دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۵۸۶- جلسهٔ امتحان، به روایت تصویر

پنجشنبه, ۲۴ تیر ۱۴۰۰، ۰۸:۲۰ ب.ظ

این تصویرِ آزمونِ پایان‌ترم آمار و احتمالِ دورۀ کارشناسیه. تو همون تالاری که درش روبه‌روی ساختمانِ ابن‌سیناست. وارد ساختمان تالارها که میشی، دست راست. فکر کنم تالار شمارهٔ ۲ میشه. شمارۀ داوطلب‌ها رو هم چسبوندن روی صندلیا. اغلب کابوس‌هام تو این لوکیشنه. به این صورت که خواب می‌بینم امتحان شروع شده و همه مشغول جواب دادن به سؤالاتن و من دارم دنبال شماره‌م می‌گردم و پیدا نمی‌کنم.



این تصویرِ آزمون پایان‌ترم درس متون ادب فارسی دورۀ ارشده. همیشه عکسمونو روی پاسخنامه پرینت می‌کردن!



اینم تصویر آزمون پایان‌ترم امروزه. وسط امتحان، برادرم اون بخش از سرِ سنگک که مثلثه و همیشه سهم منه رو آورده که بابا نونِ تازه گرفته بیا بخور!. بعد وقتی داشتم سؤال دوم رو جواب می‌دادم مامانم طالبی رو دقیقاً به همین صورت داده دستم که بخور جون بگیر. حالا خوبه مثل امتحان صرف، نگفته بودن دوربیناتون روشن باشه :| :))



اینم تصویر امتحان پایان‌ترم درس صرف هست. این درسِ ترم اول بود، ولی چون می‌خواستن امتحانش حضوری باشه، هی به تعویق می‌نداختن که شرایط مساعد بشه. ولی نشد و بالاخره استادا به امتحان مجازی رضایت دادن. ولی گفتن موقع پاسخ دادن دوربینا روشن باشه. اردیبهشت امساله. سرفه‌ام هم به‌خاطر کروناست.


۰۰/۰۴/۲۴
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 17

استاد شماره 18

امید

بابا

مامان

نظرات  (۱۲)

۲۴ تیر ۰۰ ، ۲۰:۴۹ شارمین امیریان

سلام.

اون آخری، یعنی آزمونش شفاهی بود؟! یا همین طوری دوربین روشن باشه استاد بشینه زل بزنه به شما؟! 😳

پاسخ:
سلام.
کتبی بود. دوربین همه‌مون (پنج نفریم کلاً) روشن بود و استاد دو ساعت تمام نشست زل زد به ما. ما هم تایپ می‌کردیم :|
۲۴ تیر ۰۰ ، ۲۱:۱۴ محمدعلی ‌‌

سیستم ثبت پاسخ و اینا (همینی که توش آزمون هست) یکیه بین دانشگاه‌هامون. جالب بود برام. فقط رنگ تم متفاوته. البته این اواخر مال ما شکلش هم تغییرات اساسی کرد که چون اواخر بود دیگه همون قبلی یادمه که دقیقا مثل همینه، فقط به جای سبز، نارنجی بود. 

یکی از موارد خوشایندم همین بود که امتحانات کتبی و تمارین رو بشه تایپی تحویل داد که فقط یه درس آزمایشگاهی اینو مجاز کرد و بقیه گفتن دست‌نویس :| یعنی وقتی به این فکر می‌کنم که حتی توی آموزش مجازی هم چقدر کاغذ هدر شده، حرصم می‌گیره. هرچند که منم قبل خرداد امکان تایپ نداشتم ولی خب در کل. 

هرچند که تالارها واقعا قشنگ شدن، ولی من هنوز این تصویر که چهره قدیمی و با صندلی‌های تکی نشونش می‌ده رو دوست‌تر دارم. هرچند که از چهره قدیم و جدیدش فقط یه ترم نصیب ما شد :/

همین :)) دلم برای کامنت طولانی‌تر از یکی-دو خط نوشتن، تنگ شده بود.

 

پاسخ:
شاید رنگ تمش دست خودمون باشه. یه قسمت تنظیمات داره که من خیلی ازش سر در نیاوردم به چه دردی می‌خوره ولی شاید بشه از اونجا تغییرش داد.

من دومین و احتمالاً آخرین بارم بود با ال‌ام‌اس امتحان می‌دادم. البته اینکه هر ترم سه چهار درس بیشتر نداریم و درسامون معمولاً تکلیف و امتحان نداره هم بی‌تأثیر نیست.

موقع ثبت‌نام یه سری تعهدنامه باید امضا می‌کردیم و عکسشونو می‌فرستادیم. من همه رو توی کاغذ باطله پرینت گرفتم امضا کردم :))

منم دلم برای کامنت‌های این مدلی تنگ شده بود. این هفته یه کم خلوت‌ترم. سعی می‌کنم بیشتر پست بذارم و کامنتا رو باز بذارم که بیشتر با مخاطب تعامل داشته باشم. کامنت خوب واقعاً حال آدمو خوب می‌کنه.

من همواره لپ تاپم زاویه اش یجوریه که تو وبکمش زشت ترین حالتم رو دارم :))) شماها خیلی خوب افتادین

+تالارای ما پنجره نداشتن :(  و من الان فهمیدم تالار میتونه مخوف نباشه

پاسخ:
باید یه کم ازش فاصله بگیری تا خوب بیافتی. اینجا من دوربین گوشیمو روشن کردم. البته با لپ‌تاپم هم وارد جلسه شده بودم که هر کدوم قطع شد با اون یکی ادامه بدم. با دوتا سیستم و دوتا اینترنت متفاوت.

+ بعد از اینکه من از اونجا فارغ‌التحصیل شدم، صندلیاش به این صورت درومد: https://s6.picofile.com/file/8251208250/95_2_24_3_.JPG
۲۵ تیر ۰۰ ، ۰۹:۵۶ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

این هم تجربه جدیدی  برای بشر بود ، از یه بابت خوب بود ،از طرف دیگه هم چون زیرساخت خوبی ایران نداشت سخت شد.

تالار اولی صندلی‌هاش مثل شکنجه‌گا‌هاست، دومی چه خوب شده😄

  اونجای نون سنگک خیلی مزه نداره خشک هم هست🙄، من دوستدار میانه‌هاشم، هرچند کیفت آرد خیلی بد شده .

دقیقا تو همچین وقتایی، صدات می‌زنن، گوشی زنگ می‌خوره،همه هم کارت دارد😁😁

 

موفق باشین.

 

کاکو هم همون کاکاست.😁

پاسخ:
برای من که روش قبل رو هم تجربه کرده بودم خوب بود ولی برای ورودیای جدید نه. کلی تجربۀ خوبو از دست دادن.
بسته‌های پُستی هم تو همچین موقعیتی میان :|

یه شیرینی هم دارین به اسم کاک
یه کاک هم دارین می‌ذارین اول اسم اشخاص
۲۵ تیر ۰۰ ، ۱۰:۳۴ معلوم الحال

سلام

من نمیدونم دخترا چرا برای امتحان به خودشون سخت میگیرن. هم خودشون و هم خانوادشون :)) یخورده مثل پسرا کول رفتار کنید. یه بارم که شده بدون خودکار و کارت ورود به جلسه برید سر جلسه ببینید چه حالی میده د:

 

در رابطه با عکس روی پاسخنامه های ارشدتون باید بگم حالا خوبه همش همون چند تا دانشجو رو داشتن اینقدر کارو امنیتی میکردن. اگه تعداد میرفتن بالا فکر میکنم به ازای هر نفر 2 تا مراقب هم میذاشتن.

پاسخ:
سلام
والا نصف کابوسای من راجع به کارت و خودکار و جامدادی و شمارۀ صندلیه! بذار چندتاشو بیارم به عمق فاجعه پی ببر.

خواب 3 آبان 97: کارت ورود به جلسه‌مو پرینت نکرده بودم.
خواب 23 مهر 97: با خودم کارت شناسایی و کارت جلسه رو نبرده بودم. خودکار هم نبرده بودم. 
خواب 3 فروردین 97: نگهبانا از همه حتی داخل دانشگاهم کارت می‌خواستن.
خواب 24 مهر 99: کلاس داشتم. باید کارت می‌زدیم موقع ورود. من سر کلاس بودم، ولی نمی‌دونستم کجا کارت بزنم. چون کارت نزده بودم فکر می‌کردم تأخیر رد می‌کنن برام. 
خواب 4 دی 98: داشتم می‌رفتم سر جلسۀ کنکور. ساعت هفت‌ونیم بود و من ساعت هشت پرواز داشتم. نمی‌دونستم فرودگاه کجاست. می‌ترسیدم نرسم. دنبال کفشام می‌گشم. پاکن نداشتم.

+ همه‌ش هشت نفر بودیم :|
۲۵ تیر ۰۰ ، ۱۳:۲۹ مترسک هیچستانی

این مدل آزمون دادنای کرونایی رو که می‌بینم به تصویر خفنِ سینمایی تو ذهنم نقش می‌بنده، نمی‌دونم چرا :)) شاید چون خودم تجربه‌اش نکردم :)

پاسخ:
این سناریوها رو میشه تو ژانر وحشت یا درام گنجوند.
به‌نظرم کم‌حاشیه‌ترین امتحانا، امتحانای تحصیلات تکمیلی و مقطع دکتریه. عاقل‌تریم. حالا از ارشدها خبر ندارم ولی بچه‌های کارشناسی یه گروه واتساپ یا تلگرام هم درست می‌کنن اسمشو می‌ذارن گروه تقلب. بعد اونجا باهم جواباشونو به اشتراک می‌ذارن. یه سریاشونم به ارشدها و دکتراها پول می‌دن جای اونا امتحان بدن :|
بچه‌های مدرسه‌ای هم پدر و مادر و خاله و عمه و عمو و دایی و فک و فامیلشونو بسیج می‌کنن.
اون اوایل که کرونا اومد و آزمون‌ها مجازی شد برادرم ترم آخر کارشناسی بود. روال دانشگاهشونم این‌جوریه که استادها یه سری نمونه سؤال می‌دن که قراره شبیه اونا سؤال بدن ولی عین همونا رو می‌دن. سؤالاشونم تستی. فکر کن ریاضی و فیزیک، تستی. تستا هم از قبل دستته. من وقتی وضعیت امتحان دادنشونو دیدم انقدر شوکه بودم که رفتم نشستم زارزار به یاد گذشتهٔ غم‌انگیز خودم و سؤالایی که هیچ کس سر جلسه نمی‌تونست حل کنه و کلاً بدبختیایی که در دوران کارشناسیم کشیده بودم گریه کردم :|

کدوم مدل امتحان دادن رو بیشتر دوست داری؟

پاسخ:
هر درسی روش خاص خودشو باید داشته باشه. روش تشریحی، تستی، عملی، کتبی، شفاهی. ترجیح می‌دم سؤالا رو تحلیلی بدن که طرف خودش فکر کنه جواب بده. راه تقلب کردن هم نداشته باشه. جواب‌ها هم منحصربه‌فرد باشه. ترجیحاً هم تستی نباشه. دیگه بعدش مجازی و حضوریش خیلی فرق نمی‌کنه.
۲۵ تیر ۰۰ ، ۱۴:۴۹ معلوم الحال

دیدید چقدر درست حدس زدم :))

خدا نکنه شما استاد بشید. مثل شارمین پوست بچه ها رو میکنید د:

 

+ میدونم. تعدادتون کم بود. همه هم میشناختنتون. دیگه نیازی به این تشریفات نبود :)

پاسخ:
من از این معلمای مهربون ولی سختگیرم که شاگرداش هم ازش می‌ترسن هم دوستش دارن.

دیدن تالار بدون صندلی چوبی عجیب  بود. خیلی حس غریبگی به ادم دست میده

+من از ارشدام خبر دارم که تقلب میکنن. نه به اندازه ی کارشناسیا

پاسخ:
ما هم‌دانشگاهی بودیم؟ آخه یه‌جور خاصی راجع یه تالارا حرف می‌زنی.

نه ما شعبه دو دانشگاه شما بودیم. معماری دانشگاها یکیه تقریبا

پاسخ:
متأسفانه این دو سه سال اخیر ارتباطم با خواننده‌ها خیلی کم شده. دیگه یادم نمیاد کی اهل کجا بود کی کجا چی خونده بود کی چند سالش بود کی دختر بود کی پسر بود. 

عیب نداره. مشغله های آدم که بیشتر میشه این مدلی میشه

پاسخ:
و این‌جوری میشه که کم‌کم دوستاشو از دست میده.

ولی یه حسن کلاس های مجازی بگیم داشت همین خوردن در هنگام امتحان دادن و موقع کلاس برگزار شدن بود :))

 

 

اولا خدا رو شکر بابت سلامتیت ❤🙏

دوما نوش جان :)

 

 

+

راستی موقع این امتحانت صدای نون خشکه آهن خریداریم،  اینا نیومد ؟!:)))

 

پاسخ:
ممنون. جالبه که مدت‌هاست دیگه خبری از وانتیا نیست. اون روزا که ارائه داشتم دوتا دوتا میومدن. حالا خبری از هیچ کدومشون نیست.