شباهنگ

ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست
شباهنگ

اصول و ضوابط کامنت‌گذاری در این وبلاگ:
۱. هر پستی کامنت‌هاش باز بود، مختارید که کامنت بذارید یا نذارید، عمومی و خصوصیش دیگه بستگی به میل خودتون داره. ولی اگه خصوصی کامنت گذاشتید برای دریافت پاسخ حتماً آدرس وبلاگتونم بذارید‌.
۲. هر پستی کامنتش بسته بود، ینی ترجیح دادم عمومی و جلوی جمع راجع به اون موضوع کامنت نذارید. اما می‌تونید به‌صورت خصوصی حرفتونو بگید یا نگید. بازم بستگی به میل خودتون داره. ولی اگه خصوصی کامنت گذاشتید برای دریافت پاسخ حتماً آدرس وبلاگتونم بذارید‌.
۳. مورد دوم، شامل پست‌هایی که کامنتشون باز بوده و بعد از مدتی کامنتشونو غیرفعال کردم و بستم هم میشه. ینی بازم می‌تونید به‌صورت خصوصی حرفتونو بگید یا نگید. بستگی به میل خودتون داره. ولی اگه خصوصی کامنت گذاشتید برای دریافت پاسخ حتماً آدرس وبلاگتونم بذارید‌.
۴. هر جا دیدید یه ستاره کنار شمارۀ پست یا کنار شمارۀ بخشی از پست گذاشتم، ینی اون پست یا اون بند رو برای خودم نوشتم و دوست ندارم با شما راجع بهش صحبت کنم و دوست ندارم به هیچ طریقی کامنت بذارید.

1. عنوانِ پست، محتوای ایمیلی هست که ساعاتی پیش از طرف حوزه دریافت کردم.

2. احساس ناخوشایندی دارم و حس می‌کنم این اتفاق لکه‌ی ننگی است در کارنامه‌ی دینی‌م!

3. بچه‌های حوزه به من گفته بودن این امتحان کتبی و مصاحبه فرمالیته است و حتماً قبول میشی.

گفته بودن حاج‌آقا هر چی پرسید نظر و عقیده‌ی خودتو بگو. حتماً قبول میشی.

گفته بودن اینا هدفشون جذبِ علاقه‌مندان هست و تو هم که علاقه‌مندی؛ پس قبول میشی.

4. پس فرض می‌کنیم چون ظرفیتشون محدود بوده، از من بهتراشو انتخاب کردن.

5. خیلی دلم می‌خواد بدونم کیا قبول شدن (کیا رو قبول کردن).

6. امیدوارم روز مصاحبه بر حسب ظاهرمون قضاوتمون نکرده باشن؛ مثلاً من نمی‌دونستم کفشامونو قراره دربیاریم بریم تو یه کلاسی که فرش داره و مثل همیشه جوراب رنگ پای نازک پوشیده بودم و البته در تمام طول مدت مصاحبه جلوی حاج‌آقا در تلاش بودم چادرمو بندازم روی جورابم که دیده نشه. موهام بیرون نبود، ولی مثل خانمِ مصاحبه‌کننده ابروها و پلکامم زیر چادرم نبود و جلوی دهنم هم روبند نداشتم.

7. قبل از این یه امتحان کتبی هم گرفته بودن که اونو قبول شده بودم. سوالاتشون در مورد فرهنگ و سیاست و اقتصاد و زن و جامعه بود.

8. سوال اولی که خانومه پرسید این بود که بزرگترین مشکلِ زن در جامعه‌ی فعلی چیه و گفتم مشکل زنِ امروز اینه که زن نیست. خانواده از من همون انتظاری رو دارن که از برادرم دارن. نقش باخته شدیم. سر جامون نیستیم!

9. آقاهه (که چاق بود و منم از آدم‌های چاق و آخوندهای چاق خوشم نمیاد) از یکی از دخترا که تو رزومه‌ش نوشته بود حافظ قرآنه پرسید چه قدرشو حفظه. از منم در مورد کتابایی که خوندم پرسید. یکی از سوالاتِ رزومه اسم رمان‌هایی که خوندیم بود و من اسم چند تا رمان که احتمالاً به مذاقشون خوش نیومده رو هم نوشته بودم.

10. سوالات شخصی‌ش که تموم شد از همه‌مون در مورد حزب الله و حزب شیطان پرسید، اینکه آیا امام خمینی رو از حزب الله می‌دونیم یا نه؟ اسم یه شهیدِ ارمنی رو گفت (فکر کنم گفت لازار) و پرسید این شهید چی، اینم از حزب الله هست؟ اون خبرنگار اروپایی (اسمشو گفت، ولی یادم نیست) که به حمایت از مردم غزه رفت زیر تانکِ اسرائیلیا چی؟ چه‌گوارا و چاوز چی؟ آیا کارِ احمدی نژادو تایید می‌کنیم که برای چاوز نامه فرستاد؟ اینا آدمای خوبی‌ن؟ این افراد داخل دایره‌ی حزب‌الله هستن؟ نظرمونو راجع به این روایت که هر کس ولایت حضرت علی رو قبول نکنه کلاً هیچ کدوم از اعمالش قبول نمیشه پرسید. اسم یه شهید سنّی رو گفت و پرسید به این شهید نمره‌ی بیشتری میدی یا پروفسور سمیعی که پزشکه و شیعه است. و چرا!

دوستانی که قبل از من به این سوالات جواب دادن معتقد بودن امام خمینی چون نیتش خدایی بوده جزو حزب‌الله هست و اون غیر مسلمونا و غیر شیعه‌ها خارج از این دایره‌ن! هر چند همسو هستن ولی خارج دایره‌ن.

فکر می‌کنم خوانندگان وبلاگم بهتر از هر کس دیگه‌ای حدس بزنن چه جوابایی دادم. گفتم من همه‌ی اینا رو جزو حزب‌الله می‌دونم. برخی در شعاع دورتر، برخی نزدیک‌تر. گفتم نمی‌تونم یه خط کش بذارم و یه عده رو بفرستم این ورِ خطِ حزب‌الله یه عده اون ور خط! گفتم اگه عدالت‌طلبی و حمایت از مظلوم از معیارهای حزب اللهی بودنه، همه‌مون توی این دایره‌ایم. گفت شما اوباما رو آدمِ خوبی می‌دونی؟ گفتم برای مردم خودش آدمِ خوب و مفیدی بوده، ولی خب قبول دارم که مردمِ کشورای دیگه رو کشته. ولی نمی‌تونم با قطعیت بگم قراره بره بهشت یا جهنم. گفت "خانوم شما موضعتو مشخص کن، تو یه جلسه‌ی سیاسی حاضری با اوباما دستِ دوستی بدی؟" گفتم من خانومم نمی‌تونم باهاش دست بدم :دی گفت خب حالا! با هیلاری کلینتون چی؟ دستِ دوستی میدی؟ گفتم من اصن کی باشم که با اینا دست بدم یا ندم آخه!!! گفت "خانوم موضعتو مشخص کن" و دقیقاً بعد از یک ساعت بحث!!! بالاخره موضع منو نفهمید :|

11. غمگینم! مثل شیخی که از مصاحبه‌ی حوزه رد شده :(

عیدتون مبارک :)


موافقین ۹ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۲۹
شباهنگ

نظرات (۶۳)

اول حجاب مهمه نه رو بند و پوشیه.پس از این بابت خیالت راحت
دوم بهت گفتم قبلا مطالعه ی سیاسی یکم داشته باش.گذشته هم گذشته فدای سرت
سوم اگر واقعا مصممی بری حوزه اینبار قشنگ مطالعه کن و آمادگی کسب کن بعدا برو
منم اگر بخوای از اون چندنفری که نام بردم برات میپرسم تو چه حوزه های مطالعه کنی و اطلاعات کسب کنی تا اینبار آماده بری :))
پاسخ:
:| غمگینم.
رهایم کن بذار تو حال خودم باشم.
ای شیخنا! لابد آخرش جامه دریدی و سر به بیابان نهادی؟!

پاسخ:
نه :(
تا همین یه ساعت پیش حس می‌کردم قبول شدم
اصن فکرشم نمی‌کردم ردم کنن
:((
عیـــــد شما هم مبارک باشه :))
پاسخ:
:) ممنون
اینهمه سخت گیری واسه چی دقیقا؟ دوست منو که خیلی راحت قبول کردن :دی البته حوزه ی شریف نبود حوزه ی دانشگاه تهران بود! 
بعدشم اینکه فدای سرت 
بعدترم عیدت مبارک :)*
پاسخ:
:| دیگه دوسشون ندارم :(
خب این دست دادنه که خیلی واضح بود، چرا موضعتون رو مشخص نکردید؟  :|  
فکر نمی‌کردم اعمالِ احمدی نژاد جزو سوالای مصاحبه‌ای باشه =))) 
نمیشه اعتراض کرد؟ 
پاسخ:
ببین واضحه که من با یه آدم‌کش دست نمی‌دم
ولی کلاً نمی‌فهمم چه گیری داده بود آدما رو بفرسته تو اون دایره‌ی کذایی (ینی همون حزب‌الله)
بدجوری تو ذوقم خورده. نمی‌خوام اعتراض کنم.
نمی فهمم ملاکشون چی بوده ولی اگه " واقعا " ملاک جوراب و میزان جلو بودن روسری و احمدی نژاد بوده حوزه شون به درد خودشون میخوره . به خدا :|
پاسخ:
حداقل چارتا سوال احکام می‌پرسیدن خب
واقعاً نمی‌دونم چرا این طوری شد
اونجا یه دختره هم مانتویی بود. اومده بود مصاحبه
به نظرم اون مستحق تر بود برای قبول شدن تا اونی که حافظ قرآن بود.
عجب تقارنی! همون روزی که دین کامل شده و نعمت بر ما تمام ، این لکه ننگ!! هم در کارنامه دینیت ثبت شده..

فدای سرت!عید بابا پاشو بر طبل شادانه بکوب غصه چیو میخوری آخه!
پرچم را هم ببر سر در خوابگاه بکوب! راستی سیده نیستی؟ ;)
پاسخ:
:))) 
نه 
هفت جد و آبام از طرف والد و والده آریایی بودن :دی
بد جوری ایمیلشون زد تو ذوقم. تا برسم به خط آخر ایمیل، حس می‌کردم قبول شدم :|
۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۵۹ آقاگل ‌‌‌‌
رفتی مباحث مهندسی برق و مدار و الکترونیک و دایره و شعاع رو با مباحث حوزه مخلوط کردی انتظار  داشتی قبولت کنن آخه؟ :دی
باز خوبه در مورد اوباما و کلینتون مثال نیمه هادی نزدی براشون! خخخخخ

پاسخ:
:))) هی می‌خواستم بگم این دایره شعاع نامحدودی داره و هی می‌دیدم میگه موضعتو مشخص کن :|

اصن امام خمینی هم با من هم‌عقیده است که میگه: ... یادم نیست دقیقاً چی میگه
خودم یه جا خوندم که می‌گفت هر کی آدم خوبی باشه از حزب خداست :(
۲۹ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۰۰ خانم الفــــ
سلام بر شیخ وبلاگ :)
خداقوت
با احترام به همه ی مصاحبه کنندگان عیزیز،باید بگم بعضی سوالاتشون واقعا بی خود بوده...یکسری مسائل و موضع ها رو تا ادم جهان بینی مشخصی نداشته باشه،نمیتونه واقعا بفهمه...اگر جهان بینی مون صد در صد درست بود که نمیرفتیم حوزه! والا بخدا...برای فهمیدن این مسائل خیلیییی مراحل لازمه...بنظرم سوالاتشون بیشتر گیر دادن بوده...

فدای سرت... دید درست قطعا فقط و فقط از توی حوزه به دست نمیاد (تازه اگر توی حوزه به دست بیاد)!
پاسخ:
سلام.
من الان قلبم شکسته :(

خب من در شرایطی نیستم که خودم تنهایی برم دنبال بینشِ درست!
دنبال معلم و راهنما بودم که ردم کردن نامردا
لینک فرستادم تلگرام
پاسخ:
لینکِ چی؟
عجب :| واقعا که چی؟  الان ما یکی رو جزو حزب الله بدونیم یا ندونیم، چه دخلی به حوزه رفتن داره آخه؟  :/ قشنگ مشخصه از سوالای مسخره‌شون که الکی میخواستن گیر بدن :| ناراحت نباشین...  عیدتون هم مبارک... 
پاسخ:
وقتی مصاحبه تموم شد گفت هدف ما این نبود که ببینیم شما جواب درست یا نادرست میدین. فقط می‌خواستیم طرز فکرتونو بفهمیم.

عید شما هم مبارک
همون بهتر قبول نشدین با این طرز فکرشون چ سوالاتی مسخره ای علوم سیاسی بیشتر میخوره بخوان قبول کنند تا حوزه
پاسخ:
به نظرم مسخره نبودن
کاملاً می‌خواستن مدل فکر کردنمونو کشف کنن :|
۲۹ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۱۰ هولدن کالفیلد
این حرف رو اصلا درک نمیکنم که "این بار مطالعه کن برو برای مصاحبه"! یعنی چی این حرفِ مسخره؟ در واقع شما دیگه نرو اصلا مصاحبه، وقتی اعتقادات شخصیت - که هیچ ضدیتی با دین نداره - بشه مانع تحصیلت توی دین، باید اون مدرسه ی دینی رو خراب کرد! بری مطالعه کنی که بینش اونها رو پیدا کنی؟ بری مطالعه کنی که حرفی که دوست دارن بشنون رو بهشون بگی تا بذارن درسِ دین بخونی؟ این چه درس دینی هست؟ کدوم دین گفته تو حق نداری در مورد مفهوم عدالت فکر خودت رو داشته باشی؟
اونجا باید عین خودشون بشی، و این عین اونها شدن اصلا قشنگ نیست، نه چون بدن (یا خوبن) چون تو اون موقع خودت نیستی، درواقع الان لازمه ی ورودت به مدرسه ی دینی اینه که در مورد اعتقاداتت دروغ بگی! اینه دین؟ این دینه؟ لازمه ی تحصیل دینت شده دروغگویی؟ تاسف تا کجا باید خورد!
به کجا داریم میریم؟
پاسخ:
حرفتو قبول دارم. برای همچین مطالعاتی آدم نیاز داره به راهنما، معلم، استاد، کسی که باهاش بحث کنه و کمکش کنه
تنهایی نمیشه این مسیرو رفت و تحصیل کرد
تنهایی فکر کردن سخته
1400 سال پیش امام و پیغمبر بود و ملت با دیدنِ رفتار و کردار اونا دین رو می‌فهمیدن
من الان با دیدن منشِ و کنشِ کی دقیقاً پی به عمق دین ببرم
شهید ارمنی:روبرت لازار
اون خبر نگاره روهم الان اسمشو یادم نمیاد ولی یه دختری بود حتی چهرشو یکم یادمه.
حجابتم والا چیزی ک تو عکسا من دیدم هیچ مشکل خاصی نداره.یکسری توضیحات رو بعدا خصوصی میگم.
ولی اصلا پشیمون نباش.توخودت بودی و قراره بااین افکار بری حوزه پس تظاهر و جوابایی که اونا میخوان دادن اصلا درست نیست.
ولی خب بااین قسمت که موضعت شفاف نیست موافقم.گرچه امام خمینی و بقیه هدف و نوع اقدامشون یکی بوده.پس همه میشن حزب الله.
اگه مصری که حوزوی بشی بیشتر درمورد سوالا تحقیق و فکرکن.وقتی به نتیجه ی قطعی رسیدی اقدام کن.موفق باشی
پاسخ:
ببین دقیقاً مشکل من همین موضع هست
نمی‌فهممش
تو این یک ساعتی که حرف زدیم، چند بار این سوالِ فلانی آدم خوبیه یا بد رو پرسید
یه بار برگشتم گفتم بستگی به زاویه دید و مختصات خودم داره که خودم کجای زمین و زمان باشم. مختصاتِ من موضع منه
ولی این مختصات توی فضای یک بعدی نیست که چپ و راست و خوب و بد داشته باشه
چیزی که تو ذهن منه یه فضای n بعدیه :|
عید شما هم مبارک :)

راجع به سئوال هایِ بالا هم چی بگم ؟ درواقع نگم بهتره :) اگه من برم و این سئوال ها رو بپرسن و جواب هایِ خودم رو بدم از حوزه که هیچ ، از کشور میندازَنَم بیرون :|

---

+ من نفهمیدم سئوال درسته یا سوال ، یه معلم دینی داریم ( که همه ورقه هایِ مدرسه رو هم تایپ میکنه مینویسه "سئوال" .. الان هم دکتریِ حقوق داره ) نمیدونم کدوم درسته :/
پاسخ:
+ یه بلاگر سید پیدا نمیشه ازش عیدی بگیریم؟
+ پس شما حزب شیطان محسوب میشی :دی
+ فکر کنم معلمتون اشتباه تایپ می‌کنه. ارجاعتون می‌دم به مقاله‌ی همزه در زبان فارسی و انواع همزه. سؤال درسته.
چه سولاتی ازت پرسیدن:|
من اگر بودم از یه جایی به بعد همش میگفتم :"پلیز رپیت اِ گِن"
پاسخ:
هنوز باورم نشده
فکر می‌کنم خواب می‌بینم که رد شدم. 
حیفِ اون کانالشون که یه ماهه مطالبشو پیگیری می‌کردم :)))))
الان میرم leave می‌کنم :دی
مهم اینه که ما تورو شیخ میدونیم :)
پاسخ:
مهم‌تر اینه که من خودمم خودمو شیخ می‌دونم. شیخ ردّی :)))
ببین...یه کاری کن...برو حوزه دانشگاهیان

http://nnoorr.blog.ir/1395/06/22/عنوانشو-نمیدونم#send_comment
پاسخ:
ببین من تو اون امتحان کتبی‌شونم نوشتم که انگیزه‌ی اصلیم این بوده که شریف باشم.
درسته که دوست داشتم از مباحث دینی هم سر در بیارم و بفهمم اون تو دارن چی کار می‌کنن
ولی هدف اصلی و اساسیم حوزه نبوده
و کلاً من این جوری ام که اول باید دلبسته و وابسته‌ی یه جایی باشم و با همین دلبستگی یه کارایی صورت بدم :|
یه موقعی سعی میکردی که به خواسته هات جواب منفی بدی. اینم مثل همون بدون.
پاسخ:
اون خواسته‌ها با این خواسته‌ها فرق داره. خواسته داریم تا خواسته.
خب عزیزم با این جوابایی که تو دادی چطور فکر می کردی قبولت می کنند؟
جواب این سوال ها بر اساس معیارهای خاصی هست و نه هر چیزی که خودمون به ذهنمون میاد....
البته اینا رو به بدی نگفتما، ناراحت نشی....
پاسخ:
اگه با همین روندی که شما فرمودی پیش برن، همون اتفاقی براشون می‌افته که دوره رنسانس برای مسیحیت افتاد. ینی جدایی دین از همه چی.
میدونی،اینکه فلانی خوبه یا بد یه چیز نسبیه،یه چیزی ک دید افراد نسبت به مسایل تعیین میکنه ک فلانی خوبه یا ن.ولی خب نسبت به کارا و نیات افراد میشه به صورت نسبی گفت که مثلا امام خمینی خوبه یا بد.بنظرم بیا قرآنو پیامبر و امام علی رو معیارت بکنه.کسی ک حرف و عملش یکیه و بااین معیارا هم خونی داره میشه خوب.من سعی میکنم اینجوری تعیین کنم.
پاسخ:
دبیرستان که بودم آدما رو سیاه و سفید می‌دیدم و اعتقادی به خاکستری نداشتم
اومدم تهران و تو محیط خوابگاه و دانشگاه و یه کم که وارد جامعه شدم فهمیدم این خوبی و بدی یه طیفه و مطلق نیست.
دقیقااا.
پاسخ:
:)
۲۹ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۴۰ گمـــــــشده :)
اول اینکه عیدتون مبارک
دوم این که متاسفم که توی مصاحبه رد شدین
سوم اینکه با وجودی که رد شدن حس بدی داره اما شما کار درستو انجام دادین. حرف درست رو هم زدین. مسلما اگه موضعتونو اون طور که اونا دوست داشتن مشخص می کردین به احتمال زیاد قبول بودین.
هیچ وقت دلم نخواسته بگم از اخوندها بدم میاد اما اعتراف می کنم بعضیاشون در نظرم واقعا منفور هستن مشخصا کسایی که مایل هستن طرز تفکرشونو به طرف مقابل قالب کنن
پاسخ:
من کتابا و جزوه‌ها و فایل‌های سال‌بالایی‌های حوزه رو هم گرفته بودم که پیشاپیش بخونمشون و خودمو آماده کنم.
نمی‌دونم چرا این طوری شد...
نمی‌دونم چی بگم.
اولا که سال بعد میتونید قبول بشید و ثانیا فکر کنم حوزه ی دانشگاه  های دیگه هم میشه و حتما نباید شریف باشه که  . حوزه ی دانشگاه تهران هم حوبه 

 ثالثا مدرکش که مهم نیست . برای اطلاع عمومی میخواستین دیگه ؟ مدرکش به چه دردی میخوره ؟ خب همون کتاب ها رو که اونا معرفی میکنن خودتون بخونید .

قطعا کسی که برق شریف خونده خودش هر کتابی رو میتونه بخونه . 

مشخصه حوزه نمیتونه عقاید آدم ها رو عوض کنه . به خاطر همین اینا افرادی رو میذیرن که از اول مثل خودشون هستن . سوالایی که از شما رسیدن فقط به نظر شخصی شما ربط داره و نمیشه گفت حق با کیه  .

کلا مهم نیست .
پاسخ:
هدفم این بود که برم ببینم اون تو چه خبره و چی کار می‌کنن و چه جوری فکر می‌کنن.
دیگه شرکت نمی‌کنم.

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم
گفتید چگوارا حزب الله بوده ؟ :)))

اون بنده ی خدا کمونیست بوده .

 باید میپرسیدین تعریف شما از حزب الله چیه ؟ باید میگفتید سوال رو متوجه نمیشم تا خودشون گیر بیفتن . 

باور کنید خود کسی که از شما مصاحبه میکرده تعریف مشخصی نداشته  و حتی اگه تعریفی داشته از کجا معلوم تعریفش درست بوده ؟ 

کلا همه چی نظر شخصیه . اصلا حساب کتاب نداره این بحث ها
پاسخ:
سوال‌کننده دنبال جواب درست یا نادرست نبود و خودش هم همینو گفت.
صرفاً طرز فکر ما رو می‌خواست بدونه
مثلاً دختری که کنار من نشسته بود یه دایره با شعاع خاصی رو تعیین کرده بود و می‌گفت فلانیا داخلشن و بقیه خارجشن
فکر میکنم  جواب هاتون خوب بوده . با خیلی هاش موافقم
پاسخ:
اساساً موافق نیستم که آدم اعتقادشو به زبون بیاره. اینکه من مثلاً پیرو ولایت فقیه‌م یا طرفدار احمدی‌نژاد یا از فتنه‌گران 88!!! لزومی نداره بیام اینا رو داد بزنم. از رفتار و کردار هر کسی میشه فهمید خط فکریش چیه. حتی از خوابایی که می‌بینه هم میشه فهمید :))))))))))))))))))) البته من هم اعلی‌حضرت شاهنشاهو تو خواب دیدم، هم رهبر، دام‌ظله‌العالی رو
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C

نگاه کنید . آیت الله شریعتمداری رو  صرفا به خاطر تفاوت دیدگاه سیاسیش از مرجعیت خلع کردن !

این ها نمیتونن غیر از خودشون کسی رو بپذیرن . اون که آیت الله بوده چه برسه به امثال ما
پاسخ:
قبلاً هم در مورد آقای منتظری ازتون یه چیزایی شنیده بودم.
راستش چون در مورد این افراد اطلاعات و شناخت کافی ندارم نمی‌تونم جوابِ مناسب به کامنتتون بدم.
حواسم نبود اینجا بیانه و میشه لینک گذاشت . منظورم این لینک بود
داغ دلم تازه شد .خب فکر می کنم چون تو راستش گفتی براشون خوشایند نبود .می دونی اونابیشتر دنبال یارگیری هستن تا اموزش دین یا علوم دینی.یعنی باید طرز تفکر مشابه اونارو داشته باشی تا قبولت بکنن که طرز فکر اونا هم بادین فاصله داره یه مقداری .هر قسمت از دین به نفعشون بود استفاده کردن به هر قسمت نخواستن گوش نکردن.....توی جامعه هم نگاه بکنی همین خدا خیلی واضح گفته من از حق خودم بگذرم از حق افراد نمی تونم بگذرم حتی این اصل ابتدایی که اجرا نمی کنن هیچ تاکیدی هم روش ندارن و خیلی مثال های دیگه.......معیارهاشون مسخرس می دونی من هر سال توی همایش هاشون شرکت می کنم ولی من یه نفر غیراز اونا حساب میشم چون جای مهر روی پیشونیم نیست چون چادری نیستم. مهم نیست من سعی میکنم به همه ادما کمک کنم مهم نیست خمس و ذکاتم جابه جا نمیشه یا سعی می کنم به یتیم ها کمک کنم یا هزارتا یای دیگه ای که انجام می دم مهم اینکه همرنگ اونا نیستم....میدونی استخدام رسمی شوهرم قبول نکردن چون فقط من چادری نبودم......
برای مصاحبه بعدیت اگه میخوای قبولت کنن به هر قیمتی کافی فقط اون چیزی که میخوان بشنون بهشون بگی حتی اگه بنظرت درست نباشه 
پاسخ:
ینی به خاطر چادری نبودنِ تو، همسرتو استخدام نکردن؟!!! :|
محتویات مغزم یه کم به هم ریخته
راستی یادم رفت بگم عیدت مبارک :)
پاسخ:
عید تو هم مبارک
۳۰ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۴۸ فینگیل بانو
شباهنــــگ ! :)))
غمگین نباش دخدر! تو هنوزم شیخ مایی :( ما هنوزم پای منبر هات میشینیم :( عــح :| اونا منبر تو رو ندیدن خب :/
مراد نبینه غمگینیتو :پی (یاد اون پست ِ "برایم قرمه سبزی میپزی بانو ؟ " ات افتادم یهو :دی ) 
قرمه سبزی بود حالا ؟ 0_0 =)
پاسخ:
^-^ کاش منبرم هم با خودم می‌بردم. آخه منبرم سیّاره. مثل این کمدا که یه سری میله و اینا دارن و به هم چفت و بست می‌کنی و کمد میشه. از اوناست

امیدوارم مراد قرمه سبزی دوست نداشته باشه؛ چون خودم با حبوبات میونه خوبی ندارم و گوشت‌خوارم :دی

سلام

عیدت مبارک:**


اما پستت در عین اینکه رو اعصاب بود ولی خنده دار بود خدا خیرت بده که شب عیدی با اجازه تون کلی خندیدم :)

اما میتونم بپرسم تو شهر خودت مصاحبه داشتی یا تهران ؟:)

و آیا همچنان دوست داری بری حوزه ؟



+

جوابتو دوست داشتم :)

آفرین :)


++

اونایی که آدم رو با چشم ظاهر قبول میکنن چشم بصیرت ندارن :|

همینا مردم دین گریز کردن متاسفانه :|


پاسخ:
سلام :)
نه دیگه؛ نمی‌رم. یه راه دیگه پیدا می‌کنم. یه راهِ دیگه هم برای ورود به شریف هم برای آموزش مسائل اعتقادی
من از دین زده نشدم و گریزون هم نیستم. فقط یه کم بهم برخورده. همین


در مورد اینکه مصاحبه کجا برگزار شد، به خط اول پست قبل توجه کن:
+ دوازدهِ شبِ دیشب: حرکت از سمت تبریز به سمت تهران
+ 8 صبح: حرکت از آزادی به سمت ولیعصر (هدف: گذاشتن چمدان‌ها در خوابگاه)
+ 10 صبح: حرکت از سمت ولیعصر به سمت آزادی (هدف: مصاحبه‌ی حوزه (در این راستا چیزی نپرسید، بعداً اگه صلاح دیدم توضیح میدم))
عیدت مبارک نسرین 


حکمتی بوده که نشده عیبی نداره بیخیال :)
پاسخ:
عید شما هم مبارک :)
یه چیز جالبی یکی از رفقام میگفت:
اگه امام خمینی ، حضرت آقا ، شهید بهشتی یا شهید مطهری هم با اینجور آدما مصاحبه کنند ، رد می شن :))
میدونین که همه این افرادی که ازشون اسم بردم ، در یک مقطعی از زندگیشون ، از طرف کله خشک ها (واقعا واژه ی بهتری پیدا نکردم ) به شدت تحت فشار بودن. مخصوصا امام خمینی که اصن تکفیر میشده و نجس میدونستنش.
منم خیلی از این دست مصاحبه ها داشتم و خیلی هم به خاطر همین تحجرها رد شدم، در صورتی که به وضوح می دیدم حداقل از اونها انقلابی ترم !!! (چه تعریفی کردم از خودم)
پاسخ:
صبح که از خواب بیدار شدم، دوباره اومدم ایمیلمو چک کردم. اصن باورم نشده هنوز :))))
من که نگفتم خدای ناکرده شما دین گریز شدین !:|
کلا وضع مملکت رو  بخاطر وجود این جور طرز تفکر اینجور آدم ها گفتم:)

پاسخ:
منظورم این بود که اینا هر جوری رفتار کنن من دین‌گریز نمیشم. چون تاثیرپذیر نیستم کلاً
ولی خب الان ذهنم یه کم پَکَره!
:|||
یه پوکرفیس بی انتها!
به نظرم تو کار خوبی کردی راستشو گفتی و برا اینکه خودتو تو دل اونا جا کنی و قبولت کنن دروغ نگفتی :|
 ضمنا به نظر من یه مسیحی ممکنه از یه مسلمون مسلمون تر باشه و چه بسا که همون مسیحیه بره تو بهشت و مسلمونه نه :|
در ضمن من تو یه مجلس سیاسی مثلا با اشتون دست میدم چرا ندم! دست دادنم نشون دهنده فرهنگ و ادب خودمه ربطی به اینکه غرب زده هستم یا چرت و پرتای دیگه ای که خیلی از همین افراد میگن نداره!
اصن به نظر من اینکه پرسیدن فلانی تو حزب الله یا تو حزب شیطانه کار درستی نیس!
چون ما هیچکدوم در جایگاهی نیستیم که بتونیم قضاوت کنیم فلانی تو حزب خداست یا شیطان :|
راجب احمدی نژادم نظر خاصی ندارم :|
فقط میدونم هرکس تو این مملکت به سمتی میرسه انقد گند میزنه به همه چی کده صدنفرم بعدش بیان نمیتونن گندشو جمع کنن
خوشبختانه هرگندی هم تو این مملکت زده میشه زیر سر همین قشره :)
خودتو ناراحت نکن نسرین! اینطور که گفتی انگار از رو ظاهر قضاوتت کردن که قبولت نکردن (منظورم همین که جورابت نازک بوده و روبنده نداشتی و رمانایی خوندی که به مذاق اونا خوش نیومده) خب اگه واقعا از رو ظاهر قضاوتت کرده باشن معلوم میشه خودشونم توی دین میلنگن چون تا اونجا که من میدونم توی دین ما همیشه توصیه شده که از روی ظاهر کسی رو قضاوت نکنیم و کلا قضاوت نکنیم!
بعد میگن چطوری هنوز ۳۱۳ نفر آدم مومن با ایمان جمع نشده!

پاسخ:
چی بگم :|
حرفی برای گفتن ندارم به واقع :(
۳۰ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۳۴ زینـب خــآنم
خب مشخصه با این جوابا رد میکنن ، توی همچین جلسه ای واضحا یک موضع مشخص میخوان ، ک قطعا بگی این طرفی یا اون طرفی ؛ بعد راجع ب اون طرف مخالفت یکم توضیح بدی ک نه این کاراشون درسته اون کاراشون اشتباهه
عیــــــــــدت خیلی مبـــــــــــآرک  : *
اون روز یک پیجی توی اینستا دیدم ، بدلیجات ؛ پُرررررررر بود از پلاک جغد ، نمیدونستم اینستا داری یا نه ، وگرنه حتما تگت میکردم ، کلا اون جغدا رو میدیدم یاد تو میوفتادم  : دی
پاسخ:
:) اینستا دارم؛ ولی صد سال یه بار چک می‌کنم و مترصد فرصتی‌ام که اینم مثل فیس‌بوک و تویتر و خیلی اکانتای دیگه دی‌اکتیو کنم.
۳۰ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۱۷ نیمه سیب سقراطی
۱) تو مصاحبه ها همیشه سلیقه دخیل ! پس خیلی خودتو ناراحت نکن.
۲) عقاید کفر منشانه که نداشتی ! اگه قرار باشه فقط اونایی که باهاشون صد در صد هم جهت هستن رو قبول کنن که کار شاقی نیس ! 
۳) افراط و تفریط بیچارمون کرده
پاسخ:
4) من هنوز تو شوکِ ناشی از این ایمیلم به واقع
پستی در مورد تاثیرپذیر نبودنت و اینا داری بخونم؟ دلم میخواد یه کم بیشتر بدونم!
پاسخ:
والا یه پست در مورد خود رأی بودنم نوشته بودم:
این پستم در مورد تاثیرگذاری نوشتم:

کلیدواژه‌ی تاثیرناپذیر رو سرچ کردم تو آرشیوم. حداقل 40 بار تو پستای مختلف ازش استفاده کردم :))))
نه، اینطور نیست.
تو هنوز با یه سری مسائل در این رابطه آشنا نیستی؛ یه مدت باهاشون باشی نظرت عوض میشه....
پاسخ:
نظرم راجع به دین عوض میشه یا راجع به دین‌داران؟
من واقعاً کنجکاوم بدونم اون تو چه خبره
با این سوالایی که کردن ناخودآگاه یاد اون قسمت اخراجی ها افتادم که کفن میت چند تیکه ست!!!

دوستان گفتن و درست گفتن . هدف انگار تبلیغ و ترویج دین نیست . اونا همفکر خودشون رو میخوان . میخوان یه وحدت فکری باشه که کسی نتونه حتی یه کلمه توش نظر و عقیده ای رو نفی یا حتی نقد کنه ! 
شما جواب های قشنگی دادی فقط چیزی که اونها میخواستن بشنون رو نگفتی . حتما توقع داشتن وقتی اسم اوباما و کلینتون میاد سریع با یه مرگ بر آمریکا و مرگ بر ضد ولایت فقیه موضعت رو مشخص کنی بدون اینکه بینش و فکر و حسابی پشت حرفهات باشه . 

ای شیخ ! راه های دیگه ای هم هست برای بینش دینی و پیدا کردن راه . درستش رو بگم راه های درست تری هست ! هیچکس نگفته بینش دینی حوزه درسته و زیاد میبینیم مثال هایی که تایید میکنن این موضوع رو . دایی من خودش حوزوی بوده و سطحش هم هشت یا نه هست فکر کنم،باید ببینی چیا دیده و شنیده ! 

موفق باشی 


پاسخ:
:) نمی‌دونم چرا این جوری شد. دوستم که شبیه منه پارسال رفته بود مصاحبه و می‌گفت با اینکه بهشون گفته بود مثلاً چادری نیست و سیاسی نیست و سخنرانی‌های رهبری رو دنبال نمی‌کنه، بازم قبول شد.
عید شما مبارکـــــ دست و جیغ و هوراااا :دی
پاسخ:
^-^
قبلا نیکولا به خاطر اینکه وکالتو ول کرد و رفت سراغ زبان های باستانی..
بعد سیامک عباسی به خاطر مدیریت فرهنگی و دکترای ادبیات غنایی..
حالا هم تو که می گردی و پیش میری و تسلیم نمیشی..
یه جاهایی که سخت میشه به شماها فکر می کنم


پاسخ:
:))))) من اساساً آدمِ مدرک‌گرایی نیستم. درس خوندن برام مثل سفر کردنه. از این شهر به اون شهر. فقط مقصد و رسیدن به مقصد برام مهم نیست. دوست دارم برم ببینم تو شهرهای مختلف چه خبره.
هیچی از ارزش های تو کم نمیشه :|
نمیدونم تا چه حد درسته،اما فکر میکنم حوزه جای ادم هایی با قالب فکری مشخصه!
پاسخ:
صرف نظر از اینکه تو چی و کجا و چرا رد شدم، به هر حال من از دیشب دارم گریه می‌کنم. دلیل واضح و مشخصی هم مبنی بر این حرکتم ندارم.
خوشبختانه هم‌اتاقی هم ندارم که فکر کنن خل شدم :|
۳۰ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۲۳ فاطمه (خودکار بیک)
وقتی میخونمت و بیشتر میفهمم دور و اطرافم چه خبره ، پشت کله ام باد میکنه و بیشتر تر میفهمم کجام و هنوز چقدر  برای دنیای بیرون اماده نیستم! مرسی که با پستات اینقدر کمکم میکنی =)))
پاسخ:
:))) خواهش می‌کنم. قابل شما رو نداره. اگه پستای بیشتری میخوای بیا کلاسای خصوصی‌م :دی
صد در صد دیدن اطلاعات شیخ ما کامله و نیاز به حوزه نداره واسه همین گفتن به جای ایشون یه مستحق ثبت نام بکنیم:)
پاسخ:
:))))))) وای من با این همه هندونه تو بغل و نوشابه‌هایی که برام باز کردین چی کار کنم الان؟
سلام

عیدتون مبارک

ببینید اگه جای پیگیری داره پیگیری کنید! بالاخره جایی گوشه ای کناری راه دررویی و قانون و تبصره ای برای پذیرش پیدا میشه. 
معمولا جای اعتراض هست. 


+ سوالات سختی پرسیدن! بنظرم البته. خیلی برای بعضی هاش جواب ندارم
پاسخ:
سلام.
عید شما هم مبارک
اهل اعتراض نیستم و اگه می‌خواستم از این راه‌های در رو استفاده کنم که بدون مصاحبه هم قبول بودم.
مغزم دو روزه قدرت استدلالشو از دست داده. نمی‌دونم الان چی خوبه چی درسته چی کار کنم.
ولش کردم.
ولی حیفِ اون همه جزوه و کتاب که از سال‌بالایی‌ها گرفت بودم.
حوزه سیاسی به درد لای جرز می‌خورد... شاید هم نمی‌خورد. من اگه بودم بخاطر نظری که در مورد زن دادی قبولت می‌کردم.
تو شهر شما همین یه مدرسه رو داره؟ این رو که قبول نشدی، مرکز مدیریت شما رو میفرسته مدرسه دیگه. ناراحتی نداره که!
پاسخ:
بنده قبلاً هم عرض کرده بودم که هدفم این بود که ارتباطم به یه بهانه‌ای با دانشگاه سابقم قطع نشه. ینی اولویتم حوزه رفتن نبود و شریف رفتن بود. ینی الان اگه شریف کلاس آموزش گیتار بذاره و بگه بیا و یه دانشگاه دیگه از حوزه قبولم کنه و بگه بیا، گیتارمو برمی‌دارم می‌رم شریف.
شیخ،تو اینجوری دوس داشتنی هستی!نری آخوند شیا!
این لکه ننگ حیطه کاری اوناس که تو رو رد کردن
اگه قرار بود یه ذهن باز!(کسی که ذهنش باز است نه کسی ذهن بازی میکند) بره شیخ شه که اوضاع این نبود..
اونا دنبال یکی مث تو نیستن
یه کور مغز مث خودشون میخوان..
پاسخ:
بیا این جوری فکر کنیم که امسال ظرفیتشون کم بوده و این جوری شد. وگرنه دوستایی دارم که سالای قبل رفته بودن مصاحبه و دقیقا مثل من بودن و قبول شده بودن :)
+ دیگه گریه نمی‌کنم.
اگه اینطوره که میگی ،پس دقیقا اونجوری که میگی(فهمیدی منظورمو؟!) :)
پس دعا میکنم سال بعد قبول شی
نه بخاطر اینکه بری شیخ شی!
بخاطر اینکه نمیخوای از شریف جدا شی؛)
همانا خواسته شباهنگ خواسته ماست:دی
پاسخ:
فکر نمی‌کنم دیگه بخوام وارد این محیط بشم.
دیگه حتی شریف هم نمی‌خوام برم.
کلاً معادلات ذهنیم به هم ریخته.
اگه خواستی دعا کنی دعا کن... نمی‌دونم... دعا کردن چه فایده‌ای داره وقتی مدام باید به این فکر کنی که شاید به صلاحم نیست و شاید به صلاحم هست... همون طور که گفتم مغزم از کار افتاده :|
اومدم کامنت بذارم و بگم احتمالا زیاد حقیقت گویی رو دوست ندارن و بیشتر یکرنگی و همسو بودن با خودشون رو میپسندن که دیدم گفتی:"با اینکه بهشون گفته بود مثلاً چادری نیست و سیاسی نیست و سخنرانی‌های رهبری رو دنبال نمی‌کنه، بازم قبول شد."  نمیدونم در مورد ماجرای تو چی بگم
ولی یاد یه ماجرایی افتادم مربوط به استخدام وزارت آموزش و پرورشه که چندسال پیش بود و یکی از اقواممون با نمره قبولی بالا تا مرحله آخر پیش رفت طوریکه تحقیقات محلی هم انجام شد و فقط یک مرحله باقیماده بود و اون هم گزینش بود که همینطور که تو شنیدی فرمالیته هست و...در واقع استخدامش قطعی قلمداد میشد
گویا چندتا بچه بسیجی اونجا نشسته بودن که جانماز آب کشیدن رو استادن انجام بدن و   ولذ ولذ گفتنشون گوش فلک رو کر میکنه اینم در کمال صداقت گفت که نماز جمعه نمیره و در سوالات اونا رو به چالش کشید و اونها هم خیلی شیک و مجلسی ردش کردن البته پیش از  مصاحبه هم نسبت به نظمی و پارتی بازی که اونجا در حال انجام بود اعتراض کرد چون علی رغم اینکه ساعتهای طولانی بود اونجا منتظر بود افرادی دست و رو نشسته از راه میرسیدند و وارد اتاق میشدند و مصاحبه میکردن و میومدن بیرون از جمله اون افراد چندتا از هم دانشگاهیان خودش بودن که سهمیه بخصوصی داشتند و حتی در آزمون هم شرکت نکردن  ....(نمیگم سهمیه چیه چون حوصله بحث با اون قماش رو ندارم)
خلاصه نسرین جان یادمه اون موقع ویژگی کسایی رو که قبول شده بودند تعریف کرده بود یکی از همون همکلاسی ها که گویا وضعش خیلی خراب بوده و بچه های دانشگاه همیشه مسخره میکردندش و عقده ای خطابش میکردن  و کارهای دور از یک مرد عاقل و بالغ انجام میداد و حتی اساتید اون رو دائما از کلاس اخراج میکردن  حالا این فرد قرار بود بره معلم بچه های مدرسه بشه و اینطوری فهمیدم چرا بعضی از معلم ها حالات روانی خاصی از خودشون بروز میدن چون هیچگونه آزمون روانشناسی انجام نمیگیره در این پروسه اگر هم اخیرا برای ظاهرسازی اضافه کرده باشن سهمیه داران گرامی ازش مبرا هستند
البته یکی از همکلاسیهاش که از قضا از کله گنده ها بود داشت از تعجب شاخ درمیاورد که چطور این قبول نشده و رفت پیگیری کرد فهمید گویا  ایشون زیادی میفهمیده به درد اینجا نمیخورده!  بعضی جاها راه ورودش نمایش تزویر  هست و باید منافق و دو رو باشی اگه بگی فلان چیز در کشورمون اشتباهه فلان شخص کله گنده نظام این حرف و کارش اشتباه بود ضد نظام تلقی میشی و اینجوریه که ما پیشرفتمون روز به روز محسوس تره
پاسخ:
من دوستای غیرمذهبی زیادی دارم که بعضیاشون قدرت تحلیل و بحث فوق‌العاده‌ای دارن و همیشه از مباحثه باهاشون لذت می‌برم و کم میارم :|
این دوستام همیشه از من به عنوان یه آدم مذهبی سوالاتی می‌پرسیدن که خب بلد نبودم و فکر می‌کردم می‌تونم با ورود به یه همچین جاهایی و با معاشرت با این قشر به جوابشون برسم.
 حالا فهمیدم

من این حس علاقه به دانشگاه رو کاملا درک میکنم . آدم نمیتونه بعضی دانشگاه ها رو فراموش کنه چون خاطرات خوبی باهاشون داره . 

نمیخوام راهکار ارائه بدم چون خودتون بهتر میدونید و به ذهنتون هم رسیده .

ولی حقیقت تلخ اینه که اول و آخرش ارتباطمون با دانشگاهی که دوستش داریم قطع میشه . حتی اگه تا دکترا هم بخونیم . مگه این که طرف بره هیئت علمی اون دانشگاه بشه . 

کلا فراموش کردن دانشگاهی که آدم دوستش داره سخته
پاسخ:
البته من با این حرفم هدف و نیتم رو نمی‌خوام زیر سوال ببرم. ولی برای هر کاری آدم به یه بهونه و انگیزه نیاز داره به هر حال.
نسرین میدونی علت قبول نشدنت چی بوده؟ نیتت چون خالص قربتن الی الله نبوده و "اولویت حوزه رفتن نبود و شریف رفتن بود."اینجوری شد {الفراااااااااااااااااااار}
پاسخ:
:دی وایسا کاریت ندارم [آیکونِ پرتابِ لنگه دمپایی سمتِ ماسکی]
{زبون درازی از راه دور به یک نیت ناخالص}
پاسخ:
[آیکونِ پرتابِ اون یکی لنگه‌ی دمپایی]
سلام عید مبارک

البته موضع فرد مصاحبه کننده و نمیشه به حساب کل اون حوزه علمیه گذاشت ولی میشه تاحدی مشی اونها رو فهمید. به نظر منی که خودم حوزه خوندم خوشحال باش که اینجا قبول نشدی چون احتمالا این جو رو بعدا هم خواهی دید و اذیت میشی. متاسفانه حوزه های کوچیکتر اعمال سلیقه های شخصی توش زیاده.
اگر دوست داری بخونی (البته حق داری تو ذوقت خورده باشه) حتما یک حوزه معتبر و درست و حسابی درس بخون، مثل حوزه شهر ری یا خود تهران یا حتی غیرحضوری جامعه الزهرا(س) قم
 
 از نظر منی که سابقه مصاحبه دو سه جای مختلف حتی حوزه قم رو داشتم اصلا سوالاشون هیچ اصول و ضابطه ای نداشته و حتی میشد گفت حق نداشتن همچین چیزایی بپرسن! مگه تفتیش عقاید بوده!!! این چیزا ربطی به تحصیل علوم دینی نداره آخه!!
پاسخ:
سلام
:) ممنونم از راهنماییت. ^-^
مصاحبه های من خوب بوده ها بد برداشت نشه! همیشه هم معقول و همراه احترام بوده البته از نوع مصاحبه و مصاحبه کننده های قم راضی تر بودم تا شهرستان. برای همین میگم حوزه های بزرگتر فضای بهتری دارن
واقعا سوالهایی که اینا پرسیدن عجیب بود واسم!
پاسخ:
خوبیِ این پست این بود که با تجارب بقیه هم آشنا شدم :)
میگم دیپلم ردی شنیده بودیم ولی حوزه ردی نه که  شنیدیم    دیگه دمپایی نداری مییخوای بهت قرض بدم؟:دی
پاسخ:
یه چند تا سیب دارم
می‌ترسم پرت کنم بگیری بخوریشون ^-^
۰۱ مهر ۹۵ ، ۱۱:۴۰ بانوچـ ـه
بستگی داره چقدر برات مهم باشه... که بخوای دوباره برای رسیدن بهش تلاش کنی یا نه؟!

بعضیا برای رسیدن به چیزی دیگه خودشون رو فراموش میکنن و حاضرن ادای آدمای دیگه با اعتقادات دیگه رو در بیارن.

یکی دو مورد میشناسم صرفا برای قبول شدن توی حوزه حرف هایی رو زدن و جوابایی رو دادن که اعتقادشون نبود یعنی فقط میخواستن یه چیزی بگن که مذاق مصاحبه کننده ها خوش بیاد... و خب خوش اومد و قبول هم شدن...
حالا مجبورن اونطور باشن که نیستن و همش نقش بازی کنن...

همین که خودت بودی ارزش داره... بهش فکر نکن :)
پاسخ:
:) آره موافقم.
برای من مسیر مهم‌تر از هدفه
ینی دوست ندارم به هر دری بزنم و از هر راهی به هدفم برسم
یه مسیر دیگه رو انتخاب می‌کنم برای هدفم
شبـــــاهنگ!برگشتی!!!!!الان دیدم که برگشتی!من دقیقا روزی با وبت آشنا شدم که پست خدافظیتو زده بودی!اینکه حوزه هم قبول نکردنت!مهم نیست چون میخواستن درواقع عقایدتو تغییر بدن و این یعنی شاید نمیتونستی توی یه همچین مدرسه ای درس بخونی و تحملش کنی!هنوزم شیخی خواهر غمت نباشه!!
پاسخ:
:))))) لابد به برکت قدوم شما بوده که رفتم :دی
از آشنایی باهاتون خوشوقت و خوشحال و خوشبختم ^-^
چقد خوب بودن این جوابات.
همین مهمه.(هیچ ایده ای برای حرصی که ازت درآوردنو ندارم!:دی)
پاسخ:
بیشتر شوکه شدم تا اینکه حرصم درآد. باورم نشد و نمیشه :))
من برم چنین مصاحبه هایی یه دربستی می گیرن و مستقیم عوض حوزه می فرستنم زندان گمونم! :))) 
پاسخ:
اتفاقاً یکی از دوستان هم همینو می‌گفت که خوبه اطلاعات نیومد دستگیرت کنه :)))
ببخشید حوزه ی کجا؟!
چرا انقد بعضی سوالاش چرت بود؟!
با عرض معذرت البته :/
پاسخ:
حوزه دانشگاه سابقم :دی
کامنتارم تقریبا خوندم
 راستش خندم گرفته از سوالا استرسم گرفتم چه سوالایی!:))))

به این فک میکنم که بعضی از آخوندا که دارن برا انگلیس کار مکینن چطوری تو مصاحبه قبول شدن؟!یعنی الان دارن به ریش اینا میخندن؟!

متاسفم که قبول نشدین!

+احمدی نژاد :| اصن نامه ی احمدی نژاد به چاوز چی بود؟!
پاسخ:
:))) والا من از کارای احمدی نژاد سر درنمیارم... اون موقع که داشت واسه این و اون نامه فدایت شوم می‌نوشت من سرم تو کتاب و معادله و ماشین حساب بود :(