دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

872- این آخرین پُل‌ه؛ واسه رسیدنت...

چهارشنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۴۲ ق.ظ

مثل وقتی که منتظری خانومه بگه شماره‌ی 222 به باجه‌ی شماره فلان و تسبیحی که دوستت برات سوغاتی آورده رو از کیفت درمیاری و یواشکی زیر چادرت شروع می‌کنی به ذکر گفتن و به این فکر می‌کنی که خب ملت که نمی‌دونن تو تا حالا تسبیح نداشتی و الان تسبیح ندیده محسوب میشی و عین بچه‌ها ذوق‌زده‌ای که باهاش ذکر بگی!
مثل وقتی که شماره‌تو صدا می‌زنن و مسئولِ باجه اسمش امید داداشی‌ه و بی‌هوا خنده‌ات می‌گیره

مثل وقتی که بابا با دیدن کارت اهدای عضوت ناراحت می‌شه

۹۵/۰۳/۱۲
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

امید

بابا