۲۰۷۶- استوریِ تلگرام
قابلیت استوری تلگرام که تا پیش از این فقط برای کاربران پرمیوم ایرانی فعال بود، از امروز با آپدیت اندروید برای همهٔ کاربران ایرانی فعال شده. در همین راستا، منم یه ساعت پیش برداشتم تلگراممو بهروزرسانی کردم و بهعنوان اولین استوری، نقشهٔ ایرانو استوری کردم روش نوشتم خراب آن کس که آبادت نخواهد. در ادامه، تلگرام پرسید این استوری رو کیا ببینن؟ یه گزینهٔ همه داشت، یه گزینهٔ فقط مخاطبین، یه گزینه هم بود برای استثنا کردن بعضیا. کسی رو استثنا نکردم و گزینهٔ همه رو زدم ببینم چجوریه. منظور از همه، همهٔ کسانی است که منو ذخیره دارن. حالا یا شمارهمو یا آیدیمو. من خودم نزدیک دوهزارتا مخاطبِ شمارهدار تو گوشیم دارم که همه رو مرتب و منظم فهرست کردم. معلمای دبیرستانم، هممدرسهایام، شریفیا، فرهنگستانیا، بچههای خوابگاه طرشت، خوابگاه رستاک، دانشگاه فعلی، خوابگاه دانشگاه فعلی، همکارای مدرسه، فامیلای سببی و نسبی، حتی دوستان مجازی! تنها گروهی که شمارهشونو ذخیره نکردم و نمیکنم و نمیدونم هم چرا نمیکنم دانشآموزانم هستن.
و به طرز عجیبی در کمتر از یه ساعت، تعداد کسانی که این استوری منو دیدن به صد نفر رسید! و عجیبتر اینکه یه آدمایی رو دارم تو لیست بینندگان میبینم که نمیشناسم یا میشناسم ولی شمارهشونو ندارم. اونایی که نمیشناسم، گروه مشترک هم نداریم و واقعاً نمیدونم کی هستن و چرا منو ذخیره کردن!؟ هیچ گفتوگویی هم تو سابقهٔ پیامهاشون نیست و جدی برام سؤاله چرا ذخیرهم کردن؟ احتمالاً شمارهمو ندارن چون من شماره به ناشناس نمیدم. اگرم دارن از کسی گرفتن. نمیدونم. یه سریا رو هم میشناسم ولی فقط آیدیشونو میبینم نه شماره. در واقع ذخیرهشون نکردم. اینا یا دانشآموزم هستن، یا دوستای قدیمیمن که شمارهشونو عوض کردن و من شمارهٔ جدیدشونو ندارم ولی اونا شمارهٔ منو دارن همچنان. عجیبترین اسمی هم که تا این لحظه تو این لیست دیدم، اسم دوستپسر (به عبارت دقیقتر، دوست اجتماعی!) سابق هممدرسهایمه. چقدر سابق؟ فکر کنم حدودای ۸۹اینا. تو این مدت، که عمریه برای خودش، نه این دوستمو دیدم نه دوستپسرشو. پسره رو کلاً از نزدیک ندیدم تا حالا. دوستم هم چند سال پیش مهاجرت کرد و رفت و حتی نمیدونم کجا رفت. حالا چرا اسم پسره تو ذهنم مونده؟ چونکه هم این دوستم وبلاگنویس بود هم این پسره. در واقع همین دوستم بود که بهمن ۸۶، زنگ تفریح، تو مدرسه دست منو گذاشت تو حنای وبلاگنویسی و برام وبلاگ ساخت. و منو با یه سری وبلاگنویس آشنا کرد. بعد این دوتا بعداً اتفاقی همدانشگاهی شدن و دیگه نمیدونم چرا و چطور دوست شدن و چرا و چطور، و حتی چه موقع کات کردن. روی اسم پسره زدم رفتم تو پیامها ببینم نکنه قبلاً پیامی چیزی بینمون رد و بدل شده. دیدم نه. بررسی کردم ببینم گروه مشترکی چیزی نداریم؟ مثلاً گروه درسی، دانشگاهی. دیدم نه. رشتهشم البته یادم نیست چی بود. وقتی من شمارهای ازش ندارم، اون چجوری شماره یا آیدی منو ذخیره داره؟ اصلاً منو یادشه؟
مورد عجیب دوم هم دوستپسر (بازم به عبارت دقیقتر، دوست اجتماعی) سابق یه همکلاسی دیگهمه. چقدر سابق؟ اینم همون ۸۹اینا. این دوستم هم مهاجرت کرد رفت. این پسره هم اتفاقاً همدانشگاهی اون دو نفر قبلی بود. و وبلاگنویس بود.
مورد عجیب آخر هم شوهر یکی از همکلاسیای دورهٔ کارشناسیمه. تنها فرضیهم برای این مورد اینه که دوستم گوشی یا سیمکارتشو با شمارههای توش داده به شوهرش و الان من جزو مخاطبین شوهرشم 😐
و همچنان برام سؤاله اینایی که نمیشناسمشون، شمارهشونو ندارم، گروه مشترک نداریم، سابقهٔ ارسال پیام هم نداریم کی هستن و چرا من جزو مخاطبینشونم. بعد به دیدنِ خالی هم اکتفا نمیکنن و لایک هم میکنن حتی 😐
بعداًنوشتِ صبح: تعداد عجیبها به پنج تن رسید. 🤣
بعداًنوشتِ عصر: تعداد عجیبها ده نفرو رد کرد و دورقمی شد. 🤣
یه بنده خدایی هم توییت زده بود که استوری تلگرام رو بذارین روی everybody و از نتیجه شوکه بشید!
بعداًنوشتِ شب: وای وای 🤣 یکی هم استوریمو دیده به اسم امیر که نمیشناسمش، و نمیدونم چرا ذخیره داره منو. بعد خود تلگرام هشدار داده این امیر کلاهبرداره. اسکرینشات گرفتم نشونتون بدم بعداً 🤣