دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

467- بی تو با خاطره‌هایت چه کنم...

يكشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۲۳ ب.ظ

وقتی پرسیدم اینجا چی میگن بهش؟

گفت اینجام میگن شوی

پرسید چی می‌خونی و چی کار می‌کنی و 

وقتی گفتم مدرکمو گرفتم خوشحال شد و گفت دیدی چه قدر زود گذشت؟

گفت درستاتو خوب بخون؛ مسیر خوابگاه تا دانشگاهو پرسید و اینکه راحتم یا نه

گفت بیشتر بهشون سر بزنم

یاد روز اولی افتادم که داشتم می‌رفتم شریف، صبونه رو خونه‌ی اونا خوردم

پارسال تولدمم خونه‌ی اونا بودم

گیتارمم از کرج گرفته بودم

چه قدر سر به سرم گذاشت سرِ همین گیتار

نگاش که می‌کردم یاد مامان‌بزرگم می‌افتادم

خیلی شبیه مامان‌بزرگ بود.

بود...

دیگه نیست...

گفت زمستون امسالو نمی‌بینم

ندید...

داییِ بابا هم رفت...

۹۴/۰۹/۰۱
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

دایی بابا