دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۵۳۱- به‌مناسبت دیروز که روز جهانی زن بود

سه شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۹، ۰۱:۰۰ ب.ظ

چندتا خانوم داشتن دربارۀ چندتا خانوم دیگه صحبت می‌کردن. می‌گفتن فلانی دختر خوبیه. از وقتی ازدواج کرده، هر چی شوهرش بگه همونه. همون روز اول بهش گفت فلان، اینم گفت چشم. گفته بهمان، اینم گفته چشم. تنهایی هم جایی نمی‌ره. خیلی دختر خوبیه. ولی بهمانی چند وقت پیش با دوستای مسجدش رفته بود مشهد، زیارت. آخه چه معنی داره دختر بعد از ازدواج تنهایی بره سفر.

فی‌الواقع پسره هم روشن‌فکر و آدم‌حسابی باشه و به حقوق همسرش احترام بذاره، بازم چهارتا زن عتیقه تو فک و فامیل و دوست و آشناهای طرفین پیدا می‌شه که فریادِ وا اسلاما سر بده با دیدن زندگی اینا. حالا اگه این حرف‌ها رو از زن‌ها نشنوم کمتر حرص می‌خورم. تازه شمال و کوه و کویر و احیاناً اردوی مختلط هم نه، سفر زیارتی رفته، با خانومای مسجد. نچ نچ نچ نچ. 

البته تا کرونا ریشه‌کن نشده، بهتره تو خونه بمونیم و سفر نریم :|

ولی تو یه همچین جامعه‌ای، من از «ازدواج کردن» و «تا آخر عمر ازدواج نکردن» به یک اندازه می‌ترسم.

۹۹/۱۲/۱۹
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)