دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۷۱۴- چهارده‌سالگی

دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۴۰۰، ۰۲:۱۴ ب.ظ

چهاردهمین سالگرد ورودم به عرصهٔ وبلاگ‌نویسی رو در شرایطی گرامی می‌دارم که بی‌حال یه گوشه افتادم و کمرم از درد ناشی از اُمیکرون داره نصف میشه و نه جون دارم به‌رسم هر ساله عکس‌های یادگاری یک سال اخیرتونو بچینم کنار هم و به دیوار هدر وبلاگم اضافه کنم، نه اساساً می‌تونم عکسی آپلود کنم که هدرو عوض کنم.


بعداًنوشت: هر جا هر چی که دیدین و یادم افتادین عکسشو برام فرستادین. عکسا رو به اسم خودتون ذخیره کردم و گذاشتم کنار هم و این هدرو ساختم. هدری که وقتی نگاش می‌کنم لبخند می‌شینه روی لبام. اگر می‌خواید عکس‌ها رو با کیفیت بیشتری ببینید روی لینک‌ها کلیک کنید. چندصدتا عکسو تو یه عکس بزرگ فشرده کردم و حجم هر لینک چند مگابایته. 

۱۷۳عکس (۷مگابایت) از سال ۹۴ تا بهمن ۹۵، 

۲۶۱عکس (۱۲مگابایت) از بهمن ۹۵ تا بهمن ۹۶، 

۲۸۹عکس (۱۰مگابابت) از بهمن ۹۶ تا بهمن ۹۷،

۳۷۲عکس (۱۲مگابایت) از بهمن ۹۷ تا بهمن ۹۸، 

۱۱۲عکس (۵مگابایت) از بهمن ۹۸ تا بهمن ۹۹ و 

۱۲۲عکس (۵مگابایت) از بهمن ۹۹ تا بهمن ۱۴۰۰.

۰۰/۱۱/۲۵
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

نظرات  (۱۸)

۲۵ بهمن ۰۰ ، ۱۴:۳۰ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

خدای من ، کم نیست ها ، خدا نگهش داره تبریک 👏👏🙂😁

همکارم هم او میکرون گرفته بود محل کار زودی خوب شد البته تا روز ۱۴ هی سرفه داشت، هفته اولش کمی سخت بود می‌گفت.

تب ، لرز ، سردرد و خستگی ، مایعات  و سوپ و خواب و استراحت، هله هوله و لواشک و بستنی هم پدر باید ممنوع کنه😁

پاسخ:
آره. نصف عمرمه.
زورشون نمی‌رسه بهم. نه چیزایی که میگن بخورو می‌خورم نه از چیزایی که میگن نخور پرهیز دارم. بچهٔ حرف‌گوش‌کنی نیستم زیاد.
۲۵ بهمن ۰۰ ، ۱۴:۳۲ مترسک ‌‌‌‌‌

مبارک باشه :)

پاسخ:
مرسی مترسک ^-^
۲۵ بهمن ۰۰ ، ۱۵:۰۸ تار و پود √

این چهارمین سالیه که عکسای سال رو قاب نمیکنید بذارید توی هدر؟؟

پاسخ:
نه. هر قاب برای یه سال نیست. این رسمِ عکس فرستادن از سال ۹۴ بنیان‌گذاری شد. چندتا قاب برای ۹۴ هست، چندتا برای ۹۵ و... تا ۹۹

عیبی نداره شباهنگ عزیز همین جوری خالی خالی هم میتونیم این تداوم در وبلاگ نویسی رو جشن بگیریم :))

پاسخ:
وقتی تولد وبلاگمو با اون سالی که کیک سفارش دادم بردم دانشگاه مقایسه می‌کنم واقعاً امسال خالی‌خالیه.

مبارکه🎉🎉

ماشاءالله چه پر سابقه. با همین فرمون پیش برو 😊

ما هم مریضیم مثل شما. الهی زودتر خوب بشی 🙏

پاسخ:
عجب اوضاعی شده. اغلب دوستام مبتلا هستن.

مبارکککک بااااشههههه^_^

 

امیدوارم زودتر خوب شی

پاسخ:
مرسی ^-^

سلام

ان شا الله هر چه زودتر خوب میشید ...

راه شما پر رهرو باد ...

پاسخ:
سلام
خیلی هم پررهرو نیست. خواننده‌هام به‌مرور دارن تبخیر میشن و بقیهٔ وبلاگ‌ها هم هر روز یکیشون تعطیل.

واقعا؟ چه جالب:) مبارکتون باشه

عیدتون هم مبارک و الهی زودتر خوب و خوش و سرحال بشین

پاسخ:
بله واقعاً. دوم دبیرستان بودم که دوستام دستمو گذاشتن تو حنای وبلاگ‌نویسی :)
ممونم.
۲۵ بهمن ۰۰ ، ۲۳:۲۶ محمدعلی ‌‌

تبریک می‌گم چهارده سالگی این وبلاگ دوست‌داشتنی رو :)

 

امیدوارم امیکرون خفیف باشه براتون و خیلی زود دوره‌ش تموم بشه.

پاسخ:
ممنون
امیدوارم زود تموم بشه. امروز فقط بیست دقیقه درس خوندم :|

ان شاء الله زودتر خوب بشین...

و تبریک میگم. خدایش همت میخواد 14سال 😁

پاسخ:
مرسی
با این کامنت، تعداد کامنتا از وضعیت تک‌رقمی خارج شد :))

ان شا الله هر چه زودتر خوب بشید ؛ ما نیز امیکرون گرفتیم انصافا بد دردیه :/ فعلا منتظرم بقیه سویه ها هم بیان یه سلامی بهم عرض کنن

چه حس خوبی داره استمرار (14 سال)

پاسخ:
این چه مصیبتی بود آخه گریبان همه رو گرفت. دو ساله از کار و زندگی افتادیم.
ولی حضور موقت خواننده‌ها حس خوبی نداره. مثل ترمیناله. هر چند وقت یه بار یه سریا میان، یه سریا می‌رن. 

۱۴ سال عمر یه جوونه خیلیه‌ها 

تبریک میگم ایشالا همیشه از شادیا بنویسی:)

 

پاسخ:
نسبت به وبلاگم یه حس مادرانه دارم. حس اینایی که زود شوهر کردن و تو سی‌سالگی، یه دختر چهارده‌ساله دارن. از این زاویه حس شیرینیه.
۲۶ بهمن ۰۰ ، ۰۷:۵۹ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

مبارک باشه .

از خانواده چه‌خبر؟ سرایت نکرده ؟

واقعا که چقدر حرف گوش‌کن هستین :‌\ :\ :| :|:|😶😶😶

+ چرا چه‌خبر چ جداست ولی در چقدر  چ چسبیده ؟

پاسخ:
نه خدا رو شکر. چند روزه جدا از هم غذا می‌خوریم و زیاد نمی‌بینیم همو.
اگه خوب بشم اولین خوب‌شونده‌ای خواهم بود که بدون دم‌نوش و داروهای شیمیایی و گیاهی و فقط با آبمیوه و سوپ خوب شده :)) حالا بعداً میشه تأثیر شکلات رو هم بررسی کرد. شاید تسریع بده امر خوب شدنو.
بعضیا برای یکدست شدن متنشون همه رو یه‌جور می‌نویسن. ولی قاعدهٔ بعضیا هم اینه که ببینن اون ترکیب در طول زمان واژگانی شده یا نه. مثلاً توی چه خبر، چه و خبر جدا از هم معنی دارن ولی چقدر انگار تبدیل شده به یه کلمه. یه مثال دیگه یادم اومد. مثلاً چرا، قبلاً چه + را بوده که به مرور زمان چرا شده. چرا کاملاً واژگانی شده. هر چند بعضیا ممکنه بگن ما می‌خوایم چه‌را بنویسیم. بیشتر سلیقه‌ایه این چیزا. درست و غلط نداره.

به وبلاگ دردانه تبریک میگم داشتن اینجور مادر با پشتکاری رو

:)

120 سالگیشو جشن بگیرید:دی

 

پاسخ:
حتی اگه سرورهای بیان هم یاری کنن، بازم بعیده صدسالگیشو ببینم. حال عجیبی به آدم دست می‌ده وقتی به این فکر می‌کنه که صد سال دیگه نه خودش هست نه صاحبان این کامنت‌ها، ولی پست‌ها و کامنت‌ها می‌تونن تا هزار سال دیگه هم بمونن.

سلاام 

تبریک میگم بهتون البته با تأخیر

 
امیدوارم الان که پیامو میدم بهتر شده باشین... برای من این سری خیلی بد بود انقدر گلودرد داشتم که هرچیزی رو امتحان میکردم با اینکه شدیداً بی اشتها شده بودم ولی هنوز سرفه ها هست و به روی خودم نمیارم 

پاسخ:
سلام
ممنون :)

تبریک بر نسرین زیبا نویس

پاسخ:
چون که خودت زیبایی زیبا می‌بینی :)
۲۶ بهمن ۰۰ ، ۱۸:۰۹ ماه توت‌فرنگی

مبارک باشه. خیلی خوشحالم آدم پرتلاشی مثل تو رو پیدا کردم و قلم خوبت رو می‌خونم‌. 

پاسخ:
خوبی از خودته :) لطف داری ^-^

سلام دردانه جان

تبریک میگم... خیلی خوشحالم که انقدر پشتکار داری، امیدوارم سالیان سال برامون بنویسی. من هیچوقت خسته نمیشم از خوندنت. خیلی حس خوبیه وقتی میبینی یه آدمی طی سال ها عوض نمیشه، یه روتینی داره که همچنان همونه یه حس آرامشی به آدم میده... 

تنت سلامت قلمت پایدار.

پاسخ:
سلام دوست قدیمی و مهربونم :) چه خوب که هنوز هستی و هنوز می‌خونی و بهم روحیه می‌دی. ایشالا همیشه سلامت باشی و بمونیم برای هم :)