دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۵۷۴- ماهی‌گیری

دوشنبه, ۲۴ خرداد ۱۴۰۰، ۱۰:۰۰ ب.ظ

علم و فناوری با سرعت عجیب و غریبی در حال رشد و پیشرفته و یه قول معروفم هست که می‌گه در عصر ارتباطات هر کی نتونه با اینترنت و کامپیوتر [و احتمالاً با گوشی‌های هوشمند] کار کنه بی‌سواد محسوب می‌شه. خودم به هر جون کندنی هست سعی می‌کنم مهارت‌ها و دانشم رو تو این حوزه‌ها به‌روز نگه‌دارم و کار کردن با ابزارها و برنامه‌های جدید رو یاد بگیرم، ولی همیشه نگران مامان‌ها و باباهایی‌ام که زمان اونا این چیزا نبود. نه فقط مامان و بابای خودم، که همۀ مامان و باباهای فامیل و حتی استادهام. روزای اول فیلتر شدن تلگرام یه بار یکی از استادام گوشیشو بهم داد براش فیلترشکن نصب کنم و یادش بدم چجوری ازش استفاده کنه. چند وقت پیش هم داشتم انی دسک و ریموت کار کردن با دوتا لپ‌تاپ و نحوۀ آپلود کردن فایل و فرستادن لینک دانلود رو به یکی دیگه از استادهام یاد می‌دادم. استادهایی که پیرترن، موقع یاد گرفتن بامزه‌تر و طفلکی‌ترن. من هم که خدای صبر و حوصله. همین چند وقت پیش یکی از آشناها زنگ زده بود که بپرسه چجوری به وای‌فای خونه‌شون وصل بشه با لپ‌تاپ. رمز مودمشون انگلیسی بود و زبان صفحه‌کلیدش فقط فارسی بود. داده بود براش ویندوز نصب کنن و نصاب! انگلیسی رو اضافه نکرده بود. گفتم بره از کنترل پنل، زبان رو پیدا کنه و زبان انگلیسی رو اضافه کنه به صفحه‌کلید. نمی‌دونست کنترل پنل کجاست. با انگشتم یکی از کلیدهای صفحه کلید لپ‌تاپم رو نشون دادم و عکس گرفتم و گفتم اینو فشار بده. به این صورت و این صورت. حالا غرض از این مقدمه‌چینی‌ها اینکه دیروز خونه نبودم و اسنپ‌مارکت برای مامانم کد تخفیف فرستاده بود. خریدهای اینترنتی رو همیشه خودم انجام می‌دم، ولی معمولاً می‌رم وایمیستم کنار مامان و مراحل کار رو نشونش می‌دم. دیروز که خونه نبودم اپلیکیشن رو باز کرده بود و یکی از سوپرمارکت‌های نزدیک خونه‌مون رو انتخاب کرده بود و آدرسمون رو انتخاب کرده بود و سبدشو با تنقلات پر کرده بود و تا مرحلۀ پرداخت هم پیش رفته بود، ولی موقع اِعمال اون کد نمی‌دونم چه مشکلی پیش اومده بود که نتونسته بود ثبتش کنه. شب وقتی ماجرای خرید نافرجامش رو بهم گفت کلی ذوق کردم که خودش تنهایی و بدون همراهی من اقدام به خرید کرده. گفتم بیا یه بار دیگه باهم انجام بدیم ببینم مشکل کجاست. همۀ مراحل رو دوباره پیش رفتیم و بدون هیچ مشکلی کد تخفیف اعمال شد. گفتم یا لابد سبد خریدت به‌اندازۀ حداقل مبلغ پر نبوده، یا یکی از اعداد و حروف کد رو اشتباه وارد کرده بودی. سفارش رو ثبت کردیم و زمان ارسال رو هم تنظیم کردیم برای امروز ظهر. امروز هم خونه نبودم. ظهر ازش خواستم پیگیری کنه ببینه سفارشون در چه حاله. این اسکرین‌شات رو که فرستاد، خیالم راحت شد دیگه اگه من نباشم می‌تونه گلیمش رو از دریای تکنولوژی بیرون بکشه.

گفته بودم سفارشا که رسید عکسشونو برام بفرسته. اینجا منظور از "این"، شکلات دریم اسمارت شیرین‌عسله که دیشب کشفش کردم و گفتم یکی بخریم اگه دوست داشتم مشتری شم. هنوز نخوردمش ببینم چه مزه‌ایه.


+ دوستی که راجع به منابع یه آزمونی سؤال کرده بودی، جوابتو اینجا دادم. بازم سؤال داشتی در خدمتم :)

۰۰/۰۳/۲۴
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

آقای ع. دوست بابا

استاد شماره 17

استاد شماره 8

مامان