دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

858- اونجا همه چی کمّی بود و اینجا همه چی کیفی

سه شنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۲۶ ب.ظ

اینجا:

اونجا:

می مانند تا شاید روزی وطن را جایی برای ماندن کنند


اینم آخرین کنفرانس ترم 2 ارشد و 

پیش به سوی آغوش پر مهر خانواده...

۹۵/۰۳/۰۴
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 10

استاد شماره 5

نظرات  (۳۴)

تموم شد پس ... :)) 
یعنی میاین تبریز ؟؟


پاسخ:
آره دارم میام :)
خوشحالم که خیلی پیروزمندانه عین یه سرباز برمیگردی به آغوش خونواده :)

ایشالا سفرت بیخطر روله :****

پاسخ:
^-^ ممنون :)

من که میگم دانشجوهای دانشگاه های معتبر مخصوصا شریف به حق خودشون تو ایران نمیرسن چون تو ایران اولین چیزی که برای استخدام براشون مهمه دین و اعتقادات سیاسی طرفه ،دیگه فکر نمیکنن این یارو درسته دین نداره ولی ممکنه به درد کشورش بخوره . دین نداره ،انقلابی هم نیست . اما ایرانی که هست!!! وقتی متخصص هایخارجی رو مجبور میشن بیارن از دین و اعتقاد  سیاسیشون نمیپرسن اما اونی که ایرانی حتما باید از خودشون باشه !
تو دفترچه انتخاب رشته نوشته بود اولویت استخدام با دانشجویان هوافضا مالک اشتر هست در ارتش . ان دانشگاه که وابسته به سپاهه رتبه ی دانشجوهاش شربیه کد ملیشونشده اما خودی هستن ! وقتی وضع مملکت اینه چی رو درست کنیم ؟ برای همن آمریکا . انگلیس و کانادا حاضرم کار کنم با کمترین حقوق ولی برای اینا هرگز . این مملکت درست بشو نیست !!
پاسخ:
جای بحث داره.
اتفاقاً یکی دیگه از خواننده‌های وبلاگم هوافضای مالک اشتره و یکی دیگه هم می‌خواست و نشد
حالا اینارو بی‌خیال؛ خدایی نامردیه که فقط فرمولو اشتباه نوشتم و همه‌ی 10 نمره رو از دست دادم. تازه فقط ضریب یک پی ام رو اضافه نوشته بودم :(

منابع خط تیره

یعنی یه جورایی استاد میخواسته بگه:|

اینجا دانشگاهمون i love you pmc

پاسخ:
آخه گفته بود خودتون فکر کنید روی سوال
اون وقت منبع فکرمو بنویسم چی؟!

والا
خب دانشجوی شریف باید یه فرقی با دانشجوی پیام زور داشه باشه دیگه .

وای یادش به خیر ریاضی مهندسی خیلی دوست داشتم . همین ترم پیش بود ها . انگار ده سال گذشته . هیچی ازش یادم نمونده :))
پاسخ:
:))) منم یادم رفته و داداشم امتحان داره و باید سعی کنم یادم بیاد :دی
واقعن برام‌جای تعجب داره که چرا امتحانات شما مهندسی ها این طوری ممکنه بشه o_O
مث این میمونه که استاد به من بگه یه بیماری بنویس بعد راه تشخیص رو بگو O_O

به سلامت برسی خونه خوش بگذره :)
پاسخ:
^-^
ممنون
چقدر خوبه اینطوری(کیفی) من اینو ترجیح میدم
سفر بی خطر :)
پاسخ:
هر کدوم یه مزایا و معایبی داره
۰۴ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۲۸ فاطمه (خودکار بیک)
در حال حاضر میتونم به هر دو مدل فحش بدم :|
خدا ازت نگذره فانی ... تف تف تف ٪____٪
پاسخ:
فحش نده، خونواده رد میشه :))))
۰۴ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۴۹ مستر نیمــا
خوش بگذره تو خنکای تبریز
پاسخ:
آره انصافا هواش خیلی خوبه :)
جای شما خالی
خط خودتونِ رو تخته؟ خیلی خوش خطید :)) اصلا نمیتونم رو تخته خوش خط بنویسم ...
پس برگشتید شهرتون :) به سلامتی :)
پاسخ:
بله خط خودمه
قابل شما رو نداره

هم اکنون در جوار خانواده دارم صبونه می‌خورم
اخوی خوابه البته
موفق باشى دخترم:))))
پاسخ:
ممنون :)
همچنین
من این ترم ریاضی مهندسی دارم >"<  البته بین درسایی مثل الکمغ و کنترل خطی  شیرین ترین درسمه !
اون متنه هم فک کنم جزعی از پوستر میراث البرتا بود اگه اشتباه نکنم؟
+درجوار خانواده خوشبگذره:)
پاسخ:
الکمغ خره
بله، مربوط به آلبرتاست

ممنون :)
چقدر از این جملات (روی تخته) بدم میاد (البته چند تاش زیاد بد نیست، اما باقیش خییییییلی مزخرفه)

ایران جایی برای ماندن هست.

پاسخ:
مهاجرت فوایدی هم داره البته
خوش بگذره عزیزم 
پاسخ:
داره می‌گذره :)))
بیب :)
بیب
پاسخ:
^-^
انگار خط کش گذاشتی رو تخته نوشتی آفرین
پاسخ:
آخی خط کش، فصل 2 :))))

نه والا، هویجوری نوشتم
فکر کنم داشتن یه خواهر برق شریفی برای برادرتون خیلی سخت باشه، یعنی خانواده تون همش درس شما رو با درس اون مقایسه میکنن . 
پاسخ:
داداشم که هیچ، بچه های فامیل به خونم تشنه ان
میخوان سر به تنم نباشه :دی
۰۵ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۵۵ زینـب خــآنم
امتحانات کی تموم میشه ؟!

پاسخ:
حدودا شب قدر تا آخر ماه رمضون
سلاااااااااااام.. 

من یک خواننده خاموش هستم که اولین باره کامنت میزارم
وقتی وبلاگتون رو میخونم کلی انرژی میگیرم که انقدر فرد پر تلاشی هستید.. خواستم ازتون تشکر کنم و براتون ارزوی موفقیت بیشتر..
این لینک رو هم حتما ببینید احتمالا خوشتون بیاد
http://rangirangi.com/wallpaper-mobile-16-farvardin/
پاسخ:
با سلام و سپاس،

ممنون :)
۰۵ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۴۵ مبهم الملوک
کلی  بهت خوش بگذره و حس های خیلی خیلی خوبی داشته باشی :)
پاسخ:
اومدم درس بخونم بابا
خوش گذرونیم کجا بود :(
مهاجرت از ایران به خارج در 99/99 درصد موارد کار بی نهایت پوچیه و پر از ضرر، اون 1 صدم درصد هم برای شرایط خاص افراده....
فرق هست بین کسی که موقت میره خارج از کشور برای منظور خاصی، با این موارد....
پاسخ:
آقا یه کم با احتیاط آمار بده
نصف دوستام اون ور آبن و این چنین فکر نمیکنیم
خانوم گلسا شما اگه دانشگاه های آمریکا و پیشرفت اونا رو ببینید متوجه دلیل مهاجرت ما میشید . دانسگا های ایران حتی بهترین هاشون کمبود های زیادی دارن که تو این کامنت اصلا جا نمیشه !  به هر حال همین دو ماه پیش برای یکی از فامیل هامون پذیرش با فاند کامل اومد . تا تو همچین شرایط وسوسه برانگیزی قرار نگیریدد نمیتونید درک کنید چی میگم . کسی که تو ایران چیزی برای از دست دادن نداره هیچ ترسی نداره . بالاتر از سیاهی که رنگی نیست !  تو ایران به یه فارغ التحصیل شریف چقدر میدن ؟ ته تهش ده تومن در ماه . این پول برای کسی که میتونه به جاش بره آمریکا ارزشی نداره . زندگیش میگذره ولی نمیتونه ولخرجی کنه . بااین حقوقا سخته تو ایران موندن
پاسخ:
تازه این ده تومنم برای همه شون نیست
باید کار باشه که کار کنه و اون اوایل به یکی دو تومن رضایت بده تا تهش بشه 10
دقیقا درسته . تو فامیل ما دو تا برادر بودن بزرگه برق شیف بود و کوچیکه کامپیوتر شریف . بزرگه حقوق ماهی هفت تومن شرکت نفت رو ول کرد و کوچیکه هم حقوق ماهی پنج تومن یه شرکت خصوصی . بعد کل فامیل میگفتن  حیفه . فقط من میدونستم این دو تا چقدر زحمت کشیدن و اگه پزشکی میرفتن درآمدشون حداقل سه برابر بود . خلاصه رفتن و الان هم پشیمون نیستن . اصلا هم حیفف نبود به نظرم
پاسخ:
هر کی این "حیف" رو یه جوری تعریف میکنه
به نظر من حیفه شبای یلدا کنار خانوادت نباشی
چند وقت پیش که برای قبول شدگان مرحله ی استانی المپیاد ، کلاس تقویتی گذاشته بودن. واسه ی درس ریاضی یه استادی اومده بود که المپیادی بود ، میگفت که شریف بوده و رفته کمبریج و ...
دو روز اومده بود از ساعت 8 تا 17 ،  40 میلیون گرفت:| (ما ندادیم هااااا خخخخخ این همه پول داشتیم که اینجا نبودیم!) ...

پاسخ:
نوش جونش :)))
بس که زجر و بدبختی کشیده برای این مدرک
والا
برسد به دست موشک...

مهاجرت؛ چیز خوبی‌ست!
پاسخ:
عه! کامنت اخوی‌ه این :)))))
عه (آیکون ذوق کردن )  خیلی خوشحال شدم امید با من هم نظره:)))))))
پاسخ:
:)))
یه ساعته منتظر فیدبک شما برای کامنتش بود :دی
امید بیا با هم دیگه اپلای کنیم :)))
پاسخ:
:))
خوش میگذره ها . درسمون رو میخونیم تفریح هم میکنیم .اگر هم برگردیم کلی تحویلمون میگیرن که به خاطر کشورش برگشته ولی اگه بمونیم میگن نتونستن برن .
پاسخ:
عجب!!!
خب اگه امید بره من تنها میمونم
با کی کل کل کنم :(
شما بمون ایران با مراد کل کل کن . من و امید هم میریم آمریکا تفریح میکنیم (آیکون خنده ی شیطانی ) :))
پاسخ:
مرگ بر آمریکا
جدی بود جواب کامنت آخرم ؟؟؟
پاسخ:
منظورم این بود که: مرگ بر استکبار جهانی :دی
۰۶ خرداد ۹۵ ، ۰۶:۵۵ مبهم الملوک
خوش گذروندن بستگی به دید خودت داره...صرفا ارزوی حال خوبو بگیری اصل مطلب حرف من بود
پاسخ:
احسنت
من که زیر یه خروار کارم بهم خوش می‌گذره
دروغ چرا ، من اصلا از اولش از روسیه خوشم میومد . پول و این چیزا برای آمریکا ووسوسه ام کرد . میگم چطوره با امید بریم روسیه ؟ تاااااازه جمعیت مسلمون روسیه زیاده . یه دختر با حجاب چشم آبی هم برای امید پیدا میکنیم.تازه زن امید هم مخالف آمریکا است و میزنن تو دهن استکبار .کلی هم بهمون تو روسیه خوش میگذره :)
پاسخ:
:))) ای بابا! حالا حتماً باید برین اون ور آب؟!!!
موشک جان بخواند! 
به نظرت من چجور آدمی ام؟ یه بسیجی که یه من ریش داره و 22 بهمن و 9 دی و... رو میزنه بیرون و هِلِک هِلِک همه رو مرگ بر درود بر میکنه؟
یا مثلا هر روز تو مسجد محله ش نقش مکبر رو ایفا میکنه؟
یا تو دانشگاه ش فعالیت بسیجانه داره و خطبه های آتشین ایراد میکنه؟
یا به هر دختری میرسه میگه خواهر و به هر پسری هم میگه برادر؟
خیلی ساده لوحیه که یه نفرو با چند جمله توصیف و تعریف تو فضای مجازی، فکر کنیم شناختیم و بعد به جاش تو موضوعات مختلف صحبت کنیم و نظر بدیم...
من بخوام نظراتمو عقایدمو تو نصف روز برات بگم، فک میکنی من یه منافقم که هم اینوری ام هم اونوری...
بگذریم...
اصل حرفمون راجع به مهاجرته...
منم دوست دارم مهاجرت رو؛ اما نه برای اینکه برم کار کنم یه جایی(نه صرفا آمریکا، حتی به قول شما روسیه) و نه تفریح کنم...
من اگه قرار باشه از این مملکت برم، اهداف بزرگتر و مهمتری دارم که تو کشور دومم علاقه دارم انجام بدم!
خلاصه اش رو بگم: من و شما شبیه دو نفریم تو یه کافه، هر دومون یه نوشیدنی میخوایم... شما نسکافه! من آب معدنی! هردومون تو کلیات اشتراک داریم، اما تو جزییات؟
(اصلا تو فاز عصبانیت ننوشتم هیچ یک از حرفامو، تو فاز جدیت نوشتم!)
پاسخ:
:))) تکبیر!!!
تو کافه‌تون دوغ هم می‌فروشن؟
من دوغ می‌خوام لدفن :دی
ای بابا چی شد از حرفای من همچین برداشتی کردی آقا امید ؟؟؟ من کی گفتم شما بسیجی هستی ؟ اصلا باشی یا نباشی به من ربطی نداره . تمام کامنت ها شوخی بود . جدی که نرفتیم حالا . خب معلومه متفاوت هستیم  . جدی نگفتم بریم که !

بدی فضای مجازی اینه که آدم وقتی یه حرفی میزنه لحنش مشخصی نیست . تو دنیای واقعی میشه فهمید طرف شوخی میکنه یا نه ولی خب ظاهرا اینجا نمیشه .

اصلا کی ما رو راه داد حالا ؟

برای مهاجرت هم خب اهداف هر کسی متفاوته . ولی همونطور که شما تو ایران هم تفریح داری بالاخره وقتی آدم میره خارج از کشور و بقیه ی عمرش رو میخواد زندگی کنه باید تفریح هم داشته باشه . حالا این تفریح میتونه یه سینما رفتن ساده یا قدم زدن تو پارک یا کوهنوردی باشه و میتونه چیزای دیگه باشه . به هر حال تفریحه دیگه .

راستش وقتی  میبینم من یه چیزی رو به شوخی گفتم و طرف مقابل تو فاز جدی جواب داده پشیمون میشم کلا .

من کی شما رو قضاوت کردم ؟ اون چیزایی هم که گفتم شوخی بود  . چیز بدی هم نبود به نظرم . خب برای خودم یه زن چشم آبی با حجاب میگیرم اصلا :))

نمیدونم  . آخه من کلا تو فضای مجازی راحتم . مخصوصا وقتی طرف پسر باشه . شاید نباید این همه کامنت میذاشتم . ببخشید اگه ناراحت شدید .
پاسخ:
:))) حالا حتماً باید زنه رو بگیرید؟

امید ناراحت نشداااااااااااااا، این بچه کلاً خودزنی داره :دی
پیشنهاد می‌کنم هرگز با این بشر بحث نکنی؛ دهن آدمو سرویس می‌کنه با استدلالاتش!
والا