دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۷۶۰- کرده به دست اشارت کز من بگو چه خواهی

يكشنبه, ۴ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۳:۴۱ ب.ظ

دیروز یه کلیپ از مراسم شب قدر ناشنوایان به زبان اشاره دیدم و از اونجایی که تا حالا به این فکر نکرده بودم که ناشنواها هم می‌تونن از این مراسما داشته باشن برام جالب بود. پارسال برای درس رده‌شناسی یه ارائه هم راجع به زبان‌های اشاره داشتم و موضوعی بود که دوست داشتم. دقت که کردم دیدم تو این مراسم، مثلاً اسم حضرت علی رو با اشارهٔ دو انگشت که شبیه شمشیر دولبهٔ ذوالفقار هست نشون می‌دن، اسم امام حسین رو با اشاره به گلو، و اسم حضرت ابوالفضل رو با اشاره به دست بریده.

برام این سؤال ایجاد شد که زبان اشاره‌ای که اینا دارن استفاده می‌کنن زبان اشارهٔ کجاست. برخلاف تصور عامهٔ مردم، فقط یه دونه زبان اشاره نداریم. ناشنواهای شهرها و کشورهای مختلف زبان اشارهٔ خاص خودشونو دارن. مثل زبان شنواها که گونه‌ها و گویش‌های مختلفی داره، زبان اشاره هم تنوع داره. این طور نیست که یه ناشنوا از ایران به‌راحتی با ناشنوای یه کشور دیگه ارتباط برقرار کنه. مگر اینکه یکیشون زبان اشارهٔ اون یکی رو بلد باشه. حتی اون زبان اشاره‌ای رو که بعضی از خبرهای تلویزیونی استفاده می‌کنن، همهٔ ناشنواها بلدش نیستن. یکی از نقدهایی هم که به نظام آموزشی‌شون میشه اینه که تو مدرسهٔ ناشنوایان زبانی رو بهشون یاد می‌دن که متفاوت با زبانیه که تو خونه استفاده می‌کنن. تقریباً شبیه اتفاقی که برای دانش‌آموزان شنوای ترک‌زبان تو مدرسه می‌افته و دوزبانه می‌شن. یه زبان مادری بلدن و یه زبان استاندارد یاد می‌گیرن.

هنوز این سؤال که تو این کلیپ از کدوم زبان اشاره استفاده شده بی‌پاسخ مونده بود. این کلیپ رو برای دو نفر که استاد زبان‌های اشاره هستن فرستادم و گفتن زبان اشاره‌ای که تو مراسم شب قدر استفاده شده زبان اشارهٔ ایرانی یا همون اشارانی هست. همون زبانی که اکثر ناشنواها از بچگی یادش گرفتن، نه اون زبان استانداردی که تو مدرسه باید یاد می‌گرفتن. به‌نظرم این اتفاق خوبی می‌تونه باشه که از زبان اشارهٔ ایرانی استفاده کردن.

(یه مثال دیگه هم الان یادم افتاد. سال بیست‌وهفت شاه رو تو دانشگاه تهران ترور می‌کنن و گلوله از جلوی بینیش رد میشه. بعد از اون ماجرا همین نشانه یعنی اشاره به بینی رو برای کلمهٔ دانشگاه استفاده می‌کنن.)

اگر دوست داشتید در مورد زبان اشارانی بیشتر بدونید، یه کتاب هست به همین اسم که اسمشو گوگل کنید، در دسترسه. انتشارات دانشگاه آزاد واحد فرشتگان هم لینکشو رایگان گذاشته: کتاب مقدمه‌ای بر زبان اشاره ایرانی (اشارانی) اثر اردوان گیتی، فرزانه سلیمان‌بیگی، سارا سیاوشی، مینو عالمی، چاپ اول، سال ۱۴۰۰، انتشارات دانشگاه شریف.



کرده به دست اشارت کز من بگو چه خواهی

مخمورِ می چه خواهد جز نقل و جام و باده 

(دیوان شمسِ مولانا)

۰۱/۰۲/۰۴
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

نظرات  (۶)

جالبی زبان اشاره اینه که همونطور که ما توی محاوره کلمه‌ها رو گرد می‌کنیم و تلفظمون با تلفظ استاندارد فرق میکنه، توی اشاره هم کلمات گرد میشن و با یه حرکات دیگه ادغام میشن.

پاسخ:
آره. مثل زبان ما صرف و نحو و حتی واج و اینا دارن.

+ التماس دعا ❤️
۰۴ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۹:۱۸ فاطمه ‌‌‌‌

اون معادل دانشگاه چه جالب بود! پس حتما خیلی معادل‌های اشاره‌ای دیگه هم یه همچین تاریخچه‌ای پشتشونه. جالبه، چون معادل اسم امام‌ها که مثال زدی ربطشون خیلی واضحه و اکثرا متوجه می‌شیم. ولی معادل دانشگاه رو نه!

پاسخ:
آره. البته اغلبشون انقدر واضح نیستن و کاملاً قراردادی هستن. ینی باید یاد بگیرن و حفظ کنن.

+ التماس دعا ❤️

هوم ... نظر خاصی راجع به این پست به ذهنم نمیرسه . برای خالی نبودن عریضه یکی از قفلی های جدیدم رو میذارم اینا . یکی از کمتر شنیده شده های ستار 

 

https://www.uplooder.net/files/9806b3e43ae553b40d8329d402d8142d/j5o8.mp3.html

 

 

پاسخ:
نشنیده بودم. ممنون.

https://podcasts.google.com/feed/aHR0cHM6Ly9mZWVkcy5hY2FzdC5jb20vcHVibGljL3Nob3dzLzYyNDkzN2U3M2ZkZjFlMDAxMzc1YjY5ZQ/episode/MjdlYTI2NjItMzFlNS00OGQ0LTkxM2ItOTliYWZmMWM5ZjU5?ep=14

پاسخ:
مرسی
دارم گوش می‌دم. این خانم مترجم بیشتر وبینارهای آقای گیتی و خانم سیاوشیه. اونجا باهاشون آشنا شدم.
اتفاقاً چند روز پیشم یکی از دوستام یه پادکست از رادیو مرز فرستاد با همین موضوع. مدت اون بیشتر بود، هنوز گوش نکردم اونو.
۰۵ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۰:۰۸ مترسک ‌‌‌‌‌

به عنوان کسی که به نحوی اقلیت بودم و حالا هم یه مدته سفت و سخت دارم روی مفهوم «حکومت متخصصین» کار می‌کنم، از جمله چیزایی که همیشه ذهنم مشغولشه همینه که کسایی که به نحوی شبیه اکثریت نیستن (با لفظ «معلول» و «کم‌توان» و امثالهم مشکل دارم) هم حق دارن به اندازهٔ خودشون، یا دقیق‌تر بگم، به اندازهٔ «تمام» خودشون توی جامعه حضور داشته باشن و محتاج دیگران نباشن (حتی در حد یه پله بالا رفتن یا کار اداری انجام دادن) همون طوری که یک فرد دیگه همین طوره. یادی از خدابیامرز سیامند رحمان، وزنه‌برداری تیم ملی افتادم که علیرغم مشکل حرکتی‌ای که داشت اما هم قهرمان پارالمپیک شد و هم تونست اون زمان رکورد قوی‌تر مرد جهان رو برای خودش کنه! تمام جامعه باید سیامند رحمان باشن، هر کسی توی اون شاخه‌ای که دوست داره حق داره بهترین خودش رو ارائه کنه و از زندگی لذت ببره که در نتیجهٔ این حالِ خوبش، ناخودآگاه به محیط اطراف و آدمای پیرامونش هم عشق تزریق می‌کنه :)

پاسخ:
همیشه قدرت و امکانات دست اکثریت بوده ولی یه وقتایی هم تو اقلیت نیستی و باز محدودیت داری. مثل محدودیتای دختر بودن.

خواهش میکنم.

کلا پادکست راوی پادکست خوبیه، من از نحوه بیان گوینده لذت میبرم، اپیزود آقای پور‌رضوی هم خیلی خوبه اگه خواستی گوش کن.

پادکست رادیو مرز هم اپیزود نابینایانش هم جالبه و خالی از لطف نیست.

پاسخ:
به‌عنوان اولین تجربه راضی بودم و دوست داشتم. مخصوصاً چون مهسا رو دورادور می‌شناختم جالب بود برام. ولی این آقای پوررضوی رو نمی‌شناسم و شاید خیلی حال نکنم.
من کلاً آدم کم‌فیلم‌بین و کم‌کتاب‌خون و کم‌پادکست‌گوش‌کنی‌ام (چه کلماتی ساختم :دی). سعی می‌کنم خیلی مصرف‌کنندهٔ محتواهای بقیه نباشم. البته تولیدکننده هم نیستم زیاد. کلاً نمی‌دونم چی‌ام :))