دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

۱۶۳۳- هفتۀ دوم ترم سوم

چهارشنبه, ۷ مهر ۱۴۰۰، ۱۰:۴۳ ب.ظ

این ترم دوشنبه‌ها یه کلاس دارم و سه‌شنبه‌ها دو کلاس. همین‌جا در ابتدای عرایضم مراتب مسرّتمو بابت تعطیل بودنِ دوشنبۀ این هفته و سه‌شنبۀ هفتۀ بعد اعلام می‌نمایم. نه که دانشجوی تنبل و گریزان از درس و مشقی باشم و زین حیث خوشحال باشم؛ نه. دلیلش اینه که هر جلسه یه تپّه به کوه کارهایی که باید انجام بدم اضافه میشه و اگه جلسه تشکیل نشه و تعطیل باشه اون یه تپه اضافه نمی‌شه و به هر حال همینم غنیمته. کلاس انفرادی سه‌شنبه‌ست. هفتۀ پیش استادم گفت زمانشو می‌تونیم تغییر بدیم. گفتم با هر موقع که شما وقتتون آزاد باشه موافقم، ولی دوشنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها چون فلان کلاسا رو دارم تحت تأثیرشون انگیزه و انرژیم بیشتر از بقیۀ روزای هفته‌ست. گفت پس انفرادی هم همین سه‌شنبه باشه و تغییرش ندادیم. قرار بود هفتۀ اول راجع به موضوع موردعلاقه‌م صحبت کنم و طرح کلی پایان‌نامه‌م مشخص بشه. نمی‌دونم چی شد و چطور شد که وقتی استادم پرسید چه موضوع‌هایی مدنظرته رشتۀ کلام از دستم سُر خورد و رفت سمت نام‌های تجاری. مشابه اتفاقی که برای پایان‌نامۀ ارشدم افتاد و سر از دانشکدۀ مدیریت و شاخۀ بازاریابی درآورد. اینکه می‌گم سر خورد برای اینه که اصلاً قرار نبود این سمتی برم و حتی تو پروپوزال‌هایی که پارسال موقع مصاحبۀ دکتری تحویل داده بودم هم حرفی راجع به این موضوع نزده بودم. پروپوزال‌هام بیشتر تو حوزۀ زبان‌شناسی رایانشی و کارای نرم‌افزاری و پیکره‌ای و گونۀ گفتاری و آموزش زبان و زبان‌آموزی کودک و بچه‌های دوزبانه بود. تخصص استادم هم ساختواژه و فرهنگ‌نویسیه. هیچ کدومِ اینا هیچ ربطی به برند ندارن. و شگفت آنکه یهویی و فی‌البداهه داشتم ضرورت موضوع برندها رو هم توضیح می‌دادم. بعد دیگه قرار شد یه هفته روی پیشینۀ موضوع کار کنم ببینم چقدر جای کار داره. حالا می‌بینم هزارتا مقاله راجع به برند نوشته شده ولی حتی ده‌تاش هم تو حوزۀ زبان‌شناسی نیست و توسط زبان‌شناس نوشته نشده. یه مقالۀ فارسی با رویکرد ساخت‌واژی و دوسه‌تا مقاله با رویکرد نشانه‌شناسی و معنی‌شناسی پیدا کردم که اصلاً کافی نیستن و این ضرورتشو شدیدتر و کار منو سخت‌تر می‌کنه. البته هنوز سراغ کارای خارجی نرفتم. برای دانلود منابع خارجی باید آی‌پی‌مو تغییر بدم و روی دانشگاه تنظیمش کنم که اجازۀ دسترسی به سایت‌ها رو بده. ولی از اونجایی که شنبه امتحان دارم و می‌ترسم آی‌پی‌مو عوض کنم و سایت‌های دیگه باز نشه و سیستم لپ‌تاپم به هم بریزه فعلاً دست نگه‌داشتم که بعد از امتحان برم سراغ تغییر آی‌پی و منابع خارجی. بیشتر دنبال پایان‌نامه‌ام. مقاله خیلی به دردم نمی‌خوره. یه پایان‌نامۀ فارسی پیدا کردم که مال بیست سال پیش دانشگاه تهرانه و دانشجویی که اون موقع از این پایان‌نامه دفاع کرده الان خودش استاد شده. مقاله‌ها و پایان‌نامه‌های فارسی رو میشه از گنج ایرانداک دانلود کرد و دانلودشون هم کاملاً شرعی و قانونیه، ولی این پایان‌نامه چون قدیمیه، نسخۀ الکترونیکی نداره برای دانلود. ینی نه خود دانشجو فایلشو داده نه کسی اسکنش کرده اونجا آپلود کنه و باید حضوری بری کتابخونۀ اون دانشگاهی که این پایان‌نامه تو اون دانشگاه دفاع شده و بخونیش. روال اینه که دانشجوها پایان‌نامه‌هاشونو پرینت می‌کنن و تحویل کتابخونۀ دانشگاهشون می‌دن و اونا هم نگه‌می‌دارن که هر کی لازم داشت در اختیارش بذارن. البته نه همه‌شو. شریف این‌جوری بود که فقط بیست سی صفحه‌شو می‌ذاشت کپی کنی ولی اگه بخوای بشینی تو کتابخونه بخونی و کپی نکنی و ازش عکس نگیری همه‌شو در اختیارت قرار می‌دن. ولی دانشگاه تهران به‌شرطی که دو سال از دفاع اون پایان‌نامه گذشته باشه اجازه می‌ده همه رو کپی بگیری ببری. تو سایتش تو قسمت پایان‌نامه‌ها یه قسمت هم داره به اسم خرید که نمی‌دونم خریدِ پی‌دی‌اف هست یا پرینت. جلوی اینم نوشته فاقد ثبت که نمی‌دونم ینی چی ولی بیست صفحه‌شو گذاشته برای دانلود و اون بیست صفحه به‌صورت پی‌دی‌افه. حالا پایان‌نامۀ خیلی مهمی هم نیستا. هم به این دلیل که برای مقطع ارشده، هم اینکه قدیمیه. ولی دیگه چون تنها پایان‌نامۀ مرتبط با موضوع هست باید بررسیش کنم. قسمت عجیب ماجرا هم اینجاست که وقتی عنوان پایان‌نامه رو گوگل کردم اولین نتیجه کتابخونۀ دانشگاه شریف بود نه تهران. اصلاً اسمی از دانشگاه تهران نبود. اینکه پایان‌نامۀ زبان‌شناسی‌ای که توی دانشگاه تهران و دانشکدۀ ادبیاتش دفاع شده تو کتابخونۀ دانشگاه صنعتی شریف چی کار می‌کنه و چه کسی جز خود دانشجو می‌تونه پرینت کنه ببره بده به کتابخونه و اصلاً اونجا به چه دردی و به درد چه کسی می‌خوره و چرا همچین کاری کرده سؤالیه که جوابی براش ندارم.


+ پایان‌نامه‌ای که دنبالشم

+ انفرادی اینجاست. با گوشی و لپ‌تاپ منتظر استاد شمارۀ ۱۷ بودم.

+ یکی هست تو گروه دانشگاه فامیلیش مرادمنده. موضوع صحبتمونم راجع به باز شدن سایت اینترنت دانشجویی بود.

+ وقتی استاد شمارۀ ۱۹ می‌گه موقعیت‌هایی که برای قطع کلام مهمان توسط مجری به‌علت تموم شدن وقت برنامه بررسی کردی خوبه و تو جوگیر می‌شی و پنج‌تا موقعیت کمرشکن دیگه هم به مقاله‌ت اضافه می‌کنی و می‌گی برای هر موقعیت صدتا داده رو تحلیل می‌کنی و تا آخر ماه گزارششو می‌فرستی. یا معنیِ برای هر موقعیت صدتا داده رو نمی‌دونی یا معنیِ تا آخر ماه رو یا یادت رفته همون صدتایی که بررسی کردی چه پدری ازت درآورد :|

+ وقتی تو کلاس استاد شمارۀ ۱۸ مثال ترکی می‌زنم: [یک] [دو] [سه] [چهار]

۰۰/۰۷/۰۷
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 17

استاد شماره 18

استاد شماره 19

ن1 هم‌کلاسی دکتری

نظرات  (۱۶)

۰۷ مهر ۰۰ ، ۲۲:۵۳ فاطمه ‌‌‌‌

سولماز من شنیده بودم ولی معنیشو نمی‌دونستم. حالا مگه معنی پژمان چیه؟ :))

 

چرا باید اون پایان‌نامه تو شریف باشه؟ :/ بهم برخورد :)))

پاسخ:
پژمان یعنی پژمرده
واقعاً چرا؟ 

:)))) اومدم بگم داری با خودت چیکار میکنی نسرین که یادم افتاد من سر زمان دادن دقیقا همینجوری عمل میکنم. کمترین زمانی رو که میشه میدم درصورتی که مشخصا فشار زندگی بهم وارد میشه.

پاسخ:
حالا اگه فقط فشار همین یه دونه بود غمم نبود. فشار بقیۀ درسا و استادا از این بیشتره :| :(((

هرموقع خواستی قول این مدلی بدی یدور برو ددلاینهاتو نگاه کن :))

ایشالا که خدا به وقتت برکت بده و البته انرژی مضاعف

پاسخ:
دکتری سخت‌تر از چیزی بود که تصور می‌کردم :(

((((((: ینی قشنگ اون لحظه که گفتی 500 تا داده تحلیل میکنی استاد باید متاثر بشه و کف و جیغ و هورا بکنه از دیدن چنین دانش جویی خدایی 

اخ یادم افتاد به ترم تابستون سر درس تفسیر قران.یهویی برای یه کنفرانس داوطلبانه تو اوج خواب ساعت 8 صب گفتم من نحوه روش شناسی تفسیر قران رو برسی میکنم.اصلا نمیدونم کلمه روش شناسی چجوری او لحظه از این دهن بی چفت و بست خارج شد(:

این پست هم باز با افکار امروزم مرتبط بود چون یادم افتاد باید از ترم 7 ینی سال دیگه درس پروژه رو شروع کنم و خب اینجا که گفتی استاد همیاری میکنه سر موضوعات یکم امید گرفتم که شاید مال منم اینجوری باشه.

پاسخ:
ایشالا که استادت راهنمای خوبی باشه. من سر داده‌های مقالهٔ تعارف و پیکرهٔ پرزحمت فولاد آبدیده شدم. اینا دیگه برام پول خرد محسوب میشه :))

باید بگم که گروه شما (نمیدونم همه گروه ها و رشته هاتون همینطوریه یا نه) خیلی زیادی جدی گرفته ماجرا رو..

چون میدونم اغلب اینطور نیست (اگه کسی خلافش رو اطلاع داره بگه..)

مثلاً اینکه برای هر درسی مقاله باید بدید! ارائه رو همه دارند، اما مقاله اجباری برای همه درس ها نشنیده بودم تا حالا..

یا اینکه همه به صورت یک قاعده، هر هفته با استاد راهنما جلسه داشته باشند (که البته خوبه، اما من تو گروه ها و رشته های مختلف اغلب ندیدم یا نشنیدم جز مواردی که استثنائاً استاد خودش خواسته باشه.. حالا بازم اگه کسی چنین مواردی رو تو دانشگاه های تهران دیده بگه که بدونیم هست..)

پاسخ:
نظرت عجیبه برام. دانشجوی دکتری این کارا رو نکنه پس چی کار کنه؟ اگه قراره مقاله نخونه و ننویسه و ارائه نده اصلاً چرا وارد این مقطع شده؟ فکر کنم قبلاً هم گفتم که مقاله و ارائه ملاک نمرهٔ پایان‌ترم هست و امتحان هفت هشت نمره بیشتر تأثیر نداره. هر هفته هم ارائه نیست. پنج‌تا دانشجو هر کدوم یه جلسه ارائه داشته باشن میشه ماهی یه بار. اون انفرادی هم فعلاً هر هفته‌ست، یه کم که روی روال بیافتم دو سه هفته یه بار میشه. هدف از تشکلیشم اینه که گزارش پیشرفت کارمو به استاد راهنمام ارائه بدم و حرف بزنیم باهم. با اون حرف نزنم راجع به رساله پس با کی حرف بزنم؟

عجیبه برات؟!

نگفتم دانشجوی دکتری از این کارا نکنه! فکر کنم باز اشتیاه برداشت کردی.. گفتم تو هیچ گروهی ندیدم از دانشجو مقاله اجباری برای همه درسها بخوان.. 

سخت نگیر.. فقط یه نظره.. 

پاسخ:
نه نه، اینا به هیچ وجه اجباری نیستن. مقاله‌ها صرفاً یه تکلیف کلاسی هست که در ازای تحویلشون هفت هشت نمره می‌گیریم. می‌تونیم تحویل ندیم و درسو با نمرهٔ امتحان و ارائه، که حدوداً دوازده سیزده میشه پاس کنیم. البته فکر کنم بعداً برای معدل دردسر پیش میاره همچین نمره‌ای. برای همین نمرهٔ مقاله هم لازمه.
هیچ اجباری هم برای چاپ مقاله نداریم. اما! مگر دیوانه‌ایم این همه زحمت بکشیم فقط برای هفت هشت نمره؟ لذا! مقاله رو درست و حسابی می‌نویسیم که بعداً بتونیم منتشر هم بکنیم. که چی بشه؟ که اگه یه وقت خواستیم استاد بشیم رزومه‌مون پر و پیمون باشه.

سلام

من هم در مورد کلاس مطالعه انفرادی چیزی نشنیده بودم، یعنی فکر نمی‌کردم دانشگاه واحدهای درسی را حذف کند و این واحد را قرار بدهد. چراکه دروس نظری دکتری فقط 18 واحد هست و کلی دروس اجباری، اختیاری، جبرانی و ...

ولی خیلی خوبه، مطمئنا بعد از آزمون جامع کار را به راحتی دنبال خواهید کرد، چراکه چکش‌کاری‌های موضوع و عنوان انجام شده ...

حالا این انتخاب استاد راهنما از روی شانس بوده که هر دانشجو با یک استاد هماهنگ شده، چون داریم که 2 یا 3 نفر با یک استاد به عنوان راهنما هماهنگ می‌کنند.

شما قبولی آزمون زبان را هم باید پیش از ارائه طرح رساله به دانشگاه ارائه بدهید؟

موفق باشید

پاسخ:
سلام
اون 18 واحد جدا از این انفرادیه. 8 واحد ترم اول داشتم 6 واحد ترم دوم و 6 واحد هم این ترم.
من دو سال پیش MSRT شرکت کردم و گواهی اونو دارم ولی امسال باطل میشه (شایدم شده) و دوباره برای آزمون جامع باید مدرک زبان بگیرم.

خدا قوت :)

در ادامه‌ی کامنت آقا یا خانم G بگم که منم که اخیرا دکترامو دفاع کردم واقعا همیشه تعجب می‌کنم از حجم کارهایی که دارین. من حتی یک روز در دوره‌ی دکترا یادم نمیاد به این سر شلوغی که هستی بوده باشم. کلا دو تا درس پاس کردیم که حجم کارش واقعا قابل مقایسه با درس‌های لیسانس‌مون نبود. استادم رو هم شاید در مجموع ده بار باهاش جلسه داشتم در طول دوره. 

البته خب نتیجه‌ش واضحه، مرزهای علم رو با همچین دکترایی جابه‌جا نکردم! دانشگاهم هم خیر سرش جزو سه تا دانشگاه برتر کانادا هست و کلی ادعاش میشه ولی وضع بیشتر دانشجوهای دکترا تو دانشکده‌ی ما همینه، و راستش همین منو نسبت به آکادمیا دلسرد کرد. ولی وضع شما دیگه خیلی داغه :))

پاسخ:
فکر کنم خانومه.
تبریک می‌گم بهت. من تو مخاطبای گوشیم اسم اونایی که دکتر میشن رو بعد از دفاع به دکتر فلانی تغییر می‌دم. الان رفتم جلوی اسمت دکتر گذاشتم :دی
ببین این حجم از کارایی که من دارم، در مقایسه با کارای الهام ش. (چیزایی که از توییت‌هاش می‌خونم) چیزی نیست واقعاً. احتمالاً باهاش در ارتباطی و در جریانی. بخوام خودمو با اون مقایسه کنم من انگار الان تو ساحل نشستم آفتاب می‌گیرم اون تو معدن زغال‌سنگه مثلاً.
۰۹ مهر ۰۰ ، ۱۰:۴۴ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

سختی‌ها را به یاد آور و جو گیر مشو😁

پس‌زمینه هم که پاییزی شده خیلی قشنگ🤩

پاسخ:
متأسفانه کار از کار گذشته و باید اون همه داده رو تحلیل کنم
قشنگ می‌بینید :)

سلام.

آره دیدم جیمیل ثبته.

https://s20.picofile.com/file/8441889884/Screenshot_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B0%DB%B0%DB%B7_%DB%B1%DB%B1%DB%B0%DB%B4%DB%B1%DB%B2_2.png

https://s20.picofile.com/file/8441889900/Screenshot_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B0%DB%B0%DB%B7_%DB%B1%DB%B1%DB%B0%DB%B5%DB%B2%DB%B1_2.png

https://s21.picofile.com/file/8441889918/Screenshot_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B0%DB%B0%DB%B7_%DB%B1%DB%B1%DB%B0%DB%B6%DB%B5%DB%B9_2.png

 

پاسخ:
سلام. صفحه‌کلید جی‌برد نیم‌فاصله داره کنار اسپیس. زبانشو فارسی کن ببین علامت نیم‌فاصله میاد یا نه. می‌خوام مطمئن شم که جی‌برده.
روی پیام هم بزن یه چیزی تایپ کن. میکروفن همون جاییه که تایپ می‌کنی.
تایپ چندزبانه رو فعال کن تایپ صوتی خودکار رو غیرفعال کن.

این صفحۀ گوشی منه: 

نیم فاصله داره. تو نرم افزارها هم بررسی کردم جی برد نصبه. تایپ هم کردم نمیاره. حتی یه دوستام گف از بعضی افراد جاهای دیگه ممکنه باشه امتحان کردم. 

تایپ چند زبانه فعال نمیشه. یه سری تنظیمات را هم تغییر دادم ببینم فرقی می کنه ولی نشد

پاسخ:
فهمیدم مشکل کجاست. 
از اینجا تایپ صوتی رو فعال کن. من برای امتحان غیرفعال کردم علامت میکروفن رفت. فعال کنی میاد
https://s21.picofile.com/file/8441894350/140007152.png

پیداش کردی و فهمیدی کجاست این تنظیمات؟

فعاله فرزندم 

پاسخ:
تو قسمت تنظیمات: برنامه‌ها: مجوزها
ببین میکروفن رو به چیا دادی؟ ببین به جی‌بورد هم میکروفن دادی یا نه

بررسی شد :) به واتساپ و تلگرام و جی بورد و... اجازه دادم. می دونی باید زنگ بزنم به همون مرکز اصلیشون، شاید جواب بدند البته بعید می دونم کاری بتونند بکنند

 

پاسخ:
زنگ بزن نتیجه رو به منم بگو

فقط موقع سرچ گوگل و تو سایت گوگل ترجمه یه میکروفن هست. البته تو قسمت صفحه کلید نه، تو خود سایت.

راستی با چی اونجا دور گزینه ها خط کشیدی؟

همه گوشی ها حتی قدیمی، خودشون یه قلم دارند که میشه سریع این کارو کرد ولی این گوشی نداشت. باید براش نرم افزار نصب می کردی و درد سر داشت. به خودشون یه بار پارسال گفتم

 

 

 

 

 

پاسخ:
اینو با پینت. ولی دو سه‌تا برنامۀ ویرایش عکس هم دارم تو گوشیم.

من گیگیلی‌ام. تا میام یه کاری انجام بدم خیلی طول میدم ولی هر وقت زنگ زدم، اگه به نتیجه‌ای رسیدم بهت خبر میدم. ممنونم که اینقدر وقت و حوصله گذاشتی. ان شاالله عاقبت به خیر بشی

پاسخ:
تلقین نکن اینو به خودت. این چیزا مستقل از قومیت و محل سکونت و جنسیت و... است.
خواهش می‌کنم. 

 منم قبول دارم حرفی را که زدی

پاسخ:
پس دیگه نگو چون شمالی‌ام چون شیرازی‌ام چون اصفهانی‌ام فلان و بهمان :))