دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

۱۶۱۷- دایرۀ C

چهارشنبه, ۱۰ شهریور ۱۴۰۰، ۰۲:۳۹ ب.ظ

قبلاً وقتی به مرحلۀ «چه لزومی داره حضورم در بلاگستان» یا «بسّه، دیگه نمی‌خوام حرفامو با کسی به اشتراک بذارم» می‌رسیدم و تصمیم می‌گرفتم که وبلاگمو تعطیل کنم، یک تقویم و یک ماشین‌حساب و یک قلم و کاغذ می‌ذاشتم جلوم و تعداد پست‌های منتشرشده در بلاگفا رو با بیان جمع می‌کردم و روزهای وبلاگ‌نویسیمو از بیست‌وپنج بهمن هشتادوشش می‌شمردم و یک روزی که تا اون روز عمر وبلاگ‌نویسیم رُند شده باشه و روز خاصی هم باشه رو تعیین می‌کردم که اون روز آخرین پستمو منتشر کنم. برنامه‌ریزی می‌کردم که تا اون روز تعداد پست‌هام هم به عدد رُند یا معناداری رسیده باشه. مثلاً یادم هست که بعد از پست هفتصدوهفدهِ بیست‌وپنج بهمنِ نودوچهار تصمیم نداشتم اینجا رو به‌روز کنم. اون روز، روز تولدِ هشت‌سالگی وبلاگم بود. بعد از پستِ نهصدونودونه هم همین تصمیم رو گرفته بودم. اون پستو نهمین سالگرد تولد وبلاگم منتشر کرده بودم. چهارِ مرداد نودوپنج و آخرین ثانیه‌های سال نودوهشت، بعد از انتشارِ پست هزاروسیصدونودوهشت هم. یک بار هم ششِ بهمن، وقتی عمر وبلاگ‌نویسیم به چهارهزار روز رسید این تصمیم رو گرفتم. با تقریب خوبی توی تمام شماره‌های رُندِ پست‌ها و روزهای خاص تقویم من این تصمیم رو داشتم و به جز یکی دو بار، شما رو آگاه و تصمیمم رو علنی نکردم. چون که هر بار این احتمال رو می‌دادم که برخواهم گشت و کجا رو دارم جز اینجا. چند وقتی هم هست که به این نتیجه رسیده‌ام که وقتش که برسه وبلاگ‌ها خودشون تعطیل می‌شن و ما چی‌کاره‌ایم که تصمیم به تعطیلیشون بگیریم.

یه کاغذ باطله درآوردم گذاشتم جلوم و پشتش سه‌تا دایرۀ کج‌وکولۀ کوچیک و متوسط و بزرگ روی هم و توی هم کشیدم. اسمشونو گذاشتم A و B و C. به دلم ننشست. دید خوبی از مسئله‌ای که ذهنم درگیرش بود نمی‌داد. به هوای پیدا کردن سایتی که معادلۀ دایره رو بدم و یه مدل دقیق‌تر بکشه، صفحۀ مقاله‌ها رو کنار زدم و گوگل رو باز کردم. A و B و C، سه فضایِ مجازیِ تفکیک‌شده برای به اشتراک گذاشتن نوشته‌ها و عکس‌هام بودن. برای ارتباط با آدمایی که تو فضای درسی باهاشون آشنا شدم، برای ارتباط با فامیل سببی و نَسَبی، و برای... راستش کمی مردّدم که برای دایرۀ C هم از کلمۀ «برای» استفاده کنم و بگم C هم برای امثال شماست که از بهمن هشتادوشش تا حالا از دنیای مجازی پیداتون کردم. شاید اینجا بیشتر برای خودم باشه تا شما. واقعیت اینه که حضورم تو فضای A و B برای حفظ ارتباط با گروه مخاطبان دانشگاهی و فامیل هست و پست‌های اونجا بهانه‌ای هست که ارتباطم باهاشون حفظ بشه ولی مطمئن نیستم حضورم توی فضای C که همین وبلاگ باشه برای حفظ ارتباط با مخاطب باشه. بِالاَخَص! مخاطبی که دو روز هست و دیگه نیست. با مساحت دایره‌ها، حجم محتواها رو می‌خواستم نشون بدم و اشتراک دایره‌ها، اشتراک محتواهای به‌اشتراک‌گذاشته‌شده رو نشون می‌داد. محتوای A و B با محتوای C اشتراک بسیار زیادی دارن. این دایره‌ها رو کشیدم که ببینم چه حجمی از این محتواها مختص وبلاگه و نمی‌شه یا نمی‌خوام توی اون دوتا دایرۀ آشنایان بگُنجونم. پرواضح بود که حجم بسیاری زیادی. که اگر وبلاگم هم نبود حاضر بودم تا ابد منتشرنشده توی وُرد برای خودم نگهشون دارم ولی تو اون دوتا دایره منتشرشون نکنم.

و البته این پست رو هم در حالی می‌نویسم که چندصد مطلب منتشرنشده توی وُرد دارم که با اینکه شبیه پست‌های قدیمی و همیشگی وبلاگم هستن و اصطلاحاً از همون جنسن اما چون لزومی به انتشارشون نمی‌بینم منتشر نمی‌کنم. اون‌ها هم معترضن که مگه چندتا از این پستایی که تا حالا تو وبلاگت منتشر کردی لازم بودن که حالا ما شدیم غیرلازم؟ راست می‌گن. باید یه فکری به حال اون نوشته‌های کم‌سعادت بکنم که افتخار خونده شدن توسط شماها رو نداشتن تا حالا. مثلاً می‌تونم مطالب رو از یک تا هر چندتا که هست شماره‌گذاری کردم و هر روز به‌صورت تصادفی یا به انتخاب شما یکی از شماره‌ها رو منتشر کنم.


۰۰/۰۶/۱۰
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

نظرات  (۱۹)

۱۵۰ پست منتشر نشده و ۳۰۰ تا کلید واژه ی پست نشده واقعاً زیادن. حالا اگه کار ۳۰۰ تا کلید واژه فقط با خودت باشه و پستها با ما باز هم خوبه😁. اگه هر روز بخوایم یک شماره پست رو انتخاب کنیم و هر روز یک پست منتشر کنی پنج ماه طول میکشه و اگه بخوای یک روز درمیان این کار رو بکنی تا خواننده هایی که احتمالاً روز انتشار پست نرسیدن پست رو بخونن و نظر ثبت کنن روز بعد بتونن با این حساب ده ماه زمان میبره. تا ده ماه دیگه هم شاید باز هم نظرت عوض بشه و از ماها که خواننده ی وبلاگت باشیم معلوم نیست کی مرده کی زنده. بیا و تو همین روزها یه روزی که تاریخش رنده انتخاب کن و همه رو منتشر کن ما هم میایم و از آرشیو شهریور ۱۴۰۰ دونه دونه میخونیم. اینجوری هم اگه یه مدتی پست نذاشتی ما باز هم چیزی برای خوندن داریم😭

نظرم جنبه ی شوخی داشتاا هر کاری دوست داری بکن ولی خداییش جایگاه اون دایره ی c به قلبت نزدیکتر نیست؟

پاسخ:
راست میگی، تا نظرم عوض نشده و مدارس و دانشگاه‌ها باز نشده و امتحانا شروع نشده و هنوز زنده‌ایم منتشرشون کنم. بعضی از این یادداشت‌هامو دو سال پیش نوشتم :|. فعلاً با این حجم درسام نمی‌رسم کلیدواژه‌ها رو به پست تبدیل کنم یا پست جدید بنویسم ولی اینایی که نوشتم هم اغلبشون چند خط بیشتر نیستن.
الان پنجاه‌تاشو مرتب کردم مشخص کردم گذاشتم تو اولویت انتشار برای شهریورماه. تو چون اولین نظرو گذاشتی یه عدد از 1 تا 50 بگو، بعدش اولین کسی که برای پست بعدی اولین نظرو بذاره یه عدد دیگه بگه و شمارۀ پست بعد از بعدی رو مشخص کنه و همین‌جوری پیش بریم.

اولین و آخرین وبلاگی هستی که از سال 90 میخونمش :))))

پاسخ:
یا خودِ خدا! از ۹۰ :))
ینی الان قشنگ می‌تونی نمودار منو بکشی تحلیلم کنی
به‌‌عنوان جایزهٔ ده سال سال مقاومت، یه عدد هم تو از ۱ تا ۵۰ بگو

برای رسم معادله های مختلف چند تا ابزار هم هست که اگر یه موقعی اینترنت نبود یا به لطف طرح صیانت مسدود شد میتونید از اون ها استفاده کنید

 

gnuplot

 

tecplot 360

 

Wolfram Mathematica

 

Matlab

 

اولی حالت خط فرمان داره . از قبل از خلقت انسان وجود داشته . بد قلقه . توی یوتیوب آموزش زیادی در موردش وجود نداره  . اگر نتونید اون معادله ای رو که میخواید بهش بفهمونید مجبور هستید با یه زبان برنامه نویسی بیاید نقطه های اون شکل رو تولید کنید و داده هاش رو توی فایل ذخیره کنید و فایل رو بدید به گنوپلات . کلا 5 مگه ولی برای یادگیری اش باید کتاب 

 

Gnuplot in Action

 

رو بخونید . 

 

دومی سنگین تره حجمش اما کاربر پسند تره . برای اون ویدیوهای توی یوتیوب کافیه

 

سومی و چهارمی هم که خیلی معروف هستند و نرم افزار های بزرگی هستند که یکی از کاربرد هاشون رسم شکله و برای یادگیری شون منابع زیادی هست 

پاسخ:
با متلب و ولفرام آشنا بودم از دورۀ کارشناسی، ولی بقیه رو نمی‌شناختم و ممنون بابت معرفیشون.
شما هم یه عدد از 1 تا 50 بگین.
۱۰ شهریور ۰۰ ، ۱۷:۵۲ هلن پراسپرو

یکی از تصورات من از آینده وبلاگ نویسیم شمایید. تصور که نه... بیشتر شبیه هدف.

که مثلا بعد چند ده سال همچنان در حال نوشتن باشم و یه آرشیو طویییل و کلی اطلاعات داشته باشم.. البته نه به اندازه شما مرتب منظم چون غیر ممکنه *__* ولی.. این‌جوری.

ولی این رو هم تصور می کنم که اکثر هم‌دوره ای‌هام رفته باشن و وبلاگ نویسی از قبل هم خاموش تر شده چون هزار تا -گرام دیگه طراحی شده. این حس تنهایی همراه اون تصویر تا ابد موندن و تا ابد نوشتن میاد. همین الان هم وقتی یکی وبلاگش رو می‌بنده این حس هست. ولی باز باعث نمیشه از این تصویر آینده‌ام پشیمون بشم... چون انگار خود وبلاگ نویسی و وبلاگ خونی برام ارزشش از آدمهاش بیشتره. حتی اگه در آینده هم‌دوره‌هام نباشن وبلاگ‌های دیگه ای برای خوندن هست.. و چیزهای دیگه ای برای نوشتن.

البته شاید نظر شما این نباشه... کاملا قابل درکه!

فقط خواستم اینو.. بگمش.

پاسخ:
آفاق را گردیده‌ام گرام‌های فراوان دیده‌ام، اما وبلاگ چیز دیگر است.
من قبلاً خیلی غصه می‌خوردم که چرا فلانی رفت و تنها شدم و منم برم. الان غصه نمی‌خورم ولی طول می‌کشه با خوانندگان جدید انس بگیرم.
تو هم یه عدد از 1 تا 50 بگو

چون آدم توی زندگی اش همه ی عدد ها رو به یک اندازه ندیده کلا ذهنش نمیتونه عدد تصادفی تولید کنه

 

بنابراین بین 1 تا 50 یه عدد رندوم رو با کامپیوتر تولید کردم و عدد 42 اومد

پاسخ:
این یادداشت چهل‌ودو جزو یادداشت‌های بامزه‌م بود. شب منتشر میشه.
۱۰ شهریور ۰۰ ، ۱۸:۲۶ هلن پراسپرو

دقیقا D:::!

 

27 :"

پاسخ:
این بیست‌وهفتمی پست خوبی بود. نمی‌دونم چرا منتشرش نکرده بودم تا حالا. شب منتشر می‌شه :))

یوتیوب خب بهتر از وبلاگه . اگر کسی کانال یوتوب داشته باشه و مرتب توش ویدیو بذاره قطعا بعد این همه سال به در آمد بالایی هم میرسه 

 

الانم دیر نیست ولی خب لازمه اش اینه که طرف حوصله اش رو داشته باشه . 

 

من سال های زیادی از یوتیوب استفاده کردم و باید بگم حتی موضوعات غیر جدی مثل همین اتفاقات روزمره توی یوتیوب بازدید بیشتری میگیره تا موضوعات علمی 

 

من ویدیوهای ایرانی رو زیاد نمیبینم اما اتفاقی بعضی وقت ها دیدم و مثلا طرف به قول خودش آنباکسینگ انجام داده

 

حالا از کجا ؟ آمازون ؟ نخیر . از دیجیکالا . اونم چی ؟ مثلا کرم

 

من همش اینجوری بودم که چرا کسی باید کرم رو جعبه گشایی کنه ؟ آخه چرا ؟ خب کرم کرمه دیگه 

 

حالا ممکنه یکی بیاد بعد از چند ماه استفاده بگه این کرم خوبه یا بد و این قابل تحمله اما همون روزی که خریدی چی در موردش میخوای بگی ؟ اصلا کرم جعبه اش کجا بود که جعبه گشایی کردی ؟ 

 

معمولا موبایل و لپتاپ و اینا رو جعبه گشایی میکنن . 

 

بگذریم . داشتم میگفتم که لوس ترین موضوعات مثل رستوران رفتن یه شخص گمنام توی یوتیوب بازدید داره 

 

اینه که اگر کسی توی فاز تعریف کردن از اتفاقات روزمره و این چیزا باشه یوتیوب بهترین جاست . 

 

هم طرف حرفش رو میزنه هم در آمد داره 

پاسخ:
چون فیلتره، اینجا طرفدار نداره. الان چون دوسه‌تا از بلاگرا توی blogspot و wordpress که فیلترن می‌نویسن، خواننده‌هاشون به‌شدت کم شده. من حالا با فیدلی می‌خونم و مشکلی با فیلتر ندارم، ولی بخوام کامنت بذارم باید برم تو وبلاگشون و فیلترشکنمو روشن کنم.
۱۰ شهریور ۰۰ ، ۱۸:۵۴ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

گاهی وقت‌ها همین نوشتن هم خوبه، شاید بهونه هم نخواد، ولی خب، عقیده‌ها متفاوتند.البته مخاطبین هم خیلی تاثیرگذارن،واینکه یکدفعه برن و نباشن هم آدم رو غمگین می‌کنه.

اگه آقایون هم می‌تونن عدد بگن عدد ما ۱۸ باشه لطفا. 🙂

پاسخ:
بله می‌تونن :)
جالبه این یادداشت شمارۀ 18 به کامنتی که الان گذاشتید مرتبط هست. شب منتشر می‌شه.

حالا درسته که من فقط از طریق وبلاگ میشناسم و طبیعیه که خارج از این زاویه نبینمتون

ولی خب هر دوست وبلاگ‌نویس دیگه‌ای رو می‌تونم غیر وبلاگ‌نویس تصور کنم. جز شما 

پاسخ:
من این همه نیستم :)) ولی خب حق با توئه. میشه گفت که من اینجا بزرگ شدم و از وقتی وارد دنیای اینترنت شدم، وبلاگ داشتم.

تو هم یه عدد از 1 تا 50 بگو برای پست امشب.

ام... ۴ :)

پاسخ:
مرسی. برم ببینم چهار کدومه

برای گرامی داشت این ده سال عدد 10 :)))))

پاسخ:
یادداشت شمارۀ 10 رو برای هفده مرداد نوشته بودم. منتشر نکردم اون روز.

ماها درگیر روزمرگی می‌شیم به خاطر شرایط موجود بیشتر از خیلی آدماها ملیت‌ها و.... درگیرش می‌شیم

به خاطر همین یهویی یه آدم بعد چندین سال غیب میشه 

هر رفتنی و نبودنی سخت  

نمیدونم چجوری میشه باهاش کنار اومد از زمان خرابی بلاگفا به بعد اکثر آدمایی که می‌شناختم غیب شدن شاید دلیل اینکه هیچوقت نتونستم دوباره دو خط بنویسم همین باشه

 

نسبت به گذشته به لطف فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی فراگیرتر شدن گوشی‌های هوشمند و توسعه اینترنت داخل ایران یوتیوب خیلی تقویت شده ایرانی‌های زیادی هستن (مخصوصا هم وطنان مقیم خارج) درآمد خیلی بالایی از یوتیوب کسب می‌کنن

 

 

پاسخ:
ولی من با نوشتن بیشتر حال می‌کنم تا پست ویدئویی یوتیوب
شما نمی‌خوای یه عدد از 1 تا 50 بگی؟

نه موافق نیستم . درسته که فیلتره ولی اتفاقا یوتیوب فارسی یکی دو سال هست که شکل گرفته 

 

من از تعداد بازدید ها و کامنت ها حس میکنم که طرفدار داره . فیلتر بودنش مشکلی نیست  . الان کل زندگی توی ایران فیلتره . توییتر مگه کم رونقه ؟ 

 

همه فیلتر شکن دارن

 

البته بازم سلیقه است . من فقط از این نظر گفتم که برای تولید محتوا آدم پول دریافت میکنه  . حالا کم و زیادش هم مهم نیست به نظرم . همین که آدم میدونه یه ارزش واقعی داره محتواش برام جالبه

 

 

پاسخ:
شاید چون خودم فرصت نمی‌کنم زیاد سر بزنم همه را به کیش خود می‌پندارم. من توییتر هم ماهی یه بار در حد نیم ساعت سر می‌زنم و پستای سه چهار نفر دوستامو می‌خونم.
ترجیح می‌دم یه جور دیگه پول دربیارم.

میخواستم 4 بگم که دوستان گفتن

30

 

آره محیط اونم به درد افراد اون مدلی میخوره:)

پاسخ:
این یادداشت سی‌ام رو زمستون پارسال نوشته بودم. جزو یادداشتاییه که دوستش دارم و نمی‌دونم چرا منتشرش نکردم تا حالا :|

این مثلا یکی از ویدیوهای معرفی کتاب جادیه . اگر با جادی آشنا نیستید هم باید بگم عالیه

 

 

https://youtu.be/gzjaAZaN8vQ

 

این کتابی هم که معرفی میکنه فکر کنم براتون جالب باشه برای همین این ویدیو رو فرستادم

پاسخ:
دیدم پستو (دارم می‌بینم). جالبه.
جادی اسمشو زیاد شنیدم ولی دنبالش نمی‌کنم.

+ مشتاق شدم کتابو بخونم

سلام 

چون شباهنگ و دردانه و اسم قبل از اینا نگارشش یادم رفته وگرنه شفاهیش رو گفتم به اعداد ۴ علاقمند بوده و هست.

اگر اجازه بدی 

عدد ۴۴ 

۱۴

۲۴ 

۳۴ 

رو بزنم :دی 

خب قرعه کشی کاغذی بین این اعدادی که گفتم ؛ انجام شد و عدد ۳۴ دراومد باشد امیدوارم این عدد منبع خیر و برکت برای شما و وبلاگتان باشد و من و شما و سایر دوستان با آن رستگار شویم :)

تا درود دیگر بدرود :)

البته این قرعه کشی انتخابش کرد بیا یه کار کن عدد ۴۴ هم به خاطر عشقی که تو به ۴ داری بخاطر گل روی خودت بزن :)

آفرین :)

ممنونم ❤

و اگر جا داشت و راه داشت اینا همشون رو بزن :دی

با تشکر ❤❤

 

پاسخ:
سلام
ممنون
به روی چشم. البته من شماره‌ها رو تصادفی روی یادداشت‌ها گذاشتم و اونایی که چهار دارن ممکنه جذاب نباشن. البته اینی که انتخاب کردی جذابه! :))

😁 ۴۰

پاسخ:
با تشکر ^-^

چون میدونم بازی با اعداد برات جالبه میگم البته این یکی برای خودمم خیلی جالب بود، من متولد دوم مرداد سال 69 هستم و خودم همیشه تاریخ تولدم رو به این شکل مینویسم6952 و اگه 69 رو از 52 کم کنی میشه 17 و من از این اعدا یعنی 69 و 52 و 17 خیلی تو زندگی روزمره‌ام استفاده می‌کنم، الان هم برام جالب بود که پست شماره 10 رو تو هفده‌مین روز از ماه تولدم نوشتی :))

پاسخ:
دیروز تو گروه دکتری، از بچه‌ها روز تولدشونو پرسیدم. یکیشون گفت یازده دی، اول ژانویه.  گفتم چه جالب که هم روز تولدش هم ماه تولدش هم به شمسی و هم قمری باینریه

خوشم میاد ازت. اگه همه ذهن هارو پر تکاپو بگیریم قطعا در فیلدهای منحصر به فردی در حال پریدن هستن و من از این فیلدی که اینجا میبینم خوشم میاد.  یک بازی بکنیم. معمولا ادما بعد از خوندن این دو خط اول میگن ممنون. اگه قراره جوابی که به این دو خط اول میدی با میم شروع بشه بنویس پرتقال نعنایی. اگر قراره چیزی به جز میم  داشته باشه بنویس رژیم غذایی.

 اگه بنویسی رژیم غذایی من تا اخر عمرم تو کفش میمونم و اگه این بازی برات جالب باشه توام تا خر عمرت نمیفهمی که چرا پرتقال نعنایی و چرا رژیم غذایی.

پوف. میدونی خیلی وقته دیگه کامنت نمیزارم برای بقیه. دلم میخواد یک کامنتیم که میزارم یکم توش بازی کنم.

خب. عدد 81

پاسخ:
رژیم غذایی :))