دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

۱۷۰۴- ماری جون یه تکون! ماری جون دو تکون!

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۴۰۰، ۱۱:۵۲ ق.ظ

دو روزه صُبا اینجا زلزلۀ چهارونیم‌ریشتری میاد و ملت روزشونو با زلزله آغاز می‌کنن. مدلشم با قبلیا فرق داره. تو زلزله‌های قبلی لوسترا می‌لرزید، ولی تو زلزلۀ دیروز و امروز فقط خودمون می‌لرزیدیم. حتی اتاق من که پر قاب عکسه، یه سانتم عکساش جابه‌جا نشدن. اگر اشتباه نکنم این دوتا زمین‌لرزه عمودی بودن و قبلیا افقی. حالا هر مدلی که باشه، باهم‌آیی و ترکیبِ زمستون و هوای سرد و صبح و خواب و زلزله ترکیب جالبی نیست. البته زلزله کلاً چیز جالبی نیست، با هر ترکیبی. بعد دقت که می‌کنم می‌بینم ما موقع زلزله هم مثل هم نیستیم. جملات من موقع وقوع زمین‌لرزه خبریه. هم دیروز هم امروز با مشاهدۀ اولین تکون، اهل منزل رو با جملۀ زمین می‌لرزه، داره زلزله میاد و زلزله اومده خبردار کردم. رو تختم نشسته بودم و از همون‌جا اطلاع‌رسانی می‌کردم که پاشن یه حرکتی بزنن. جملات بابا امری بود. به این صورت که آروم باشید، سمت در نرید، فلان جا واینستید و لباس گرم بپوشید و جملات مامانم هم تعجبی و دعایی و یا همۀ امام‌زاده‌ها. برادرم هم در سکوت و آرامش بعد از اینکه لپ‌تاپشو به محل امنی رسونده بود شال و کلاه کرده بود و دیدیم اومده وایستاده دم در که بریم :|

+ عنوان بخشی از آهنگی فوقِ فاخر از تتلو و 2afm :|

+ دیگه هر خوبی و بدی‌ای از ما دیدید حلالمون کنید :|

۰۰/۱۱/۰۴
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

امید

بابا

مامان

نظرات  (۱۰)

احتمالا تو تبریز رعایت حجاب کم شده خدا تبریز روگذاشته تو ویبره:))

ایشالا بلا بدور باشه:)

پاسخ:
شاید باورتون نشه ولی دیروز همسایه‌مون زنگ زده بود. صحبتاش با مامانم حول محور همین موضوع بود. اینکه چون گناه زیاد شده زلزله هم زیاد شده.
۰۴ بهمن ۰۰ ، ۱۲:۱۱ تار و پود √

این دقت ها بیماری حساب نمیشه؟

منظورم اینه که اینقدر آدم به این چیزها دقت بکنه عادی نیست :)

پاسخ:
نه بیماری حساب نمی‌شه :|
۰۴ بهمن ۰۰ ، ۱۲:۵۷ تار و پود √

خوددرمانی ممنوع (البته اگه بیشتر دقت کنم شاید دارم حسودی میکنم به شما)

پاسخ:
به جای حسادت غبطه بخورید. خوشمزه‌تره.
۰۴ بهمن ۰۰ ، ۱۳:۰۶ میرزا مهدی

سلام

یادمه دو سه هزار سال پیش یه بزرگی میگفت این همه زلزله که در  ترکیه میاد به علت زیاد شدن فسق و فجوره...یه سال نشد بَمِ خودشون با خاک یکسان شد....

+من نمیگم خدایی نکرده تبریز و فسق و فجور ها،؛؛؛؛؛ ولی به نظرم هرچی که هست، سر منشأش رو تو لپ‌تاپ اخوی باس پیداش کنید...

{از اون شوخی های بیمزه بودا}:|

پاسخ:
با این حساب ژاپن مرکز فسق و فجوره

الحق و الانصاف محتوای لپ‌تاپش خیلی فاخر و باکلاسه. اصلاً چیزای خز و خیل و زرد و بد نداره. 
۰۴ بهمن ۰۰ ، ۱۴:۵۶ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

به خیر می‌گذره ان‌شاءالله.

از یه بابت خوب هست چون انرژی پوسته زمین اونجا مستهلک می‌شه.

از یه طرف هم هوشیار باشین تا یه مدتی . :|

بعد از زلزله اصلی کرمانشاه تا سه، چهارماه پس لرزه 5 تا 6 ریشتری داشتیم .

+طوری نیست زنده می‌مونین ان‌شاءالله.

پاسخ:
مرکز این زلزله‌ها هم البته اطراف تبریزه. همون‌جایی باغچه اونجاست و یه مدت درگیر کابل دوربینش بودیم. زلزله اونجا میاد و پس‌لرزره‌هاش می‌رسه به ما
پنج شش ریشتر :(

واکنش منم به تنها زلزله‌ای که درک کردم، هیجان و خنده و خوشحالی بود :))) بالاترین طبقه‌ی حرم حضرت علی بودیم که اومد و من از هیجان تقریبا بالاپایین می‌پریدم. همیشه دوست داشتم زلزله رو ببینم ^_^ بقیه بدوبدو رفتن بیرون، من تا اومدم چادر بپوشم تموم شد، دوباره درآوردم خوابیدم سر جام :)

پاسخ:
احتمالاً اون خنده و خوشحالی طبیعی نیست و فرق داره با خنده‌ها و خوشحالیای دیگه‌ت. من تقریباً هر سال یکیشو تجربه می‌کنم و خدا رو شکر شدید نبودن تا حالا. 
اسم زلزله که میاد من ناخودآگاه یاد بم می‌افتم و می‌ترسم.

نه از روی ترس نبود، واقعا خوشحال بودم که زلزله شده. هممممیشه منتظرش بودم و تازه ناراحت شدم که زود تموم شد و خیلی هم نلرزید. شیم آن می!

پاسخ:
من پیشنهاد می‌دم تعطیلات عیدو بری ژاپن :))
خدا به خیر بگذرونه
خدا بگم چیکار نکنه اون بنده خدایی که این خبرو به مامانم داد... ما سالای پیش مخفی میکردیم که مامان نگران برادرم نشه امسال یه شیرپاک خورده‌ای نقش شبکه خبرو داشت و حالا تا چند روز بساط داریم که مامانم رفع نگرانی کنه...
چندسال پیش که شهر ما زلزله شدید اومد یکی از اقوام اینجا بود تا چند وقت بیرون خونه بودیم بنده خدا اومد تبریز اونجام زلزله شد تا چندوقت دلمون برای بیچاره میسوخت که نه مسافرت نه دیارش روز خوش ندید:(
پاسخ:
جای نگرانی نیست خیالتون راحت باشه.

زنده باشین
ان شاءالله خبر سلامتی و شادیتونو بشنویم

پاسخ:
ممنون :)

+ برای ضبط حین تدریس هم نرم‌افزار کمتازیا رو توصیه می‌کنم. عالیه.
۱۰ بهمن ۰۰ ، ۱۳:۰۰ محسن فرزادی پور

بلا به درو باشه 

پاسخ:
ممنون