دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۳۹۵- دوری صیّاد

پنجشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۸، ۰۶:۳۲ ق.ظ

نظرنوشت ۱۳۹۵. شهریور ۹۱ آموزشگاه رانندگی رفتم و چهار سال بعد، مرداد ۹۵ گواهینامه گرفتم. چجوری؟ [کلیک]

سفرنوشت ۱۳۹۵. لحظۀ تحویل سال کربلا بودیم. بین‌الحرمین. زمستون همون سال باز دوباره قسمت شد رفتیم. دو تا عکس از سومین و چهارمین سفر کربلا. این کیفم هم از نجف خریدم.



عکس‌نوشت ۱۳۹۵. شریف دیر جشن فارغ‌التحصیلی می‌گیره و اینجا ترم دوم ارشدم و تازه برامون جشن فارغ‌التحصیلی از کارشناسی گرفتن.



عکس‌نوشت ۱۳۹۵. صبح پنج‌شنبه با بروبچ جمع شدیم رفتیم خونۀ دکتر حداد. مثنوی می‌خوند و معنی می‌کرد. اینجا پارکینگه. اون درو باز کنید می‌خوره به راه‌پله‌های ساختمون.



عکس‌نوشت ۱۳۹۵. اولین حضور من در نماز جمعه و تا این لحظه آخرین حضورم هم هست. اونجا چی کار می‌کردم؟ چون می‌خواستم برم حوزۀ شریف، قبول نشدم البته (یادآوری پست مصاحبۀ حوزه)، فکر کردم ممکنه تو مصاحبه ازم راجع به نماز جمعه هم بپرسن، گفتم یه سر برم ببینم چجوریاس. 



سفرنوشت ۱۳۹۵. جلفا، باغ صفا. یه عکسِ دیگه از این باغ، همون روز، پای درخت: nebula.blog.ir/post/936



رقصانه. دخترا، بیاید رقص مورد علاقه‌مو نشونتون بدم دلتون واشه یه کم. این بخش مخصوص خانوماست ولی حالا اگه آقایون بخونن و ببینن هم اشکالی نداره. آهنگِ صیاد افتخاری رو که احتمالاً شنیدین. خیلیا گروهی و انفرادی با این آهنگ رقصیدن و ویدئوهای زیادی دیدم. اولین بار هم تو عروسی آرزو دیدم. چون هر کدوم ایرادات جزئی داشتن، به هیچ کدومشون نمرۀ کامل نمی‌دم. ولی از بین چند تایی که خوب بودن، این از همه‌شون بهتر بود. مثلاً اونجا که میگه برخیز که داد از منِ بیچاره ستانی یا اونجا که میگه بنشین که شرر در دلِ تنگم بنشانی، طرف باید برخیزه و بنشینه. نه که تو حال خودش باشه و همچنان برقصه. یا اونجا که میگه تا سجده گذارم باید خم بشه که اغلبشون خم نمیشن. فقط چون از youtube هست، به فیلترشکن نیاز دارید. اگر فیلترشکن ندارید پیشنهاد من browsec هست. می‌تونید گوگل کنید و افزونه‌شو نصب کنید. اینم فیلم آموزش تصویری نصبه (کلیک). بعد از اینکه مشکل فیلترینگ رو حل کردید، کلیک کنید روی تصویر زیر و هدایت بشید (در واقع منحرف بشید :دی) به سایت یوتیوب. اگه به این رقص با ارفاق ۵ بدم، به این دو تا هم به ترتیب ۴.۵ و ۴ می‌دم: این و این.

https://www.youtube.com/watch?v=WyUAv0YU3ro


یه چیزی هم راجع به دانلود از یوتیوب یادتون بدم. توی URL یعنی همون آدرس لینک، بین you و tube وقتی بنویسید magic می‌پرسه با چه کیفیتی برات فایلو ذخیره کنه و می‌تونید کیفیتشو انتخاب کنید و دانلود کنید. الان مثلاً برای کلیپ بالا لینک دانلود میشه [این] ولی خب البته اینم فیلتره.

۹۸/۱۲/۲۲
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

آرزو

آهنگر دادگر

نظرات  (۲۶)

۲۲ اسفند ۹۸ ، ۰۹:۴۶ دچارِ فیش‌نگار

عخی :) سال 95 من هیچی ازش یادم نیست...

پاسخ:
عکساتونو مرور کنید. یادتون می‌افته.

اون کیف جغدی قشنگ بود.

اون پاکت قرمز رنگ که دست شماست با لباس فارغ‌التحصیلی چی توش بود ؟

نه سمت آقایون از این خبرا نیست چند باری که رفتم .

همیشه دلم می‌خواست دوجا زیارت برم یکی حرم حضرت معصومه(س) و حرم حضرت امیر(ع)

باغ خودتونه؟داستان سیب کال جالب بود.

 

 

پاسخ:
موقع خریدن اون کیفه، چون فروشنده از چشام خوند که چجوری با یه نگاه عاشقش (عاشق کیف!) شدم، هیچ جوره حاضر نشد یک دینار! هم تخفیف بده

در اینکه پاکت دیجی‌کالاست شکی ندارم. اون روزم ۲۴ اردیبهشت بود و دو روز قبل تولدم و بچه‌ها برام کادو کتاب و اینا گرفته بودن. معمولا هم از دیجی‌کالا برای هم کادو می‌گیریم. قبلشم تولد نگار بود و بعدشم زهرا. حالا نمی‌دونم این پاکتو بچه‌ها دادن به من یا من قرار بود بدم به اونا یا همونیه که مگهان (دوست وبلاگیم) برام فرستاده بود خوابگاه و منم صرفاً اینجا دارم به‌عنوان کیف دستی ازش استفاده می‌کنم. یادم نیست خلاصه.

ایشالا به زودی (بعد از کرونا) قسمتتون بشه. 
بله :)

یه پست خصوصی بذار ببینیم 😂

پاسخ:
بیا کامنتدونیِ پست ۴۰۴. کامنتاش بدون تأیید بازه. اونجا خانوما دور همیم :))
۲۲ اسفند ۹۸ ، ۱۰:۲۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)

باز خوبه برای شما دیر جشن رو می‌گیرن ولی به هر حال می‌گیرن. ما خودمون باید همت کنیم و برای خودمون جشن بگیریمD:

اپ یوتیوب هم رفع فیلتر شده چمد وقتی هست:/ البته بعضی دوست‌هام گفتند نشده ولی بعضی هم مثل من بدون فیلترشکن باز میکنند!

پاسخ:
اغلب دانشگاه‌ها اینجوری‌ان. دوستام هم می‌گفتن ما خودمون گرفتیم. هر دانشکده هم هر موقع دلش خواسته. ولی اینا یه روز مشخص برای کل دانشگاه جشن گرفتن.
من اپشو ندارم نمی‌دونم...
۲۲ اسفند ۹۸ ، ۱۰:۳۱ مهندس دیوانه

سلام. من خواننده‌ی قدیم این‌جا بودم. شاید یادتون بیاد. البته شاید! الان بعد مدت‌ها اومدم این‌جا دیدم دارین از زمان‌های قدیم دوره می‌کنین. واسم جالب شد. ولی نفهمیدم آخرش چی شد درستون. تموم کردین ارشدو؟ دکتری خوندین؟ رفتین؟  موندین؟ 

پاسخ:
سلام
بله شما رو یادمه
اگه نمی‌دونین آخرش چی شد بذارید پایانش براتون باز بمونه :))
۲۲ اسفند ۹۸ ، ۱۰:۳۴ هم مسیر باد

من از اون مصلی متنفرم باعث بانی ارک شد-___-و چون معتقدم تو جای غصبی نماز نمیشه هیچ وقت نمیخوام برم داخلش...عیدای فطرم که نماز برگزار میشه ما بیرون میشینیم....

پاسخ:
من شنیده بودم یه عده نمی‌ذارن کنار ارک مصلی بسازن و بعدشم که ساختن گفتن نمیام چون غصبیه :| خب مصلای قبلی هر چند نمی‌دونم کجا بوده، ولی گویا کوچیک و بدمسیر بوده. این جایی هم که الان ساختن زمین مردم نبوده و قبل از عثمانیان مسجد بود. عثمانیا وقتی به تبریز حمله کردن خرابش کردن. بعدشم قاجاریه توپخونه‌ش کرد. حالا یه عده اومدن دوباره اونجا مصلی ساختن. چه اشکالی داره واقعا؟
من با شناختی که از هم‌وطنان و هم‌شهریام دارم مطمئنم ۹۹ درصد اونایی که سینه چاک می‌کنن که وااااااای اونجا غصبیه دو رکعت نمازم تو عمرشون نخوندن و اون یه درصد نمازخونم تحت‌تأثیر جو و فضای تبلیغاتی بودن. و هستن. اساساً تو زندگیم در مواجهه با این مسائل بی‌اهمیت می‌گم ول کنین تو رو خدا این حرفا رو. 
۲۲ اسفند ۹۸ ، ۱۲:۳۶ هم مسیر باد

من اصلا و ابدا با خود مصلی مشکل ندارم :)ولی اینکه یه عده با قصد و قرض میان جایی رو برای ساخت مصلی انتخاب میکنن که آسیب کامل رو به ارک بزنن آدم رو متاسف میکنه..همونطوری که این چندین سال تمام تلاششون رو کردن تا به ارگ تمام ضربشون رو بزن..در زمان تخریب ارگ هم با حفاری هایی که انجام میدادن برای پارکینگ طبقاتی کاملا قصد داشتن تخریبش کنن ...اگه قضیه ی میراث فرهنگی هم برای خیلی ها مهم نباشه باید بگم ارگ مسجد بوده و جایی که خوب براش صیغه ی مسجدی خونده شده نمیشد به اون راحتی از بین بردش..اگر خواستین کتاب مسجد مسجد شد ملکوتی رو بخونین تا کامل قضیه رو از زبان خودشون بشنوین...

من با ذات مصلی مشکلی ندارم ولی بحثم اینه میتونستن جای دیگه ای با مکان یابی مناسب اونو طراحی کنن.به حریم ارگ وارد نشن..از هویت و تاریخمون مراقبت کنن..

بله موافقم که همیشه افراد جو زده ای هستن که با ناآگاهی مسئله رو به سمت دیگه ای سوق میدن و مسله براشون دغدغه نیست و صرفا یه حرکت نمادینه...:)

ارگ هفتصد ساله که دوم آورده و امیدوارم بازهم دووم بیاره و مثل خیلی از بناهایی که توی سکوت شهر میمیرن به سرنوشت تلخ اون ها دچار نشه...

پاسخ:
تا اونجایی که می‌دونم و خوندم و شنیدم و دیدم مصلی و ارگ از هم فاصله دارن و قوانین مربوط به حفاظت از آثار تاریخی و میراث فرهنگی رعایت شده تو این پروژه. اما چون اطلاعاتم کافی نیست بحث رو ادامه نمی‌دم. 
ولی کلاً با اینایی که توهم توطئه دارن مشکل دارم. ینی روحیه و علاقهٔ این بحثا رو ندارم. الان صد تا بنای تاریخی وسط شهره که هزار تا ساختمان بغلشون ساختن. چرا به اونا گیر نمیدین؟
اینم بگم که من به شخصه حاضرم جونمم برای این آثار تاریخیمون بدم و هر کجای کشورم که باشن بهشون عشق! دارم و حاضر نیستم یه خط روشون بیافته. ولی نمی‌خوام یه عده از این علاقه‌م سوء استفاده کنن و بازیچهٔ تبلیغات و جوّ مسموم رسانه‌ها باشم.

این رقص مورد علاقه‌ی منم هست [چشمان قلب‌قبلی] همچنین اون آهنگ افتخاری. یهبار رفتم ببینم شعرش مال کیه، رسیدم به یه صفحه‌ای، دیدم کلی نقد کرده این شعر رو و نوشته که خیلی قواعد رو رعایت نکرده. یادم نیست دقیقا چی نوشته‌بود ولی یادمه موافق بودم. تو این آهنگ یه جاهایی از شعر حذف شده و اون قدر هم خوب خونده شده و آهنگش خوبه که آدم به ضعف شعر توجه نمی‌کنه.

این خانمه انگار آموزشگاه هم داره و این مدل رقص برپایه‌ی سماع رو آموزش هم میده. اسمش هم (یا اسم مستعارش، نمی‌دونم!) ندا آفاق هست.

لباس‌های فارغ‌التحصیلی رو هم مثل میزهای سلف عوض کردن:)) البته اینا رو پارسال عوض کردن.

 

پاسخ:
من تو اون عروسی کارت و شمارهٔ دختره که می‌رقصیدو گرفتم. آموزشگاهم داشت. نرفتم فعلاً.
چه رنگی شده الان؟ من پولشو دادم لباسه رو نگه‌داشتم. لباس کارگاهمم.
۲۲ اسفند ۹۸ ، ۱۳:۰۷ محسن رحمانی

سلام

 

پارگینگ اتاقش بود؟

پاسخ:
سلام
کلاس اونجا برگزار میشه.

یک راه دیگه‌اش برای دانلود استفاده از تلگرام و ربات‌های یوتیوبه.

مثلاً این ربات: @utubebot

قابلیت ذخیره با کیفیت‌های متفاوت رو داره. ضمن اینکه اگر فقط صدا رو بخوای دانلود کنی هم باز میشه. البته که تلگرام هم فیلتره. :)

پاسخ:
چه روش‌های خفنی بوده و خبر نداشتیم!
ممنون :)

طرف خانوما هم از این خبرا نیست تو نماز جمعه، حالا شاید استثناء بوده اون تجربه شما.

البته من زیاد سعادت رفتن نداشتم، اما دوستام زیاد میرفتن.... 

پاسخ:
شما مصلای شهر ما اومدی؟ از دم در که کفشا رو درمیاریم ملت در حال تبادل شماره‌ن :| به عینه دیدم. البته این اصلا بد نیست کسی که خودش و خانواده‌ش مذهبی و مسجدی هستن، عروسشونم از اونجا پیدا کنن. یه دختره بود از همون‌جا خواستگار پیدا شد براش. قشنگ یادمه اولین سؤالش این بود که پسره دعای کمیل میره هر هفته یا نه. فکر کنم گفتن نه و دختره هم گفت پس نه. چون دختره هر هفته می‌رفت دعای کمیل. اصلا یکی از کاربردای این محافل همین چیزاست. بد نیست. ولی خب من حال نکردم.

+ برای اینکه ضدتبلیغ نکرده باشم اون پاراگرافو از پستم حذف کردم. دیگه در موردش کسی کامنت نذاره لطفا :)
۲۲ اسفند ۹۸ ، ۱۳:۴۱ محسن رحمانی

معمولا اکثر جاها همینطوره خصوصا بازار از یک تیر چند نشون میزنن .

 

از این دست خواستگاری ها هم هست ولی من نمیفهمم مثلا تو تویه شهر غریب یه دختری رو دیدی پسندیدی واسه بچت تو از کجا میدونی این دختر چطور دختریه ؟ اصلا به خونواده ی شما میخوره نمیخوره؟

پاسخ:
نمی‌دونم

چه حرکت خفنی زدی پس:))

این شکلی

پاسخ:
چه خوششششششگله. بعد از ما حتی سردر دانشگاهم عوض کردن :(
۲۲ اسفند ۹۸ ، ۱۴:۲۲ محسن رحمانی

رقصیدن یه هنره .اینقدر باید ماهر باشی تا بتونی خوب رقصید . مثلا با  آهنگ چاوشی .

پاسخ:
بله، هنره

البته رقص که چیز خوبی نیست بر اساس اغلب منابع....

حالا دیگه نمیدونم اگه نظرات مراجع در این زمینه مختلف باشه، بستگی به این داره که مرجع شما چی میگه و.... 

 

پاسخ:
یه بیتی از سعدی تو کتاب ادبیات دبیرستانمون بود
می‌گفت: اشتر به شعر عرب، در حالت است و طرب
گر ذوق نیست تو را کژطبع جانوری

+ من امروز تقریباً با هر کامنتی رسید دستم ساز مخالف زدم. قشنگ معلومه امروز از دندهٔ چپ بلند شدم این پستو نوشتم :))

فقط بستنی قیفه =))))

من داداشم ورودی ۹۴ همونجا بود ولی لباساشون قرمز مشکی بود، بعد یه کتاب مانندی هم بهشون دادن که توش بچه ها برای هم چیزی نوشته بودن حتی ابر کلمات مخصوص به هر فردم داشت خیلی خفن بود. 

پاسخ:
آیس کریم کربلایی :))
قرمزمشکی ترکیب موردعلاقه‌مه :)

رقصش خیلی قشنگ بود و ماهرانه، ولی دیگه اخراش حوصلم داشت سر میرفت و نگران بودم دستاش به هم گره بخوره! و اینکه این زنا واسه چی نشسته بودن نگاه میکردن؟ وسط مولودی بوده؟ مهمونی خونگی؟ دموی کلاس رقص؟!

پاسخ:
:)))))))) مولودی
نمی‌دونم والا. دست هم نمی‌زدن. البته نباید هم می‌زدن. 
خیلی مهارت داشت. هر کدوم از حرکاتش معنی و مفهوم متناسب با شعر داشتن. 

سلام .شما که اینقدر عکس میگیری عکس هات رو کجا ذخیره میکنی که خیالت راحت باشه؟اخه بلاخره حافظه لپ تاب و دی وی دی و رم محدوده هارد اکسترنال هم که امکان پریدن اطلاعات هست توش.

خیلی ممنون نسرین جان اگه جواب بدی

پاسخ:
سلام. تا قبل از ۸۹ عکسام تو کامپیوتر خونه تو درایو مخصوص خودم. بعد از ۸۹ تو لپ‌تاپم تو درایو F. تو فولدرهای مختلف. تو هارد خارجی و دی‌وی‌دی نمی‌ریزم. حجم زیادی نگرفتن. همه‌ش هفتاد گیگ از لپ‌تاپمو اشغال کردن :)))

اونی که بهش پنج دادی عالی بود. واقعا لذت بردم.

کلا به نظرم رقص وقتی آلوده میشه به قر و قمیش الکی گند میخوره بهش :دی

پاسخ:
آره. باید حرکات و سکنات آدم معنادار و بامفهوم باشه :))

حالا بچه دار شدی عکس و فیلم هاش علاوه بر این که لب تاپ رو منفجر میکنه  یک عالمه دی وی دی میشه و هارد اکسترنال رو هم پر میکنه.

من که تنها راه مطمان رو چاپ عکس های منتخب پیدا کردم.

البته خب فیلم خیلی حافظه اشغال میکنه درسته عکس زیاد حجم نداره

پاسخ:
من پونصد تاشم چاپ کردم :))))
۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۲:۱۴ محسن رحمانی

سلام

 

کتاب علوم اجتماعی سال سوم دبستان آقای هاشمی رو یادتونه؟

 

 

پاسخ:
سلام. بله.
۲۳ اسفند ۹۸ ، ۱۳:۱۴ محسن رحمانی

اگه دوست دارید با گویش شهر آقای هاشمی آشنا بشید پست جدیدمو بخونید.

پاسخ:
ممنون

با گویش شهر آقای هاشمی آشنا شدی؟=)))))

 

پاسخ:
چی بگم والا

رنگ لباس فارغ‌التحصیلیتون چه خوب بوده

 

پاسخ:
الهه آبان میگه پارسال عوض کردن و الان این‌جوریه.

این جدیده رسمی‌تره ولی خب رنگ اون یکی شادتر بود.

پاسخ:
گفتی شاد، یه لحظه خودمو با لباس فارغ‌التحصیلی صورتی تصور کردم :دی

من چرا توی این پست کامنت ندادم؟ چه وضعشه؟!

آهان یادم اومد. تقصیر دانشکده ریاضیه که تمرین تحویلی گذاشته بود برای ریاضی‌دو :/ هیچی دیگه رفتم تمرین بنویسم نرسیدم نظراتم رو به سمع و نظرتون برسونم. اُف بر من :/

 

خب منم به اون لینک کذا منحرف شدم و وادینا وااسلاما من دیگه اون آدم پاک قبلی نمی‌شم :))) حالا من چندان رقص نمی‌بینم و نمی‌دونم چه جوریه. ولی این که گذاشتید خیلی فاخر بود! یعنی یه جور نمایش بی‌کلام بود، نه فقط حرکات موزون. دیدگاهم نسبت به رقص تغییر کرد.

 

+ بازم می‌گم من بخش‌هایی که مخصوص خانم‌ها نوشتید رو رد می‌کنما. اینجا به خاطر «ولی حالا اگه...» خوندم‌ش.

++ خوشبختانه اون تمرین تمدید شد. ولی با ایمیلی که به استاد زدم [لینک] نمی‌دونم دیگه چجوری توی صورتش نگاه کنم :)))))))

پاسخ:
واقعاً سخته این‌جوری درس خوندن. خدا صبرتون بده.
آره فاخره. برای همین دوستش دارم. نمی‌دونم پسرا با چی غصه‌هاشونو می‌شورن می‌برن ولی دوای درد خیلی از دخترا همین رقصه.
++ چقدر صمیمانه ایمیل زدی به استادت.