دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

دیشب یهویی به سرم زد دل و روده هندزفری‌مو دربیارم ببینم سیستمش چه جوریه

گفتم حالا که سوخته و کار نمی‌کنه حداقل توشو ببینم و توی هندزفری ندیده از دنیا نرم

پیچ و اینا نداشت و یه جوری آکبند بود که با کارد و چاقوی آشپزخونه افتاده بودم به جونش

با قیچی و چنگال و سایر امکانات موجود توشو باز کردم و 

با ذوق داشتم توشو (ینی گوشیاشو) تحلیل می‌کردم که دیدم انگشت اشاره‌ام می‌سوزه

بعد دیدم خون هم میاد و من متوجه نشدم اصن کی و چه جوری دستمو بریدم!!!

ولی بدجوری می‌سوزه, مثل نبض و ضربان قلب تیک می‌زنه, نبضشو حس می‌کنم :(

یه چیزی تو مایه‌ی صحنه‌ی بریدن دست و کارد و ترنج و یوسف و از این صوبتا

و هر یک را در آن دیدار دیدن / تمنا شد ترنج خود بریدن،

ندانسته ترنج از دست خود باز / ز دست خود بریدن کرد آغاز

+ هفت اورنگ نظامی (یوسف و زلیخا)

۹۴/۰۷/۱۷
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)