دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

تعریف از خود و حمل بر خودستایی نباشه، ولی من اگه تو یه کاری خفن و عالی باشم، اون کار جزوه نوشتنه. تعداد تأخیرها و غیبت‌های دوران تحصیلم از پیش‌دبستانی تا این لحظه کمتر از انگشتان یه دست بوده و اگر گاهی به هر دلیلی بخشی یا همۀ جلسه رو از دست می‌دادم، بعداً دست‌نوشته‌های همۀ هم‌کلاسیامو می‌گرفتم که جزوه‌مو باهاشون تکمیل کنم. حتی آخر سال جزوۀ چند نفرو که به جزوه‌شون ایمان داشتم می‌گرفتم که تطبیق بدم با جزوه‌م و اگر مطلبی رو اشتباه نوشتم یا ننوشتم تصحیح یا اضافه کنم. جزوه‌های سال‌بالایی‌هامم می‌گرفتم ببینم اون سال به اونا چی یاد دادن و تطبیق بدم! زمان مدرسه (دهۀ هفتاد هشتاد) امکان ضبط صدای کلاسا رو نداشتیم ولی دورۀ کارشناسی و ارشد کلاسا رو ضبط می‌کردم و حتی یه وقتایی که درسمون شکل و نمودار داشت فیلم هم می‌گرفتم که بعداً جزوه‌مو باهاشون کامل کنم. دورۀ دکتری هم که کلاسامون مجازی شد و هم دانشگاه لینک جلسۀ ضبط‌شده رو در اختیارمون می‌ذاشت، هم خودمون می‌تونستیم اسکرین گوشی و لپ‌تاپو ضبط کنیم. جزوه‌های مدرسه و کارشناسیم دست‌نویس بودن ولی ارشد و دکتری رو تایپ کردم. همین‌جوری معمولی هم تایپ نمی‌کنم و جزوه‌هام فهرست و پانویس و ارجاع و شکل و نمودار و جدول و همه چی داره. به‌لحاظ ویرایشی هم که همیشه سعی کردم طبق شیوه‌نامه و یکدست باشه. آخر سال هم در اختیار استاد و هم‌کلاسیام قرار می‌دادم و حس خوب و مفید بودن بهم دست می‌داد. چند بارم تو دورۀ ارشد پیش اومده بود که استادها با دقت جزوه‌هایی که تایپ کرده بودم رو بخونن و کامنت بذارن و بگن فلان مطلبو فلان‌جور تغییر بده و اصلاحش کن. 

ولی حالا استاد شمارۀ ۱۸ با انتشار جزوه‌م و به‌اشتراک گذاشتنش با دیگران موافقت نکرده و بسیار ضدحال خوردم از این بابت. دیشب بهش پیام دادم و به رسم ادب ازش اجازه خواستم که جزوه رو در اختیار دوستانم قرار بدم و تو کتابخانۀ دیجیتال دانشگاه بذارم. بقیۀ استادها معمولاً نه‌تنها اجازه می‌دن بلکه خوشحال هم می‌شن و بعضیاشون حتی می‌گن بده یه دور بخونم که اگه اشکالی داشت رفع کنیم بعد منتشر کنیم. ولی ایشون نه‌تنها اجازه نداد بلکه دلیلشم توضیح نداد و فقط گفت موافق نیستم. حتی نگفت بفرست ببینم چی توش نوشتی. البته چون محتوای جزوه‌م مطالب کلاسای ایشونه از این بابت بهش حق می‌دم که بخواد این مطالب رو به اشتراک بذاره یا نذاره ولی مطالبی که تدریس شده از یه سری کتاب خارجیه که به‌صورت رایگان در دسترسه. و اگر استاد هر جلسه فقط دو ساعت صحبت کرده، من دو روز وقت و انرژی گذاشتم که اون دو ساعت رو تبدیل کنم به ده بیست صفحه مطلب. تازه قصد فروشش رو هم ندارم که بحث سهم‌خواهی و سود مادی پیش بیاد. شاید نگرانه که بقیه بردارن بفروشن یا استفاده کنن که خب ما منتشر می‌کنیم که بقیه استفاده کنن. هر جا هم ببینیم یکی برداشته به اسم خودش می‌فروشه به پلیس فتا می‌گیم :)) واقعاً الان حس بدی دارم که جزوه رو نوشتم ولی در پستوی خانه نهانش کردم و نمی‌تونم به اشتراک بذارم :|

پانوشت۱. این اخلاقِ ثبت و ضبط کردن آموخته‌ها و به اشتراک گذاشتنشون هم مختص درس و دانشگاه نیست و من حتی تو کلاسای آموزش رانندگی و آشپزی هم جزوه نوشتم و به هم‌دوره‌ایام دادم. جزوۀ کلاس آشپزیمو تو وبلاگم هم گذاشته بودم و می‌تونید برای دانلود کلیک کنید. البته پلیس فتا گفته روی لینک‌های ناشناس کلیک نکنید و شما هم هر جا هر لینکی دیدید کلیک نکنید. ولی روی این می‌تونید کلیک کنید و کلی عکس خوشمزه ببینید.

پانوشت۲. پارسال بعد از تموم شدن یکی از درسا جزوه‌ای که نوشته بودمو گذاشتم تو گروه دانشکده. یه سری از غیرِهم‌رشته‌ایام که شماره‌مو نداشتن فکر کرده بودن استادم. با اینکه تصمیم ندارم و تمایلی هم ندارم استاد بشم ولی حس دلچسبیه به آدم بگن «استاد» :|


۰۰/۱۲/۲۶
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 18

استاد شماره 21

نظرات  (۲۶)

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

بی ربط به پست : 

 

چند وقت پیش توی توییتر یه ویدیو دیدم که یک شخص هندی یا شاید هم پاکستانی یکی از معجزات امام رو تعریف میکنه . بعدش سرچ کردم دیدم توی آپارات هم قبلا این ویدیو منتشر شده . از اون جایی که من واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم لینک آپارات رو میذارم که اگر خواستید ببینید :

 

***** **** ***** ************

 

 

پاسخ:
دیدم. 
حیفِ وقتتون نیست برای یه همچین چرت و پرتایی هدر بدید؟ نبینید اینا رو :))
لینکو برداشتم. چون معمولاً سعی می‌کنم تو وبلاگم نشر اکاذیب نکنم :دی
+ چه جالب! گویا لینکا رو نمیشه از توی کامنتا سانسور کرد و لینک فعاله هنوز :| :))

من در جزوه نوشتن افتضاح که نه بلکه فرا افتضاح بودم و ای کاش هم کلاسی دست و دل بازی چون تو میداشتم بلکه اسون تر میگذشت دوره دانشجویی :-|

پاسخ:
یه ندا می‌دادی میومدم برات جزوه هم می‌نوشتم ^-^
باورت میشه من یه بار برای یه درسی جزوه نوشتم که خودم نداشتمش؟ ینی اولش داشتم وسطای ترم حذف کردم درسو ولی تا تهش رفتم. و جالبه بدونی فقط هشت نفر با این استاد اون درسو برداشته بودن و بیشتر از صد نفر با یه استاد دیگه برداشته بودن. من و یکی از هم‌کلاسیام جزو این هشت نفر بودیم. اون هم‌کلاسیم هم خیلی خوب جزوه می‌نوشت. چهار نفر از این هشت‌ نفر حذف کردن درسو. از اون چهار نفر باقی‌مانده هم دو نفر افتادن و یه نفر با نمرۀ کم و یه نفر با نمرۀ معمولی پاس کرد. یه وقتایی من و اون هم‌کلاسیم تنها دانشجوهای حاضر در کلاس بودیم و جزوه می‌نوشتیم که بدیم به اون چهار نفر :)) اواخر ترم اون هم‌کلاسی هم نیومد و من تنها بودم. استاد هم می‌دونست درسو حذف کردیم :))))))))))))))

من که بودم اصلا اجازه نمیگرفتم . حتی من دوره ی کارشناسی کلاس عمومی داشتم استاد میگفت حق ندارید صدا ضبط کنید . من ضبط کردم . توی مدارس و خیلی از دانشگاه های اروپا دوربین هست . همه چی ضبط میشه . کلاس حریم خصوصی مدرس یا استاد نیست که بخواد بگه فیلم بگیرید یا نه .

اگر کسی با ضبط شدن صداش یا دیده شدن تصویرش یا منتشر شدن جزوه اش مشکل داره نباید تدریس کنه .  

 

من با احترام بیش از حد موافق نیستم چون ممکنه طرف واقعا فکر کنه این حقشه . 

پاسخ:
آخه بعضیا از این فایلا سوءستفاده می‌کنن. برای همین راضی نیستن.
من یه فایل صوتی ضبط‌شده دارم از کلاس اقتصاد دکتر چمران تو شریف. برادر همین شهید چمران معروفه. آخرین جملۀ فایل صوتی اینه که (خظاب به من) شما صدای کلاسو ضبط می‌کنید؟ ضبط نکنید لطفاً. 
چیز خاصی هم نمی‌گفت و درس اقتصاد بود ولی وقتی دیدم دوست نداره ضبط کنم نکردم و از اون به بعد بیشتر حواسمو جمع کردم که همه چیو همون موقع یادداشت کنم. یه استادم داریم که می‌گه ضبط کنید ولی به کسی ندید.

آخه من بهش به عنوان ویدیوی خنده دار نگاه میکنم و باهاش خیلی خندیدم . 

 

پاک کنید نظر رو . فقط میخواستم یه ویدیوی خنده دار وسط درس و امتحان فرستاده باشم . مهم نیستش که 

پاسخ:
حالا بذاریم بمونه چهار نفر بیان ببین روحشون شاد بشه. ولی در کل من سعی می‌کنم از حواشی سیاسی و مذهبی دور باشم. ظاهرشون خنده‌داره ولی باطن حرص‌درآره.
۲۶ اسفند ۰۰ ، ۱۳:۱۱ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

کار نیک و خداپسندانه‌ای هست به نظرم .

پاسخ:
لیکن برخی موافق نیستند :|

سلام عزیزم 

منم از ایده ت استفاده کردم و یه جزوه خیلی خیلی خفن درست کردم و استادهام کلی لذت بردند.

مررسی ازت

پاسخ:
سلام
خدا رو شکر :)

من جزوه تاریخ علمتون رو میخوام، اگه امکان به اشتراک گذاریش باشه:)

پاسخ:
بله حتماً. اسممو از صفحهٔ اولش برمی‌دارم همین‌جا می‌ذارم برات. ولی از کجا می‌دونی ما یه همچین درسی داشتیم؟ :)) داستان این جزوه برمی‌گرده به پنج شش سال پیش!

خیلی ممنونم

هر از گاهی تصادفی آرشیوت رو میخونم، اونجا دیدم، اما کامنتا بسته بود به گمانم:) 

پاسخ:
ما چون هم تاریخ علم داشتیم هم متون تاریخ علم، من هر دو جزوه رو برات آپلود کردم. یکیش با استاد شمارۀ 12 بود یکیش با استاد شمارۀ 15. نمی‌دونم کدومو می‌خواستی. اسمم هم از صفحۀ اولشون برداشتم که هویتم لو نره! ولی آدرس اون یکی وبلاگمو گذاشتم که بی‌نام‌ونشان هم نباشه دیگه. آدرس اون یکی وبلاگو هم شما دارید هم استادها و هم‌کلاسیا.
این نکته رو هم اضافه کنم که محتوای این دوتا درس به‌قدری از فضای زبان‌شناسی دور بودن که هم‌کلاسیام موقع نظرسنجی اعتراض کردن و از سال بعد از ما دیگه این درس‌ها ارائه نشد و ورودیای 95 و بعدیا درسای دیگه تو برنامه‌شون گنجونده شد. ولی من این درسا رو دوست داشتم و بالاترین نمره رو هم گرفتم :|
و یه نکتۀ دیگه اینکه موقع نوشتن جزوه‌ه نمی‌دونستم که ۀ رو باید به این صورت بنویسم و همه جا ی نوشتم. مثل خانۀ و خانه‌ی
برای دانلود کلیک‌رنجه بفرمایید:


۲۶ اسفند ۰۰ ، ۱۶:۴۶ محمدعلی ‌‌

در مقابل، من اگه توی یک‌چیز افتضاح واقعی باشم، جزوه‌نویسی هست :)))))))

من اولین‌بار که جزوه نوشتم، سال نهم بود. درس ریاضی. البته قبل‌تر از اون برای علوم پنجم ابتدایی هم معلمی داشتیم که می‌خوند و ما می‌نوشتیم. به صورت سوال و جواب! :)) ولی جزوه‌نویسی رسمی‌م همون ریاضی نهم بود. نه تمیز بود، نه نکته خاصی داشت. هیچوقت حوصله‌م نمی‌گیره به جزوه نوشتن :)) توی دانشگاه هم برای ریاضی یک و دو نوشتم. جزوه‌های نسبتاً تمیزی شدن ولی دست‌نویس. هنوزم برای انتگرال می‌شه بهشون مراجعه کرد :)) ولی با خودم میگم وقتی همه‌ی این‌ها توی کتاب هست، دیگه جزوه چرا؟ با اینکه میدونم جزوه خلاصه‌تره و برای مرور بهتره و این‌ها، و عمیقاً از جزوات دیگران در زمان پایانترم استقبال می‌کنم، ولی خودم حال و استعداد جزوه‌نویسی ندارم -ـ-

 

آبان ۹۷ کنکوری بودم و توجه کافی به جزوه آشپزی‌تون نداشتم انگار. مرسی =)

 

مهارت‌های عمومی پژوهش :) من عاشق این عناوین درسی اینجوری‌ام! :)) یه درس «متون تخصصی شیمی» ما داریم که من هنوز نگذروندم، ولی چنین نگاهی بهش دارم. حس می‌کنم چیز باحالی باید باشه :)) 

پاسخ:
زمان مدرسه من خودم متوجه نبودم که خوب جزوه می‌نویسم. ولی می‌دیدم که مثلاً وقتی پیش‌دانشگاهی‌ام بچه‌های دوم سوم میان دفتر شیمی و فیزیک دوم یا سوممو می‌خوان که کپی کنن. سال دوم دانشگاه با یکی به اسم پریسا هم‌اتاقی شدم. از من کوچیکتر بود ولی تو همون مدرسه‌ای که من بودم درس خونده بود. می‌گفت تو مدرسه یه بار اومده ازم دفتر شیمی (یا فیزیک) گرفته کپی کرده. من یادم نمیومد ولی اون منو با جزوه یادش بود.

اینم جزوۀ مهارت‌های پژوهش خدمت شما:

به درد دانشجوی کارشناسی که اصلاً نمی‌خوره
به درد دانشجوی ارشد شاید بخوره
به درد دانشجوی دکتری حتماً می‌خوره
۲۶ اسفند ۰۰ ، ۱۷:۴۵ سُولْوِیْگ 🌻

موقع خوندن این پست همه‌ش داشتم به این فکر می‌کردم که من تو کل زندگی‌م فقط سر یه دوره شده که جزوه بنویسم و همونا هم پدرم رو درآوردن. نگاهشون که بکنی اولش خیلی رنگارنگ و با تصویر و نمودار و... ولی از یه جا به بعد دیگه اعصابم خورد شده و با مداد و خیلی چرک ادامه داده‌م. :دی

الان دلم خواست که با شما هم‌کلاسی می‌بودم. XD

پاسخ:
جزوه‌نویس گلی است از گل‌های بهشت :))

سلام

خیلی پستایی که لینک به گذشته تونه رو دوست دارم. لینک دانلود جزوه تون الان غیر فعاله یا من اشتباه میکنم؟

 

پاسخ:
سلام
فعاله. گویا صالحه دانلود کرده و کامنت هم گذاشته.

ما هم یه جزوه نویس تو ورودی داشتیم. جزوه‌هاش کامل بود ولی فقط خودش و چندتا از دوستای نزدیکش که بهش شبانه روز دسترسی داشتن میفهمیدن چی نوشته :))

از وقتی مهاجرت کرد امریکا ما هم بی جزوه موندیم.

پاسخ:
انصافاً من یه‌جوری می‌نویسم و انقدر توضیح می‌دم که همه بفهمن :))
۲۶ اسفند ۰۰ ، ۱۹:۵۶ مهندس خانوم

یادمه سال آخر کارشناسی که بودم جزوه ریاضی عمومی یک که توی کلاسور بود رو دادم به یکی از همکلاسیام، گمش کرد. هیچوقت هم بابت اینکه گم کرد ازم عذرخواهی نکرد! 

من هیچ من نگاه!

پاسخ:
وای، چقدر ببخشیدا، بی‌شعور بوده این هم‌کلاسیت :|
من بودم خون به پا می‌کردم!
من موقع کپی جزوه‌هام خودم هم همراهشون می‌رفتم که جزوه‌م آسیب نبینه و بلایی سرش نیاد. بعضی وقتا هم خودم کپی می‌کردم براشون. یادمه برای دو نفر کپی کردم و هر چی گفتم قابل نداره پولشو حساب کردن. هنوز نگه‌داشتم اون پولا رو یادگاری :||||
۲۶ اسفند ۰۰ ، ۲۰:۰۴ صـــالــحـــه ⠀

سلام نسرین جان. خوبی؟ جزوه آشپزی‌ت رو دانلود کردم که استفاده کنم. دمت گرم.

 

در مورد جزوه نویسی تجربه من در ترم قبل میگه که ارتباط خاصی بین جزوه نوشتن و نمره گرفتن وجود نداره فلذا من ترجیح میدم وقتم رو بذارم برای کارایی که ارزش علمی بیشتری داره :| خیلی ضد حالم، نه؟

 

در واقع ما سر کلاس ارشد کلا سه نفریم و ترم قبل به پیشنهاد من جلسات رو تقسیم کردیم و واو به واو پیاده کردیم اما نتیجه این شد که استاد میخواست خیلی الکی به همه ما سه تا ۱۷ بده. من کلی چونه زدم شد ۱۸ :))))

این ترم تا جایی که راه داره جزوه نمینویسم. هرچی استاد بخواد کلا تابع همونم. تا اینجا فعلا فقط یه استاد جزوه نویسی مطلوبش بوده.

عیدت هم مبارک

پاسخ:
سلام
نوش جونت :)
آره امتحان و نمره بحثش جداست. ممکنه روز امتحان حالت خوب نباشه بد بدی، یا ممکنه سؤالا استاندارد نباشه. ولی یکی از فواید جزوه نوشتن اینه که تسلطت به مطلب بیشتر میشه. من اصلاً قبول نمی‌کنم تقسیم کارو. ترجیح می‌دم همه رو خودم بنوسم.

عید شما هم مبارک

موقعی که حضوری بود کلاسا رو ضبط میکردم و با وسواس می‌نوشتم بعد ترم اولی که مجازی شد (ترم بعدش) تمام جلسات‌ رو تایپ کردم و همه درسا رو زیپ کردم ، بعد برخی استادا در یه حرکت ضد حال یه خلاصه دادن خودشون برا امتحان ترم :/ و برخی درسا نماینده کلاس جزوه شو میفرستاد و استاد میگفت بر اساس همین :/ ، فعلا انگیزه‌ جزوه نیست تا ببینم ترم حضوری میشه یا نه.

پاسخ:
ببین آخه من فقط برای اون ترم نمی‌نویسم که. یه چیزی می‌نویسم که تا آخر عمر به دردم بخوره. برای همین افسوس نمی‌خورم اگه برای امتحان به دردم نخوره
۲۶ اسفند ۰۰ ، ۲۳:۵۴ محمدعلی ‌‌

:)) می‌دونم به کار من نمیاد :)) منظورم عنوان درس بود. مثلا اینجا مرکز معارف علاوه بر اون آیین زندگی نایبی، یه درس اختیاری هم داره که عنوانش اینه: مهارت‌های زندگی دانشجویی :)) عنوانش جذابه برام. مثل همون مهارت پژوهش یا متون شیمی و اینا. متوجهم که لزوماً به کارم نمیان. صرفاً اشاره‌ام به عنوان بود. حالا به امید دکتری خوندن ذخیره کردم البته :دی (خدایی خداقوت. یه نگاه کردم، خیلی کاربردی بود به نظرم. اونی که لازمش باشه خیلی حال می‌کنه قطعاً!)

پاسخ:
چه عناوین جذابی!
من عنوان درس اخلاق مهندسی رو دوست داشتم. تو دانشکدهٔ برق دو سه‌تا استاد ارائه‌ش می‌دادن. محتوای درس هیچ کدوم هم شبیه اون یکی نبود. هر کدوم اخلاق رو یه چیز تعریف می‌کردن. مثلاً استادی که من درسو باهاش برداشته بودم متون کهن ادبی (که مربوط به اخلاق بود) رو هم تو درسش گنجونده بود. به‌علاوهٔ کلی مطلب راجع به جنگل‌ها و حیوانات و محیط‌زیست و...
یکی از سؤالات امتحان تفاوت ببر و پلنگ بود! 
تخصصش هم مخابرات بود. 
بعد، تو این کلاس فقط من جزوه می‌نوشتم و تنها دختر کلاس بودم. اون هم‌کلاسی‌های پسری هم که آشنا بودیم و باهم سلام علیک داشتیم اون ترم این درسو برنداشته بودن و عمیقاً احساس غریبی می‌کردم تو کلاس. آخر ترم اینایی که حتی یه بارم سلام علیک نکرده بودیم پیام می‌دادن برای گرفتن جزوه. هنوز برام سؤاله شماره‌مو از کجا پیدا کرده بودن :)) یه سریاشونم می‌خواستن بیان دم خوابگاه بگیرن که بهشون گفتم عکس می‌گیرم پی‌دی‌اف می‌کنم می‌فرستم و نیان. اونا هم نیومدن دیگه.

منم به شدت اهل جزوه نوشتنم. از دوران طفولیت اعتقاد داشتم که باید سر کلاس جزوه بنویسم تا درگیر مطلب بشم و یاد بگیرم، حتی اگه بعداً بهش مراجعه نکنم. از کلاس ورزش۱ که آنلاین داشتیم هم جزوه دارم :دی.

ولی حوصله‌ام نمی‌کشه که مثل شما تروتمیز و مرتبش کنم که به درد آیندگان هم بخوره. یه جاهایی هم غیررسمی می‌نویسم یا یه جمله‌هایی می‌نویسم که مخاطبش خودمم و از این لحاظ زیاد به درد بقیه نمی‌خوره.

تازگیا که کلاس‌ها آنلاینه، مخصوصاً توی درس‌های تخصصی، استادها خیلییی سریع از روی اسلاید جلو می‌رن و دیگه درست فرصت نمی‌کنم که تصمیم بگیرم چی رو بنویسم چی رو ننویسم، گاهی هم مجبور میشم دیگه بیخیال جزوه نوشتن بشم تا صحبت استاد رو در اون لحظه از دست ندم :(. یک از هزاران خوبیِ کلاس حضوری همینه که سرعت استادها با نوشتن پای تخته میاد پایین وآدم  می‌رسه کامل جزوه بنویسه و مطلب رو شیرفهم بشه.

پاسخ:
تو از مایی!
ولی بنده سر تعظیم فرود میارم جلوی کسی که از کلاس ورزش هم جزوه داره :))
ببین من خودمم جزو آیندگانم. در آینده انقدر که به درد خودم خورده به درد بقیه نخورده. من هنوز که هنوزه به جزوه‌های قدیمی مراجعه می‌کنم. لذا مرتب می‌نویسم که بعداً راحت‌تر استفاده کنم.
۲۷ اسفند ۰۰ ، ۰۰:۳۲ محمدعلی ‌‌

اخلاق مهندسی :)) عجب اسمی.

 

انگار این بحث جزوه خیلی واسطه خیر بوده اون‌موقع. کم الکی نیست که تبدیل به شوخی و لطیفه شده بوده. دارم پسری رو تصور می‌کنم که خواسته بره دم طرشت۲ جزوه بگیره =) الان ولی نه، بساط جزوه گرفتن کساده. همه جزوه‌ها یافت می‌شه همه‌جا. همه هم معمولی می‌نویسن و رقابتی بین جزوه‌ها نیست. هعی. دیگه دانشجویی از دوران اوج خودش گذشته انگار :)

پاسخ:
یه بارم بابا اومده بود تهران. وقتی برمی‌گشت تبریز گفتم سر راه منم بذاره جلوی طرشت۳ جزوهٔ یکی از پسرا رو پس بدم :))
یه بارم به یکیشون جزوه‌مو دادم ببره اسکن کنه بیاره. همکف دانشکده بودم و قرار شد یکی دو ساعت دیگه بیاره. شماره‌مم نداشت. گفت وقتی برگشتم ایمیل می‌زنم که رسیدم بیاید بگیرید. روش نشد شماره‌مو بخواد گفت ایمیل می‌زنم. اون موقع هم گوشیا اندروید نبودن که راحت به اینترنت وصل شن و نوتیفیکیشن ایمیل بیاد. باید می‌رفتم سایت ایمیلمو چک می‌کردم ببینم کی می‌رسه. هیچی دیگه. وقتی گفت ایمیل می‌زنم گفتم شماره‌تونو بگید زنگ بزنم شماره‌م بیافته.

@محمدعلی

آقا این درس مهارت‌های زندگی دانشجویی رو دکتر اصغر نوروزی ارائه میده، این ترم باهاش دانش خانواده دارم استاد نازنینیه، توی مرکز مشاوره دانشگاه هم هست. به طور عمومی توصیه میشه :). خودمم شاید ترم‌های بعد برداشتم این درسش رو، البته درس اختیاریه و تطبیق نمی‌خوره با بقیه دروس معارف.

 

اینم خطاب به @همه: مرکز مشاوره دانشگاه شریف توی یک سال اخیر چند سلسله کارگاه آنلاین برگزار کرده با موضوعات مختلف روان‌شناسی، فایل‌های صوتی کارگاه‌ها رو هم توی کانال تلگرامش می‌ذاره. من تازه بهش مراجعه کردم و چند قسمتش رو گوش کردم. خیلی راضی بودم و به نظرم مدرس‌هاشون بسیار باسوادن، شاید به درد شما هم بخوره. اینم لینک کانالش، به قول خودشون «هدیه‌ای از جنس آگاهی»:

https://t.me/sh_counseling

پاسخ:
مرسی.
چه خوب بودن کامنتای این پست.
۲۷ اسفند ۰۰ ، ۰۱:۲۴ محمدعلی ‌‌

@علی

آررره :)) از قضا با ایشون همین دانش خانواده رو گذروندم و از معدود درس‌های مرکز معارف بود که چسبید. البته ایشالا ببخشه، اوایل درس، طبق روال همه درس‌های گروه معارف، خیلی اذیتش کردم :))

پاسخ:
چه جالب که برای دانش خانواده استاد و کلاس دارید. زمان ما این‌جوری بود که برمی‌داشتیم و آخر ترم امتحان می‌دادیم. تو کارنامه هم p یا f ثبت می‌شد نه نمره. تعداد واحداشم صفر بود ولی اجباری بود. بدون کلاس و استاد. حالا همهٔ این تفاوتا یه طرف، رویکرد و محتواشم یه طرف. اسم درس تنظیم خانواده بود و یاد می‌داد که چجوری تعداد اعضای خانواده رو ثابت نگه‌داریم. چه کنیم که زیاد نشه :|

سلام حالت خوبه؟

تازه نسرین جان احتمالا خبر نداشته باشی که مربی‌های کلاس های آشپزی و هنری هم گاهی راضی نیستند که جزوشون منتشر بشه و باید ازشون اجازه بگیریم . من خودم کلاس آشپزی رفتم و اون خانوم می‌گفت من راضی نیستم که حتی به دوستاتون هم که کلاس‌های دیگه منو اومدند، بدید راستی من فکر می کردم که تو به استاد شدن علاقه مندی. اگه علاقه نداری پس میخوای چیکار کنی در آینده؟

پاسخ:
سلام
این مربی آشپزی ما راضی بود. می‌دید که فیلم و عکس می‌گیریم و جزوه می‌نویسیم و مشکلی نداشت. یه سریاشون برای تبلیغ کارشون جزوه‌شونو منتشر می‌کنن. مثلاً این مربی شماره‌شو داد که اگه تو مهمونیامون خواستیم چیزی سفارش بدیم بهش بگیم. از خداشم بود که عکسا رو این‌ور اون‌ور بذاریم تبلیغ بشه براش.

به‌عنوان شغل دوم بدم نمیاد تدریس کنم، ولی به‌عنوان کار اصلی اصلاً نمی‌تونم فضای دانشگاه و فضای کارمندی (فلان ساعت فلان جا بودن) رو تحمل کنم. برای شغل اولم هم یه فکرایی دارم ولی اول باید دکترامو بگیرم و مدرک دستم باشه. از اونجایی که رسالهٔ دکتریم مرتبط با برندها و نام‌های تجاریه، ترجیح می‌دم شغلم هم تو این حوزه باشه.
۲۷ اسفند ۰۰ ، ۱۱:۵۷ محمدعلی ‌‌

من نمی‌دونستم باید صفرواحدی بردارم، دوواحدی برداشتم و الان توی تطبیقم درس مازاد زده :)) ولی در واقع همون صفر واحدیه.

چه محتوایی داشتید آخه =)))) این چی بود دیگه :)))))) 

پاسخ:
من اوایل سال ۹۰ گذروندم. چند سال بعد که جزوهٔ این درسو دست اونایی که هنوز نگذروندن می‌دیدم برام جالب بود که چقدر رویکردشون تغییر کرده. مثلاً تو جزوهٔ ما نه‌تنها صحبت از فرزندآوری نبود بلکه از اول تا آخرش هزاران راه و وسیله برای فرزندنیاوری آموزش داده بود. ولی گویا الان محتواشون فرق کرده و صحبت فرزند بیشتر زندگی شادتره. مشمولان دارای دو فرزند هم معاف از خدمتن تازه :))

سلام. من سر کلاس اموزشی و یا جلسه اداری حتما جزوه می‌نویسم اما فقط به دردم خودم می‌خوره چون به زبون خودم جزوه رو می‌نویسم نه استاد یا سخنران و شاید برخی مواقع فقط کلمات کلیدی رو بنویسم یا وسطش ابرلز احساسلت خودم رو هم بنویسم کنار جمله(همیشه تو دانشگاه و محل کار بقیه میومدند تا ازم جزوه بخواهند و وقتی می‌گفتم به‌دردتون نمی‌خوره ناباورانه نگاهم می‌کردند تا وقتی دوستام تایید می‌کردند که مثلا جزوه درس اسیب‌شناسی که حداقل باید ۲۰۰ صفحه می‌شد من ۴۵ صفحه نوشتم)

بابت اشتراک‌ جزوه‌ها ممنون. فعلا فقط دانلود کردم اما مطمئنا جزوه آشپزی و مهارت‌های پژوهش به‌دردم می‌خوره. خدا خیرتون بده.

پاسخ:
سلام
وقتی کلیدواژه می‌نویسی بعداً خودتم یادت می‌ره چی نوشتی و چرا نوشتی. قشنگ باید توضیح بدی و حق مطلب رو ادا کنی :))
قابل شما رو نداره. ایشالا به شادی و خوشی استفاده کنی ازشون

ممنون عزیزم؛ البته نمیدونم چرا تو ذهنم بین تاریخ علم و تاریخ تفکر این همانی نادرستی برقرار شده بود اما خب مبحث تاریخ علم هم واقعا جذابه...دانلود کردم و به مرور سریع هم کردم، اگه به تاریخ علم علاقه‌مندی پیشنهاد میکنم تهران اومدی حتما موزه و کتابخونه ملی ملک رو یه سر بزنی...طبقه دوم به بخش داره تاریخ علم در دوره طلایی مسلمانان.... واقعا جالبه...و من خودم از خیلیاش شگفت زده شدم..آدرسش هم سردرباغ ملیه؛ همونجا که وزارت امورخارجه هم الان تو شهربانی قدیم تهران مستقره...درباره تاریخ علم کتاب هزار و یک اختراع مسلمانان انتشارات دانشگاه آکسفورد و همین طور نقل قولی که کوپرنیک از ابن باجه که شاگرد ابن رشد بوده درباره کرویت زمین و مرکزیت خورشید می‌کنه واقعا برام جالبه...انقلاب صنعتی غرب مدیون انقلاب علمیه که به انقلاب کوپرنیکی هم مشهوره...

پاسخ:
چه اطلاعات خوبی. ممنونم. من وقتی به گذشتۀ طلاییمون فکر می‌کنم و با حالمون مقایسه می‌کنم افسوس می‌خورم. فکر کن اگه با همون شیب پیشرفت می‌کردیم چی می‌شد...

سلام. با اجازه تون جزوه هایی که توی کامنت گذاشته بودیدو دانلود کردم، خداوند شما را خیر دهاد...

ببخشید میتونم بپرسم که با چه نرم افزاری توی لپ تاپ اسکرین ضبط می کنید واسه کلاسا؟

پاسخ:
سلام
خواهش می‌کنم. عمومی گذاشتم که هر کی خواست استفاده کنه.
من خودم کمتازیا دارم. ولی حجمش زیاده و کلی امکانات داره که به درد هر کسی نمی‌خوره. این بیشتر به درد حرفه‌ای‌ها می‌خوره. البته من حرفه‌ای نیستم و همین‌جوری نصبش کردم.
برای ضبط عادی اسنگیت عالیه. دوستام اینو دارن و خیلی سبک و راحته کار باهاش. 

خیلی خیلی ممنون. دستتون درد نکنه🌺🙏

پاسخ:
خواهش می‌کنم