دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت


این سمت راستیه خودِ خوددرگیرمه که هفته بعد 2 تا ارائه دو ساعته داره و

هنوووووووووووووووووووووووز هیچ اقدامی و به عبارتی هیچ غلطی در راستای اسلایدای این سمینار نکرده

یه غلط اضافه هم کرده اونم اینه که جزوه زبان‌های باستانی همه رو گرفته که یه جزوه واحد بنویسه و

تا هفته بعد تقدیم بشریت کنه و از 60 صفحه جزوه حدوداً 6 صفحه‌شو نوشته

و تازه متوجه شده هیششششکی اون جمله‌های میخی و اوستایی و پهلوی رو تو جزوه‌اش ننوشته و

جزوه‌ی دیگه‌ای جز جزوه‌ی خودش نیست که تطبیق بده!!!

اون وقت تو این هاگیرواگیر نشسته شهرزادم می‌بینه

فعلاً قسمت اولشم!

اون قسمتش که بحث کودتا و مصدق و ایناست

و از اونجایی که تاریخ معاصرم و کلاً تاریخم داغونه، دارم سرچ می‌کنم ببینم مصدق کی بود اصن

ینی الان فیلمو ول کردم دارم تاریخ می‌خونم به واقع!

خدا شفام بده به حق پنج تن (همه‌تون بگین آمین!)

حالا درسته که هر هفته برای هر درسی یه ارائه دارم (مثلاً همین فردام ارائه دارم)

ولی اون دو تا ارائه هفته بعد میانترم محسوب میشن و ده دیقه یه ربع نیستن و 

پای آبرو و حیثیت و از این صوبتا در میونه و

دو ساعت باید برم رو منبر و رو اعصاب و روان حضّار جولان بدم

بیاید به اون 30 ساعت در هفته هم فکر نکنیم فعلاً :(((((((((


+ شیما و مهندس خانوم، بابت کامنتاتون ممنون :)

۹۴/۰۹/۱۴
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)