دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۶۲۸- مردود، نداشتنِ حد نصاب

شنبه, ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۱:۵۳ ق.ظ

با ۸۴.۴۴ درصد نمرۀ ریاضی و زبان و ادبیات فارسی و ۴.۴۴ درصد دانش اجتماعی و سیاسی و یه سری درصد شرم‌آور دیگه حدنصاب اون آزمون استخدامیِ یه ماه پیشو کسب نکردم. آنچه که برای خودم تأمل‌برانگیزه اینه که درصد درس مخابراتِ منِ الکترونیکیِ گریزان از مخابرات بیشتر از درصد درسای الکترونیکی شده. درصد یکی از درسامم که خیر سرم بیشتر بلدش بودم صفر شده. سفید نه ها. صفر. یعنی به‌ازای هر سؤال درست سه‌تا غلط داشتم و نتیجه یربه‌یر شده اصطلاحاً :|

درسته ظاهرم در تکاپو و تلاشه و در نگاه دیگران باانگیزه به‌نظر می‌رسم، ولی به‌واقع حس می‌کنم بعد از طی کردن یه مسیر سخت و طولانی گم شدم. مطمئن نیستم بقیۀ راهو از کدوم ور برم و چجوری برم و اصلاً چرا برم و حتی یادم رفته کجا قرار بود برم. خسته هم هستم تازه. یه کم دیگه هم هوا تاریک و سرد میشه و آب و غذایی که همراهمه تموم میشه. دیگه تعبیر و استعاره از این ملموس‌تر و نزدیک‌تر و بهتر به ذهنم نمی‌رسه. به این صورت مثلاً:



+ عکس هفت سال پیش اردوی کویر ورزنه‌ست.

۰۰/۰۶/۲۷
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)