دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

اون هم‌کلاسیم که یه خانم 40 ساله‌ی معلمه و بهش میخوره 20 سالش باشه: استااااااااااااااااااد، شما که می‌دونین ما چه قدر تلاش می‌کنیم، زحمت می‌کشیم، کیلومترها راهو می‌کوبیم میایم اینجا فقط و فقط برای کسب علم و دانش و می‌دونین که درس شمارو چه قدددددددددددددددددددددر دوست داریم و با چه عشقی می‌خونیم و حالا ممکنه نتایج امتحانات اونی نباشه که شما انتظارشو دارید و کاریه که شده به هر حال و ما هم متاسفیم و عرق شرم بر جبین و نادم! پس شما که لطفتون همیشه شامل حال ما بوده و هست و خواهد بود و سایه‌تون روی سر ما مستدام، مرحمت بفرمایید و موقع نمره دادن با فضلتون نمره بدید نه با عدل.

استاد در حالی که می‌خنده: اتفاقاً ما اشعری‌ها به عدل اعتقاد نداریم.

همون هم‌کلاسیم که یه خانم 40 ساله‌ی معلمه و بهش میخوره 20 سالش باشه: چه تفاهمی! اتفاقاً ما شیعیان هم به همچین مفهومی اعتقاد نداریم...


* عنوان: بخشی از دعای روز بیست و دوم ماه رمضان

۹۴/۰۸/۲۴
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 1