دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۶۸۰- توکان

چهارشنبه, ۱ دی ۱۴۰۰، ۰۲:۵۸ ب.ظ

ما در زبان ترکی یه اصطلاح داریم تحت عنوان توکان که نمی‌دونم این توکان از دکان به‌معنای مغازه گرفته شده یا نام پرنده‌ست؛ ولی معنی اصطلاحیش یه چیز رو اعصاب و لوس و تکراریه. وقتی یه چیزی انقدر تکرار می‌شه که دیگه شورش درمیاد و به مرحله‌ای می‌رسه که وقتی باهاش مواجه می‌شیم می‌گیم ای بابا بازم این، اون موقع به اون چیز می‌گیم توکان. به‌عنوان مثال این آهنگِ آخ تو شب یلدای منی نمونۀ اعلای یک توکانه.



+ معمولاً یادداشت‌هایی که می‌نویسمو یا تو وبلاگم می‌ذارم یا تو اینستای فامیل یا اینستای هم‌کلاسیا. به‌ندرت پیش میاد یه یادداشت تو هر دو یا تو هر سه منتشر بشه. چون به هر حال هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. ولی اینو الان نه‌تنها تو هر سه منتشر کردم، بلکه تو وضعیت واتساپم هم گذاشتم و تو گروه‌های درسی و کلاسی و تو گروه‌های فامیلی هم فرستادم. یه سایت مشترک هم داریم که با یه تعداد از استادها و دانشجوها، با اسم و رسم خودمون مطالب جدی و علمی! می‌نویسیم. اونجا هم گذاشتم که دیگه همۀ دنیا بفهمن. الان فقط مونده فیس‌بوک که اگه دی‌اکتیوش نکرده بودم به سمع و نظر دنبال‌کنندگان اونجا هم می‌رسوندم. ینی الان برای اونی که هم تو اینستا دنبالم می‌کنه هم شماره‌مو داره و تو واتساپ هست هم تو وبلاگم، خود این یادداشت توکان میشه :))

۰۰/۱۰/۰۱
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

واژه‌ها

نظرات  (۴)

الان اون آدمای مشترک تو این جاها میگن بو دا توکانینان توکان اولدو ها بیزه😂😂😂

پاسخ:
:)))) آره دقیقاً همینو می‌گن. من وقتی می‌بینم یکی از هم‌کلاسیام بیشتر از دو جا یه چیزیو گذاشته به‌شوخی می‌گم می‌خوای فلش بدم رو فلشم بریز برام.

منم بعضی وقتا اینکارو میکنم که یه چیزی رو چند جا بذارم

اینم پست پین کانالمه😂😂:

"بعضی چیزایی که اینجا مینویسم رو توی توییتر و وبلاگم هم به اشتراک میذارم

همینه که هست

دستم بهتون برسه حضوری هم تعریف میکنم"

 

پاسخ:
تعریف حضوری یه چیز دیگه‌ست :))

چه جالب من اصن این اصطلاحو بلد نبودم... البته کلاً تو حیطه ضرب المثل ترکی صفرم ولی گویا مامانم خیلی از این لحاظ هنرمنده ولی چون رو نمیکردن من بی هنر شدم

پاسخ:
خب حیفه. استفاده کنید از محضرشون.  :)
۰۳ دی ۰۰ ، ۰۳:۱۲ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

ما معادلش رو نداریم متاسفانه.🙂

 

پاسخ:
اگه بقیه هم معادلشو داشتن راحت‌تر ریشه‌شو پیدا می‌کردیم. نمی‌دونم دقیقاً چه ربطی به مغازه داره.