دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۶۷۶- نه از هر راهی

شنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۰، ۰۸:۲۹ ق.ظ

ظهر تنها بودم. خونه نبودم. از یه رستوران نزدیک جایی که بودم پیتزای گوشت و قارچ سفارش دادم. منتظر موندم و دیدم رستوران تأیید نمی‌کنه. یه کم بعد پشتیبان اسنپ‌فود از تهران زنگ زد که رستوران، گوشت و قارچ نداره. پرسید اشکالی نداره سفارشو‌ تغییر بده یه نوع دیگه بفرسته؟ گفتم نه، همون گوشت و قارچ می‌خوام. گفت پس رستوران‌های اطرافو جست‌وجو کنم ببینم کجا گوشت و قارچ داره؟ گفتم نه دیگه بی‌زحمت سفارشو لغو کنید مبلغو برگردونید دوباره خودم جست‌وجو کنم. مبلغ به کیف پولم برگشت، ولی کد تخفیفم آزاد نشده بود. این کد تخفیفو از کجا گرفته بودم؟ ۱۵ تومن کد دلجویی بود بابت دیر آوردنِ نون فطیر که یه ساعت قبلش سفارش داده بودم. به‌نظر من یه ساعت زمان زیادی نیست. دیر هم نیست. ولی خب عذرخواهی کرده بودن که دیر شده و کد دلجویی فرستاده بودن. منم یه کم گذاشتم روی کد و پیتزای گوشت و قارچ سفارش دادم که البته اون رستورانی که مد نظرم بود نداشت. پولمو برگردوندن که از یه جای دیگه سفارش بدم. بی‌خیال پیتزا شدم. یه کم دیگه هم گذاشتم روی مبلغ کیف پولم و سه بسته ژلهٔ انار و هندوانهٔ فرمند گرفتم. فرمند قیمتاش نسبت به بقیهٔ برندها بیشتره و معمولاً برندهای دیگه می‌گرفتم. این سری دیدم فرمند تخفیف خورده و قیمتش رسیده به قبلیا. البته فقط انار و هندوانه. سه بسته گرفتم. هنوز کد تخفیفمو استفاده نکرده بودم. اون کد برای سوپرمارکت نبود. باید حتماً غذا می‌گرفتم باهاش. زنگ زدم مامان و گفتم اگه چیزی درست نکرده برای شام سوپ سفارش بدم. گفت نه کار داشتم هنوز غذا درست نکردم. خودم خونه نبودم. به‌اندازهٔ سه نفر سوپ سفارش دادم ولی گویا حجمش انقدر زیاد بوده که اگه من بودم هم سه پرس کافی بود برای چهارتامون. البته اینکه همه‌مون کم‌مصرفیم بی‌تأثیر نیست در کافی بودن سه پرس غذا برای چهار نفر. وقتی داشتم پولشو حساب می‌کردم دیدم اون کد تخفیف دلجوییم که برای پیتزا استفاده کرده بودم و لغو شده بود کار نمی‌کنه که پونزده تومن از مبلغ کم بشه. پیام دادم به پشتیبان که بعد از لغو سفارش، مبلغ به حسابم برگشت ولی کدم آزاد نشد. لطفاً کد رو آزاد بفرمایید. خودم از جملهٔ آزاد بفرماییدم خنده‌ام گرفت. چند ثانیه بعد از تهران زنگ زدن و عذرخواهی کردن که یادشون رفته کد رو آزاد کنن و اطمینان خاطر دادن که الان آزاده. تشکر کردم. تا قطع کردم پیام اومد که کدتون آزاد شد و مبلغ پرداختیتون بابت پیتزا هم به حسابتون برگشت. وا! این مبلغو که برگردونده بودن و باهاش ژله گرفته بودم. بله؛ مبلغ پیتزا رو برای بار دوم به حسابم برگردونده بودن. کده رو زدم و سوپو سفارش دادم. بعد مجدداً پیام دادم بهشون که امروز بابت لغو سفارشم از فلان رستوران، دو بار مبلغ پرداختیمو به کیف پولم برگردوندید. پرسیده بودم این مبلغ دوم رو چجوری به شما برگردونم؟ می‌تونستم نگم، ولی به‌نظرم درستش این بود که بگم. دوباره از تهران زنگ زدن و تشکر کردن که اطلاع دادم. از حسابم کمش کردن. به هر حال این وجه عودت‌داده‌شدهٔ دوم حق من نبود. مال اونا بود. اشتباهی بود. اگه تو کیف من می‌موند حلال نبود. یاد وقتایی افتادم که معلم‌ها موقع تصحیح برگه‌ها اشتباه جمع می‌زدن و نمرهٔ اضافی می‌دادن بهم. یا وقتایی که متوجه اشتباهم نمی‌شدن و نمرهٔ کامل می‌دادن. همیشه می‌رفتن اطلاع می‌دادم. بعضیاشون می‌گفتن اشکالی نداره و بعضیاشونم کم می‌کردن نمره‌مو. بیشتر وقتا می‌گفتن اشکالی نداره. همیشه فکر می‌کردم نمره‌م باید حلال باشه. نباید تقلب قاطی نمره‌م بشه، نباید نمره‌های اشتباهی رو اطلاع ندم، باید همونی باشه که حقمه. دوست داشتم زیاد باشه ولی نه از هر راهی. حالا داشتم همون کارو با کیف پول اسنپم می‌کردم.

۰۰/۰۹/۲۷
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

مامان

نظرات  (۷)

۲۷ آذر ۰۰ ، ۰۹:۰۹ محسن رحمانی

سلام 

دقیقا .منم گاها که خرید میکردم از این اشتباها میشد و به فروشنده اطلاع دادم .یا حتی وقتی مقدار پولم کم بود وبدهکار میشدم تا این مبلغ بدهیمو ندم آروم و قرار نداشتم و تا نه بدهیمو بپردازم آروم نمیشدم حتی اگه اون مبلغ ناچیز و کم بود حتی گاهی فروشنده ها میگفتن حالا چه عجله ای بود فردا میاوردی . واقعا نمیتونستم صبر کنم ممکن بود یادم بره یا هزار اتفاق دیگه و تا نه بپرداختم آروم نمیشدم . 

 

پاسخ:
سلام
کار خوبی می‌کنید. درستشم همینه.
۲۷ آذر ۰۰ ، ۱۱:۲۶ حامد سپهر

کار خیلی خوبی کردین :)

چون نمره‌ایی که معلم میده خرجی نداره و میذاره به حساب تشویق دانش‌آموز ی که صداقت داشته ولی اون پول اگه پیگیری نشه تا اختلاف حساب پیدا بشه حتما از حقوق یکی از اپراتورهای سیستمشون کسر میشه

 

پاسخ:
فکر نکنم سیستم اسنپ مثل بانک‌ها دقیق باشه و از اپراتورها کم کنه. ولی خب بازم دلیل نمی‌شد نگم.
۲۷ آذر ۰۰ ، ۱۱:۵۹ اقای ‌ میم

منم میگفتم حتی یادمه به یکی از معلم هامون گفتم بهم نمره بیشتر دادید گفت خدا زیادترش کنه

پاسخ:
اگه نمی‌گفتیم شاید عذاب وجدانش تا الان باهامون بود
خدا بده برکت :)

یه سری چیزا ذاتیه دیگه. کسی که از بچگی چنین باوری داشته باشه بزرگم بشه همونطوره معمولا.

منم همین بودم و هستم. یادمه یه خط کش فلزی خریدم از لوازم تحریری دم خونمون. دو تا خط کش دیگم بهش چسبیده بود. تو مدرسه فهمیدم. به دوستام گفتم اون دو تا رو خریدن ازم، رفتم پولشو دادم به مغازه. واکنشش یادم نیست ولی با همون بچگیم به خودم افتخار کردم. :-))

پاسخ:
بعد از مرگ هم همونه :دی
فیلسوف‌ها به این پدیده میگن شاکله. شاکلۀ من اینه و همه جا همینم.

+ بازاریاب خوبی می‌شدیا. مغازه‌دار باید بهت پورسانت می‌داد بابت فروش محصولش

این نمره بیشتر شدنو من دبستانی بودم میگفتم بعدش پیش نیومد که بدونم چیکار میکردم😁 ولی بحث پول جداست از بچگی یادم دادن که نباید پول کسی رو بخورم و دزدیه بعد انقد به این معتقدم که گاهی پارادوکسای عجیبی به وجود میارم مثلا واسه دوره کارآموزی کلی حرف زدم تا آخر به جای 10 درصد تخفیف برای کل گروه 15 درصد تخفیف گرفتم در صورتی که میشد کلا رایگان شرکت کنم و به کسیم نگم و به نامم شه که من 5 نفر دیگه آوردم ولی در واقع این کار رو با دوست صمیمیم کردیم و حق من تکی نبود و ترجیح دادیم چونه بزنیم برای همه تخفیف بگیریم😁 کچلشون کردم بعد کلی فکر میکردن پولکیم 😅 تا اینکه  یه سری روپوش یادم رفت ببرم  و بابتش باید 15 تومن جریمه میدادم اون روز نقد نداشتم گفتن فردا بیار فردا بردم گفتن ای بابا شوخی کردیم و فلان 😁 حالا اصرار داشتم که نه دیگه طبق قانون من باید جریمه روپوش رو بدم 🤣

پاسخ:
گفتی قانون... حس می‌کنم از یه جایی که نمی‌دونم کجا (شاید از اونجایی که قانون‌گذارها خودشون قانون‌ها رو دور زدن) قانون اون مفهوم و ارزش و ابهتشو تو ذهنم از دست داد و هر چیو که تا حالا رعایت کردم بر اساس وجدان و اصول اخلاقیم بوده تا قانون. قبلاً قانون‌مدار و قانون‌دوست بودم، الان نه. ینی یه وقت ممکنه قانون رو به‌خاطر اصول اخلاقی و انسانی زیر پا بذارم. مفهوم قانون تو ذهنم عوض شده انگار.
۲۷ آذر ۰۰ ، ۱۵:۵۷ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

درود بر شما، آفرین، آفرین.

پاسخ:
خواهش می‌کنم. قابل شما رو نداشت :))

میدونم چی میگه و قبول دارم که گاهی هم نمیشه قانون مدار بود چون اگه بخوای قانون مدار باشی یه سری از چارچوبای اخلاقی خودت رو باید زیر پا بذاری ولی خب اینجا من واقعا بحثم این بود که بدونین من خل و چل نیستم تا جایی که بشه پول کمتری بدم خب چرا که نه؟ اما از اون ور هم علاقه‌ای به شکستن قانون ندارم :دی

پاسخ:
علاقه به شکست قانون نه، ولی اون حس احترام کمرنگ شده