پیچند

فصل پنجم

پیچند

فصل پنجم

پیچند

And the end of all our exploring will be to arrive where we started
پیچند معادل فارسی تورنادو است.

آخرین نظرات
آنچه گذشت

* این پست دربارۀ طراحی یک سامانه برای جست‌وجوی راحت‌ترِ واژه‌هاست. اسم‌هایی که فعلاً براش به ذهنم رسیده ایناست:

یابش، یاب‌یار، جویار، جویا، جویابش، آختار، تاپ، تاپار، آختارتاپ! (به ترکی یعنی بگرد، پیدا کن) و جویاب (که این جویاب جوراب رو تداعی می‌کنه برام؛ ولی به هر حال جوریدن همون جستنه)

 

 

روال کار واژه‌گزینی تو فرهنگستان رو قبلاً چند بار توضیح دادم. اینجا یه بار دیگه مختصر و مفید می‌گم که ببینیم این سامانه قراره به چه دردمون بخوره. اولاً فرهنگستان ده بیست بخش مختلف داره و من الان مشخصاً در مورد بخش واژه‌گزینی دارم صحبت می‌کنم. عکس بالا، یکی از جلسات شنبه رو نشون می‌ده و پشت این برگه‌ها منم که خسته از مدرسه اومدم و احتمالاً شب قبلشم دیر خوابیدم و تا صبح برگه تصحیح کردم و حالا با اسپرسوی فوری و چای و نبات! خودمو زنده نگه‌داشتم. 

قبل از این جلسه (مثلاً فرض کنید جلسۀ واژه‌های رشتۀ شیمی هست)، نمایندۀ فرهنگستان (که تخصص شیمی نداره) با استادان و متخصصان شیمی صدها جلسه برگزار کرده و بهشون راهنمایی‌های زبان‌شناسی داده و این برگه‌هایی که تو تصویر هست رو آماده کرده و همراه چند نفر از متخصصان اون رشته آورده جلسه. تو هر برگه که بهش می‌گن کاربرگه، یه واژۀ انگلیسی هست، یه معادل فارسی و مترادف‌ها و هم‌خانواده‌ها و تعریف‌ها و منابع. تو قسمت ملاحظات هم نوشتن که آیا حوزه‌های دیگه (مثل فیزیک و...) هم این واژه رو دارن یا نه و بهش چی می‌گن. اینا رو شنبه‌ها میارن جلسه و از شورای فرهنگستان رأی تصویب می‌گیرن و هر سال اردیبهشت‌ماه تو کتاب فرهنگ مصوبات چاپ می‌کنن. این عکسی که تو هدر وبلاگم هست یکی از این جلدهاست. در وقع جلد پنجمشه. تا حالا بیست جلد چاپ شده و هر سال یه جلد جدید اضافه میشه به مجموعه. مثلاً اگه امسال گروه ورزش و برق و فلسفه و پزشکی و هنر و کشاورزی واژه‌هاشونو آورده باشن جلسه و تصویب کرده باشن، سال دیگه اردیبهشت‌ماه واژه‌هاشون منتشر میشه. داخل کتاب هم به این صورته که یه واژۀ انگلیسی هست و یه واژۀ فارسی و یه تعریف و حوزۀ تخصصی که اون واژه مخصوص اونه. بقیۀ بند و بساط‌ها تو همون کاربرگه‌ها می‌مونه. مثلاً اون گوشه سمت چپ وبلاگم از تورنادو و پیچند و تعریفی که حوزۀ علوم جوّ داده عکس گرفتم. اون عکسو از جلد پنجم گرفتم (اصلاً یکی از شگفتی‌های آفرینش اینه که اسم فصل پنجم وبلاگم تو جلد پنجمه!). یه خبر بد هم اینکه کاربرگه‌ها به‌صورت کاغذی آرشیو میشه و سامانه‌ای برای ذخیره‌سازیشون نداریم. یه تعداد از پژوهشگرا تو این سال‌ها کامپیوترشون یا هاردشون سوخته و کاربرگه‌هاشون از دست رفته. ولی مسئلۀ فعلی من کاربرگه نیست. آرشیو کردن اونا هم مسئله‌ست، ولی اولویت الان جست‌وجوئه! که در ادامه توضیح می‌دم:

قبلاً (دهۀ هفتاد و اوایل هشتاد) پژوهشگرها و استادان و دانشجویان و هر کسی که روی کرۀ زمین بود، وقتی می‌خواستن بدونن معادل فارسی فلان کلمه چیه، یا وقتی این نماینده‌های فرهنگستان می‌خواستن قسمت ملاحظات کاربرگه رو پر کنن، می‌رفتن دونه دونه مصوبات رو از کتاب‌های چاپ‌شده نگاه می‌کردن می‌نوشتن. یه روز خانم س. (که قند روزهای تلخ کاری منه) همت کرد و اینا رو تبدیل کرد به اکسل. حتی زرنگارهای دهۀ هفتاد رو هم تبدیل کرد به اکسل. و هر سال هر جلدی که چاپ شد، به ردیف‌های این اکسل هم اضافه شد. و هر کسی که می‌خواست پژوهش کنه از این اکسل می‌گشت. حتی به سایت واژه‌یاب و واژه‌یار و یه سری سایت‌های دیگه هم همین اکسل رو دادیم و مصوبات رو گذاشتن تو سایتشون. چون خودمون سایت نداریم و این مسئلۀ دیگۀ منه که چرا نباید خودمون یه سایت درست و درمون داشته باشیم که اینم فعلاً بماند.

 

 

دو سه سال با خانم س. کار کردم و ایرادات نگارشی و ویرایشی این اکسل رو رفع کردیم. مثلاً یه ایراد بزرگش یکدست نبودن اسم حوزه‌ها بود. مثلاً یه جا نوشته بودن حوزۀ باستان‌شناسی، یه جا باستانشناسی چسبیده. این تو فیلتر کردن اختلال ایجاد می‌کنه. یه جا نوشته بودن بسپار، یه جا مهندسی بسپار. کلاً صدتا حوزه داشتیم ولی سیصدچهارصدتا اسم داشتن این حوزه‌ها! ماه‌ها طول کشید که اسامی گروه‌ها رو یکدست کنم و تحویل خانم س. بدم. اشکال بعدی این بود که صفحه‌کلید پژوهشگرها استاندارد نبود و کاراکترها فرق داشتن و یکدست نبودن. مثلاً واژۀ یک رو به چهار روش مختلف! نوشته بودن. چون ی عربی با ی فارسی و ک عربی با ک فارسی فرق داره و یک رو میشه چهار جور تایپ کرد. بی‌نظمی تو نیم‌فاصله‌ها هم بیداد می‌کرد. با همۀ این اشکالات و صدها اشکال دیگه تو ارجاع و اندیس‌گذاری و...، بازم کاچی به از هیچی بود و این اکسلِ پراشکال، کار پژوهشگرها رو راه می‌نداخت. 

پارسال خانم س. بازنشسته شد و از بین اون همه همکار قدیمی که سابقه‌شون بیشتر از من بود و کارکشته‌تر بودن، صلاح دید که مسئولیت اکسلشو بده به من که زین پس من جلدهای جدید رو بهش اضافه کنم و اشکالاتشو رفع کنم. تا اون موقع هر اشکالی هم پیدا می‌کردم خودم به اکسل دست نمی‌زدم و گزارش می‌دادم خود خانم س. انجام بده که آشپز دوتا نشه. 

اکسل حدوداً هفتادهزار ردیف داره. هم سنگینه و جست‌وجو ازش سخته، هم پر از اشکال. و متأسفانه با همین اشکالاتش تو سایت‌هایی مثل واژه‌یاب ارائه شده. اگه بخواید بدونید منظورم از اشکال چیه، هر موقع اینترنت وصل شد و واژه‌یاب بالا اومد، واژۀ sewer رو توش جست‌وجو کنید تا ببینید خودش و ترکیباتش به چند شیوه نوشته شدن. با نیم‌فاصله، چسبیده، با تنوین حتی!

امسال دوتا پروژه برای خودم تعریف کردم. یکی اینکه محتوای اکسل رو ویرایش کنم، و دیگه اینکه یه برنامه یا سامانه برای جست‌وجوی راحت‌تر طراحی کنم. کلاً اکسل فضای مناسبی برای این کار نبود. برای دهۀ هشتاد خوب بود، برای الان نه. با اطلاعات ناقصم اول رفتم سراغ اکسس که اونجا یه دیکشنری طراحی کنم، ولی با برنامه‌ای که یکی از دوستان با هوش مصنوعی نوشت، مسیرمو تغییر دادم سمت html. برنامه‌ای که ایشون با هوش طبیعی خودش و هوش مصنوعی هوش‌زی طراحی کرده اینه:

 

 

 

اکسل رو تو قسمت فایل بارگذاری می‌کنیم و صفحۀ جست‌وجو میاد. نایکدستی‌ها رو با قرمز نشون دادم که متوجه بشید منظورم چی بود:

تصویر ۱. این عکس‌ها رو با اندازۀ اصلی ذخیره کردم که قابل خوندن باشن. با زوم کردن یا باز کردن در صفحۀ جدید بهتر نمایش داده میشن.

 

 

تصویر ۲. اینجا پیچند رو جست‌وجو کردم.

تصویر ۳ [این]: اینا نیم‌فاصله‌های کاذبه که تو کتاب، موقع چاپ، ظاهراً درست دیده میشه ولی در واقع چسبیده هست و این‌جوریه. و در نتیجه جست‌وجو رو مختل می‌کنه.

تصویر ۴ [این]: حتی ۀ رو هم ة عربی تایپ کردن. مثلاً سامانۀ شده سامانة

حالا چندتا سؤال از اونایی که تلاش کردن تو نوشتن چنین برنامه‌ای کمکم کنن یا دوست دارن کمک کنن دارم.

سؤال ۱. اینو من با گوشی هم می‌تونم اجرا کنم؟ فایل کد و اکسل رو ریختم تو گوشیم و اون ایندکس html رو با wps office باز کردم. جز این برنامه، چیز دیگه‌ای نبود که فایلو باهاش باز کنم. باز شد، ولی وقتی می‌خواستم انتخاب فایل رو بزنم و اکسل رو بارگذاری کنم که کد اجرا بشه نوشت ویرایشگر html در گوشی پشتیبانی نمی‌شود. 

حالا سؤالم اینه که چه نرم‌افزاری روی گوشیم نصب کنم که پشتیبانی کنه؟ یا کلاً تو گوشی نمیشه؟ می‌خواستم تو جلسات، اونایی که لپ‌تاپ ندارن با گوشی جست‌وجو کنن.

 

سؤال ۲. سایت سردر اصناف، یه چیزی شبیه این داره، با این تفاوت که اونجا خودش فایل اکسل رو داره، و می‌تونی کل اکسل رو دانلود کنی. حالا سؤالم اینه که من اگه این کد رو بذارم تو سایت فرهنگستان، اکسل رو هم بذارم تو همون سایت (البته نمی‌دونم کجاش باید آپلود کنم)، آیا ملت می‌تونن بیان سایت فرهنگستان و واژه‌ها رو جست‌وجو کنن و بعدش فایل اکسل رو دانلود کنن مثل سایت سردر اصناف؟ این آدرس سایت سردر اصناف هست و نتیجۀ جلسات نام‌گزینی رو هم می‌دیم اونجا بذارن:

https://sardarasnaf.ir/all/inquiry.html

 

سؤال ۳. امکانش هست نتایج، ردیفی، مثل ردیف‌های اکسل و به همون ترتیب و تعداد ستون‌های اکسل باشه و محدود به چهار نباشه یا حتماً باید بگیم چهارتا ستون داریم و جاهاشو تعریف کنیم؟ چون ترتیب و تعداد ستون‌های اکسل هر پژوهشگر ممکنه متفاوت با اکسل پژوهشگر دیگه باشه. مثلاً اگه اکسل چهار ستون داشت چهار ستون نشون بده اگه بیست‌تا ستون داشت بیست‌تا.

 

سؤال ۴. همون‌طور که در اکسل، هر ردیف شماره داشت، نیاز هست که هر نتیجه شمارهٔ ردیفی که ازش استخراج شده رو داشته باشه. همچنین وقتی چیزی رو جست‌وجو می‌کنیم لازمه تعداد نتایج رو بدونیم. در واقع تعداد ردیف‌ها رو. این شدنیه؟

 

سؤال ۵. سورت یا ترتیب نتایج بر اساس سورت فایل اکسله. اگر بخوایم نتایج بر اساس ستون اول یا دوم یا سوم و... سورت بشه این امکان هست؟ مثلاً به ترتیب الفبایی فارسی یا لاتین یا به ترتیب حوزه. مثلاً اول حوزهٔ آمار، بعد حوزهٔ پزشکی، بعد حوزهٔ ورزش.

 

سؤال ۶. هر کدوم از حوزه‌های ستون حوزه که با ویرگول جدا شده، یه حوزهٔ جداست. تو اکسل مثلاً میومدیم ورزش رو فیلتر می‌کردیم فقط واژه‌های اونو میاورد. حالا اگه پزشکی و ورزش واژهٔ مشترک داشت هم میاورد. ولی این برنامه این کارو نمی‌کنه. ورزش رو یه حوزه در نظر گرفته، ورزش و پزشکی رو باهم یه حوزهٔ دیگه، پزشکی رو یه حوزهٔ دیگه. سه حوزه حساب کرده در واقع. اینو چه جوری تفکیک کنیم که بفهمه ویرگول نشانۀ تفکیکه؟

 

سؤال ۷. تو قسمت نتایج، حوزه‌ها شبیه هشتگ عمل می‌کنن. یعنی با کلیک روی حوزهٔ ورزش، فقط واژه‌های ورزش رو میاره و نتایج دیگه که مثلاً از شیمی و اقتصاد و... بود حذف میشه. سؤالم اینه که میشه واژه‌ها هم مثل حوزه‌ها قابلیت لینک و عملکردی شبیه هشتگ داشته باشن؟ مثلاً اونجا که هفت‌تا واژهٔ حالت داریم تو حوزهٔ زبان، فیزیک، پزشکی، گیاهی و... می‌خوام با کلیک روی یکی از حالت‌ها، بقیهٔ حالت‌ها هم بیان. البته حالت۱ و حالت۲ و حالت۳ و... اندیس‌گذاری شده، ولی چیزی که مد نظرمه لینک شدن این واژه‌ها به هم، صرف‌نظر از اندیسشونه. 

یه جای دیگه هم این لینک شدن مهمه. اونجا که ارجاع داده میشن. مثلاً کرانه رو به ساحل ارجاع دادن. بعدش ساحل رو مدخل کردن و تعریف نوشتن براش. درسته که با جست‌وجوی ساحل، هر دو نتیجه میاد، ولی میشه با کلیک روی این ساحل، کرانه که به ساحل ارجاع داده شده هم بیاد؟ تو ارجاع‌های معادل‌دار این اتفاق افتاده ولی تو ارجاع‌های عادی نه.

 

 

سؤال ۸. این الان نسبت به جست‌وجوی حرکه‌های فتحه و ضمه و کسره حساسه. یعنی اگه تو فایل اکسل، دم و دَم و دُم باشه و ما دم رو جست‌وجو کنیم فقط دم رو میاره نه دَم و دُم رو. نسبت به نیم‌فاصله هم حساسه. مثلاً اگه تو اکسل کتاب‌خانه نوشته شده باشه و ما کتابخانه رو بگردیم پیدا نمی‌کنه. ترفند پژوهشگرا تو این سال‌ها این بود که یه ستون بدون حرکه‌گذاری و بدون فاصله (چسبیده) می‌ذاشتن کنار ستون کلمات و جست‌وجو رو از اون ستون انجام می‌دادن. میشه اون ستون رو هم الان اضافه کرد که اونم بگرده؟ تو همین عکس از اکسل که گذاشتم، ستون F و G صورت پیوسته (چسبیده) هستن برای حل این مشکل. ضمن اینکه وقتی یه چیزی رو جست‌وجو می‌کنیم بتونیم بگیم از کدوم ستون‌ها بگرده. مثلاً اینجا من واژۀ پیچند رو جست‌وجو کردم، این رفت از تعریف‌ها که توشون فعل می‌پیچند بود رو هم آورد.

 

جزئیات دیگه‌ای رو هم یادداشت کردم، ولی فعلاً همینا رو حل کنیم تا بعد.

برنامه اینه: https://bayanbox.ir/info/2760728496978515515/v

بعد از استخراج روی فایل index.html کلیک کنید. بعد فایل اکسل رو انتخاب کنید.

اینم یه نمونه اکسل:

https://s34.picofile.com/file/8489371542/vajehaye_mosavab_16_.xlsx.html

لینک مستقیم دانلود اکسل: 

https://s34.picofile.com/d/8489371542/c87c0abe-d655-46ae-9616-e8ba6660361e/vajehaye_mosavab_16_.xlsx

۰۴/۱۰/۳۰
پیچند (تورنادو، دُردانهٔ سابق، شباهنگ اسبق)

خانم س. همکار

نظرات (۴۱)

چه خفن

چه. شغل خوب و مفید و ایده‌آلی. حس مفید بودن صد از صد

پاسخ:
بله بله. ولی قدرشناس نیستن زیاد. از خانم س. که این همه سال این همه زحمت کشید و حتی بعد از بازنشستگی هم بارها اومد تا یازده شب موند و کمکم کرد تشکر نکردن. هیچ مراسمی نگرفتن. اصلاً انگار نه انگار چنین کسی بوده و اکسلشو استفاده می‌کنن. تازه غر هم می‌زنن که کی اصلاح میشه. تا یازده شب موندنای منو جزو ساعت کاریم حساب نکردن. اینکه الان تو خونه نشستم کاراشونو می‌کنمو حساب نکردن و نمی‌کنن.
معمولاً دیدم برای بازنشسته‌ها یه مراسم کوچیک می‌گیرن. برای آبدارچی مراسم گرفتن برای پژوهشگر ارشدشون نه! برای اینکه بابت این ویژگیشون اذیت نشی مدام باید بگی من این کارها رو برای خدا یا مردم یا کشورم، زبانم یا خودم انجام می‌دم نه اینا. وگرنه اون موقع که کارو تو کردی و از یکی دیگه تشکر می‌کنن آتیش می‌گیری 🤣🙄
حالا اینش قابل تحمله. اشتباهات یکی دیگه که روح تو ازشون خبر نداره رو هم ممکنه بگن تو کردی. اونجاست که دوباره باید با خودت تکرار کنی که به‌خاطر کیا اینجایی.

سلام

این یه کار ملیه. پنج سال دیگه، ممکنه حجم کار بزرگتر بشه. شاید مجبور بشید ساختار رو عوض کنید. بنظرم پایه کار رو از الان محکمتر بگذارید. اگر بودجه دارید، بهتره کار رو به یک شرکت نرم افزاری سفارش بدهید.‌ اینکه دیتابیسْ اکسل باشه، بنظرم جالب نیست. قدرت مانور روی دیتا خیلی کم می‌شه. اونم به این شکل؛ که اگر اکسل سنگین بشه، عملا از کار میفته؛ مثلا در شرایطی که نت ضعیف باشه. از همه مهمتر اگر سازوکاری برای خوندن اکسل در دستگاه مخاطب موجود نباشه، که اصلا کار نمی‌کنه... ضمنا هرکسی میتونه کل دیتا رو برداره برای خودش سایت مشابه بالا بیاره!

پاسخ:
سلام
این نظر شما رو می‌ذارم به حساب آشنا نبودنتون به سیستم مدیریتی و اداری اونجا.
و توضیح می‌دم.
هر سال به حجم کار همین یه جلد کتاب که حدوداً سه‌هزار ردیف اکسل هست اضافه میشه نه بیشتر. بیشتر از این امکان‌پذیر نیست چون تعداد رشته‌ها و واژه‌ها و پژوهشگرها (نماینده‌هاشون تو گروه‌ها) بیشتر نمیشه. چون پژوهشگرها بازنشسته شدن یا فوت کردن و جایگزین نداشتن. چون شعار دولت اینه که دولت رو کوچیک کنید و تعداد کارمندان دولت رو کمتر کنید. اونجا هم دولتیه. و با همین شعار، اجازهٔ استخدام نیرو نمی‌دن بهشون. وقتی هم کسی نباشه کارو انجام بده، واژه تولید نمیشه که حجمو زیاد کنه. در واقع هر سال کارای اونایی که رفتن بین بقیه که موندن تقسیم شده تا خروجی ثابت بمونه ولی به هر حال یه روزی اینایی که هستن هم بازنشسته میشن و نمی‌دونم اون روز چی میشه. پس نه‌تنها قرار نیست زیاد بشه. بلکه قراره یه روز (شاید ده بیست سال دیگه) متوقف هم بشه به‌نظرم. مثل دهخدا.
جالبه اینا رشتهٔ واژه‌گزینی رو ده سال پیش تأسیس هم کردن که دانشجوها رو استخدام کنن، ولی جز من و دو نفر دیگه کسیو استخدام نکردن. یکی از اون دو نفر هم مهاجرت کرد. من و اون یکی هم شغل دیگه‌ای داریم و اینجا قراردادی هستیم. چون همون اول بهمون گفتن رسمیتون نمی‌کنیم.
تو این سی سال خیلیا اومدن گفتن این کار نرم‌افزاری رو انجام میدن. هر بار یه پولی گرفتن و غیبشون زد. یا یه چیز بی‌خود و به‌دردنخور تحویل دادن که بگن یه کاری کردیم. برای همین اینا هم بی‌خیال این شدن که پول بدن و به بقیه بسپرن. و اعتمادشون سلب شد. و به پژوهشگراشون گفتن با همین امکاناتی که دارید کارا رو انجام بدید.
به‌لحاظ فنی، وقتی به شما میگم آرشیو خیلی چیزا کاغذیه، دیگه خودتون متوجه بشید که وضعیت چجوریه. خیلی عقبن. خیلی. دیروز زنگ زده بودم فایل ورد شناسنامهٔ این کتاب‌ها رو می‌خواستم. مسئولش گفت ما وردشو پاک می‌کنیم چون جامونو می‌گیره. وای باورم نمیشه که همچین چیزی شنیدم. یه صفحه ورد مگه چقدر جا می‌گیره؟! مثلاً الان اینا آتیش بگیره، فکر کن فایل وردش نیست!
در واقع می‌خوام بگم متوجه اهمیت دیتا نیستن که راهکار بدیم برای حفظش یا بودجه بگیریم ازشون برای حفظش. ضمن اینکه برای این چیزا بودجه ندارن.

این مصوبات آزادانه در اختیار همه هست. هیچ اشکالی نداره هر کی برداره برای خودش سایت بزنه. تا الانم اتفاقاً بقیه این کارو کردن. بقیه یعنی همین واژه‌یاب و واژه‌یار. سایت واژه‌یار مال دانشگاه شهید بهشتیه. ولی اطلاعاتش تا جلد پونزدهم هست. واژه‌یاب هم تا جلد نوزدهم هست. امسال جلد ۲۰ چاپ شد ولی تو هیچ سایتی نیست.

در رابطه با استخدام نیرو پاراگراف آخر اینو بخونید:
https://www.khabaronline.ir/news/2060200/%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85

قدرنشناسی از آدم‌های لایق و اهمیت دادن زیادی به آدم‌های نالایق از ویژگی‌های ادارات ماست... 

پاسخ:
از رنجی که می‌بریم...

ببین من نمیدونم اون html رو چطور نوشتن و پشتش چیکار میکنه ولی من یک سوال اساسی پرسیدم که هنوزم پا برجاس. کی قراره بعد از تو نگهداری اینو انجام بده؟ فرهنگستان قسمت it داره؟ بهترین و موندگار ترین راهی که میتونم پیشنهاد بدم، ریختن اکسلا با پایتون یا .net یا هرچیزی که برای تو و شخص نگهدارنده راحت باشه، به دیتابیس و یک تمیز سازی تو این مرحله‌س که ساختارشم خودت میتونی مشخص کنی(مثلا اون ستون بدون علامت یا فلان رو هم بذاری یا هرچیزی که بخوای) و یک دیتابیس تمیز داشته باشی که در مرحله‌ی بعد یک اینترفیس(به هرزبانی که بازم واست راحت‌تره) بالا بیاری یا حتی تو سایتتون بذاری یک قسمت که از دیتابیس بخونه. نکته‌ی قابل توجه توی وارد کردن اکسل و سرچ ازش، استفاده از regex عه. درواقع کارش اینه احتمالات ممکن و استثنائات رو مشخص میکنی خودش میگرده.

همه‌ی اینا درصورتی درست و خوب کار میکنه که یک متولی واسش پیدا کنی که این کدنویسیارو بلد باشه چون بااین دیتایی که تصویر کردی، نیاز به تغییر کد و چک دوره‌ای هست

پاسخ:
چنین بخشی نداریم، و چنین کسی رو هم نداریم. چند نفرو داریم که اگه ویندوز یا آفیسی چیزی بخوایم نصب کنیم بهشون مراجعه می‌کنیم. که اونم سری آخر که مراجعه کردم سرش شلوغ بود گفت خودت نصب کن و منم خودم انجام دادم. بعدشم فهمیدم بازنشسته شده و جایگزین نداشت.
بعد از منم کسی نیست. نه کسی بلده نه انقدر که من دقت و دلسوزی دارم برای کسی مهمه. حتی به این فکر می‌کنم که اگه مدیر و رئیس فعلی یه روزی نباشن، کسی نیست که به اندازهٔ اینا از پس مدیریت این بخش بربیاد.
حالا یه چیز وحشتناک‌تر بگم: این ۲۰ جلد کتابی که تو این مدت (تقریباً تو این سی سال) چاپ شده، تغییرات و اصلاحاتی داشته. مثلاً brand معادلش اول نمانام بود. ده بیست سال گذشت و دیدن جا نمی‌افته، ویژند رو تصویب کردن براش و اون نمانام از اکسل حذف شد و ویژند رو گذاشتن جاش. ولی تو فایل ورد کتاب هیچ تغییری ندادن برای چاپ بعدی. و هیچ‌جا این حذف‌شده‌ها رو یادداشت نکردن. در واقع کتاب‌ها عیناً مطابق با اکسل نیست و واژه‌هایی کم یا اظافه شده تو این سی سال. تو فکر کن کتاب دهخدا با نرم‌افزار دهخدا مطابقت نداشته باشه.
اردیبهشت امسال حدوداً سیصد موردشو پیدا کردم که حذف شده و بیست مورد هم اضافه شده. یعنی سیصد مورد فقط تو کتاب‌های چاپ‌شده هست و بیست مورد فقط تو اکسله و تو کتاب نیست. البته آمار تغییرات بیشتر از اینه و من این چند موردم صرفاً برای اینکه بگم کتاب با اکسل فرق داره گزارش کردم.
پروژهٔ سومی که برای خودم (اگه سال بعد هم بمونم اینجا) تعریف کردم اینه که تمام این کتاب‌ها رو به اکسل تبدیل کنم و با اکسلی که الان داریم تطبیق بدم بگم چیا تو کتابا نیست و دستی به اکسل اضافه شده و تو کتابا بود و از اکسل کم شده و کلاً چیا تغییر کرده. برای این کار با مصیبت، فایل ورد دفتر ششم تا بیستم رو پیدا کردم (از گروه تایپ خواستم کامپیوترشونو به اشتراک بذارن و هزارتا فایلو دونه دونه با تاریخ چک کردم تا پیدا کردم). مثلاً حواسم بود که تاریخ فایل فلان جلد ۲۰۰۳ میلادی باشه، فلان جلد ۲۰۰۴ باشه. ولی دفتر اول تا پنجم زرنگار بود و با اینکه پیدا کردم ولی باز نشد. اون کتابا رو به‌صورت اسکن‌شده و پی‌دی‌اف دارم. 
در واقع می‌خوام بگم هر گلی بزنم به سر خودم زدم. نه کسی چنین انتظاری داره نه کسی هست کمکم کنه. 

ممنون از توضیحات. بله بنده در باقالی‌ها سیر می‌کردم‌. الان شیرفهم شدم.😁

خداقوت به شما و همکاران که انقدر زحمت کشیدید و می‌کشید. آرزومند سلامتی و موفقیت‌تون هستم.

پاسخ:
تازه من با رعایت برخی ملاحظات توضیح دادم. نه فقط اونجا، بلکه وضعیت دانشگاه‌ها هم همینه، وضعیت مدارس هم همینه، وضعیت ادارات هم همینه. احتمالاً بیمارستان‌ها هم داغونی‌های خاص خودشونو دارن.
شما فکر کن من دو ساله از فلان منطقهٔ آموزش‌وپرورش به فلان منطقه انتقالی گرفتم. نه اونا مدارک و پرونده‌مو فرستادن این ور، نه اینا خواستن.

راستش یکم وحشتناک بود چیزی که گفتی ولی اگر یکسال دیگه بمونی یا حتی پروژه‌ای کار کنی واسشون که اونی که گفتم رو راه بندازی و استیبل کنی و بعدشم سالی یبار مثلا درحد یکی دوروز چکش کنی(برای اضافه کردن حالات جدید که خب انجام نشه هم باز حالات قبلی هست و مثل قبل از اینه که تو اکسلارو درست کنی) واقعا چیز عمری و جالبی درمیاد.

خیلی کاری که گفتی جالب بود و دلم خواست میتونستم انجامش بدم کمکت، حتی رایگان(الانم واسه دیتابیس و اینجور چیزاش میتونی روم حساب کنی کاملا، منظورم این بود بتونم کل این پروژه‌ای که تصویر کردی رو کمکت کنم) ولی جدای از اینکه نمیدونم امکانش هست یا نه، پایان‌نامه دارم تا تیر.(در کنار کارم البته)

پاسخ:
اگر عمری باشه خودم انجام می‌دم حتماً. فقط مشکلم اینه که گرایش من الکترونیک بوده نه دیجیتال. فقط سه واحد زبان سی پاس کردم سال ۸۹. همین! نه بیشتر. من برنامه‌نویس نیستم و هر کاری هم می‌کنم از سر علاقه و احساس مسئولیته. تخصصم این نیست. حتی اون خانم س. هم کتابداری خونه بود! اون وقت همه فکر می‌کردن مهندسه 🙄

اره اره میدونم. واقعا اونجا اگه شما دوتارو نداشت(و کسایی شبیه شما) همین اکسلم نداشت.

حالا بهرحال تو اون قسمت سامانه‌ش میتونی روی من حساب کنی

پاسخ:
اونجا ما رو داره ما شما رو 🤭

با سلام و احترام

همشهری تون هستم. علاوه براین به نوعی هم سلیقه و همدردتون هستم (از نظر وسواس روی ایراد نگارشی و حساسیت روی فونت و فاصله و نیم فاصله و ....). 

پیشنهاد من اسم آختارتاپ به دلیل خوش نوایی و همچنین مشابهت با کلمه استارتاپه. براتون آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم. 

پاسخ:
به هم‌آواییش با استارتاپ دقت نکرده بودم، فقط نگران بودم غیرترک‌ها آختار رو اَختر بخونن به انگلیسی. ضمن اینکه هی دارم رئیسو تو جلسه تصور می‌کنم که به جای اینکه بگه اون اکسل رو نگاه کنید ببین فلان چیزو چی نوشته بگه اون آختارتاپو نگاه کنید ببینید چی نوشته.
جالب‌تر اینکه نیمی از پژوهشگران اونجا ترکن. چهارتا آبدارچی، هر چاشون ترکن، تایپیست‌ها ترکن، منشی‌ها حتی. من موندم چرا اسمش فرهنگستان زبان فارسیه 😅 قشنگ می‌تونیم با یه کودتای کوچیک به فرهنگستان ترکی تبدیلش کنیم.

:)))) زیبا بود

قبل از صحبت درباره جزئیات من از نیازمندی‌های شما این رو می‌فهمم که با بهترین مدل زبانی موجود (مثلا Claude Opus) هم بعیده بشه چنین چیزی رو کاملا Vibe کرد. یعنی صفر تا صد چنین نرم‌افزاری رو نمی‌تونید فقط با پرامپت‌نوشتن تولید کنید. ترجیحا یک نفر مسلط به برنامه‌نویسی وب باید پای کار باشه. با دوستان دیگه موافقم که این پروژه نیاز به منابع و نیروی انسانی بیشتر داره.

اصلا واحد فاوا و توسعه نرم‌افزار و این‌ها رو بگذاریم کنار؛ ارتباط مجموع شما با دانشگاه چه‌طوره؟ اعضای هیئت علمی تو دانشگاه‌هایی فعالیت ندارند که دانشکده کامپیوتر داشته باشه؟ جدا از این‌که ممکنه کسی داوطلب باشه؛ حتی امکانش هست که این سیستم رو بشه به عنوان یک یا چند پایان‌نامه کارشناسی تعریف کرد.

اگر پروژه می‌تونه در مالکیت عموم باشه (من تو مسائل حقوق مالکیت معنوی ایران دانش کافی ندارم) شاید بشه به عنوان یک پروژه متن‌باز هم تعریفش کرد. یعنی یک مخزن GitHub برای کدهای پروژه ساخته بشه با توضیحات کافی و یک نفر هم که مسئول نگهداری مخزن باشه تا هر کسی که داوطلب باشه بتونه کدها رو توسعه بده و به مخزن اضافه کنه اون هم با اسم خودش (چیزی که می‌تونه باعث افتخارشون باشه). این هر کسی که گفتم می‌تونه اصلا ایرانی نباشه. با خوش‌بینی می‌تونم بگم شاید بلاگرها و ولاگرهای برنامه‌نویسی هم بدشون نیاد چنین پروژه سودمند و مهمی رو تبلیغ بکنن. کاش مجموعه شما آدم‌هایی رو داشت که می‌تونستن یک کارزار کوچیک برای این‌کار راه بندازن.

خلاصه‌اش بکنم با این محدودیت‌های مالی که وجود داره باید خلاقیت به خرج داد تا نیروی کار رایگان پیدا کرد. حتی نوشتن توی این وبلاگ هم یک گوشه از این خلاقیت‌هاست.

به نظرم توی مسیر درستی هستید ولی دردسرهای فنی خاص خودش رو داره که امیدوارم راهی برای مدیریتشون پیدا بشه.

فعلا می‌تونم توصیه بکنم که تا حد امکان مسائل و نیازمندی‌هاتون رو از هم تفکیک بکنید. با دید حل مسئله مهندسی نظام‌مند و گام به گام سراغش برید. مثلا ویرایش رکوردها می‌تونه ابزارهای کوچیک و جداگانه‌ای داشته باشه. نمایش می‌تونه از ویرایش جدا باشه. پیدا کردن همانندها می‌تونه یک ابزار خاص داشته باشه که از مدل‌های زبانی رایگان استفاده کنه. چرا این‌ها رو گفتم؟ چون مدل‌های زبانی بزرگ (همون هوش مصنوعی) معمولا مسائل کوچیک‌تر رو خیلی خوب و اصطلاحا One-shot حل می‌کنن. در مقابل یک سیستم بزرگ و جامع با ده‌تا زیرسیستم رو خیلی سخت‌تر می‌شه جلو برد. هر قدر با این ابزارهای کمتر رفت و برگشت داشته باشید بهتره. احتمالا تو کارهای خودتون هم این رو حس کردید.

باز اگر نکته‌ای به ذهنم رسید می‌نویسم. می‌دونم شما تجربه برنامه‌نویسی دارید اما اطلاع ندارم تا چه حد. بنابراین اگر جایی در توضیحاتم زیاده‌روی کردم و توضیحات اضافی دادم، عذرخواهی می‌کنم. 

در انتها خسته نباشید به شما می‌گم بابت تلاش‌هاتون. کاش قدر شما رو بدونند. کاش اجازه بدن شرایطی فراهم بشه که کارها درست جلو بره و صداهای کارشناسان دلسوز و کاردان شنیده بشه.

 

 

پاسخ:
همین ابتدا لازم می‌دونم ازتون تشکر کنم و بگم بله اهدافم رو تفکیک کردم. طراحی جست‌وجوگر تو اولویته، بعدش اصلاح محتوای اکسلی که به دستم رسیده. بعدش باید کتاب‌های چاپ‌شده رو با اکسل تطبیق بدم ببینم این اکسل تو این سال‌ها چقدر از محتوای کتاب‌ها دور شده. چون همون‌طور که در جواب یکی از کامنت‌ها مثال زدم، وقتی واژه‌ای رایج نمیشه، اونو حذف می‌کنن. الان نمانام برای brand از اکسل حذف شده و ویژند جایگزین شده ولی تو کتاب‌ها نمانام هست. این تغییرات هم باید ثبت بشه. اصلاً شاید یه واژه اشتباهی حذف شده باشه از اکسل. برای همین می‌گم حتماً کتاب‌ها باید بررسی بشن. پروژه‌های بعدیم اینه که با این واژه‌ها شبکهٔ مفهومی رسم کنم. این خیلی دور از ذهنه. شاید ده سال دیگه عملی بشه.
بعد یه مثال از وضعیت موجود بزنم تا انقدر ایدئال در مورد اونجا فکر نکنیم:
من همین چند وقت پیش گفتم فلان کاراکتر به‌جای اینکه این‌جوری باشه، اون‌جوریه. تعدادشم حدوداً چهارصدتا بود. با یه فایند و ریپلیس، توی پنج ثانیه می‌تونستن درست کنن. ولی بی‌دقتی کردن و درست نکردن. بعداً دیگه نمی‌شد درست کرد. به من گفتن اون چهارصدتا کلمه رو بیار دستی درست کنیم. اون کلمات تو ورد بود. اگه تو ورد یه چیزی رو جست‌وجو کنی، میگه فلان تعداد هست و دونه دونه می‌تونی ببینی و کپی کنی. یهو یه جا همه رو نمی‌ده بهت. و من صبح تا عصر نشستم دونه دونه این کلمات رو از متن چندهزارصفحه‌ای کپی کردم براشون. این کاراکتری که می‌گم نامرئی بود و پیدا کردنش مصیبت هم بود. ولی کپی کردم تحویل دادم و حالا یه نفر دیگه باید دونه دونه اینا رو روی کتاب کاغذی علامت می‌زد که بعدش یه نفر دیگه دونه دونه اینا رو توی ورد اون کتاب اصلاح کنه. می‌تونم بگم ۵۰ نفرساعت سر همین یه کاراکتر هدر رفت به‌خاطر اینکه اون اول کار حرفمو گوش نکردن با فایند و ریپلیس درست کنن. البته اینا اون پنج ثانیه رو کار حساب نمی‌کنن ولی این پنجاه ساعت! رو کار حساب می‌کنن و ارزش می‌دن. من سر این موضوع (دقیقاً همین موضوع) واقعاً گریه کردم. جدی گریه کردم. و صدها مثال دیگه هم می‌تونم بزنم از هدر رفتن وقتم که باعثش کارنابلدی بعضیاست.

در رابطه با پرامت نوشتن، نمی‌دونم چقدر منو می‌شناسید ولی گرایش کارشناسی من الکترونیک بود و سال ۸۹ فقط سه واحد برنامه‌نویسی پاس کردم و بعد از اون دیگه هیچ وقت برنامه‌نویسی نداشتم و نکردم. ارشد و دکتری هم وارد حوزهٔ زبان‌شناسی شدم. بلد بودم، ولی انجام نمی‌دادم. تو اون دوره‌ای که دبیر انجمن زبان‌شناسی بودم با استادها و بچه‌ها و رشته‌های دیگه ارتباط خوبی گرفتم و شناخت خوبی ازشون دارم. متأسفانه استادها و حتی اغلب دانشجویان سواد و مهارتشو ندارن. اونایی که داشتن هم ایران نیستن. خیلی به خودم اجازه نمی‌دم به استادانم بگم کم‌سواد، ولی تقریباً همینن. اغلب به جای تدریس، کتاب رو تقسیم می‌کنن و از دانشجو می‌خوان ارائه بده، اغلب تو مقاله‌ها و پروژه‌ها دانشجوها رو به‌کار می‌گیرن و خودشون خبر ندارن چی به چیه.
من صبح تا ظهر تو مدرسه تأسف می‌خورم، ظهر تا عصر هم می‌رم تو فضای آکادمیک متأسف میشم سر این مسائل.

مالکیت حقوقی ندارن این واژه‌ها. همه می‌تونن هر جوری بخوان ازش استفاده کنن. خیلیا برای پایان‌نامه‌شون استفاده کردن و می‌کنن همچنان. این اکسل‌ها هم در اختیار همه‌ست. فقط از وقتی من روی کار اومدم، با وسواسی که داشتم، فایل‌ها رو متتشر نکردم تا اصلاح کنم بعد. نمی‌دونم کار درستی کردم یا نه.

و یه تجربهٔ خوب هم بگم:
پارسال تصمیم گرفتن تمام این بیست جلد رو ادغام کنن تو یه جلد. شش ماه طول کشید ویرایشش. همه رو دستی انجام دادن و من فقط حوزه‌ها رو یکدست کردم و اسم استادان این رشته‌ها رو که تو مقدمهٔ کتاب میاد و هزار نفر بودن رو جمع کردم. مدخل‌های این کتاب با ترتیب الفبای فارسی بود. می‌خواستن با ترتیب لاتین هم دربیارن. و دوباره می‌خواستن بشینن شش ماه کار کنن که لاتینش دربیاد. من فکر کردم با چند خط کد میشه تو یه هفته به لاتین تبدیلش کرد. چون ارتباط واژه‌ها یک به یک نبود و هر واژه یه معادل نداشت و هر واژه معادل یه واژه نبود یه کم پیچیده بود داستان. برای همین نیاز به پایتون بود.
فایل ورد ترتیب فارسی رو ازشون گرفتم و با چت‌جی‌پی‌تی و پایتون برای اولین بار! با هر دو برای اولین بار برنامه‌نویسی کردم. ده صفحهٔ آچهار دستور یا همون پرامت نوشتم و چت‌جی‌پی‌تی این دستورهای منو به کد پایتون تبدیل کرد و بیست مرحله کد روی این فایل ترتیب فارسی اجرا کردم و توی یه هفته به ترتیب لاتین درآوردم. تمام خطاهای اندیس‌گذاری و ارجاع‌ها رو هم درآوردم. و نایحه اینکه کم‌کم دارن ایمان میارن به تکنولوژی و فاصله می‌گیرن از کارهای دستی.

من همچنان در عجبم تو چگونه و چطور و چرا از مهندسی اومدی این رشته؟!

آدم های با دقت و ظرافت تو در کار؛ خیلی خیلی خیلی زیاد کمه. ولی متاسفانه اگر بلد بودن همین کم هارو حفظ کنند قدر بدونن پاس بدارن؛ حقوق و مزایای متناسب بدن. الان مملکت گلستون بود. منم وقتی سرکار میرفتم خداشاهده شاید فقط دونفر بودن که از جون و دل کار میکردن. از اون دونفر یکیش خودم بودم. کلا افراد کاری کمه ولی اون شرکت و اداره و کارفرما و مدیری برده که بلد باشه نیروهای مفید رو برای خودش نگه داره که متاسفانه در مملکت ما این موضوع جایگاهی نداره. 

پاسخ:
اومدم، چون رشته‌های انسانی به امثال من نیاز داشتن. چون چه اون موقع که خودم دانش‌آموز بودم چه الان که معلمم، می‌بینم که وضعیت علوم انسانی به چه صورته. تو رشته‌های غیرانسانی که اکثراً خوب‌ها مهاجرت کردن، ولی لااقل چند نفر موندن و سنگرو حفظ کردن برای مملکت، ولی تو رشته‌های انسانی اوضاع خیلی وخیمه! خیلی خیلی وخیمه. کسی نیست واقعاً.
من اینو پذیرفتم که اگر بهبود و تغییری بخوام حاصل بشه، خودم باید آستین بالا بزنم و از خودم مایه بذارم.

یه حرف کفردرار بزنم...آیا می دانید هرچقدر از جیبت و زمانت خرج کنی بهت برنمیگرده؟

من از اینا کارا زیاد کردم ولی الان پشیمونم از یه حدی به بعد کار خیر هم حد داره

حدت شناسایی کن بیشتر از اون نشه که بعدا پشیمون بشی

یا اگه دوست داری این مسیر رشد بدی مطمعن شو به اسم خودت چاپ میشه

امتیازش برای خودت باشه

انقدر من کار کردم یکی اومده برداشته برده

 

 

الان تو از جیب خودت هاست بگیری دست کم ماهی پونصد تا یه تومن هاست

اصلا یه هاست ارزون کند بگیری سالی دو تومن

یه اینترفیس دست کم ده تومن 

اون زمانی که میزاری 

بشین همشون حساب کن عزیز دلم

باور کن می دونم دلت میسوزه

پاسخ:
چون منتظر برگشت سود و سرمایه نیستم، ناراحت نمیشم. برای من اون حس و حال خوبش کافیه. همین قدر بگم که یکشنبه واقعاً به‌لحاظ روحی در پایین‌ترین سطح انرژی بودم، نت قطع بود و احساس بی‌فایده بودن و هدر رفتن عمر می‌کردم، ولی دوشنبه که اینو اجرا کردم و نتیجه رو دیدم و تستش کردم و اون نکات رو یادداشت کردم روی ابرا بودم. فقط دوتا بال می‌خواستم برای پرواز! انقدر خوشحال بودم که بقیه هم متوجه می‌شدن و می‌پرسیدن دیروز تا حالا خبری شده؟! در واقع می‌خوام این چیزا حال خودمو خوب می‌کنه. کلاً تو زندگیم هیچی به اندازهٔ پیدا کردن باگ و ران شدن کد حالمو خوب نکرده 🤣 البته اخیراً فهیمدم خبر تعطیلی مدارس هم خوشحالم می‌کنه و الان خیییییلی خوشحالم که فردا تعطیله 🤭
بعداً که مطمئنم پشیمون نمیشم. الانم برای خودم تجربه میشه. البته اینجا هزارتا کار شبیه این ریخته. مثلاً بخش گویش‌ها هم به‌شدت نیاز به کمک دارن. اتفاقاً چون گویشوران اون زبان‌های خاص پیرن و می‌میرن و منقرض میشن، نیاز بیشتره، ولی چون تخصص و مهارت و علاقه ندارم نمی‌رم سراغ اونا.
اینایی که میگی رو جداگانه باید گرفت؟ یعنی الان سایت فرهنگستان هاست و اینترفیس نداره؟ نمی‌تونم از اون استفاده کنم؟
آدرسش apll هست.

از هاست فرهنگسرا که فکر نمیکنم بزارن استفاده کنی

بزار اینترنت کامل برگرده من لیست قیمت همشو برات در میارم قبلا من لیمو هاست و ایران هاست میگرفتم خوب بود

اون قسمت سرچ هم جای فکر بیشتر داره میگم احتیاج به یه اینترنت کامل دارم اینجوری انگار دست و پام بسته اس

خداروشکر خوشحالت میکن 

پاسخ:
کیا نذارن؟ مسئولش خودمم دیگه. ببین صفحهٔ گروه واژه‌گزینی سایت دست خودمه. یوزر پس دارم و می‌تونم مطلب بذارم. مثل همین وبلاگ که مطلب می‌ذارم اونجا هم می‌تونم. چون مسئول اون قسمت هم بازنشسته شد و کسی نبود به‌روزرسانی کنه سپردن به من. منم چون زیاد با وردپرس آشنا نبودم فعلاً نزدیکش نرفتم.

چقدر خوب  که امثال تو هنوز هستن. خدا حفظ و بیش‌ترتون کنه ان‌شاءالله🤲

پاسخ:
خانم س. تونست برای خودش جانشین پیدا کنه ولی من هنوز نتونستم شبیه خودمو پیدا کنم یا حتی تربیت کنم که بعد از مرگم این میراث گرانبها رو بپرسم بهش. امیدوارم حداقل امیرچای یا چای‌نازم شبیه مامانشون بشن و راهمو ادامه بدن.
۰۱ بهمن ۰۴ ، ۲۰:۱۳ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

آفرین بر شما، بعضی کارها دلی هست و در کل سرعت پیش‌رفتن سیستم رو به سمت هدفش زیاد می‌کنه، ان‌شاءالله درستش کنید و این بخش رو از این وضع اسف‌بار و گریه‌آور به معنای واقعی نجات بدین.... ان‌شاءالله.

 

پاسخ:
ممنون. ان‌شاءالله.

راستی، این کلمات رو تو کردی ندارید؟
آرسکای
آوینو
ارکیا
بلسینو
تارن
ترسا
دومانا
دینا
رُزیس
رولی
علی کیپا
لئورا
لویا
نومان
ویدر
ویر بو
ویک
هوردین

 فکر کنم چند تا ویدیو نحوه کار با وردپرس به زبان ساده دارم خواستی بگو برات بفرستم

😂....ایول...منم یه زمان اینطوری بودم پنج تا عنوان شغلی یه نصفه حقوق

خب پس هاست دست خودته...به امید خدا میخوایم سرور هارو بترکونیم😂

پاسخ:
وردپرس رو دیگه گذاشتم تو اولویت آخر. یه بار چندتا مطلب آزمایشی تو سایت گذاشتم و یه کم بلدم، ولی به‌نظرم پیچیده بود و زیاد باهاش کلنجار نرفتم. 
ببین فردا تعطیل شد و نمی‌تونم برم فرهنگستان لغت‌نامه‌ها رو نگاه کنم. نامه‌های ثبت رو برای نام‌گذاری باید تا شنبه جواب بدم. گوگلم هم قطع و وصل میشه. واژه‌یاب هم بالا نمیاد. 
این نام‌ها رو یه نگاهی بنداز ببین کدوماش خارجی به‌نظر می‌رسن یا معنی دارن. انگلیسی و فرانسه و چینی و هر زبان و گویشی که بلدی

آرسکای
آوینو
ارکیا
بلسینو
تارن
ترسا
دومانا
دینا
رُزیس
رولی
علی کیپا
لئورا
لویا
نومان
ویدر
ویر بو
ویک
هوردین



خدا بزرگه. خانم س هم احتمالا فکر نمی‌کرده بتونه جانشین پیدا کنه ولی خدا براش فرستاده. برای تو هم می‌فرسته ان‌شاءالله.

 

عه وا! به‌روزرسانی شدن؟ مگه امیرحسین و نسیم نبودن؟

پاسخ:
بله بله، همین چند وقت پیش وقتی لیوان چای‌به‌دست داشتم گالری گوشیمو بررسی می‌کردم دیدم به چایخونه شباهت بیشتری داره تا گالری. یعنی هر جا رفتم با چایش عکس گرفتم. تعاملم با یکی دوتا از دوستامم تو اینستا به این صورته (در واقع به این صورت بود) که فقط پستای مربوط به چای با هشتگ‌چای برای هم می‌فرستیم (می‌فرستادیم). هر روز به جای هشت لیوان آب، هشت لیوان، بلکه بیشتر! چای می‌خورم. این شد که گفتم حالا که به جای خون، چای در رگ‌هام جاریه، اسم بچه‌هامم مطابقت بدم با زمانه!
چای‌ناز و امیرچای صداشون می‌کنم 🤣 باباشونم طبعاً (تبعاً هم به‌نظرم درسته اینجا. به تبعیت از اون دو اسم) دیگه باید چای‌یار باشه 🤭

اوکی هر وقت خواستی پس بگو

 

آرسکای = مخفف آرنا اسکای  توی رمان های فانتزی ارنا اسکای زیاد داریم به اون ناحیه مقدس میگن 

               مثل این افسانه های اسکاندیناوی که معتقدن به وال هالا اون ناحیه ای که بعد از مرگ جمع میشن

 

آوینو  = من آوین شنیدم ولی بار اول آینو میبینم فکر میکنم کردی باشه ولی معنیش یادم نیست

            اهان معنیشو نوشته زلال همون کردی واج ارایش مثل اسمای کردیه آگرین آژین روژین

ارکیا = سخت شد به یاد ارشیا 😂.....اینو نمی دونم ولی اگه بخوام حدس بزنم میگم orosia یکی از خداهای یونان               بود اگه درست یاد بیاد

 

بلسینو = blase ....blased  بلس که میشه بی تفاوت اینو پسوند ایتالیایی به معنی کمترین کوچکترین پس 

             بی اثری کوچک ؟ شاید ریشه اش لاتین باشه ...سرچ کردم اسم یه کاکتوس کوچیک هم همین 

تارن =  اسم ایرلندی مخفف tiarnan به معنی لرد کوچک ....این دامن چهارخونه هاشونم تارتن هستن

 

ترسا = مادر ترسا میشناسیش که ...اینم لاتین ریشه اش

 

دومانا =  هرجور نگاهش میکنم انگلیسی doom ana 

 

دینا =  ابریه ebri  به معنی قضاوت ...خودم فکر میکردم مخفف daiana باشه ولی نبود

 

رزیس = 😂 roz est رز هست به آلمانی ولی انگلیسیه

 

رولی =  مخفف رولینگ نیست ج ک رولینگ....rolly ...roland  انگلیسی بریتیش

 

علی کیپا = شبیه اسم های بلوک شرق قسمت بالایی اونجایی که فرهنگ روسی با شیعه قاطی شدن

          کیپا فکر کنم معنی روسی داشت ..... گفتم چرا اشنا کیپا یهودی بود اون شنل مشکی که می پوشن اون کیپا

           یه فیلم یادم اومد در همین راستا دوست داشتی ببین یانتل خیلی قشنگ بود

لورا = فرانسوی معنیش یادم نیست

 

لویا =   loid اسم پسر انگلیسی لوودویک هم هست 

 

نومان = نورمن  جرمن جرمانیا آلمان توی داستان قدیمی خونده بودم     ولی سرچ کردم میگه عربیه به معنی نعمت

 

ویدر = آویدر شنیدم اسم منطقه اس ولی خیلی انگلیسی میخوره  wider ..we there !!!!! نمی دونم

 

ویر بو = چقدر عجیبه شبیه اسم اپلیکیشن

 

ویک = ریشه اش لاتین اسم پسر

 

هوردین= hoarding !!!! انگار به زور میخواستن شبیه اسم های قدیمی ایرانی در بیارن ولی شبیهش نیست

            حتی شبیه خداهای اسکاندیناوی هم نیست مثل آدین

          اخه هور مگه معنی داره!!!!

 

 

پاسخ:
اگه فردا تعطیل نبود و گوگل بود هم باز من این همه اطلاعات نمی‌تونستم به دست بیارم. چقدر تو چیزمیز بلدی!
به‌نظرم تو به حضور در جلسات نام‌ها سزاوارتری تا من.

این هوردین، سرواژه‌های سه‌تا اسم پسرانه‌ست ولی حس می‌کنم الکی این سه اسمو گفتن و منظور دیگه‌ای دارن.

مثل هوشنگ هورمز هومند نمی دونم شاید باید ببینیم هور در هورمز چه معنی داشته 

اگه درست بگم قسمت دومشم میلنگه اگه فروردین فرورتین باشه اگه درست بگم اونوقت اصلا دین معنی نمیده

هورایرانیان!هور پاکان! انوقت هور صفت باید باشه !!!!

 

قوربونت بشم مرسی ازم تعریف کردی ذوق کردم🌹

ولی راستش من در مقابل فک و فامیل کوچولویی که هیچی نمی دون بیش نیستم😂

دایی بابام تازه فوت کرده اقای کامران فانی...می رفتیم خونشون دریای کتاب بود

یکی از آرزوهام این بود بزرگ شدم دست کم دو تا از کتابخونه هاش داشته باشم

که نشد

الان بیکارم دارم بافتنی میبافم اگه خواستی بازم بفرست من برات بنویسم

خوشحال میشم عزیزم

 

پاسخ:
آقای فانی فامیل شما بود؟! پارسال که اسم استادای فرهنگستان رو جمع می‌کردم برای مقدمهٔ کتاب، اسمشو علامت زده بودم بپرسم دکتره یا نه. تهش یادم نیست چی شد. فکر کنم نوشتن استاد کامران فانی. دکترا نداشتن؟!
یادم باشه تو مقدمهٔ چاپ بعدی مرحوم بنویسم.
دنیا چقدر کوچیکه... اون از دایی خودت که استاد دانشگاه اسبقم بود این از دایی بابات. فک و فامیل فرهیخته‌ای داریا 🤣
۰۱ بهمن ۰۴ ، ۲۲:۵۴ محسن رحمانی

سلام

واژگان با کلماتی که تو فرهنگستان به جای واژگان با جملاتی که خارجی هستند ثبت میشم از کجا میشه مطالعشون کرد سایتی داره ؟ 

پاسخ:
سلام. سایت واژه‌یاب
۰۲ بهمن ۰۴ ، ۰۱:۲۰ ابوالفضل ...

واقعا فکر نمی‌کردم اون سازمان در این حد فشل باشه...

والا منم اداره دولتی کار کردم ولی اینقدر اوضاع خراب نبود. باز هم خدا به تو و خانم س خیر بده.

پاسخ:
اداره‌های آموزش‌وپرورش هم همین‌قدر عجیبن. منطقه به منطقه، یکی از یکی شگفت‌انگیزتر.
۰۲ بهمن ۰۴ ، ۰۶:۵۷ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

نشنیدم این اسامی رو 

فقط ترسا به گوشم آشناست، یادمه در متون فارسی تاریخی ترسا به معنی مسیحی بود .....

پاسخ:
Tresa نوشته انگلیسیشو. منطقه‌شم دور و بر شماست. 

چای‌مراد حتی :)

پاسخ:
نه آخه به معناشون هم فکر کردم. الگوهای امیر+x و x+ناز الگوهای پربسامد نام‌های دخترانه و پسرانه‌ست. از طرفی الگوی x+یار رو هم داریم که با توجه به حضور یار تو این الگو برای نام یار انتخاب کردم. تو نام‌گزینی قبلی تصورم بر این بود که می‌تونم چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد، و روی ارادهٔ خودم حساب‌ها باز کرده بودم. لیکن فهمیدم دنیا بر مدار ارادهٔ ما نمی‌چرخه و بر وفق مراد کسی نیست، لذا اون نام رو به این صورت تغییر دادم که الان فقط یکیو می‌خوام یار باشه، حتی موقع چای خوردن! پس همون چای‌یار 🙄
به‌طور جدی‌تر اسم علی‌یار و مهدی‌یار رو برای پسرانم می‌پسندم.

از اسم پسرهاتون یاد فیلم «شیر سنگی» افتادم. نقش مثبت داستان آعلی‌یار (احتمالا آقاعلی‌یار) که استاد نصیریان بازی کرده... فیلم قشنگیه.

پاسخ:
شیر سنگی رو ندیدم ولی نتیجهٔ جست‌وجوم نشون میده یه ارتباطی به ایل بختیاری داره اگه اشتباه نکنم. و جالبه یکی دو نفر می‌شناسم که اصالتاً از قوم بختیاری هستن و اسمشون به یار ختم میشه. فکر کنم به واژهٔ یار علاقه دارن. اسمشون لزوماً مذهبی هم نیستا. مثلاً یکیشون رامیار هست.

بله اون فیلم درباره ایل بختیاری هست...

منم چندتایی یار شنیدم که بختیاری بودن. ولی رامیار رو نمیدونم. فقط دکتر رامیار (ادبیات فارسی) رو می‌شناسم که اصالت خراسانی دارن.

پاسخ:
ائلیار هم ترکیه، ولی نمی‌دونم چرا خوشم نمیاد از این اسم. تا حالا هیچ ائلیاری هم از نزدیک و حتی دور ندیدم و نمی‌شناسم که چیزی تداعی بشه ها 😐🙄 ولی اگه پسرها دوقلو باشن ترکیب علی‌یار و ائل‌یار هم جالب میشه. دختر هم الناز 😌 که البته این اسمم دوست ندارم زیاد.
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

فرهیخته های عجیب...اگه بخوام روراست باشم از بیرون دیگران نگاه میکنن بله ولی زاویه رو عوض کنی آی کیو بالا ولی ال کیو پایین ترکیب بدیه...چون هوش عاطفی رشدش خیلی سخت تره و شجاعت زیادی میخواد تغییر...

حالا چند تاشون خودشون رشد کرده بودن بهتر شده بودن ولی بقیه شون واویلا

خوبی موضوع بگم توی یه جمع نشستی یه بچه ۶ ساله همه دارن چند زبان مختلف حرف میزنن ذوق میکنی

 

و قشنگ ترین خاطرم از اقای فانی می نشست  از کارهاش برای سفارت های مختلف تعریف میکرد.

 

اینو من می نویسم ولی شما پاکش کن : ایشون ارشد زمان شاه داشت می خواست دکترا بگیره نمیشد *** ***** *** ***** *** ***** این چیزی بود که از فامیل شنیدم از خودش نپرسیدم

پاسخ:
ولی دنیای کوچیکی داریم. فکر کن من بارها با هم‌اتاقیم راجع به استاد راهنماش حرف زدم و اسمشو آوردم و بعداً فهمیدم فامیل خوانندهٔ وبلاگمه. یا اسم یکیو تایپ کردم تو مقدمهٔ یه کتاب و بعداً فهمیدم فامیل خوانندهٔ وبلاگمه. این وسط فامیلی مامان‌بزرگ خودت و باباتم فهمیدم به‌واسطهٔ دایی بودنِ اون آدما 😅

+ چه جالب! نمی‌دونستم. فکر کنم اینا هم نمی‌دونستن اینو. الان من یه راز خانوادگی می‌دونم که هیچ کس نمی‌دونه 🤭
+ یاهو برای من باز نمیشه یا برای تو هم همینه؟ دوتا ایمیل مهم توشه 🥲😭

اون کامنت قبلی تایید نکن لطفا اونو برای خودت گفتم ...فکر کردم شاید تاریخ برات جالب باشه🌹🙏🏻

پاسخ:
خیلی خیلی جالب بود برام. 😍

البته چای‌یار تو دهن نمی‌چرخه. قطعا به‌مرور تبدیل می‌شه به چایار. یا اون‌طرفی‌ش یارچا.

 

خیلی بی‌ربط یاد یه گربه به اسم امیرمربا افتادم که معروفه تو توییتر :)

پاسخ:
چرایی و چگونگی این تو دهن نچرخیدن برخی ترکیب‌های آوایی موضوع یکی از فصل‌های آواشناسیمون بود.

می‌شناسم امیرمربا رو 🙄
و دلم برای توییتر، اینستا، تلگرام و گربه‌ها و چای‌ها و آدمای توش تنگ شده به‌واقع 😐 و نیازمند ایمیلم!

بی‌ربط: به‌عنوان کسی که احتمالاً ترکی بلدی نیستی، اگه اسم این سامانه، تاپار باشه تو زبونت می‌چرخه؟! تاپار یعنی می‌یابد، پیدا می‌کند. صفت فاعلی هم میشه معنی کرد.

بین اسمایی که نوشتی من از جویا خوشم اومد. مثلا «تو جویا بگرد» یا «جویاش کن» به نظرم جور درمی‌آد.

 

چرا باید اسم سامانهٔ واژه‌های فارسی، ترکی باشه؟🙄

پاسخ:
فقط فارسی نیست که. تو توی فایلت متن عربی بریز. این فقط قراره وقتی جست‌وجو می‌کنی پیدا کنه.

مگه قرار نیست معادل فارسی واژه‌های غیرفارسی تو این سامانه باشه؟

پاسخ:
به بخش نام‌گزینی هم می‌خوام بدم اونا هم استفاده کنن. اون بخش این‌جوریه که تو این بیست سی سال هر چی نامه اومده، به‌صورت کاغذی نگه‌داشته شده. البته بازم یه نفر همت کرده اسامی رو تو اکسل ریخته، ولی نه همه‌شو. هر موقع هم می‌خواد بگرده دنبال اسم‌های قبلی، اون اکسل رو می‌گرده بعد کاغذا رو. مثلاً اگه اسم چای‌لند بیاد مثلاً می‌گما، اون اکسل رو نگاه می‌کنه میگه قبلاً لند رد شده و حالا برای چای‌لند تصمیم می‌گیرن. تو یه ستونش نوشته که اسم رد شد یا قبول شد، یه ستونش تاریخه، یه ستونش دلیل رد شدنه، یه ستون اسم اونی که رد کرده رو آوردن. اونو با این سامانه هم می‌تونی باز کنی از اینجا جست‌وجو کنی.
این فقط قراره به جست‌وجو کمک کنه.

به هرحال بازم جویا. وقتی اسمتون فرهنگستان زبان فارسیه و به جای تابلوی «آسانسور» رو دیوار زدید «بالابر»(که درستش هم همینه)، اسم سامانه‌تون باید به طریق اولی فارسی باشه.

پاسخ:
خب پس جویا 🙄
حالا بریم سراغ لوگو 🤔

سلام

این سایت برای فرهنگستان نیست؟

https://wiki.apll.ir/word/index.php/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C

پاسخ:
سلام. 
بله، ولی مدیریتش با یکی از همکاران سابقه که با خانم س. کار می‌کرد و من هیچ وقت ندیدمش. این سایت چندتا اشکال داره که چند بار به اون همکار سابق گفتیم درست کنه و هنوز انجام نشده. اون‌طور که متوجه شدم قرار هم نیست انجام بشه چون کارمند اینجا نیست و مسئولیت و وظیفه‌ای نداره که انجامش بده. اگرم انجام بده لطف کرده.
دوتا از اشکالاتش اینه که به‌روز و کاربرپسند نیست. مثلاً اگه brand رو جست‌وجو کنیم ویژند رو نمیاره و نمانام رو میاره. تعریف رو در نگاه اول نشون نمیده و باید دونه‌دونه کلیک کنی ببینی تعریفشو. آخرین بار سال ۲۰۱۸ به‌روز شده و هشت ساله رها شده. واژه‌یاب از این به‌روزتره چون واژه‌یاب پارسال به‌روز شده.
هر چند وقت یه بارم از دسترس خارج میشه.

جویا قشنگه و بعدش «جویان» بنظرم اومد که کمی خاص‌تره و شاید بهتر باشه. مولوی هم بکارش برده.

 

پاسخ:
اگه کاربرانش جوان بودن خلاقیت به خرج می‌دادم ولی میانگین سنیشون پنجاهه، و حتی بیشتر. به اینم فکر می‌کنم که چجوری با اسمش ارتباط بگیرن.

خب اولاً من به «یابش» رأی می‌دم. خیلی شکیل و خوش‌لفظ و ایناست.

دوماً الان من تازه توجهم به واژه‌ی «پیچند» بیشتر جلب شد و دچار این سؤال شدم که فرقش با «گردباد» چیه؟

سوماً من فقط تو وبلاگ شما تنوین رو کاملاً رعایت می‌کنم، چون یه بار یادمه به یکی گفتید ۰/۲۵ نمره داره انگار. ((:

بقیه جاها فقط برای «جداً» این مسئله رو رعایت می‌کردم که با «جدا» قاطی نشه. ولی کلاً از اون موقع حساس‌تر شدم. ((:

پاسخ:
بین جویا و یابش خودم هم مرددم 🙄
تو اصطلاح‌شناسی و واژه‌گزینی یکی از اولین نکاتی که یادمون دادن این بود که واژه‌ها رو تنهایی بررسی نکنیم. مثلاً پیچند رو با توفند و گردباد رو با تندباد و نیم‌تندباد باهم بررسی می‌کنیم ببینیم کدوم معادل چی می‌تونه باشه. بر اساس سرعت و شکل و جهت باد، تندوزه و نرم‌وزه هم داریم. واژه‌ها رو خانوادگی بررسی می‌کنیم. X+باد، X+وزه، X+...
مقیاس هم عدد بوفورت هست. اگه واژه‌یاب در دسترس بود بوفورت رو جست‌وجو کنید.

دوم و سوم چون فارسی هستند خوبه که تنوین نذارید.

یک فایل اکسل رو پر کردن!

چه حوصله‌ای داشتن و داشتین و البته اون اکسل معلوم نیست چقدر سنگینه.

حقیقتا من اطلاعاتی در این زمینه ندارم که بتونم کمکی کنم. 

کلا فضای ادارات همینطوریه. فرسوده، پیر و مقاومت زیاد در جهت تکنولوژی. حتی آدمایی که شاید فکر نویی دارن هم اومدن ولی خب بعضا به ناچار مجبور شدن که کارهاشون رو در چارچوب خود اداره بچینن. 

به عنوان مثال خودمون یک طرحی رو می‌خواستیم برگزار کنیم. اول با یک گروه بود که با همکاری اون گروه کار رو پیش ببریم. اما متأسفانه اداره اون گروه رو تأیید نکرد. بعدش یکی از اعضای اون گروه رو آوردیم که طرح رو با اون فرد پیش ببریم و پیشنهاد سایت اومد وسط. سایت رو تا یک جایی بالا آوردیم ولی اداره گفتش که تمامی سایت‌ها از فیلتر اداره باید رد بشن و کلا پروژه سایت که اصلی ترین قسمت کار بود کنسل شد و در نهایت رسیدیم به خود شاد :)) که اونجا اطلاع رسانی رو انجام بدیم. یعنی یک محتوای یک بار مصرف و تمام...

پاسخ:
خیلی سنگینه. هفتادهزار ردیف و بیش از سی ستون. که البته میشه تو هفت هشت ستون ادغام کرد.

تجربهٔ من میگه تو این کارا بی‌خیال مجوزهای دولتی شو و خصوصی انجام بده. چون بودجه نمی‌دن هیچ سنگ هم می‌ندازن جلوی پات.

سلام. تقریبا همه رو انجام دادم. از لینک قبلی دوباره دانلود کنید.

اینجا هم آپلود شده: [لینک]

پاسخ:
سلام.
عالی! همون چیزیه که تو ذهنم بود.
فقط همون‌طور که انتظار داشتیم به‌شدت سنگین شد و پردازش اولیه موقع بارگذاری فایل اصلی که ۷۰هزار ردیف و ده‌تا ستون داره یه ربع بیست‌دقیقه‌ای طول می‌کشه و تو این مدت لپ‌تاپ کاملاً هنگه و نشانگر موس هم حتی کار نمی‌کنه. تو نسخهٔ قبلی این اتفاق نمی‌افتاد و حتی فایل هفتادهزارردیفه هم سریع لود می‌شد. 
موقع هنگ، preparing security options هم فعال میشه.
با یه فایل که ستون‌هاش کمتر بود و ردیفاش همین ۷۰هزار تست کردم و بازم سنگین بود و فرقی نکرد. پس مشکل با کاهش ستون حل نمیشه و از اون نیست. فکر کنم مشکل از نمایش یکجای این همه سطره.
یه خطا هم همین موقع شروع کار که هنوز هیچی بارگذاری نکردیم می‌ده میگه خطا در بارگذاری فایل، failed to fetch و ok
بعد که فایلو بازگذاری کردیم و حدوداً یه ربع بیست دقیقه و حتی نیم ساعت تأمل و صبر کردیم همونی میشه که انتظار داشتیم.
برای حل شدن این مسئله میشه بگیم تعداد نتایج دوهزارتا دوهزارتا بشه و همه باهم نیاد رو صفحه؟ با فایل دوهزارتایی تست کردم مشکلی نداشت. شاید دلیلش اینه.
موضوع دیگه اینکه اون امکان بارگذاری از url نیاز نیست. میشه بردارید؟ یا عمداً گذاشتید و هدف خاصی دارید؟
«جست‌وجو» هم به این صورت درست‌تره تا جستجو.

و در پایان ضمن تشکر مجدد، لینک این کامنت باز نشد قبلی رو دانلود کردم.


+ سلام مجدد. نمی‌دونم دیشب جوابمو دیدید یا نه، امروز با یه لپ‌تاپ دیگه امتحان کردم و اومدم جوابمو تکمیل کنم.
مشکل از ستون‌های زیاده نه ردیف‌های زیاد. پس لازم نیست نتایج رو تیکه تیکه کنیم برای نمایش. الان یه اکسل دیگه که ۶۸هزار ردیف و چهار ستون  داره باز کردم مشکلی نداشت. هفت‌ستونی با ۶۸هزارتا هم به‌راحتی باز شد!
ولی اون ۷۰هزارتایی که سی چهل ستون داره نه اینجا باز شد نه با لپ‌تاپ خودم. اونو اصلاً اشتباه کردم انتخاب کردم. اونو نیاز نداریم.
امشب اگه فرصت کنم یه پست عکس‌دار از نتیجهٔ بررسی این نسخه پست می‌کنم ببینید.
۱۱ ستون و ۷۸هزار ردیف هم باز شد، ولی کمی دیر و به‌سختی.

فقط نمی‌دونم چرا برای بعضی اکسل‌ها تعداد آرایه رو صفر میگه برای بعضیا حدوداً برابر با تعداد ردیف‌

سلام! وسط درس خوندن، اومدم بگم به نظرم اسم "جویان" به این سامانه‌ای که دارین طراحی می‌کنین می‌خوره که دیدم عه! جویان توی گزینه‌هاتون نیست😅

اون حالت پویا بودن و تلفظش به دلم نشست

پاسخ:
قشنگه، ولی به‌لحاظ معنایی بین جویا و جویان تفاوت هست‌. با اینکه هر دو صفت فاعلی‌اند. 
من به معنا بیشتر از آوا توجه دارم. از طرف دیگه باید کاربر رو هم در نظر گرفت. اونایی که قراره این نام رو به‌کار ببرن هم باید به دلشون بشینه.

چطوری کوچولو؟یهو دلم برات تنگ شد🌹

خداقوت 

پاسخ:
من یهو نه، کلاً همیشه دلم تنگه. اگه حال و حوصله داشتم می‌گفتم ببینیم همو، لااقل به بهانهٔ ۱۸سالگی وبلاگم. ولی حالشو ندارم. حوصله و وقتشم ندارم. 
آخرین بار که دیدیم همو تولد ۹سالگی بود؟ فکر کنم رفتیم استاربرگر میدون ولیعصر پیتزا خوردیم و منم شمع ۹ تولد وبلاگمو دادم بهت. بعدش دیگه فکر کنم ندیدیم همو. ۹ ساله ندیدیم همو؟ وای چجوری هنوز دوستیم؟ اصلاً از کی دوستیم؟ اصلاً آیا دوستیم؟ 🤣

درسته و منطقی هم هست. اتفاقا آخر کامنتم می‌خواستم بنویسن ولی نمی‌دونم تا چه حد برای اسم این سامانه مناسبه؟ (از لحاظ معنا و کاربرد و... که بهش اشاره کردین)

خوشحالم که با همت شما و کمک دوستان به جاهای خیلی خوبی رسیده! خداقوت 

شاید خنده دار باشه ولی توی ذهن من دوستیم...

از اون موقع دوستیم که نگرانت شدم اومدم نمایشگاه نشستم دم مسجد فکر کردم 

حتما تشخیصش میدم حتما خیلی دوست داشتنیه و بودی شناختمت

می دونی چی شد من مشکلاتم کم کم انقدر عجیب و زیاد شد که روم نمیشد به کسی بگم

بعد سر فوت مادرم توی وبلاگم نوشتم حس کردم غمگینت کردم از خودم کفرم گرفت...اون سه سال پیش بود

اخرین دفعه اگه درست یادم بیاد با دوستانت رفتیم پارک اب و آتش اون پایینش که فود کورت داره 

نشستیم چای و کیک خوردیم...

خلاصه ببخشید دوست کمرنگی بودم که خوب نبود ....

من از زمان اون مارمولک سبز وبلاگت هستم شاید ترم دوم یا سوم دانشگاه بودی

میگفتی چشمات درد میاد ...من دعوات میکردم هویج بخور😂

 

 

 

پاسخ:
من هر موقع وبلاگتو باز کردم بخونم یکی از بستگانت فوت کرده بود و داشتی با یه مشکل جدید دست و پنجه نرم می‌کردی!
قوی‌ترین دختری هستی که می‌شناسم.

اون مارمولک اسمش اخضر بود. اخضر یعنی سبز. در واقع جامدادی یکی از هم‌کلاسیای مدرسه بود

یادم اومد نشسته بودم با یکی از دوستات در مورد پروژه گرفتن حرفمیزدیم

ما شرکت داشتیم پروژه اول گرفته بودم میشه ۶ یا ۷ سال پیش

دوستت شرکت داشتن تازه خونه خریده بودن

پاسخ:
هعی... جوانی کجایی که یادت به‌خیر