤال اصلیم اینه که چرا اونایی که خب می‌نویسن خیلی رو خیلِ یا خیله نمی‌نویسن. مسئله‌م اینه که همون اتفاقی که برای خب و خوب افتاده برای خیله/خیلِ و خیلی هم افتاده. ولی تو عبارتِ «خیلی خب»، خیلی صورت رسمی/ کتابی داره در حالی که xeyle خونده میشه، و خب به همون صورتی که خونده میشه نوشته میشه. یکدست نیست.
استاد: در واقع گفتار بیشتر از زمان آغاز داستان‌نویسی مدرن و بعد فیلمنامه‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی و اجرای غیرفی‌البداهه‌ی نمایش، و بعد ورود شعر گفتاری‌ و در این یکی دو دهه بویژه با ورود پیامک و چت و وبلاگ و کامنت و. ... نیاز به خط ویژه‌ی خودش رو پیدا کرده. گفتار پیشتر گفتار بوده و حالا خط هم داره. ولی این خط کنونی که حتی برای نوشتار هم ناقص و پرایراده برای گفتار ناتوان‌تر. مشکل اینه که هنوز خط نوشتاری کاملا یکدست نیست و تفاوت در شیوه‌ی خط‌نویسی هست. و برای‌ گفتار هم که اصلا استانداردی نیست. تلاش‌هایی شده. کار آخر هم کتاب دکتر طبیب‌زاده‌ست. در اون کتاب به سابقه‌ی این تلاش‌ها هم اشاره شده. برای‌همین، باید اینها به مرور تعریف بشن. برای آموزش گفتار به خارجی‌ها هم هنوز استانداردی نیست در نوشتن گفتار. اونجا این نیاز روشن‌تره. باید سعی کنیم شکل‌های مناسب‌تر رو رواج بدیم. خیله خب در واقع شاید شکل مناسب‌تر باشه چون i به e تبدیل شده و e نشانگر اضافه نیست. جالبه که تکیه‌اش هم به پیروی از xeylì که ì در اون بدون تکیه است چون ابتدا xeyl+ì بوده، روی هجای پایانی نیست. واژه‌های این‌طوری دارن تغییری در ساختار تکیه‌ی قیدها ایجاد می‌کنند.
من: تو سخنرانی هفتۀ پژوهش راجع به این موضوع قراره صحبت کنید؟
استاد: بله اشاره می‌کنم.

آهان یه مشکل دیگه هم دارم. تو صحبت وقتی یه کلمه‌ای معرفه هست یه فتحه آخرش می‌ذارن. مثلا میگن اون فیلمه رو دیدم. تو نوشتار ه می‌ذارن به جاش (فیلمه) که خب ایده‌آل نیست چون اولا کسره خونده می‌شه ثانیا شکل کلمه رو تغییر می‌ده (فیلمه به جای فیلم). واسه همین بعضیا هیچی نمی‌ذارن (اون فیلم‌ رو دیدم). کلا خیلی باعث سوء برداشت نمی‌شه ولی خب یه چیزی هست که تو گفتار وجود داره ولی معادل نوشتاری ایده‌آلش وجود نداره و فینگلیش بیشتر مطابق با شکل گفتاری‌ش هست

Filmaro didam 

پاسخ:
راست می‌گی. حالا این استادی که تو کامنت هلن، جوابشو کپی کردم، طرفدار فینگلیش کردنِ فارسیه. هفتۀ دیگه سخنرانی داره راجع به خط. فرصتشو داشته باشی برات می‌فرستم لینکشو. دوشنبه 22 آذر ساعت 17 تا 18. به تاریخ شما میشه 13 دسامبر. ساعتشم... الان که اینجا نه و نیمه اونجا یکه، پس ساعت هفده ما هم میشه هشت و نیم صبح که نمی‌دونم صبح 13 دسامبره یا میره تو 14ام :|

مسافرت هستم اون موقع :|

پاسخ:
اشکالی نداره. بچه‌ها قراره ضبط کنن. حالا هر کی خواست لینک دانلودشو می‌دم ببینه سخنرانی این استاد شمارهٔ نوزدهمونو :))
۱۶ آذر ۰۰ ، ۱۴:۳۱ هلن پراسپرو

وای خیلی ممنون. خب و خوب واقعا برام معضلی بود.🤦🏻‍♀️

 

اگه اشکالی نداره و زحمتی نیست میشه لینک سخنرانی استاد نوزده رو برای من هم بفرستید؟ حرفاشون خیلی جالب به نظر میومد :*

پاسخ:
بله، چرا که نه. لینکو تو وبلاگت برات کامنت گذاشتم :)

من این رو یافتم

 

_پس فردا این رو بفرست

+پس فردا؟

_ نه فردا

 

پس فردا ( یه کلمه به معنای بعد از فردا :)))
پس، فردا (پس به معنای حرف اضافه)

پاسخ:
منم چند بار تو تلۀ این پس فردا افتادم :))