دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

چهارشنبه وقتی داشتم سی‌دی فارغ‌التحصیلی رو می‌گرفتم خدا خدا می‌کردم مسئول مراسم بذاردش تو جعبه‌ی آبی. روی میز پرِ جعبه‌های رنگی بود که سی‌دیا رو می‌ذاشت توشون و می‌داد دست بچه‌ها. سی‌دی منو گذاشت تو یه جعبه‌ی سبز. چیزی نگفتم. شاید فکر کردم مثل اون روزا که با درخواست‌های کوچیک، تمرینِ نه شنیدن می‌کردم، باید با حسرت‌های کوچیک شروع کنم و به نرسیدن‌ها و نداشتن‌های بزرگ عادت کنم. مثلاً حسرتِ نداشتنِ جعبه‌ی آبی.

خوبیِ داشتنِ مشکلات و دغدغه‌های متعدد و متنوع اینه که وقتی از دردِ یکیشون فریاد می‌زنی، کسی شک نمی‌کنه که شاید اصن این فریاده مال این درد نباشه.

۹۵/۰۴/۱۳
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)