دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

272- این خاصیتشو دوست ندارم! مساله این است...

پنجشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۵۵ ب.ظ

جلسه‌ی اول اقسام کلمه رو بررسی کردیم و چون یه موضوع پیش پا افتاده و ساده‌ای بود رد شدیم

ولی خب برای من تازگی داشت

اومدم سرچ کردم و چهار تا کتاب و مقاله و سایتو بررسی کردم و رسیدم به این لینک

اینجا نوشته به عقیده افلاطون کلمه دو نوعه به عقیده ارسطو و سیبویه سه نوع و

بعدش دسته بندی لاتینو گفته که کلمه رو 8 قسمت کرده 

که البته دسته بندی 8 گانه تراخس با پریسکیانوس فرق داره

تقسیم بندی چینی هم کلمه رو به 2 دسته و هندی به 4 دسته و عبری هم  به 3 دسته تقسیم کرده

بعدش که اومده در مورد زبان فارسی بگه، نوشته به عقیده فلانی کلمه در زبان فارسی 3 قسم است

به عقیده بهمانی 6 قسم و 8 و 9 و 10 و عقیده n نفرو ردیف کرده کنار هم! 

الان اصلاً برام مهم نیست کلمه به چند قسمت تقسیم میشه

چیزی که برام جالبه تفاوت فاحش بین رشته‌های انسانی مثل سیاست, اقتصاد, مدیریت, فلسفه, الهیات, زبان و ... 

و رشته های غیر انسانی مثل مهندسی و ریاضیه

اونجا همه چی "این است و جز این نیست"ه 

ینی وقتی استحکام, لود, توان, بازده, ویسکوزیتی یا حتی کیفیت یه چیزی بررسی میشه,

یه عدد با چند رقم اعشار دقت تحویلت میدن, یا حداقل با یه تقریب خوبی با همون عدد می‌تونی قضاوت کنی

و از یه نقطه مشخص به یه نقطه مشخص دیگه برسی

ولی اینجا؛

دوشنبه یکی از دخترا رفت پای تخته که فرق واژ و واژه و تکواژو توضیح بده, یه چیزایی نوشت و یه چیزایی گفت؛

ولی نظر استاد این نبود؛ ینی نظر این دختره و کتابی که خونده بود یه چیزی بود و نظر استاد چیز دیگه

و حتی نظر بقیه بچه‌ها چیزهای دیگه!!!

منم نظری نداشتم :|

۹۴/۰۷/۰۲
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 1

نظرات  (۸)

توی علوم انسانی تقریبا هیچ چیز قطعی نیست. هر چیز به هزار یک و چیز دیگه بستگی داره...
پاسخ:
اوهوم...
یاد منطق افتادم. هر چیزی که می خوندیم و نفس راحت میکشیدیم که به به چه عجب منطقیون به یه نتیجه ی واحد رسیدن؛ دو خط پایین تر نوشته بود: و عده ای دیگر از منطقیون برآنند که...
فلسفه و علوم اجتماعی هم که اصلا حرفشو نزنیم بهتره.


+راستش تا حالا اصلا به این تفاوت دقت نکرده بودم، به نکته ی جالبی اشاره کردین. همیشه دوست داشتم بدونم اونایی که رشته شون به علوم انسانی مربوط نیست چه نظری درباره ی درس های ما دارن.
پاسخ:
دوستش نداریم و در این زمینه اتفاق نظر هم داریم!!!


منو با ضمایر و افعال جمع خطاب نکن یه جوری میشم :دی
از جایی که جوابای مشخص داشت اومدی به جای چند جوابی! 

پاسخ:
والا چند جوابم نیست
اصن معلوم نیست جواب هست یا نیست
۰۲ مهر ۹۴ ، ۱۹:۱۹ فاطمه (خودکار بیک)
از همینمش بدم میاد! دعوام میشه تو این رشته ها :دی
پاسخ:
:)))))))) فکر کنم کارم به کتک کاری بکشه :دی
دعوا جز لاینفک این رشته ست! از روی تجربه میگم :دی
پاسخ:
:دی
منم که اهل دعوا نیستم
اااام چیزه ..من نفهمیدم این پست رو :|

*پس فک کنم کار خوبی کردم انسانی نیومدم ؟!
پاسخ:
:دی
شاید
منم کارشناسیم مهندسی بود، ارشد رفتم مدیریت بخونم با همین مشکل انسانیا مواجه شدم :(
چقدددد برام سخت بود واقعا!
پاسخ:
خییییییییییییییلی!!!

اخ اخ این خاصیت این رشته هاس همیشه توی ی برهه زمانی با ویژگی خاص قواعد خاص ب وجود میاد ک قبلیا رو کلا نقض میکنه 
مثل اقتصاد و..
پاسخ:
اوهوم