پیچند

فصل پنجم

پیچند

فصل پنجم

پیچند

And the end of all our exploring will be to arrive where we started
پیچند معادل فارسی تورنادو است.

آخرین نظرات
  • ۲۴ بهمن ۰۴، ۲۰:۱۶ - مهتاب ‌‌
    ❤️💔
آنچه گذشت

۲۰۷۸- در هر مقام و مکانی که هستید

۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۱۲ ب.ظ

مدرسه چندتا کلاس خالی داره. تو یکی از این کلاس‌ها نمایشگاه کتاب برپا بود. به‌مناسبت دهۀ فجر. کتاب‌ها اغلب مذهبی و انقلابی بودن. روی دیوارها هم عکس‌های مناسبتی بود. ده دقیقۀ آخر زنگ رسانه‌شون رو اختصاص دادم به بازدید از نمایشگاه. چرخی لابه‌لای کتاب‌ها زدیم. گفتم اگر بینشون کتابی هست که قبلاً خوندید به دوستاتون معرفی کنید. الینا گفت میشه کتابای دیگه‌ای که اینجا نیستو معرفی کنیم؟ گفتم آره. اصلاً از این به بعد هر جلسه، چند دقیقه اختصاص بدیم به معرفی کتاب. یه تعداد پاکت نامه روی میز بود. مدیر گفت پیام‌هایی رو از وصیت‌نامه‌های شهدا انتخاب کردیم. در موردشون توضیح داد. کسی نرفت سمت میز. پاکت‌ها رو روی دفترنمره چیدم و از بچه‌ها خواستم یکی یه دونه بردارن. گفتن چیه؟ گفتم همین الان خانم مدیر توضیح داد. گوش نمی‌کردن که. گفتم یه پیام تو هر کدومه. شانسی یکی بردارید ببینیم چی نوشته. برای شما نوشتن. با تردید برداشتن. آخر از همه خودم هم یکی برداشتم. تو دلم گفتم پیام کلی نمی‌خوام. اختصاصی باشه. برای خودم. مخاطبش خودم باشم. و لطفاً واضح، روشن و شفاف باشه. قبل از اینکه پاکتم رو باز کنم از بچه‌ها پرسیدم ببینم تو نامۀ اونا چی نوشته. باران چی نوشته بود؟ خانم نوشته بود مراقب انقلاب باشید. گفت و خندید. آدرینا تو پاکت تو چیه؟ حجابتونو حفظ کنید. یاسی تو چی؟ با خنده گفت آمریکا هیچ غلطی نمی‌تونه بکنه. چند نفر جلوی یکی از عکس‌ها جمع شده بودن و راجع به اینکه چرا پدربزرگ و مادربزرگاشون انقلاب کردن حرف می‌زدن. نزدیک‌تر رفتم و پرسیدم چرا؟ الینا گفت نمی‌دونم والا. بعد اشاره کرد به عکس یه مدرسۀ دخترانه، اوایل انقلاب. گفت ببینید چادر و مقنعه‌هاشونو. کدوم آدم عاقلی یه همچین چیزی رو انتخاب می‌کنه. بقیه تأیید کردن. گفتن هیچ کدومشون سواد نداشتن. متوجه نبودن چی کار دارن می‌کنن. گفتم ولی بالاخره یه دردی داشتن دیگه. همین‌جوری بی‌دلیل نمیشه که. باران راجع به انقلاب پابرهنه‌ها رفت رو منبر. دوتا باران داریم. این باران دومی اطلاعات عمومیش خوبه. چند روز پیش که معنی اتانازی رو پرسیدم بلد بود. ازشون فاصله گرفتم و رفتم یه گوشه پاکت خودم رو باز کنم: 

قدر لحظات را دانسته؛ آن را بیهوده هدر ندهید. در هر مقام و‌ مکانی که هستید، مکث کردم و دوباره خوندم: در هر مقام و‌ مکانی که هستید...، به‌خصوص آنهایی که در راه علم قدم برمی‌دارند، پیام مظلومیت این مکتب و امت را با پویایی در علوم به گوش جهانیان برسانند.


۰۴/۱۱/۲۳
پیچند (تورنادو، دُردانهٔ سابق، شباهنگ اسبق)

نظرات (۳)

عجب پیام اختصاصی و مستقیمی :)

چه قشنگ. ملت مظلوم ایران 😭

❤️💔

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">