دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۳۴۳- میحانه

پنجشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۸، ۰۲:۱۴ ب.ظ

میحانه اصطلاحی است عامیانه که در میان مردم بغداد رواج داشته است. میحانه مخفف جملۀ ما حان موعدنا، به‌معنای مگر وقت دیدارمان نبود؟ است. این اصطلاح برای خُلف وعده و نیامدن معشوق بر سر قرار به‌کار می‌رود. یه شعر عربی هست به اسم میحانه که مهدی یراحی هم خوندتش. اونجا میگه غابت شَمِسنا الحِلو ما جانا. ینی آفتاب ما غروب کرد و زیباروی ما نیامد. علی جسر المُسَیب سَیبونی. معنیش میشه منو روی پل مُسَیب کاشتی و نیومدی. ینی کاری که سازمان سنجش کرده با ما. گفته بود هفتۀ اول شهریور نتایج اعلام میشه و هنوز خبری نیست. ینی انقدر که من تو این یه هفته رفرشش کردم، دیگه کم مونده آی‌پیمو بلاک کنن بگن بسه دیگه، سایتمون سوخت. ینی شبی نبوده که من خواب نتایجو نبینم. صبحی نبوده که با چشمای بسته از زیر بالش و تختم دنبال گوشیم نگردم و روزم رو با سنجش دات اُ آر جی آغاز نکنم. وای که هر بار با هر پیامکی که برای خودم و بقیه اومد از جام پریدم که سنجشه. وای که چقدر کلافه‌ام.

نتایج که اعلام بشه، عکس کارنامه‌مو می‌ذارم تهِ همین پست. بالاخره یا قبول میشم یا نمی‌شم. عکسه رمز داره و رمزو اونایی دارن که پستِ قبلو خوندن. خط آخر اون پست گفته بودم رمزو. رمز شش هفت تا پست اولم برداشتم که هی نگین نیم‌فاصله نداریم و بلد نیستیم و نمیشه. بقیۀ رمزا دیگه ساده است. اونایی هم که هنوز نمی‌دونن رمز هر پست آخرین کلمۀ پست قبله، ینی اون پست اول رو نخوندن و اونایی هم که پست می‌ذارن میگن عنوان نداریم، بیا الان من سه تا عنوان دیگه هم برای این پستم دارم: کار دل رفته رو به بی‌تابی، لحظه‌ها را انتظارم روز و شب، اللَّهُمَّ وَفِّقْنِی لِمَا تُحِبُّ وَتَرْضَى.


+ بچه‌ها نتایج اومد. کلیک کنید روش، بعد رمزو بزنید. رمز یکی از اون دو تا کلمه‌ای هست که بهتون گفتم :)

http://s2.picofile.com/file/8370868992/980607.png

۹۸/۰۶/۰۷
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

واژه‌ها

نظرات  (۶۵)

این جمله آخری که نوشتی (حدیث)

همونی نبود که پارسا خائف شب اعلام برنده ها خونده بود؟؟

الان که خوندم خیلی برام آشنا اومد

معنیش چی میشه؟

پاسخ:
بله بله خودشه. منم از پارسا یاد گرفتم و نمی‌دونم تو کدوم سوره و دعا و زیارته. معنیش اینه که خدایا منو تو اون مسیری موفق کن که خودت دوست داری. یه چیزی تو مایه‌های شعرِ هر چه تو را خوش‌تر است، راه به آنم بده.

خدایی یه وقتایی عنوانمون نمیاد خب

چیکار کنیم؟

همشم که نمیشه مزاحم حافظ خدا بیامرز شد

یه وقتایی اوشونم ارور میده :|

پاسخ:
علاوه بر پستای خودم که یه وقتایی هفت هشت ده تا عنوان براشون به ذهنم می‌رسه، یه وقتایی پستای ملتو که می‌خونم کلی عنوان خوشگل هم برای پستای بقیه میاد به ذهنم.
اصن شما بنویسین، پست از شما، عنوان از ما :))

وای نسرین تو هم منتظر نتایجی؟

واسه ی همسر منم دعا کن

 

 

پاسخ:
اللَّهُمَّ وَفِّقْ زوجها لِمَا تُحِبُّ وَتَرْضَى

اعتراف می کنم که منم خیلی خوشم اومد هم خود آیه(حدیث!) و هم از اینکه از زبان یک بزرگ مرد کوچک میشنیدم ^_^

پاسخ:
من درست و حسابی نتونستم ببینم این برنامه رو، ولی هر بار که نشستم پاش یکی یه چیزی گفت که خیلی به دلم نشست. انگار که جواب سؤال ذهنم باشه. یه بارم کامبیز دیرباز داشت تو همین برنامه راجع به تقدیر صحبت می‌کرد. گفت ما مثل عروسکای خیمه‌شب‌بازی خدا هستیم. تا وقتی اون سیم‌ها و نخ‌هامون به خدا متصل باشه، بهترین نقش‌ها رو بهمون میده. امان از وقتی که این سیمه پاره بشه...

: )))) خیلیم عالی

 

این جمله عربی رو هم کپی کردم خدا امواتتو بیامرزه : )

پاسخ:
نوش جونت. از این جمله‌ها زیاد دارم و همه رو زدم به در و دیوار اتاقم. یکیشم اینه که خطاب به خدا نوشتم: هر سلطنت که خواهی، می‌کن که دلپذیری.

جدا از اینکه امیدوارم زودتر نتیجه‌ها بیاد و اون پایین هم یک عکس با متن سبز ببینیم، این‌طور مواقع من ترجیحم اینه برم و نسخۀ اصلی اون آهنگ رو بشنوم. :)

مثلاً برای این آهنگ ترجیحم ناظم الغزالیه و نه مهدی یراحی.

پاسخ:
من چون خواننده‌های عرب رو نمی‌شناسم، نمی‌دونم اصلی رو کی خونده. 
پس برم ناظم الغزالیه رو هم گوگل کنم. با تشکر از معرفیش.

وقتی ستاره  ی روشنتو توو وبم دیدم فکر کردم نوشتی صبحانه و منتظر بودم بیام باز کنم ببینم عکس صبحانه چی گذاشتی!

خوب شد روشنمون کردی وگرنه من تا الان فکر میکردم یراحی با غلظت میگه مِیخانَه میخانه:| .... چه معنی جالبی...حتی چه خوب که دو بیتشو معنی کردی اون آهنگو خیلی دوست دارم ولیکن معنیشو نمیدونستم ...

استرس و چشم انتظاری رو درک میکنم خیلی حلق آدم توو دهنشه اینجور مواقع! بودن حلق در دهان حالتی ست که یک چشم انتظار وقتی به مرز جنون رسیده است از استرس، میفهمد!:دی

پاسخ:
من خودمم میخانه می‌شنیدم اولین بار. اون کلیپی که من دارم زیرنویس فارسی هم داره. چون حجمش بالا بود برای شما بدون زیرنویسشو گذاشتم. گوگل کنی میاره معنی و زیرنویسشو.
چند ساعت پیش فکر می‌کردم که کاش یه فامیل تو سازمان سنجش داشتیم که نتیجه رو نگاه می‌کرد می‌گفت یواشکی. بعد گفتم تو چه فرقی با دانشجوی بدون فامیل در سنجش داری که این استرسو تحمل نکنی و اون بکنه. این شد که استغفرلله گفتم و به تحمل استرسم ادامه دادم.
۰۷ شهریور ۹۸ ، ۱۴:۵۷ پلڪــــ شیشـہ اے

سلام خواهر.

با آرزوی موفقیت.

واقعا چشم انتظاری پیر کننده است. ان شاءالله که هرچی خیره واست پیش بیاد و به ماهم شیرینی بدی :))

پاسخ:
سلام و سپاس :)
یه نوع چشم‌انتظاری هست که آدم می‌دونه منتظر چیه ولی نمی‌دونه کی میاد. ولی اینکه حتی ندونی چی قراره کی بیاد، این کشنده است واقعا.
۰۷ شهریور ۹۸ ، ۱۵:۰۱ پلڪــــ شیشـہ اے

اون دعای آخر مطلب هم دلچسبه.

جست و جو کردم. یک جمله از یک دعا هستش و واسه قنوت هم خونده میشه. آیت الله آقا مجتبی تهرانی هم این دعا رو توی جلساتشون و هنگام تحویل سال نو میخوندن.

وای خدا، هدر و ببین ^__^

پاسخ:
آره منم چند وقته تو قنوتام میگم. به‌نظرم یکی از قشنگیای نماز اینه که تو قنوتاش هر چیو بخوایم به هر زبانی می‌تونیم بگیم

صدای مهدی یراحی رو واقعا دوس دارم.

منم بنویسم، شما براش عنوان انتخاب می‌کنید؟ انگار خدا شمارو رسوند! دنبال یه همچین حرفی از زبون یکی می‌گشتم تا این وظیفه خطیرو بهش محول کنم. فقط اینکه من قراره روزانه بنویسم و سعیمو می‌کنم خیلی به دور از ادب نباشه :|

پاسخ:
اوهوم صداش قشنگه :)
آره شما بنویسید، عنوان با ما:)
۰۷ شهریور ۹۸ ، ۱۵:۱۳ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹

ستاره روشنتو که دیدم فکر کردم نتایج اومده🙊 کار سازمان سنجش خیلی زشته😒یعنی چی که داوطلبانِ محترمِ کوله بدوش و دورِ ایران گشته رو انقدر چشم انتظار میذاره؟😒خجالت نمیکشن واقعا؟نه فقط داوطلبان، که حتی دوستان داوطبان چشم انتظارن.مثلا خود من هربار وبلاگ دوستان رو رفرش میکردم انتظار داشتم ستاره ی روشن با حرف اول رمز ببینم ولی ندیدم 😑به شخصه سازمان سنجش رو بابت این رفتار غیر انسانی محکوم میکنم.😒😒😒

پاسخ:
:)) بیشتر از خود داوطلب فامیلاش پیگیر و منتظرن

یاد و خاطرۀ روزهای دورت رو زنده نگه دارم :)))

http://aghagol.blog.ir/post/1505

پاسخ:
خیلی هم قدیمی نیستا. چه بد که یادم نبود :(

والا ما هم از استرس مُردیم!

سازمان سنجش هم شورشو در آورده دیگه :/

پاسخ:
والا کاش بمیریم ولی یه بار بمیریم. هی می‌میریم هی زنده می‌شیم دوباره می‌میریم :|
۰۷ شهریور ۹۸ ، ۱۶:۴۳ دچارِ فیش‌نگار

چقدر قشنگ بود این

 

مگر وقت دیدارمان نبود؟

 

+ عمرا واسه ما مهم باشه رتبه ت :) سلام

پاسخ:
سلام :)
می‌دونم. اصصصلاً مهم نیست. اونی هم که هی کامنت می‌ذاشت می‌پرسید چه خبر من بودم.

چه قشنگه این عبارت عربی آخر پستت :) ممنون که به ما هم یاد دادی. 

پاسخ:
ممنون از پارسا که تو عصر جدید گفت و یادمون داد :)

نسریننن جوابت اومد⁦☺️⁩ایشالا خوشحال باشی بعد دیدنش

پاسخ:
برم ببینم :)
۰۷ شهریور ۹۸ ، ۱۷:۵۱ دچارِ فیش‌نگار

من دوس داشتم قبول بشی

پاسخ:
اگه صلاحم توی قبول نشدنه دوست دارم قبول نشم.
۰۷ شهریور ۹۸ ، ۱۷:۵۵ دچارِ فیش‌نگار

از آمار بازید سنجش مشخصه که چقدر تقدیرگرایی :))

پاسخ:
من از اون تقدیرگراهایی‌ام که معتقدم خواستن نه، خاستن توانستن است. تا بلند نشی و حرکت نکنی، به نتیجه نمی‌رسی. یه وقتایی هم البته ممکنه بلند شی و آسمونو به زمین بدوزی و همۀ زورتو بزنی و نشه. این نشدن دیگه دست خودت نیست. ولی نشدنِ قبلی تقصیر خودته.
۰۷ شهریور ۹۸ ، ۱۸:۰۳ دچارِ فیش‌نگار

هوم مرسی توضیح مفیدی بود

پاسخ:
خواهش می‌کنم :)

منتظر اون عکس میمونیم :)

ان شاالله که بهترین ها براتون اتفاق بیفتن .

 

پاسخ:
آپلود کردم :)

رمز خوبی نبود 

:(

پاسخ:
وَعَسَىٰ أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ

ولی هرچی بهتره پیش بیاد براتون در ادامه 

خودتونم که همینو میخواین:)

پاسخ:
ان‌شاءالله :)

ایشالا خیره عزیزم

پاسخ:
ایشالا :)

دوست داشتیم قبول شین و واقعا از تون استفاده کنن و حیف.

هرچند پذیرفتن اونچی که خدا خواسته ارجح تره.

جدای از این مطالب نمیدونم اساتید دنبال چی یا کی هستن؟! دنبال کسی که فرت و فرت مقاله صد من یه غاز بزنه بیرون جهت بالا رفتن رنکینگ خودشون...

.😑😑😑😑

پاسخ:
ایشالا که از من علاقه‌مندترها و از من مفیدترها انتخاب شدن :)

خدا صبر بده

پاسخ:
خدا اول صبرشو میده بعد غم و غصه رو

تو قنوت نماز فکر نکنم به هر زبونی بشه دعا خوند هاااا.... 

البته مطمئن نیستم، بازم اونایی که مطمئنن بگن..... 

پاسخ:
به هر زبانی میشه :) من پرسیدم از چند تا عالم گفتن میشه. ترکی، فارسی، عربی، چینی حتی!

ناراحت شدیم :(

امیدواریم برای خاسته‌هاتون، بهترین صلاح‌ها رقم بخوره.

پاسخ:
شاید الان وقتش نبود. اون بالایی بهتر می‌دونه.

ایشالا نتیجه‌ها زود بیاد و مایهٔ خوشحالی بشه. :)

بابام یکی از دعاهای قنوتش اینه:

اللهم وفّقنا لما تحبُّ و ترضی، و اَحیِنا یا ربنا سعیدا و توّفنا شهیدا، الهی فَسُرَّنا بلقائک، یوم تقضی فیه بین عبادک، بجاء محمد و آله الاطهار، و بحق فاطمة الزهرا

البته اون دوتا جملهٔ تهشو مطمئن نیستم درست نوشته‌م یا نه.

پاسخ:
من برای قنوتام یه دعای ترکیبی دارم که ترکیب هفت هشت ده تا دعا هست. در واقع از هر دعا هر جمله‌ای یادم مونده رو ترکیب کردم و آخرشم می‌گم و توفنا مع الابرار :)

به

سلام شباهنگ جان

خوبی دختر؟

چه عجب شد یه نظر بدارم، والاع...

پاسخ:
سلام خانوووم 
کم‌پیدایین
میگم امسالم اگه ایشالا زائر کربلا بودین فراموشمون نکنینا

من اول قبول رو زدم چون مطمئن بودم با پشتکاری که تو داری قبول میشی اما وفتی زد نامعتبر و باید مردود رو میزدم باور کن قبلش یه ای وای گفتم. البته اونم به خاطر اینکه احتمال میدم الان ناراحت باشی و به خاطر اینکه ناراحتی گفتم وگرنه که فدای سرت. میدونم ناراحتی اما باید برای هدفت بجنگی. بعد چندوقت گریه و غصه بلند شو از اول شروع کن اینبار محکم تر قوی تر. ضمن اینکه سعی کن توو این فاصله ی یکساله مقاله بنویسی و بفرستی برای مجلات. توو مصاحبه رزومه علمی خیلی مهمه حداقل دوتا مقاله علمی پژوهشی باید داشته باشی تا پذیرش کنن. سعی کن رزومه ت رو قوی کنی . زودترم دفاع کن از پایان نامت چندتا مقاله درار. امسال رو روی چاپ مقاله تمرکز کن انشالله رزومه ت رو قوی کنی حتما سال بعد قبولی. 

نمیخوام اونچه که من بهش رسیدم رو به تو هم پیشنهاد بدم چون اهداف هرکی توو زندگی فرق داره اما خب فکر کنم من جزو معدود ادمایی هستم که تمام زندگیم درس بود. با عشق و علاقه یکی یکی پله های تحصیلو طی میکردم و هزاران برابر از هرکی که تو فکر کنی برای درس و علم زحمت کشیدم. اما یه جایی به این نتیجه رسیدم درس خوندن توو مملکت ما فایده نداره. من زرنگ من درسخون من همیشه معدل الف با رزومه ای که در حد خودم و دانشجو بودنم خوبه و مقاله هایی که نوشتم الان در این مملکت هیچ جایی برام نیست . پس تصمیم گرفتم حداقل فعلا ولش کنم و برم دنبال علایقم شاید کمی غم سالیان رو بشوره !... تو هم اگر به نتیجه من رسیدی ولش کن و برو دنبال کار و علایقت اگر به نتیجه من نرسیدی بشین رزومه ت رو قوی کن و محکم برو جلو ...

پاسخ:
ناراحت که شدم. چند ساعتم گریه کردم :)) ولی الان خوبم. تازه تنها هم بودم و یک دل سیر! گریه کردم.
من قبلاً هم چند بار به استادهام گفته بودم که هدفم از دکتری خوندن بودن تو فضای آموزشی و دانشگاهیه. من جاهای مختلفی مثل باشگاه و فروشگاه و بازار و انواع کلاسای هنری و آشپزی و خیابون و قبرستون رو برای گذران اوقاتم امتحان کردم و دیدم تو هیچ کدوم از این اماکن! به اندازۀ دانشگاه آرامش ندارم. 

ای بابا :(

باور کن لیاقت دانشجویی با شرایط ما رو ندارن اینا. مجرد، بی‌دغدغه، بدون تعهد شغلی، جوون، با‌انگیزه و پرتلاش ...

منم سال سوممه :|

پاسخ:
ولی واقعیت اینه که من بهترین نیستم و از من بهتراش هم هست. ظرفیتا هم کمه. خون منم که از خون بقیۀ صد نفری که قبول نشدن رنگین‌تر نیست. پس بیا غصه نخوریم :)
۰۷ شهریور ۹۸ ، ۲۱:۱۸ منتظر اتفاقات خوب (حورا)

همون استاد دعا کرده هااا. واسه سال دیگه منتظرته

ان شاالله هر چی خیزه:-)

پاسخ:
آره، شاید :))
تراز اون دانشگاه خیلی بالاست. باید مثل تراکتور درس بخونم برای اون رتبه :|
ولی هنوز بهش نگفتم قبول نشدم. حقوق این ماهمو که خواست واریز کنه یادش می‌افتم.

ما که رمز نداریم چی؟ 

:(

ایشالله بهترین شده برات. 

منم منتظر جواب ارشدم و در همین حالت قرار دارم. شخصا خل شدم از شدت شوق و نگرانی و کنجکاوی و بلاتکلیفی

پاسخ:
شما که رمز نداری باید خودت همت کنی رمزدار بشی دیگه. ببین ملت خودشون یکی‌یکی پستا رو خوندن و رسیدن به چهلمی. توی پست چهلم گفتم رمز عکس این پست چیه :)
ایشالا قبول میشی :)
۰۷ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۰۵ ستاره‌ی آبی

من رمزو اولش قبول زدم چون حسم میگفت قبول شدی. اما با شناختی که ازت دارم و این دعایی که کردی مطمئنم در هر صورت بهترینارو برای خودت میسازی حتی اگه مسیرت از یه جای دیگه بگذره. در ضمن همین که از انتظار و بلاتکلیفی رها شدی خودش جای تبریک داره. 

پاسخ:
من هنوز تو شوک اینم که شبانه و پردیس هم قبول نشدم. حتی شبانه و پردیسی که استاد و دانشگاه باید از خداش باشه دانشجو بیاره صد تومن بریزه تو حلقشون.

دادن این کامنت به کسی که احتمالا خودش هم ممکنه ناراحت باشه منم داغ دلشو تازه کنم شاید درست نباشه...

ولی من هی اون رمز چهارحرفی در صورت قبولی رو زدم. قبول نمیکرد. دقت کردم درست بزنمش هی اونو زدم میگفت نه. نهایتا با شونه های افتاده رمز پنج حرفی مربوط به قبول نشدن رو زدم و بی میل یه نگاه به صفحه انداختم و گفتم ایشالا این هم کار نمیکنه.ولی کرد و زودی اومدم بیرون. سوال قشنگه اینجاس. چرا توقعی جز قبول شدن از تو نداشتم که فکر میکردم لابد رمز رو اشتباه میزنم که هی همونو تکرار میکردم؟! چی ساختی از خودت تو ذهن ما دلبرا؟ :)) غیرقابل شکستی، غیرقابل شست خورندگی... ( نمیدونم چه لفظی درست تره. فدا سرت یه دکترا که شاید صلاحت هم توش نبوده. من غلط بکنم اسمشو بذارم شکست! ولی کلمه درسته رو پیدا نکردم. همینا رو بپذیر ازم)

خودت میدونی یا بگم هیچی از ارزش های تو و خفن بودنت کم نمیشه تحت هر شرایطی؟ =)*

 

پاسخ:
احتمالاً ناراحت که چه عرض کنم، قطعاً و یقیناً ناراحت بودم و گریه‌ها کردم زااااااااااار زار! بعد یه کمم با خدا بحثم شد دعوا کردیم و بعدشم آشتی کردیم و الان در خدمتتونم :))
خدایی حال کردین با این رمزگذاری؟ یه کاری کردم که حال و روزم رو با تمام وجود درک کنید :دی ینی مثل خودم که شماره داوطلبی و پرونده رو وارد می‌کردم که نتیجه رو ببینم شما هم یه چیزی رو وارد کردین و نتیجه رو دیدین. هیچ پست و متنی به اندازۀ این عکس رمزدار نمی‌تونست شما رو تو شرایط من قرار بده.
۰۷ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۳۸ مهندس خانوم

آرزو می کنم بهترین ها برات اتفاق بیفته. 

پاسخ:
ممنون. دیگه قسمتمون این بوده که بمونیم برای سال بعد.

سلاام

با این توضیحاتتون میحانه جز کلمات دلنشینم شد.

دوست داشتم همون اول پستو میدیدم و الان کامنت نمیدادم ولی میدونین چیه؟ خوبی ماجرا این بود که من رمزو قبول زدم بعدم که درست نبود برگشتم به پست ببینم رمزو درست زدم یا نه. بعد با خودم گفتم چی میشه که اینم یه شوخی از طرف دردانه باشه. اصلاً همین که آرزوهای خوب برای همدیگه بکنیم یعنی یه کوچولو امید به انسانیت هست.

من همیشه برای کسی میخوام از ته دل دعا کنم اونم از نوع خوبش میگم الهی بهترین خیر خدا نصیبت بشه. امیدوارم این خیرو به زودی ببینید.

پاسخ:
سلام :)
باورت میشه خودمم سه بار سایت سنجشو بستم دوباره اطلاعاتم رو وارد کردم؟ فکر می‌کردم اشتباه شده. باورم نمیشد :|

من که عطای دکتری رو به لقاش بخشیدم!

ایشالا سال بعد، هر چی مصلحت خداست برات رقم بخوره

پاسخ:
ایشالا :)

سلام.رمز پست 22  که اسم یک رودخونه هست فکر کنم نیم فاصله میخواد چون من چندبار زدم ارور داد.بقیه رو نتونستم بخونم. و نهایتا ندونستم قبول شدی یا نه.

ایشالا موفق باشی.

پاسخ:
رمزشو برداشتم :)
ولی بذار نیم‌فاصله رو هم یادت بدم. اگه با گوشی هستی، می‌تونی اون کلمه رو عیناً کپی کنی و پیست کنی. اگه با لپ‌تاپ یا کامپیوتری اول بنویس زاینده بعدش کنترل شیفت و عدد 2 رو باهم بگیر بعد ولشون کن بعد بنویس رود. میشه زاینده‌رود.
۰۸ شهریور ۹۸ ، ۰۹:۵۵ مستر نیمــا

انشاالله که خیریتی توش بوده:-(

پاسخ:
یه جایی خدا خودش میگه چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است.

با اطمینان خاطر اول اون یکی کلمه رو برای رمز وارد کردم. ولی خب صلاح آدمو خدا میدونه؛ الهی بهترین ها برات پیش بیاد.

راستی میدونی من از کی میخونمت؟ از تورنادو و وقتی داشتی ارشد مهندسی پزشکی میدادی! 

اخیرا توی یکی از پست هات یه عکس از امیرکبیر گذاشته بودی که اون پارک کوچولوی ته کوچه بود؛ خوابگاه ما دقیقا روبروی همون پارکه... کلی ذوق زده شدم عکس رو دیدم و اگر میدونستم اونجایی می اومدم و حضوری روشن میشدم :)

پاسخ:
نمی‌دونم تو کدوم مریمی، کلی مریم و فاطمه داشتم اون موقع. ولی خوشحالم که هنوز دارمت.
اتفاقاً بستنیا رو از سوپری بغل خوابگاهتون خریدیم و خوابگاهتونم به‌صورت اجمالی بررسی کردیم از پشت در.

ببین زدم رمز اول رو و نشد آب سرد ریختن روم.

اینی که من در تو میبینم سال دیگه این رمز درست درمیاد ایشالا.

پاسخ:
خودمم تا چند دقیقه تو شوک بودم. هی اسم و اطلاعاتمو می‌خوندم و می‌گفتم مگه میشه؟ آخه من علاوه بر روزانه، شبانه و پردیسم زده بودم و تعداد دانشجوهایی که برای پردیس اومده بودن کم بود و خیلی عجیبه که قبول نشدم. خیلیا.
ایشالا :)

سلام

شما قابلیتهای زیادی دارین

این نتیجه هم همونطور که گفتین حتما مصلحتی داره.

با آرزوی موفقیتهای فراوان و روزافزون

پاسخ:
سلام
برای بعضیا انگار قابلیت مهم نیست اصلاً.
بله حتماً مصلحت این بوده
ممنون
۰۹ شهریور ۹۸ ، ۰۰:۱۵ پلڪــــ شیشـہ اے

http://golareh-cloth.ir/detailproduct.aspx?id=1877551133

پاسخ:
چقدر گرونه!
آقا من کلی ظرف و قابلمه و خرت و پرت جغدی از دیجی‌کالا انتخاب کرده بودم که بخرم برای خوابگاه. الان خورده تو ذوقم که قبول نشدم. 

خوبی؟

اگه درست یادم باشه، وقتی رتبه های اولیه اومد،حدست این بود که احتمال قبولی زیاد نیست، اما الان یه طوری تعریف کردی که انگار خیییلی انتظار قبولی داشتی از خودت.... چه طوریاست؟! 

پاسخ:
ممنون. اولش با توجه به رتبه‌م گفتم احتمال کمه. بعد رفتم مصاحبه دیدم اونجا رتبه مهم نیست و منم از مصاحبه‌هام راضی بودم تا حدودی.

من اول که کلمه ی قبولُ زدم و اشتباه بود ، با خودم گفتم حتما سوپرایزه !!! ولی امیدوارم خیلی اتفاقاتِ بهتری منتظرت باشن :)

پاسخ:
شگفتانه :))
ممنون. ایشالا

:-)

پاسخ:
بابت کامنتت و اون عکسا ممنونم عزیزم. نحوهٔ کپی پیست نظرات بیان عوض شده و برای منم سخت شده لینک دادن. همین روشی که تک‌تک می‌فرستی فکر خوبیه. عمومی هم بفرستی مشکلی ندارم من. هر جور که خودت راحتی

+ نفر 56 امی
۰۹ شهریور ۹۸ ، ۰۷:۱۹ پلڪــــ شیشـہ اے

ها. پارچه گرون شده بسی:/ مثل چیزای دیگه.

فداسرت خواهر. بخر واسه اتاق خودت تو خونتون. با صدق دل و خوش حالی استفاده کن ازشون. :))

ولی جدا شکه کننده و استرس زا بود. :*

ان شاءالله که بهترین ها واست رقم بخوره. درخشنده :*

پاسخ:
ممنون. دیگه چیزی که با نیت خوابگاه قرار بود بخرم یا خریدمو سخته تو خونه استفاده کنم. 

تو که دیگه وبلاگ قبلی رو ننوشتی، بعد زدی تو زبان‌شناسی.

با اینکه مطالبش خوب بود، ولی نمی‌رسیدم بخونم، عذاب وجدان گرفتم.

نهافت اینه که شما هم دیگه سر نزدی.

اتفاقی توی یه وبلاگ دیگه نظرتو خوندم و رسیدم اینجا.😊

ان‌شاءالله همت کن، روزی خودت

پاسخ:
سر که می‌‌زنم بهتون. فراتر از سر زدن اینه که آدرساتون تو اینوریدرمه و تا پست می‌ذارین خبردار میشم. من حدود نهصد تا وبلاگ تو اینوریدرم دارم که همه رو می‌خوندم یه زمانی. البته خیلیاشون حذف و تعطیل شدن. از یه جا به بعد چون دیدم یه سریاشون دیگه سر نمی‌زنن بهم، فکر کردم لابد تمایلی به ارتباط ندارن و منم فاصله گرفتم و کامنت نذاشتم و به‌مرور زمان پستاشونو نخونده رد کردم. به هر حال ارتباط باید دوسویه باشه. زمان منم که محدوده. منصفانه اینه که برای وبلاگ‌هایی وقت بذارم و بخونم که وبلاگمو می‌خونن. الان وبلاگ همین شصت هفتاد نفری که چهل تا پستو خوندن جدا کردم گذاشتم تو یه فولدر که باهاشون بیشتر در ارتباط باشم. بقیه رو هم گذاشتم تو فولدر بی‌معرفت‌ها.
دسته‌بندی وبلاگ‌هامو ببین:
http://s2.picofile.com/file/8370986368/98_06_093.png
+ من که از خدامه. ولی خانواده می‌گن در توانت نیست پیاده‌روی. یار و یاور و همراه هم ندارم. زودم تو سفرا ویروسی می‌شم و زین حیث نگرانن.

من فقط امیدوارم خسته و ناامید نشی. مسیر رو خوب بررسی کنی و ببینی چه‌طور می‌شه با بلاهت‌های سیستم کنار اومد. (البته بعد یه استراحت خوب و برگشتن حال و هوای نسرینیت:) )

دانشگاه به آدمایی مثل تو نیاز داره:)

پاسخ:
اگه قرار بود بلاهت سیستم منو سست و ناامید کنه پیش‌تر عطای این فضا رو به لقاش بخشیده بودم. ینی یه حرکتایی می‌بینم از این سیستم و استادها و کلاً فضای آموزشی که همین که سکته نمی‌کنم جای شکر داره. نمونه‌ش استاد مشاورم که بیشتر از یه ماهه کارمو ایمیل کردم بخونه نظر بده، ایمیلمو باز هم نکرده. ایمیل‌های قبلیمم ندیده. با اینکه هر بار ایمیل زدم، پیام هم دادم از طرق دیگه و سین هم شده پیام‌هام. بعد که دیروز پیام دادم که آیا کارم رو تأیید فرمودید که دفاع کنم؟ میگه شما؟! بعد که خودمو معرفی می‌کنم و میگم یه ماهه منتظر تأیید شمام میگه دوباره ایمیل کنید. بعد میگه خانوم، شما اصلاً پیگیر کاراتون نیستید. حیف که نمره‌م دستشه وگرنه جواب خوبی براش داشتم. حداقل می‌تونم پیام‌ها و ایمیل‌هایی که یه ساله براش می‌فرستم رو فوروارد کنم براش ببینه کی پیگیر نیست. خدا فقط صبرمو زیاد کنه.

:|||

دهانم دوختی به واقع!

 

یه روز که دیگه کارت گیرش نبود برو راجع به همه اینا باهاش حرف بزن... برای اونی که بخواد شرایطی رو عوض کنه، چاره‌ای نیست جز تحمل همون شرایطی که قراره عوض بشه. این اولین رنجیه که باید باهاش کنار اومد...

 

+ و کاش برگردی به علوم شناختی... تئوری من اینه مشخص کردن یه هدف درست و تلاش مداوم برای رسیدن بهش، آدم رو رشد می‌ده، درحالی که تغییر اهداف ممکنه باعث بشه صرفا از توانایی‌هایی که از قبل هم داشتیم، بیش‌تر استفاده کنیم، نه این که توانایی‌های جدید به دست بیاریم.

در مورد تو، علاقهٔ اصلیت علوم شناختی بود، پس شاید قراره برگردی به همون. شاید امسال قبول نشدی چون علوم شناختی بهت نیاز داره... نمی‌دونم. یه حدسه صرفا:)

پاسخ:
من تحمل کردن رو از موقعی شروع کردم که معلم عربی اول دبیرستانم روی جواب درستم خط قرمزِ ضخیم کشید و حرکه‌ام موند زیر خطش و گفت حرکه نذاشته بودی و نمره‌مو نداد.
علوم شناختی منو نمی‌خواد بزرگوار. وگرنه رتبۀ علوم شناختیم خییییییلی بهتر از رتبۀ زبان‌شناسیم بود. زبان‌شناسی هم به‌نظرم به این دلیل نگرفت که رشتۀ لیسانسم یه چیز دیگه بود. علوم شناختی که دیگه جای خود دارد. نه لیسانسم شناختی بود نه ارشدم.
من علاقۀ اصلی ندارم :))

منم یه معلم داشتم معتقد بود من زیاد سوال می‌پرسم چون می‌خوام بالاخره نتونه به یه سوال جواب بده و جلوی بچه‌ها ضایع بشه و سر همین، منو از کلاس انداخت بیرون:)

 

علاقهٔ اصلی نداری؟ چه جالب! یعنی هدفی وجود نداره؟

پاسخ:
منو تا حالا ننداختن بیرون. اتفاقا همیشه رعایت می‌کردم که چیزی نپرسم که ندونن. یا حداقل جلوی جمع نمی‌پرسیدم.
من هیچ وقت تو زندگیم نقطهٔ هدف یا مقصد نداشتم. همیشه تو فضای بیکران که مبدأ و مقصد نداره زندگی کردم. دلیلشم اینه که نمی‌دونم چقدر عمر یا زمان دارم. و اگه هدفم رسیدن به یه نقطه و یه مقصد باشه و زودتر از رسیدن، زمانم تموم بشه احساس ناکامی بهم دست میده. ولی چون همیشه سعی کردم هدف‌هامو در طول مسیر زندگیم قرار بدم، حالا هر موقع که بمیرم میگم تا همین‌جاشم خوب زندگی کردم.

منم رعایت می‌کردم راستش. ولی اون خانم کلا اعتقادش این بود. سوالاتی که از اون می‌پرسیدم از همون جنس بود که از معلمای ادبیات سال‌های قبل و بعد می‌پرسیدم.

جالب‌تر زنگ انشا بود. چون همین معلم انشامونم بود و معتقد بود ته انشا باید بنویسیم از این انشا چه نتیجه‌ای می‌گیریم! من معتقد بودم این توهین به مخاطبه و خودش باید نتیجه بگیره و جلسه‌ای که من داشتم انشا می‌خوندم تبدیل شده بود به چیزی شبیه جلسه دفاع پایان‌نامه عملا! (هرچند تهش متقاعد شد و نمره کامل بهم داد:) )

بعدا البته با مکافات زیاد کلاسمو عوض کردم اون سال. ولی کلا موجود عجیبی بودن ایشون:)

 

این طوری هم می‌شه گفت. هرچند من معتقدم فواید داشتن هدف و تحمل همهٔ سختی‌ها برای رسیدن بهش، خیلی بیش‌تر از اون سختی‌هاست.

ولی خب، نظرات متفاوته دیگه:)

پاسخ:
حالا البته یکی دو بارم یا تن رسد به جانان یا جان ز تن درآید رو تجربه کردم تو زندگیم :)

چه دسته‌بندی باحالی...😊ولی می‌خونمتون... تو بیان! چون شباهنگ تعطیل شد، دیگه سر نزدم. وگرنه همیشه می‌زدم.😉 بله، قطعاً ارتیاط دوسویه است و موافقم

موفق باشی 😚

از خود حضرت ارباب بخواین همراه و همسفری براتون برسونه که خانواده هم راضی باشن.

همین دهه از خود اقا بگیرین، می‌دن، مطمئن...

پاسخ:
تو هر کدوم از دسته‌ها دویست سیصد تا وبلاگ هست. دستهٔ حسابشان جداست وبلاگ‌هاش هفت هشت تاست البته‌. تو پوشهٔ اختتامیه هم اونایی هستن که وقتی شباهنگ تموم شد اومدن برای خداحافظی. اینوریدر چیز خوبیه. اوصیکم بِالاینوریدر
:)
۰۹ شهریور ۹۸ ، ۲۱:۰۰ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹

قبل از وارد کردن رمز حسم شبیه این کسایی بود که تیم مورد علاقه شون رفته فینال و منتظر قهرمانی و ابراز احساسات و شادی ان.ازونا که شک ندارن قهرمان میشن... ولی بعد از درست نبودن رمزم شبیه همون هوادارای منتظر قهرمانی شدم که تو یه چشم بهم زدن میبنن جام قهرمانی تو بهت و ناباوری از دستشون رفته.

پاسخ:
حس یه پارچ آب یخی که رو سرت بریزن

ممنون بابت توصیه‌ها

ولی

با برنامه‌های خارجی تا جایی که میشه کار نمی‌کنم، اصلاً 😊

پاسخ:
اگه نمونه داخلی داشت منم ترجیحم ایرانیش بود. ولی نیست متأسفانه.

چرا باورم میشه. به قول خودتون خوبی این رمز این بود که یه کوچولو تو شرایط شما قرار گرفتیم.

امیدوارم سال دیگه به قدری حالتون خوب باشه که بگید به سختیاش می ارزید.

 

پاسخ:
ممنون :) ایشالا :)

اولش شوک شدم گفت رمز غلطه

کلمه دومو که زدم داشتم فک میکردم نیرینم ازوناس که بخواد ازین شوخیا کنه و عمداً رمزو جابه‌جا بزنه یا نه...

متأسفم، ان‌شاءالله هرچی صلاحته پیش بیاد برای مقطع دکترا

پاسخ:
متأسفانه شوخی نبود :( 
یا رب دل ما مصلحت خویش نداند...

واقعا شوکه شدم. حرفمو تو واتساپ بهت زدم. فقط اینو بگم که من آدمی نیستم که زیاد از کسی تعریف کنم. هر چند چند ماهه دارم رو خودم کار می‌کنم که کوچک‌ترین چیزا رو هم بیان کنم و به طرف مقابلم حس مثبت بدم. اما کلا تا طرفم رو نشناسم ازش تعریف نمی‌کنم.

اینو بگم که من واقعا به تو و تواناییت ایمان دارم. درسته مثل خودم عاشق درس‌خوندن و بودن توی فضای آموزشی هستی اما خب همین علاقه هم از روی تواناییت میاد. یعنی اگر یه دختر درس‌نخون و بی‌دانش بودی قطعا این علاقه هم وجود نداشت. من به تعداد کمی از آدم‌ها می‌گم باسواد. و به نظرم تو یکی از همون باسوادهایی هستی که دنبال هر چیزی می‌رن برای یادگیری و فهمیدن.

ماه رمضون واقعا یکی از دعاهام این بود که دکتری قبول بشی. اما درست شب عید فطر نوبت به دعای مخصوص به تو که رسید گفتم خدایا هر چی صلاحشه. من حتی بزرگترین و بهترین خواسته‌هام رو هم با "اگر صلاحمه" خواستم.

حتی اون موقع که مادرم داشت نفس‌های آخرش رو می‌کشید هی دعا می‌کردم خوب بشه. بعد دوباره می‌گفتم خدایا اگر به صلاحشه خوب بشه که قطعا تو خیر بنده‌هاتو می‌خوای.

امیدوارم زندگیت اون‌طور بشه که می‌خوای و به صلاحته.

 

+ اینوریدرز رو اگه اشتباه نکنم یه بار اومدم باهاش کار کنم نتونستم شایدم این نبوده و فقط گودریدز (درست گفتم؟) بوده :دی

ولی فکر می‌کنم همین رو هم قبلا سعی کردم باهاش کار کنم و نمی‌دونم چی شد که قبل از اینکه یادش بگیرم بیخیال شدم. اگر متن آموزشی واسش داری برام بفرست لطفا.

پاسخ:
دلایل منطقی زیادی هست برای قبول نشدن تو یه امتحان. یک اینکه ظرفیت کمه، دو اینکه باید بپذیریم که از ما باسوادتر هست و ما بهترین نیستیم، سه اینکه قبول شدن به صلاحمون نیست و... حتی یه وقتایی فکر می‌کنم بعضی از ناکامیا مجازات کارای بدمونه. بعضیاشونم امتحان صبره. حالا نمی‌دونم این کدومش بود :))

اینوریدر برای خوندن وبلاگه، گودریدز برای خوندن کتاب
پستی که برای اینوریدرز نوشته بودم:

آره کارکردش اینوریدر و گودریذز رو می‌دونم منتها یادم نمیاد کدوم رو امتحان کرده بودم :دی

الان فهمیدم که جفتشو :دی

مرسی برای لینک

پاسخ:
من گودرز هم دارم، ولی حال نکردم باهاش زیاد :دی
(اسمش سخته، گودرز صداش می‌کنم)

فدای سرت نسرین :دی (کلیشه ترین جمله ممکن :دی )

پاسخ:
ولی جالبه بدونی که اولین کسی هستی که اینو می‌گی! :))
هیشکی تا حالا نتیجۀ کنکورو فدای سرم نکرده بود :دی

تو رمز نوشتم قبول گفت غلطه بعد نوشتم مردود و ارزو کردم اونم غلط باشه ولی ... .

نمیدونم چی بگم؛ آدم خیلی وقتا نمی دونه.

امیدوارم حالت زود خوب بشه و قوی تر ادامه بدی، تو هر مسیری که تصمیمشو میگیری.

پاسخ:
آره از فرداش دوباره رفتم کتابای کنکورو گرفتم و شروع کردم به خوندن :) تجربۀ پارسالو تکرار نمی‌کنم. پارسال دو ماه تو شوک بودم. ولی چیزی که آدمو نکشه قوی‌ترش می‌کنه دیگه
۱۶ شهریور ۹۸ ، ۱۱:۱۱ نرگسی که کیک پخت و ...

سلام نسرین جان

امیدوارم همچنان پر از امید و انگیزه در راه رسیدن به هدفت تلاش کنی و دلت آروم باشه...دلت رو بسپر دست کسی که اطمینان داریم همیییشه عاشقانه سعادت و تکامل و رشد ما رو می خواد...

یاد حضرت زینب افتادم که بعد از اون همه مصیبت گفتن ما رایت الا جمیلا...یه بزرگی می گفت، حضرت زینب اون لحظه به این یقین رسیده بود که همون خدایی که اراده ش بر این تعلق گرفت که زینب سلام الله علیها و حسین علیه السلام عشق همدیگه باشن، خواست که زینب در کربلا باشه و اون اتفاقات....و به یقین رسیده بود که او دوست ترین دوست است و هر چه از دوست رسد نیکوست...

 

پاسخ:
سلام نرگسی که کیک پخت :دی
ممنونم عزیزم :)
دیگه امسالم تلاشمو می‌کنم‌. ایشالا هر چی که خیره پیش بیاد :)
۱۸ شهریور ۹۸ ، ۱۹:۵۰ פـریـر بانو

اولش مردود رو زدم و امیدوار بودم غلط باشه که نبود. عیبی نداره. ما قوی‌تر از این‌هاییم. دوباره می‌خونی و سال بعد می‌ترکونی. ^_^

پاسخ:
:) آره دارم دوباره می‌خونم. تا چه پیش آید و نمی‌دونم چی چی چه زاید...
۲۰ شهریور ۹۸ ، ۰۳:۳۶ سربازِ روزِ نهم

الان متوجه میشم چرا هر کی گوشی منو بر می داره با تعجب می‌گه چرا رمز نداره و من هزاران بار جواب می‌دم شاید یکی لازم داره

از بس رمز دیدن دست مردم :)

پاسخ:
گوشی و لپ‌تاپ منم رمز نداره :)))