دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۴۵۲- داستانواره‌ها یا استوری‌های دیروز

پنجشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۹، ۱۲:۱۵ ق.ظ



پ.ن۱. در ایام طفولیتم هم اسم عروسکام یکدست بودن و همه با سین شروع می‌شدن. حتی خرسمم سیاخرسه صدا می‌کردم که با سین شروع بشه. ینی می‌خوام بگم ریشه در کودکیم داره این بیماری :)) :|

پ.ن۲. به جای استوری اینستا چه معادلی میشه گفت؟ بیاید همین‌جا یه چیزی تصویب کنیم زین پس اونو به‌کار ببرم.

پ.ن۳. از غمی خبر ندارین؟ اگه باهاش در ارتباطین سلاممو بهش برسونین بگین این ترم فلسفهٔ زبان دارم و به کمکش نیاز دارم :(

۹۹/۰۸/۱۵

نظرات  (۲۲)

سلام

داستان خوبه دیگه

 

غمی رو رفتم وبلاگش فک کنم تحلیلگر بورس شده دیگه فلسفه رو بوسیده گذاشته کنار.

پاسخ:
سلام. وبشو حذف کرده. یه نفر دیگه جاش اومده آدرسشو گرفته.

من یکی از پراسترس‌ترین لحظات زندگیم زمانی بود که استاد راهنمام تو یه گروهی تو واتسپ ادم کرد و رفتم دیدم هیچ‌کس آشنا نیست که بپرسم این گروه چی هست اصلا:))

سرتق؟😂

اسم سارالماز رو هم اولین باره می‌بینم! چه جالب!

از غمی خبردار شدی ما رو هم خبر کن😕

پاسخ:
سرتق نوه‌م محسوب میشه. پسر یکی از عروسکامه. اسم سارالماز رو خودم اختراع کردم. با خودم گفتم وقتی سولماز هست، چرا سارالماز نه!

سلام خانم دکتر عزیز😁

سوال جدی‌ام اینه که با توجه به تاکیدت روی فارسی‌بودن و استفاده از ابزارهای داخلی و حتی گوشی‌های ایرانی که غالبا ازش ناراضی‌اند، (یکی‌اش خودم که یولفون glx گرفتم و خیلی اتفاقی از روی میز و با قاب از پشت خورد زمین و بردش سوخت، حالا همین‌جور لنگ در هوا موندم. نه دست و دلم میره گوشی خارجی بخرم و فکر می‌کنم ایرانی هم بخرم، دوباره همین‌جوری میشه، حالا یکی قول داده تعمیر کنه، ان‌شاءالله بشه) اون وقت چه جوری می‌تونی تو واتساپ، تلگرام و اینستا که شبکه‌های اجتماعی بیگانه هستند و به هرحال استفاده از اونا باعث میشه یکسری کارمند و برنامه‌نویس ایرانی، به دلیل عدم استفاده از شبکه‌های اجتماعی داخلی، کم‌کم بیکار بشن، استفاده کنی؟

به نظرم تو قابلیت فرهنگ‌سازی در این زمینه رو داری!😉

 

البته واقعا معادل‌یابی، تخصص شماست، ولی در حد پیشنهاد...

روایت، شرحه (از شرح گرفتم!😁)

پاسخ:
سلام. والا من هیچ خصومتی با مِلل و دُول خارجی و ابزارها و محصولاتشون ندارم. و البته از تولید باکیفیت داخلی هم حمایت می‌کنم.

باید از دنیا حداکثر استفاده را کرد اصلا معتقد نیستم که باید از دنیا بُرید. حتی حاضریم شاگردی دیگران را بکنیم. اما درس گرفتن یک مطلب است، ذلیل شدن یک مطلب دیگر. سخنان رهبر ۹۵/۱۲/۱۹ (نمی‌دونم این جمله رو از کجا برداشتم ولی همیشه دم دستمه و هر موقع دوستانی که تو خط فکری تو هستن ازم انتقاد می‌کنن که چرا چنین و چنان، خرجش می‌کنم.)
۱۵ آبان ۹۹ ، ۰۲:۱۸ نیمچه مهندس ...

الان داری میگی تموم اون اسباب بازی ها رو داری؟ قیافه شون شبیه اسباب بازی های دهه هفتاد نیس زیاد،یا شاید اسباب بازی های من به این شیکی نبودن.

+تو خود اینستاگرام دیدم بعضیا میگن داستانواره.هر چند من خوشم نیومد.اما پیشنهادی هم ندارم.یعنی دارم اما به نظرم داستانک و داستانچه خوب نیستن.

پاسخ:
دارم همه رو. دوتای دیگه هم هست که الان یادم افتاد ازشون عکس نگرفتم و سر فرصت می‌گیرم از اونا هم.
۱۵ آبان ۹۹ ، ۰۷:۵۵ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹

کاش منم سارا و دخترشو داشتم😭 عروسکِ نازنینم🥺

پاسخ:
اون عروسک هم‌سن منه :))
اسم دخترش دیاناست. دیگه چون رو جعبه نوشته دیانا نتونستم اسم نوه‌مو با سین شروع کنم.

سلام

داستانواره خوبه به نظر من.

پاسخ:
سلام. پسندیدم. تصویب شد :|

خیلی جمله درستیه، مشکلی ندارم باهاش... بحث خصومت نیست، بحث تعصبه!

اگه شما حضرت اقا رو قبول دارین، و استناد می‌کنید به حرفاشون، بقیه‌صحبتاشون رو هم بخونید و همه رو توی منظومه فکری ببینید عزیز...

مثلا این:  دشمن طراحی میکند. تو میدانی که او درست کرده، بازی نکنید؛ چون چه ببرید، چه ببازید، به نفع اوست. ۸/۸/۱۳۷۸

و این...

 ما نسبت به اقتصاد ملّیِ خودمان باید تعصّب داشته باشیم؛ مصرف جنس خارجی یکی از عیوب مهمّ ما است؛ ما بایستی تعصّب داشته باشیم نسبت به مصرف داخلی و جنس داخلی و اقتصاد ملّی‌مان. جوانهای ما تعصّب دارند نسبت به فلان تیم فوتبال؛ یکی طرف‌دار تیم قرمز است، یکی طرف‌دار تیم آبی است، [آن هم] با تعصّب؛ و حتّی [تعصّب به] تیم‌های خارجی؛ یکی طرف‌دار تیم رئال است، یکی طرف‌دار تیم [دیگر]؛(۶) اینها تعصّب نسبت به این تیم‌ها دارند؛ اگر همین مقدار و همین اندازه تعصّب را نسبت به اقتصاد ملّی و تولید داخلی داشته باشیم، بسیاری از کارهای ما اصلاح خواهد شد؛ این هم یکی دیگر از موانع. ۹۷/۱/۱

 

قصد بحث و گیس و گیس کشی ندارم...😅 این حرف رو هم تا حالا مطرح نکرده بودم، چون دیدم از کالای ایرانی حمایت کردین، گفتم. همین...

وگرنه سالهاست اینجام و نوشته‌هات رو دوست دارم و می‌خونم.😊 تا حالا هم  ترجیح دادم وارد بحث نشم، چون شما منظومه فکری‌ات را کاملا بستی و نظر مخالف رو قبول نداری به هیچ‌وجه

با احترامات فراوان...

خواستی، این نظر رو هم عمومی نکن! هر جور میلته...😘

پاسخ:
اون استناد کردنِ من لزوماً نشون نمی‌ده که خودم هم قبولشون دارم (البته ایشون مورداحترام بنده هستن). ولی چون طرف مقابلم که شمایی تو اون خط فکر بودی، به حرف کسی استناد کردم که قبولش داری. تا اِنقُلت! نیاری. ❤️🌸
ببین ایشون اون جملۀ اول رو سال ۷۸ گفته. موقعی که کامپیوتر و موبایل نداشتیم. الان سال ۹۹ هستیم. قطعاً شرایط عوض شده و ایشون هم ملتفت و آگاه هستن که علم و تکنولوژی چقدر پیشرفت کرده و چقدر به ابزارهای همون دشمن! نیاز داریم. 
بیا دیگه بحث نکنیم من خیلی کار دارم 😭😢
البته تو آزادی که همچنان کامنت بذاری، ولی من دیگه جواب نمی‌دم و پیش‌فرضتم این باشه که هر چی بگی قانع نمی‌شم 😂

این پدیده جالب توی اسم‌گذاری خانواده ما هم اتفاق افتاده :دی

خاله‌ها و داییم اسماشون همه با ف شروع می‌شه، به جز مامان من :| از اونجایی که بچه آخر بوده، بابابزرگم قبل از این که مامان بزرگم پیشدستی کنه و رو بچه اسم بذاره، بدو بدو رفته اسم مورد علاقه خودش رو گذاشته رو بچه و شناسنامه گرفته براش :)))))) در نتیجه، اون اسمی که قرار بوده روی مامانم بذارن رو روی من گذاشتن بعدها!

پاسخ:
چه خوب که یادشون مونده اون اسم. 
بابام یه عمه داره. این عمه کلی نوه و عروس و دختر داره به اسم فاطمه و زهرا. سال‌هاست که هیچ خلاقیتی از خودشون نشون نمی‌دن در انتخاب اسم. عروس، زهرا، دخترش فاطمه. دختر، فاطمه، دخترش زهرا. اون یکی دخترش دوقلوئه دختراش. اونم اسم دختراشو گذاشته فاطمه و زهرا.

عجب ابتکاری!

حالا من دیشب سرچ کردم اسم " سارالماز" رو و واقعا هست این اسم:))

پاسخ:
آقا من نمی‌دونم شما ترک کجایین، ولی یه سؤال فنی دارم. شما ایسکیلدی و اوش تورمز رو به‌کار می‌برین؟ صفت آدمه.
باید مقوله‌بندیشون کنم برای اون سایت اصطلاحات. نمی‌دونم دقیقاً ینی چی.

یاد یه بنده خدایی افتادم که اسم بچه‌هاشو به ترتیب گذاشته بود: احمد ، محمود ، ابوالقاسم، محمد، صلوات :))

فکر کنم داستانک خوب باشه

پاسخ:
ما یه فامیل سببی دور داریم، اسم خودش و برادراش (متولد دههٔ سی و چهلن) بدین شرح است:
خیام، ایام، سهراب، آیدین، نبی، منصور، رسول و اون یکی یادم نیست :|
فقط خیام و ایام رو هم‌قافیه درآوردن. دیگه بعدش حوصله نداشتن، هر چی به ذهنشون رسیده گذاشتن :))
یه فامیل نسبی دور هم داریم اسم پسراشو گذاشته ابوالفضل، پوریا، سالار. هم‌سن منن تقریباً. خیلی بی‌ربطن :( هر موقع اینا رو می‌بینم یاد لطفعلی خان می‌افتم که اسم یه پسرش خسرو بود اسم اون یکی پسرش فتح‌الله.
۱۵ آبان ۹۹ ، ۱۳:۴۳ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

داستان‌واره خوبه ولی کوتاهی استوری رو نداره ، سخت تو دهن می‌چرخه.😶

خیلی عروسک داشتین برخلاف تصور 😁

 

پاسخ:
تفنگ هم داشتم :)) یک از شغل‌های موردعلاقه‌م این بود که پلیس شم.

عاشق سوسن شدم :دی 

پاسخ:
اونو فکر کنم وقتی ۹ سالم بود مامانم جایزه گرفت بابت معدل بیستم.

ملطفت آخه؟!!!!

 

پاسخ:
وااااای خاک عالم. من تا الان فکر می‌کردم هم‌خانوادهٔ لطفه! 
درستش کردم. ممنون.

چقدرم ساره خانم ناز و خوش خنده بودن😂

سمن؟!!😂😂خیلی باحال بود. یادم به عروسکای خواهرم افتاد که دهه هفتادی بود. مخصوصا اونکه دامنش از کامواهای رشته رشته تشکیل شده بود و دائما مشغول خوندن یک آواز نامعلوم بود! یادمه تو خیابون امام رضای مشهد قدم به قدم از اینا میفروختن یه سال!بعدا صدای خواننده های ایرانی هم روش گذاشتن و بومی سازی ش کردن!!!

پاسخ:
اون دامن کاموایی رو همهٔ دخترای فامیل ما دارن :))
یادم نیست این چی می‌خونه. باتری هم ندارم بندازم توش الان. ولی یکی از عروسکام اینو می‌خوند: یه امشب شب عشقه، همین امشبو داریم. چرا قصهٔ دردو برا فردا بذاریم.
من این چرا قصهٔ دردو رو، چراغِ سهٔ دردو می‌شنیدم تا همین چند سال پیش :)))
۱۵ آبان ۹۹ ، ۱۷:۵۹ هیـ ‌‌‌ـچ

یکی از بزرگان خاندان ما (حدوداً ۲ سال پیش یه روز نهار خورد اومد چرت بزنه دیگه بیدار نشد و فوت کرد) اسم تمام نوه‌های پسرش به جز یکیشون با «محمد» شروع میشن یا توشون محمد داره! محمدرضا، محمدباقر، محمدصدرا، امیرمحمد و... به نظرم شمام مادربزرگ بشی از این سیستما رو نوه‌هات پیاده کنی :))

«استوری اینستاگرام» رو می‌شه بگیم «داستانِ گرام» ! هم اون «گرام» انگلیسی می‌تونه مد نظر باشه و «گرام» کوتاه‌شدهٔ «گرامی» ! دو منطوره است D:

پاسخ:
اینم خوبه. ولی اینکه گرام مخفف گرامی باشه منو یاد سایپا می‌ندازه که اسم محصول جدیدشو گذاشت کوییک و گفت نام روستاییست از توابع کرمانشاه :)) تا مجوز بگیره. قیافهٔ فرهنگستان این‌جوری بود: 😐
۱۵ آبان ۹۹ ، ۱۸:۱۶ هیـ ‌‌‌ـچ

بعد همون فرهنگستان به دنا «پلاس» و رانا «پلاس» تندر۹۰ «پلاس» و امثالهم به سادگی مجوز داد :)

پاسخ:
به‌سادگیشو مطمئن نیستم. من بیشتر تو بخش واژه‌گزینی بودم و زیاد در جریان این نام‌گذاری‌ها و مجوزها نیستم. فقط گاهی می‌شنیدم که دعواست سر گرفتن مجوز برای ثبت فلان اسم :)) 
بعداً یه وقتی ته‌توشو درآوردم میام اطلاعاتمو به اشتراک می‌ذارم.
۱۵ آبان ۹۹ ، ۱۸:۲۵ فاطمه ‌‌‌‌

اصلا چرا باید برا استوری معادل بسازیم؟

احتمالا سوال عجیبی پرسیده‌م و الان بیای منو بزنی که این همه تو وبلاگت از معادل‌سازی کلمات بیگانه حرف زدی بعد من باز اومدم می‌پرسم چرا :))

ولی خب چرا؟ :)

۱۵ آبان ۹۹ ، ۱۸:۴۳ فاطمه ‌‌‌‌

مرسی :)) حالا من این ۱۱ صفحه مقاله رو می‌خونم ولی قصد نداشتم کل معادل‌سازی و واژه‌گزینی رو ببرم زیر سوال. سوالم اینه که برای «استوری» اینستا که یه اپ غیر فارسیه و طبیعتا کلی عنوان و اصطلاح مربوط به خودش داره چرا باید معادل بسازیم. مثلا شاید چون استوری بخش پر استفاده‌ای شده توی اینستا و واژه‌ای شده که همه هر روز دارن ازش استفاده می‌کنن؟

مقاله‌هه رو می‌خونمش شاید جوابم اونجا بود :)

پاسخ:
آخه استوری که اسم خاص اپ نیست. مثل دایرکت و فالو یه واژهٔ معنی‌داره که معادل داره تو زبان‌های مختلف. ولی خود اینستاگرام نه. اینو نمیشه براش معادل ساخت.

سلام عزیزم با آرزوی موفقیت:)

منم سوال فاطمه جان برام ایجاد شد :) و به پاسخت مراجعه کردم که لینک یه مقاله بود. ولی وقتی دیدم مقاله از حداد عادل هست حاضر نشدم بخونمش://

 

 

https://3danet.ir/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C/

سلام درسگفتار درامدی بر فلسفه زبان

امیدوارم مفید باشه

 

پاسخ:
سلام. ممنون.
چقدر سخته مباحثش :(

پ.ن۲: من زبون گوشیم و نرم‌افزارهای گوشیم فارسیه. اینستاگرام هم زبون فارسی داره. به استوری میگه داستان. یه هایلایت میگه برگزیده. به لایک میگه پسندیدن. به فالو هم میگن دنبال کردن.

دیگه وقتی خودشون ترجمه کردند و اسم براش گذاشتند باید از همون استفاده کنیم. یا اگه اسم بهتری برا محصول‌شون سراغ داریم بهشون پیشنهاد بدیم :)

پاسخ:
البته برای اسم محصول دوباره دنبال اسم نمی‌گردیم. ینی اگه اسم خاص باشه ترجمه نمی‌کنیم. مثلا واتساپ و اینستاگرام رو همون خودشونو می‌گیم، ولی استوری و لایک و فالو رو میشه ترجمه کرد. واتساپ من فارسیه و به اون عکس یا فیلم موقت یه‌روزه که شبیه استوریه میگه وضعیت. ترجمه‌های بدی نیستن. فقط باید یه‌جوری باشه که عوام هم بپسندن و به‌کار ببرن.

سراب! یه بار راجع به لبنیاتش حرف زده‌بودیم فک کنم:))

و نه، اولین باره چنین چیزایی رو می‌بینم و تا حالا نشنیدم! (مامان و بابام هم نمی‌دونستن)

پاسخ:
سراب! آره، یه چیزایی داره یادم میاد. از اونجایی که عاشق صبونه‌م، و از اونجایی که مرکز لبنیاتید، عاشق شهرتونم. اسم سراب که میاد اول یاد میز صبحانه می‌افتم :))
این کلماتو تو یه کتاب دیدم. نوشته بود ترکی هست، ولی از هر ترکی معنیشو پرسیدم نشنیده بود.