دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۵۷۰- صبر بر عملکرد کُند مسئولان

يكشنبه, ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ۱۱:۵۳ ق.ظ

در روایت‌ها و احادیث، صبر رو به دو یا سه نوع تقسیم کردن. صبر هنگام مصیبت و صبر هنگام عبادت کردن و صبر بر گناه نکردن. با اجازه‌تون می‌خوام شما رو با نوع چهارم صبر هم آشنا کنم و اون صبر بر عملکرد کند و تأخیر مسئولان هست. اون سفارش مرجوع‌شدۀ هفتۀ پیشم از اُکالا یادتونه؟ مبلغش هنوز به حسابم برنگشته. تو بخش شکایات، درخواست رسیدگی به موضوع رو دادم و زنگ هم زدم، ولی در حال پیگیریه. یه هفته‌ست دارن بررسی می‌کنن پولمو پس بدن یا نه. حالا چند روز بعد از اون سفارش نافرجامی که خودشون مرجوعش کردن و گفتن آدرست دوره و خارج از محدودۀ ماست یه سفارش دیگه هم به همون فروشگاه قبلی دادم و سفارشمو آوردن. این سری پرداخت در محل رو انتخاب کرده بودم که اگه نیاوردن منتظر پس دادن پولم نمونم. و تصمیم دارم سر فرصت اینم پیگیری کنم ببینم چجوریه که سری اول دور بودم و سری دوم نزدیک شدم. به‌نظرم هدفشون سوختنِ کد تخفیف خرید اولم بود که حاصل شد. دانشگاه فعلی هم چند ماهه مدرک ارشدمو می‌خواد و مدرک مذکور رو باید یه مسئول تو سازمان دانشجویی تأیید کنه. هنوز انجامش نداده. نه‌تنها مدرک من بلکه مدرک بقیه که از رشته‌ها و دانشگاه‌های دیگه هستن هم هنوز تأیید نشده. گفتن این تأیید مدارک یه مسئول بیشتر نداره و فعلاً داره پیارسالیا رو تأیید می‌کنه. یکی هم نیست بهشون بگه این همه جوان بی‌کار تو این مملکت ریخته. ده‌تاشونو بردارین بگمارین! تو اون کار که کار ما هم سریع‌تر پیش بره. استاد مشاور دوم ارشدم هم پیام داده که مقالۀ پایان‌نامه‌تو برای ارتقای درجۀ استادی لازم دارم و کی چاپ میشه که ازش بهره ببرم. ایشون از همون ابتدا گفته بود اگه اسم من تو مقاله بیاد هستم وگرنه برو سراغ یکی دیگه. آخ که چقدر مناعت طبع داره این بزرگوار. گفتم مقاله خیلی وقته پذیرش شده ولی چاپش با خداست. بعد پیام دادم به مسئولین مربوطه و گفتن در حال چاپه. یه ساله که در حال چاپه. روال کارهامم این‌جوریه که وقتی فایلی پروژه‌ای چیزی می‌خوان حتماً باید تا فلان ساعت تحویل بدی و بعد که تحویل می‌دی تا چند ماه و حتی چند سال نه خبری از تأیید هست نه رسیدگی نه هیچی. سین هم نمی‌کنن پیامتو حتی. اون‌وقت اون عجله‌شون برای انجامش چیه رو درک نمی‌کنم. هفتۀ پیشم برای پیگیری یه کاری رفته بودم یه جایی. همین که وارد شدم بعد از سلام و درود بر روح پرفتوحشون، مکالمه رو این‌جوری شروع کردم که حدود چهار پنج ماه پیش یه درخواست داده بودم که فلان اطلاعاتم رو ویرایش کنید. مشکل هم از سیستم خودشون بود که گزینۀ دیگه‌ای نداشت و من گزینۀ نامربوط رو مجبور شده بودم بزنم. گفتم اطلاعاتم هنوز همون قبلیه و اصلاحش نکردید. مسئول مربوطه خودش کف کرد که چهار پنج ماهه کارم انجام نشده و گفت چه صبری داری! گفت همون هفتۀ اول باید میومدی پیگیری می‌کردی ببینی چرا انجام نشده. و هفتۀ بعد و بعدتر میومدی تا بالاخره رسیدگی کنیم. گفتم خب حالا که اومدم لطفاً ویرایشش کنید. و به جان خودم یک دقیقه بیشتر طول نکشید اصلاح اطلاعات. یک دقیقه :|

۰۰/۰۳/۱۶
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

دکتر ف. ح.

نظرات  (۸)

درواقع چاره‌ای جز صبر در برابر اینا نداریم وگرنه ارث باباشونه لج می‌کنن باهامون و راه نمیندازن کار رو. 

پاسخ:
یه سریال عربی بود به اسم مدیر کل. از اون مدیرکل‌ها برای اینا لازمه.

من از این لجم میگیره که تا پیگیری نکنی کارت پیش نمیره. اصلا اعصابم بااین حرکت تحت شعاع قرار میگیره که جدای از مراحل اصلی و قانونی باید یه مرحله ی پیگیری هم انجام بدی که طرف کاری که بایدو انجام بده

پاسخ:
وای آره :)))

سلام

متاسفانه ساختار هم مشکل دارد، خودم اداری هستم، برای من نامه میاد، من کارشناسم و خودم باید مستقیما پاسخ بدهم و مسئولیتش هم با من هست ولی حتما باید امضا معاون و رئیس را بگیرم، بابا اصلا رئیس و معاون آشنایی با این موضوع ندارند. تازه نامه یک دور کامل در تمام دوایر می‌زند تا شاید به مقصد اصلی برسد.

خودم با داخلی به همکارم زنگ میزنم جواب نمیده، چه برسد به ارباب رجوع.

پاسخ:
سلام
اگه یه روز یه کاره‌ای تو این مملکت بشم در گام اول سیستم اداری رو اصلاح می‌کنم. به این صورت که اول تمام کارمندای تمام ادارات رو اخراج می‌کنم و بعد به‌صورت غیرسلسله‌مراتبی استخدامشون می‌کنم. 
۱۶ خرداد ۰۰ ، ۱۳:۵۲ نرگس بیانستان

تو این مملکت هیچکس حال نداره مسئولیتی که داره رو انجام بده انگار :/ 

پاسخ:
چاره‌ش اینه که سیستم دستمزد و حقوق افرادو متصل کنیم به بازده کارشون. شبیه کار کشاورزی. که اگه طرف کاری نکنه و دست رو دست بذاره، آخرش هیچی گیرش نیاد. و هر کی بیشتر و بهتر کار کنه بیشتر گیرش بیاد.

توی اون سریال کارمندها توانایی زدن زیر آب مدیر رو نداشتن(کلا نمیدونستن موضوع از کجا آب میخوره)

 

ولی اینجا یه مدیر بعد از ورودش کوچکترین کاری برای اصلاح انجام بده زیرآبش توسط پایین رده‌ها به سرعت زده میشه و برکنار میشه

پاسخ:
من بعضی وقتا انقدر عصبانی می‌شم تو اداره‌ها که دلم می‌خواد به کمرم نارنجک ببندم برم خودمو بینشون منفجر کنم اداره رو به خاک و خون بکشم :|
۱۷ خرداد ۰۰ ، ۰۵:۳۹ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

خیلی وقت پیش وامی گرفته بودیم زمان دانشجویی از یکی از بانک ها

خلاصه او وقت‌ها مثل حالا امکانات اینترنتی و اینا نبود ، از وام مورد نظر  دو قسط کارمند بانک رو یادش رفته بود برام ثبت کنه. خلاصه قسطا تموم شد و بعد از مدتی که دیگه تهران نبودیم ، نامه از قوه قضاییه آمده بود جهت عدم پرداخت بیست هزار تومان.فقط حدود پنجاه هزار تومان خرج رفت و پرگشتم به تهران شده بود برای اینکه ثابت کنم اون دو قسط رو پرداخت کردم.

بیست هزار تومان🤦🤦🙄🙄🙄

نامه  قوه قضاییه برا بیست هزار تومان 🙄🙄🙄🙄٫

او زمان اختلاس 4000,000,000,000 تومانی کجا بودی ببم😑😑 این هم از وضع اداره جات ما.

پاسخ:
کارای آدمو نه‌تنها با تأخیر انجام می‌دن بلکه درست هم انجام نمی‌دن. راه‌حل این مشکلات همون روش سریال مدیر کله :))

حالا مسولین مملکتی رو رها کن، برسیم به کف بازارا!

کلید کمدم رو گذاشته بودم توش و درش رو قفل کرده بودم، تهش با چکش و ضربه زدن تونستیم در کمد رو باز کنیم.

قفل رو که هرز شده بود بردم کلید ساز که یا تعمیر کنه یا یکی مثلش رو بهم بده. گرفت یه نگاهی بهش انداخت و مشغول کار شد، همون لحظه دو نفر اومدن پی قفل‌هاشون.

رو کرد بهشون و گفت یه دیقه وایسین الان انجامش می‌دم. بعد به منم گفت برو فردا صبح بیا.

فردا به جای صبح،ففف عصر رفتم که دیگه موقع تعطیلی مغازه بود. قفل رو برداشت گفت یه دیقه وایسا الان حلش می‌کنم!

جالبه که هر دو بارم تشریفش تو مغازه‌های دیگه بود. در حالی که اگه سر کارش بود اینهمه آدم علافش نمی‌شدم.

پاسخ:
می‌خواد مطمئن بشه که میاید دنبال کلید و زحمت یک‌دقیقه‌یش هدر نمی‌ره :))

یه نامه‌ایی فرستادم اداره کار و قرار بود بررسی بشه و ارسال بشه اداره بهداشت ، نزدیک به سه ماه به سامانه سر میزدم البته نه من بلکه خیلی از همکارام هم گیر کارشون تایید شدن نامه‌شون بود یه روز بلاخره رفتم اداره کار داد و بیداد راه انداختم گفتم مشکل این نامه چیه که تایید نمیشه ! کارمندش تو کامپیوترش نامه‌ام رو آورد تیک تاییدش رو زد و فرستاد اداره بهداشت!! یعنی یه کاری در حد دو ثانیه

در ضمن بهم گفت به همکارات نگو اینجا مراجعه کنن ولی من به همشون قضیه رو گفتم و فرستادمشون سر اون کارمنده:))

پاسخ:
بیچاره کارمنده :)))) ولی کار خوبی کردین. منم جای شما بودم همین کارو می‌کردم :دی