دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

این سری تو قطار هیشکی با هیشکی حرف نمی‌زد و سوژه‌ی خاصی نبود,

جز یه خانوم هم سن و سال خودم که یه دختر پنج شش ساله داشت و

تعطیلات اومده بود خانواده‌شو ببینه و داشت برمی‌گشت تهران, سر خونه زندگی‌ش

توی قطار شوهرش زنگ زد گفت عزیزم دانشگاه آزاد بدون کنکور مهندسی کامپیوتر ثبت نامت کردم,

برات انتخاب واحدم کردم, از شنبه کلاسات شروع میشه


پ.ن: البته قیافه‌ی من دیدنی‌تر بود...

۹۴/۰۶/۲۷
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

نظرات  (۵)

یعنی بدون اینکه بهش بگه؟!
پاسخ:
بلی! بدون اینکه به زنش بگه :))))))
چون دوست داشت زنش تحصیلات عالیه داشته باشه :دی
۲۷ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۲۶ مبهم الملوک
عجیبا اندر غریبا..!!
پاسخ:
والا!
احتمالا خودش هم درس ها رو پاس می کنه دیگه! :D
پاسخ:
:)))) صد در صد! 
جدا از حرفات و کامنتا در مورده اون خانوم و عاقا!
تو از ی دید دیگه نگا کن
درس زندگی بگیر !!
همسن و سال توعه ی بچه 5 ساله داشته
اون وق تو هنوزم شوهر نکردی
و هنوزم نمیکنی
و اون قد بشین دستور زبان فارسیو بخون تا موات سفید شه :|
پاسخ:
:دی
تا حالا از این منظر به قضیه نگاه نکرده بودم :))))
:))))))))))))))))) کامنت اخر !!!
پاسخ:
:)))))