دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

دوقلوهای فامیل دستمو گرفتن و بردنم اتاقم و اشاره کردن به این نقاشی روی دیوار و

زهرا: میشه عین همینو برای منم بکشی؟

فاطمه: پس یکی دیگه هم برای من بکش

نگاهم گره خورد به تاریخی که کنار نقاشیم نوشته بودم, شهریور 86

تابستون همون سالی که ذهنم درگیر انتخاب رشته دبیرستان بود

یه دل می‌گفت انسانی و حقوق و راه پدر یه دل می‌گفت ادبیات کلاسیک و عشق و حال و

وقتی دو هفته پیش دندونپزشکم گفت ریشه درمانی دندونات یه چهار پنج تومنی خرج داره

دوباره یاد این نقاشی و تاریخش و فرم انتخاب رشته ام افتادم

اینکه چرا تجربی نخوندم

شاید اگه حمایتم می‌کردن می‌رفتم هنرستان و بازم از این نقاشیا می‌کشیدم

زهرا: نسرین؟ حواست کجاست؟

فاطمه: قول میدی بکشی؟

نقاشی رو از رو دیوار برداشتم و پرینترو روشن کردم و

دنبال copy و photo می‌گشتم

دوباره برگشتم به هشت سال پیش

به این نقاشی و اون بلوز سبزم که این عکسه روش بود و بس که دوستش داشتم عکسشو کشیدم نگهش دارم

به اینکه همیشه اعداد رو بیشتر از واژه‌ها و حروف دوست داشتم, 

اعداد صادق‌ترند

اعداد همیشه راست میگن

وقتی دیروز 10 تا خوب بودم و امروز 20 تا, ینی بهترم, ولی امان از واژه‌ها

امان از این "خوبم" گفتنا؛ اینکه حال مرا مپرس که هنجارها مرا؛ مجبور می‌کنند بگویم که بهترم

عدد 2 رو فشار دادم و 2 برگه کاغذ از تو پرینتر اومد بیرون و 

دوقلوها ذوق زده از اینکه چه زود به مرادشون رسیدن؛ نقاشیارو بردن نشون مامانشون بدن


خداروشکر

بابت راه‌هایی که انتخاب کردم و تا تهش اومدم و

بابت حس رضایت الانم

بابت اینکه نه به خاطر کارایی که کردم پشیمونم نه به خاطر کارایی که نکردم

خداروشکر

+ این پست غیر روحانی تقدیم به اونایی که کامنت گذاشته بودن که این چند روز پستات روحانی شده

+ یه درد و توهّمی افتاده به جونم و اونم اینه که

هر موقع پست میذارم و کامنت جواب میدم, همه‌اش به این فکر می‌کنم که ایران الان ساعت چنده :دی

همه‌اش چند روز از وطن دور بودماااااااااااااا. والا!

+ یه لایحه دو فوریتی تصویب کردم که به کامنت‌های بدون آدرس وبلاگ یا ایمیل و به عبارتی ناشناس جواب ندم

حالا لزومی نداره آشناها و دوستانِ بدون ایمیل و آدرس حتماً آدرس بذارن, جامعه‌ی هدف این قانون غریبه‌هاست

۹۴/۰۶/۰۴
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

دوقلوهای فامیل

نظرات  (۱۳)

۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۳۲ فانتالیزا هویجوریان
لایحه ی خوبیه و تصویب شد!
آیکون کوبیدن ِ از اون بیل بیلک های قاضی ها :)))))))))))))))
پاسخ:
با تشکر از حمایت‌های بی دریغ شما :)))
واااااااا
خب شاید یکی ایمیل و وبلاگ نداشته باشه !
پاسخ:
یه عده هم ممکنه مشکل روحی روانی داشته باشن و وقتی بهشون میگی دست از سرم بردار و دیگه کامنت نذار, با صد تا اسم مستعار جدید کامنت بذارن!

بعد از 8 سال وبلاگ‌نویسی, خواننده‌هامو می‌شناسم, جامعه‌ی هدفم آشناهای بی آدرس نیست

منم تازه دارم به این فک میکنم چرا ریاضی خوندم ؟؟ بعدترشم چرا کامپیوتر میخونم ؟ :/
ولی هنرستان :)
کاش گرافیک میخوندم :/
پاسخ:
من هیچ وقت این حس "کاش" رو نداشتم
اصن حدیث داریم که:
هیچ گاه پیامبر(ص) درباره کاری که گذشته بود، نمی فرمود کاش جور دیگری می شد.
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۹ فاطمه (خودکار بیک)
من اما هرچقدرم که به هنر و نوشتن و عکاسی و امثالهم دارم فکر میکنم ریاضی انتخاب بهتری بود ...
پاسخ:
منم همین فکرو می‌کنم
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۵۴ فاطمه (خودکار بیک)
کامنتمو خوندم هیچی نفهمیدم !

پاسخ:
:)))) من فهمیدم :دی
مطمئن بودم اینو میگی :)
پاسخ:
:دی
علم غیب داری خب
هعی منم حمایت شده بودم الان موسیقی داشتم میخوندم :|
پاسخ:
:)))) دیگه قرار شد نگیم ای کاش!
خوشگل کشیدی منم میخام [آیکون پا کوبیدن رو زمین و گریه کردن و دامنتو کشیدن]
پاسخ:
:)))))
ای بابا
ای بابا
عی باباااااااااااااااااااااا
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۱۷ فاطمه پسرک لو

سلام خیلی خوشحالم که با وبلاگتون آشنا شدم

۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۳۴ فاطمه پسرک لو
ببخشید ایمیل ندارم وبلاگ هم ندارم با اینترنت هم زیاد کار نکردم امسال میرم دوم ریاضی و دیوونه ی مهندسی برق شریفم داییم وبلاگتون رو بهم معرفی کرد
پاسخ:
سلام. پس به داییت بگو تلگرام یه پیام بهم بده
در این حد که حرفتو تایید کنه :)
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۵۱ فاطمه پسرک لو
ببخشید دایی من تلگرام نداره شایدم تو لپ تاپش تلگرام داشته باشه ولی من اطلاعی ندارم حالا بهش میگم:)
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۱۱ فاطمه پسرک لو
پرسیدم تلگرام نداره  حالا هیچ راه دیگه ای برای تایید کردن حرف من وجود نداره؟ اصلا چرا دنبال تایید کردن حرف من هستید؟  من فقط به داییم گفتم اگه کسی رو میشناسی که برق شریف خونده بهم معرفی کن همین نمیشه یه جور دیگه بهتون اطلاع بده که من خواهرزادشونم؟ فقط باید با تلگرام بهتون اطلاع بده؟؟؟
پاسخ:
من دیگه برق نمیخونم
فارغ التحصیل شدم
ارشد هم شریف نمی‌مونم
اگه دنبال برقی و شریفی هستی برو سراغ دوستام
مثل مطهره
اون خوش اخلاق تره
manobarghesharif.blogsky.com

قبلاً انقدر سخت گیر نبودم
ببین خواننده های غریبه چی به سرم آوردن که انقدر بداخلاق شدم!
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۵۰ فاطمه پسرک لو

ممنون لطف کردید

به وبلاگ دوستتون حتما سر میزنم

شما هم می تونستید بهم کمک کنید چون از برق اطلاعات تخصصی که نمیخوام بیشتر دنبال نحوه ی مطالعه برای کنکور سراسری ریاضیٰ منابع مطالعاتیٰ برنامه ریزی و جو شریف و... هستم حالا از دوستتون می پرسم خیلی هم بداخلاق نیستید به نظرم

بازم ممنونم