دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

592- مست از بوی غذایی که از آشپزخونه میاد...

چهارشنبه, ۲ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۰۰ ب.ظ

عینهو بچه آدم ساکت و مظلوم یه گوشه اتاقم نشستم و مشغول نوشتن گزارشی ام 

که ددلاینش آخر هفته است!

تق تق تایپ می‌کنم و هر از گاهی محو افق میشم و دوباره تق تق تایپ!

هندزفری تو گوشم نیست و صدای آهنگه روی چهاره و با اینکه تا 100 جدا داره ولی روی چهاره و

سه روزه نان استاپ همینو گوش میدم و 

کلاً در زمینه گوش دادن به آهنگ‌ها یه کاری می‌کنم خواننده حس ندامت بهش دست بده

تق تق تایپ‌ می‌کنم و ای دل شکایت‌ها مکن علیرضا قربانیو گوش میدم و 

مامانم ملاقه یا شایدم ملاغه به دست اومده میگه نمیخوای آهنگو عوض کنی؟

میگه من حفظ شدم این آهنگو تو خسته نشدی احیاناً؟

و همچنان مست از بوی آشی که تو خونه پیچیده یه منحنی تحویلش می‌دم و :)

کماکان دارم همون آهنگو گوش میدم


۹۴/۱۰/۰۲
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

مامان