دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۷۳۶- حیف نیست بهار باشد، تو نباشی؟

شنبه, ۲۸ اسفند ۱۴۰۰، ۰۸:۲۰ ب.ظ

عید که آمد،

فکری برای آسمان تو خواهم کرد.

یادم باشد،

روزهای آخر اسفند،

دستمال خیسی روی ستاره‌هایت بکشم و

گلدانی کنار ماهت بگذارم.

زندگی همیشه که این‌جور پیچ‌وتاب نخواهد داشت.

بد نیست گاهی هم دستی به موهایت بکشی،

بِایستی کنار پنجره، و با درخت و باغچه صحبت کنی.

پنهان نمی‌کنم که پیش از این سطرها،

«دوستت دارم» را می‌خواسته‌ام بنویسم.

حالا کمی صبر کن؛ بهار که آمد فکری برای آسمان تو و

سطرهای پنهانی خودم خواهم کرد...


حافظ موسوی

دکلمه: ماندانا نوربخش (۳ مگابایت)

۰۰/۱۲/۲۸
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 22