دُردانه

فصل چهارم
اصلاً حسین جنس غمش فرق می‌کند

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

425- خیلی بی‌شعوری که نیستی

دوشنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۴، ۰۸:۴۳ ق.ظ

صبونه‌ امروزمو بدون عسل خوردم

خامه‌ی خالی!

پس از نیم ساعت کشتی گرفتن با شیشه‌ی عسل،

من: خیلی بی‌شعوری مراد که نیستی

هم‌اتاقیم جلوی آینه در حال نقاشی کردن صورتش، به لهجه کُردی: مراد کیه؟

من: بابای بچه‌هام! تو نمی‌شناسیش، همون که اگه بود، می‌دادم این وامونده رو برام باز کنه


+ حواسم پرتِ تمرین و آماده کردن اسلایدای امروز شد ناهارم درست نکردم

امروز ناهار بی ناهار

تا شبم نمایشگاهم :(

+ هم‌اتاقیمم نتونست بازش کنه

درِ اون شیشه عسل وامونده رو عرض می‌کنم

+ از سلسله پستایی که دم در موقع پوشیدن کفش منتشر میشه...

دیرم شد...

۹۴/۰۸/۱۸
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

مراد

هم‌اتاقی شماره 1