دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

۱۷۰۰- سه‌شنبه‌ها با استاد شمارۀ هفده

چهارشنبه, ۲۹ دی ۱۴۰۰، ۰۹:۵۸ ب.ظ


اوایل مهر، روزای اول ترم این‌جوری بود که دوشنبه‌ها، شب بعد از خوردن شام اعلام می‌کردم که من هشتِ صبح کلاس دارم و باید زود (حدودای یازده‌ونیم دوازده) بخوابم که صبح پرانرژی باشم و اتفاقاً همین کارم کردم چند بار. ولی هنوز دو سه هفته از شروع ترم نگذشته بود که دیدم اگه تا دو سه و حتی چهار بیدار نمونم کارام تموم نمی‌شه. این اواخرم تا پنج و شش بیدار می‌موندم و هفت‌ونیم بیدار می‌شدم. چند وقتی هم هست که کلاً بیدارم و چشم رو هم نمی‌ذارم و متنفرم از این شرایط. تازه متوجه شدم که من علاوه بر مشاغل سفارشی که یه نفر بگه فلان کارو فلان جور انجام بده، از کارهایی که کشیک و شب‌بیداری داشته باشه هم متنفرم.

سه‌شنبه ششِ صبح بالاخره اصلاحات پایان‌نامۀ ارشدم تموم شد و ایمیل کردم براشون که تأیید کنن و صحافی کنم بفرستم براشون. اگه لنگ مدرک ارشدم نبودم حالاحالاها پیگیری نمی‌کردم. نظرِ چهارپنج‌تا استادو باید اعمال می‌کردم و اصلاحش کار وقت‌گیری بود. صبح از شدت خستگی و خواب داشتم بیهوش می‌شدم و وقتی به این فکر می‌کردم که تازه ساعت هشت جلسه دارم و اسلایدهای این جلسه رو آماده نکردم و اگه آماده کنم حداقل دو ساعت دیگه هم باید بیدار بمونم که تو جلسه حرف بزنم و توضیحشون بدم دلم می‌خواست گریه کنم. تا هشت چندتا مطلب آماده کردم و تصمیم گرفتم راجع به سه‌تا از مقاله‌هایی که به‌نظرم جالب بودن صحبت کنم. بعد وارد کلاس شدم و بازم مثل هفتۀ پیش میکروفن استاد مشکل داشت و صداشو نمی‌تونستم بشنوم. استاد صدای منو می‌شنید، ولی من هیچی نمی‌شنیدم و فقط خش‌خش هوا و نویز محیطو داشتم. چون کلاس دونفره‌ست و لازم بود که باهم صحبت و تبادل نظر کنیم متکلم وحده بودنِ من فایده‌ای نداشت و چون طبق قوانین دانشگاه نمی‌شد که تو محیط دیگه‌ای (مثلاً تو گوگل‌میت) این جلسه رو تشکیل بدیم، استاد گفت (در واقع نوشت) که صبر کن مهندس دانشکده رو خبر کنم بیاد ببینم مشکل از کجاست. زنگ زد به یه آقایی که مهندس صداش می‌کنن. این مهندس مسئول گروه پشتیبانی فنی دانشکده‌ست و شماره‌شو از توی اون گروه واتساپی داشتم. چند بارم قبلاً بهش پیام داده بودم بابت لینک‌های ضبط‌شده و مسائل فنی دیگه. استاد گفت یه پیام بده بهش که با انی‌دسک سیستمتو چک کنه. من مطمئن بودم که مشکل از سیستم من نیست و اول باید سیستم استاد چک بشه. چون من هم با گوشی وصل بودم هم با لپ‌تاپ و هم با مرورگر و هم با ادوبی، با بستۀ سیم‌کارت و اینترنت مودم، با هندزفری و بدون هندزفری. همۀ حالتا رو امتحان کرده بودم و مشکلی نداشتم. تو کلاسای دیگه هم مشکلی نداشتم. اینا رو به اون آقای مهندس گفتم و اینم اضافه کردم که من وقتی با دو سیستم وارد می‌شم خودم صدای اون یکی خودمو! می‌شنوم. پس من می‌شنوم. ولی با هیچ کدوم از این سیستم‌ها صدای استاد شنیده نمیشه. پس میکروفن سیستم استاد باید چک بشه. بعد دوباره اینم اضافه کردم که لینک ضبط‌شدۀ هفتۀ پیشم چک کردم و اونجا صدای استاد نیفتاده روی ضبط و فقط صدای من هست. با این همه توضیح! گفت انی‌دسکمو باز کنم که از اونجا لپ‌تاپمو چک کنه. از اونجایی که اولین بارم بود به کسی دسترسی می‌دادم که با انی‌دسک به لپ‌تاپم دسترسی داشته باشه اولش یه کم استرس داشتم و نمی‌دونستم دقیقاً باید چی کار کنم و چجوری دسترسی بدم. در واقع می‌دونستم ولی تا حالا انجامش نداده بودم و اولین بار بود. برنامه‌شو داشتم و سریع بازش کردم و اون کدی که گوشۀ سمت چپ می‌دیدمو بهش دادم و کده رو وارد کرد و موسش اومد تو سیستم من :| یه کم ترسناک بود اولش. یه کم با بلندگو و میکروفن لپ‌تاپم وررفت و صدا رو کم و زیاد کرد و بعد یه سری بهانه‌های عجیب آورد. اینکه چرا با دوتا سیستم وارد کلاس شدی و چرا با مرورگر وارد شدی و چرا فلان و چرا بهمان. دو ساله روال من همینه خب. مهندس هر چی می‌گفت من سریع بازخورد می‌دادم و بهانه‌شو ازش می‌گرفتم که خب بیا یکی از سیستما رو خارج کردم ولی دیدی درست نشد؟ بیا مرورگرم بستم با اپ وارد شدم ولی درست نشد. بیا هندزفری رو هم درآوردم و همچنان صدا نمیاد. حالا این وسط هی می‌گفتم شما خودت وارد لینک کلاس شو ببین صدای استادو می‌شنوی یا نه بعد منو چک کن. بالاخره بعد بیست‌وچند دقیقه خودش وارد کلاس شد و از استاد خواست صحبت کنه. اینجا تو این تصویر دارم با رسم شکل به جناب مهندس و استاد توضیح می‌دم اینا گوشی و هندزفری منه و با ادوبی و اینترنت سیم‌کارتم وارد شدم و تصویرمم با لپ‌تاپی که با مرور و اینترنت مودم وارد کلاس شدم می‌بینید و صدامم که با هر دو سیستم شنیده میشه. برای بارِ احتمالاً هزارم داشتم تَکرار می‌کردم که مشکل از اینا نیست و میکروفن استادو باید چک کنید. دقیقاً تو دقیقۀ سی‌ام فیلم مهندس گفت آهان ینی مشکل از میکروفن استاده؟ و وقتی دید که صدای استادو نمی‌شنوه! با انی‌دسک وارد سیستم استاد شد که اونجا رو چک کنه و تأیید کرد که مشکل از میکروفن استاده :| تا حدودای ۹ هم درگیر میکروفن استاد بودیم و دیگه قرار شد جلسه به هفتۀ بعد موکول بشه. از کلاس خارج شدم و تا لپ‌تاپو خاموش کنم استادم زنگ زد و عذرخواهی کرد بابت مشکلِ پیش‌اومده و من هی می‌گفتم پیش میاد و عذرخواهی برای چی و اون می‌گفت ببخشید که میکروفنم این‌جوری شد و من هی می‌گفتم اشکالی نداره و استاد عذرخواهی می‌کرد. حالا دروغ چرا، همۀ شبو بیدار بودم و از خدام هم بود جلسه کنسل بشه و برم بخوابم. ساعت نه بعد از یک ساعت کلنجار رفتن با بلندگو و میکروفن رفتم بخوابم و به محض برخورد سرم به بالش، جان به جان‌آفرین تسلیم کردم و بیهوش شدم. فکر می‌کردم تا ابد بخوابم ولی یک بیدار شدم :|

۰۰/۱۰/۲۹
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 17

نظرات  (۱۰)

۲۹ دی ۰۰ ، ۲۲:۳۹ آقای سین

 یه استاد دیگه باید اینا رو بدونه و زشته که بعد این همه کلاس میکروفنش  رو نتونه درست کنه :/

پاسخ:
بعضی از این مشکلات فنی خیلی عجیبن و گاهی دلیلشون تا ابد کشف نمیشه. مثلاً دوربین خودم تو این دو سال یکی دو بار بدقلقی کرد روشن نشد. دوربین چند نفر از دوستامم اغلب روشن نمی‌شد. یه بار بعد از کلاس با هم‌کلاسیا دو ساعت تو لینک کلاس موندیم و همهٔ حالات رو بررسی کردیم و نفهمیدیم چرا دوربین چند نفر روشن نمیشه.

خداقوت

عجب مهندسی:/

 

 

پاسخ:
من فکر می‌کنم شاید چون تو اغلب موارد مشکل از سیستم دانشجوها و به‌دلیل نابلدی دانشجوها (حداقل تو دانشکده‌هایی که بچه‌هاشون فنی نیستن) بوده، این پیش‌فرض تو ذهنش شکل گرفته که اول از چک کردن سیستم دانشجوها شروع کنه بعد بره سراغ استاد.
۳۰ دی ۰۰ ، ۰۰:۳۷ هاشم کوچیکه

فکر می‌کردم فقط من «ولی یک بیدار شدم» رو دارم و هر سری خودم رو سرزنش می‌کردم و فحش می‌دادم؛ خدا رو شکر الان راحت شدم :))))

پاسخ:
تازه همون یک هم که بیدار می‌شم حسِ وای چقدر خوابیدم و وای لنگ ظهره بهم دست می‌ده و عذاب وجدان دارم که ساعت یکه و هیچ کاری نکردم هنوز :|

اگه کلاس ادامه داشت تا کی باید بیدار میموندی؟

پاسخ:
تا یکی دو هفتهٔ گذشته که ترم تموم نشده بود ۸-۱۰ یه کلاس داشتم و ۱۳-۱۵ یه کلاس. اون هفته‌ها کامل بیدار می‌موندم. ینی نه بین دو کلاس می‌خوابیدم نه بعد از کلاس دوم. از این هفته تا وقتی فارغ‌التحصیل بشم ۸-۱۰ جلسه دارم و ۱۰ می‌تونم بخوابم. ولی معمولاً تو جلسه موقع حرف زدن انقدر به وجد میام و انرژی می‌گیرم که خواب از سرم می‌پره و دیگه نمی‌خوابم تا شب. فقط این دفعه رو شانس آوردم که خواب از سرم نپریده بود و تونستم بخوابم.
البته یه دلیل دیگه هم داشت. سه‌شنبه‌های قبل، من لیوان لیوان نسکافه می‌خوردم در طول شب و قبل جلسه و حین جلسه و بعدش برای همین خوابم می‌پرید. این سری روزه بودم و از نعمت نسکافه محروم بودم. ماه رمضون چون کرونا گرفتیم، حالا قضاشو می‌گیرم گاهی. اگه یه چیزی می‌خوردم بازم خواب از سرم می‌پرید.
۳۰ دی ۰۰ ، ۱۷:۰۱ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

 ولی درستش اینه که اول از سیستم خودش مطمئن می‌شد.پیش فرض ذهنیش رو باید تغییر بده :|

پاسخ:
اصلاً اول باید گوش می‌داد بعد خودش تشخیص می‌داد از کجا شروع کنه. مثل بعضی از این دکترها که بدون معاینه و بدون اینکه از مریض شرح حال بگیرن نسخه می‌پیچن عمل کرد :|

تنها ادم‌هایی که نمیتونم تحملشون کنم همین گاوهاییه که هرررر چی بهشون میگی مشکل از کجاست و داستان چیه حرف خودشونو میزنن. اه.

پاسخ:
ای بابا آروم باش حالا طوری نشده که :)) ریلکس! نفس عمیق! :))

ولم کن بذار برم بکشمش

پاسخ:
حالا این دفعه رو ببخشش :))

دانشگاه و  جذابیت‌های همیشگیش :))

مسئولان(در هر سطح کاری)  اغلب رفتارشون همین هست.

با همه بدی‌هاش دلمان تنگ شد.

پاسخ:
والا منم از الان دلم داره برای دوران دانشجویی و تلخیاش تنگ میشه. 

شما انشاالله استاد می‌شید از این محیط دور نمی‌شید.

 

 

پاسخ:
ولی اگر محیطش بر وفق مرادم نباشه دور میشم.

((بر وفق مرادم نباشه ))

کدوم مراد؟  مراد دل یا مراد معروف :))))

پرحرفی کردم :))

پاسخ:
ایهام داره و هر دو معنی درسته. در واقع هر دو معنی مدّنظر شاعر بوده :دی