دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۴۷۴- خط نوار زمان

جمعه, ۱۴ آذر ۱۳۹۹، ۰۴:۵۷ ب.ظ

روالِ این مقطع تحصیلی جدید این‌جوریه که استادها، یه سری موضوع تخصصی پیشنهاد می‌دن بهمون و میگن هر کدوم یکی رو انتخاب کنید و برید تحقیق کنید و مقاله بنویسید و بیاید ارائه بدید. از اونجایی که سواد من تو این رشته عمیق نیست و اقیانوسیست بی‌کران با عمقی اندک!، هر بار که استادها موضوع میدن بهمون، تو اون گروه صمیمی که استادها توش نیستن می‌گم بچه‌ها شماها با توجه به گرایش کارشناسی و ارشد و علایق و سلایقتون انتخاب کنید و موضوع‌ها رو بردارید و تهش هر چی موند مال من. چون که همه‌شون برای من جدیدن و فرقی بینشون احساس نمی‌کنم که تمایز قائل بشم و ترجیح بدم رو این کار نکنم و رو اون کار کنم. مثلاً اگه رشتۀ من خدای نکرده تاریخ بود، اگه استادمون می‌گفت هر کدوم روی یکی از سلسله‌ها کار کنید، قطعاً زندیه مال من بود. اگه می‌گفت هر کدوم روی یکی از پادشاهان زندیه کار کنید، لطفعلی خان رو من برمی‌داشتم. یا اگه بازم خدای نکرده جانورشناسی می‌خوندم، جغد رو من برمی‌داشتم. ولی وقتی اولین بارمه اسم دکارت و لاک و هیوم و فرگه و راسل و ویتگنشتاین و هایدگر و استراوسن و صرف توزیعی و نقش‌صیغگان و ساخت‌بنیاد و بهینگی بازنمودی و باب‌بنیاد رو می‌شنوم، فرقی بینشون احساس نمی‌کنم که بگم این مال من. البته دکارتو از مختصات دکارتی ریاضیاتش می‌شناسم، ولی نمی‌دونم نظرش راجع به زبان چیه. دوستان هم از این ویژگیم خوششون میاد و کلی تشکر می‌کنن که هر بار به نفع همه می‌کشم کنار که یه رقیب از دور رقابت‌ها کم بشه و موضوع‌های خوشگلو خودشون بردارن و نچسب‌ها و کج‌وکوله‌هایی که به‌سختی میشه براشون منبع و مطلب پیدا کرد بمونه برای من. تازه اگه بعداً بگن بیا موضوع‌هامونو عوض کنیم هم قبول می‌کنم. چرا که همچنان معتقدم فرقی نمی‌کنه برام.

برای شنبه و دوشنبه ارائه دارم. ارائۀ دوشنبه راجع به فیلسوفی به نامِ راسل هست. خب من هیچی راجع به راسل نمی‌دونستم و از گوگل کردن اسمش شروع کردم و از ویکی‌پدیا رسیدم به مقاله‌ها و کتاب‌هاش. فایل‌های صوتی کلاس‌های دانشگاه‌های دیگه هم کمک‌کننده بودن، ولی چون این تحقیق همه‌ش راجع به یه سری فیلسوف و نظریه‌هاشون راجع به زبان بود، حس می‌کردم مطالبی که جمع‌آوری می‌کنم نامنظم و آشفته‌ست. یکی یه چیزی گفته بود، اون یکی رد کرده بود، یکی دیگه اومده بود اونی که قبلی رو رد کرده بودو رد کرده بود و خب منم این وسط گیج شده بودم که اینا چرا همه‌ش دارن همدیگه رو رد می‌کنن. این بود که تصمیم گرفتم برای خودم تایم‌لاین درست کنم و تاریخ تولد و فوت و انتشار مقالات و فعالیت‌های افرادی که باهاشون آشنا شدم و تو ارائه‌م ازشون اسم می‌برم رو تو این تایم‌لاین بیارم. این‌جوری دیگه قاطی نمی‌کردم چی رو کی اول گفته و کی به‌لحاظ زمانی بعدتر بوده و کیا رو می‌تونه رد کنه. نصف روزم صرف یادگیری رسم تایم‌لاین با آفیس شد و کلی نرم‌افزار آنلاین و آفلاینو امتحان کردم تا بالاخره یه همچین چیزی حاصل بشه که در تصویر می‌بینید. تو ابتدای ارائه‌م هم گذاشتم که بعد از معرفی راسل بحثو با همین تایم‌لاینه شروع کنم. الانم هی به ماحصل کارم نگاه می‌کنم و ذوق می‌کنم از دیدن نموداری که کشیدم. از این خط نوار زمان! نکات جالبی میشه کشف کرد. مثلاً ویتگنشتاین که شاگرد راسل بوده هفده سال از راسل کوچیکتر بوده و نوزده سال هم زودتر از استادش می‌میره.

پ.ن: البته با پینت! هم میشه تایم‌لاین (خط نوار زمان بگیم یا چی؟) کشید. ولی من می‌خواستم اصولی رسم کنم :|


۹۹/۰۹/۱۴
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 20

م1 هم‌کلاسی دکتری

نظرات  (۱۶)

منم باید یه کارگاه برگزار می‌کردم برای یکی از درس‌ها، چون نمی‌خواستم آنلاین باشه، مجبور شدم ضبطش کنم و چون طولانی بود مجبور شدم تیکه‌تیکه ضبط کنم و تقریبا یک روز کامل به امتحان کردن ابزارهای مختلف تدوین و یاد گرفتن مقدماتی از adobe premier گذشت که خب البته راضیم:)) امروز ظهر بالاخره فیلمم آماده شد و البته وقتی دیدم همه‌ش شده یک ساعت و ۱۱ دقیقه یه کم خورد تو ذوقم😂

پاسخ:
مووی میکر خیلی خوبه. یوزرفرندلیه! 
چند ماه پیش تدوین‌گر کلیپای یه گروهی قهر کرده بود. یکی از دوستان مشترک منو معرفی کرده بود بهشون که تا وقتی آشتی حاصل بشه من کاراشونو انجام بدم. من با مووی میکر تدوین کردم براشون.
۱۴ آذر ۹۹ ، ۱۷:۱۲ فاطمه ‌‌‌‌

چه خوب! من یه مدته تو ذهنمه که تایم‌لاین‌های این شکلی درست کنم برا موضوعای مختلف. نمی‌دونستم با آفیس میشه. کلا نرفته بودم دنبالش فقط تو فکرم بود :/

پاسخ:
لینک نمی‌دم که خودت گوگل کنی. من چندتا روش رو دانلود کردم و دیدم اونی که تو خود آفیسه (البته من دانلود کردم و اضافه شد به آفیس) از همه سریع‌تر و آسون‌تره. بقیه خیلی خفن و پیچیده بودن.
ما یه درسی داشتیم دورهٔ کارشناسی، به اسم کنترل پروژه. با اون خفنه اون موقع کار کرده بودم، ولی الان ساده‌شو می‌خواستم.

الان تا چند دقیقه پیش مشغول فیلم‌برداری درسی بودم که یه بخشیش به خط زمان مربوط می‌شد، برام جالب بود این پست و هم‌زمانیش با کار خودم.

پاسخ:
اون پست خودمتضادم هم با پست سرندیپ همزمان شده بود تقریباً. اینم جالب بود برام :))
۱۴ آذر ۹۹ ، ۱۷:۵۳ محسن رحمانی

سلام 

همیشه تو دوران تحصیل این دانشمندان و فیلسوفان و نظریه پردازا و نظریاتشونو اکتشافات واختراعاتشون چه مکافاتی داشتیم اکثر سوالا از اینا و نظریاتو اختراع واکتشافاتشون بود حالا هرمبحث کلی از اینا موجود بودن باید دقت میکردیم قاطی نکنیم آخرسرهم اشتباه میکردیم:/ .

پاسخ:
سلام
این درسا جزو درسای دوست‌نداشتنی هستن از نظر من.

سلام

بنظرم کلمه بازهم هست  :) 

مثلا پا : هم عضوی از بدن هم یه واحد اندازه گیری هست قدم زدن و یا عمق اندازه گیری 

پر : عضوی از پرندگان و یا به معنی پرواز کردن 

ران  : عضوی از بدن و گاهی هم فعل ماضی از راندن ( نمیدونم درست گفتم یا

نه اینجارو ) :)

ساز : آلت موسقی و فعلی از ساختن 

ریش : موی صورت مردان  و زخم 

تیر و بهمن و آذر بهار : نام فصل و و ماه های سال و کاربرد برای اسامی افراد :)

و...‌ بازهم هست بنظرم :)

نمیدونم این کلمات هم درست گفتم یا نه ؟ 

 

 

پاسخ:
سلام. نه اینا فقط چندمعنا هستن. ما دنبال اون چندمعناهایی هستیم که معنیاشون باهم متضادن. 

شیر و بید هم هست :)

سیر هم هست :) 

من یهو یادم اومدن :)))

من همیشه یه سوال دارم که گذاشته بودم اون موقع که قراره آرشیو وبلاگ رو زیر و رو کنم، شاید بهش برسم. اینکه مقاله مرتبط با رشته جدید داشتی یا پایان نامه ارشدت نزدیک بود که تونستی رشته جدید قبول بشی؟ اگه جوابش توی یه پست هست امیدوارم لینک بدی :))

خوش به حال همکلاسیات. جدا از این بحث انتخاب موضوع، اینکه یه همکلاسی این مدلی داشته باشی کلی انرژی مثبته.

 

این تایم لاین رو اون موقع که داشتم کتاب دنیای سوفی می‌خوندم، دوست داشتم درست کنم تا از این به بعد هر وقت فلسفه خوندم بدونم مربوط به کجای تاریخه، که چون اون روزا کلاسام زیاد بود فرصت نداشتم. فقط کتاب رو یه دور خوندم و نشان‌دار کردم برای یه فرصت مناسب. این استفاده از فرصت‌ها برای یاد گرفتن یه مهارت جدید که تو داری برام غبطه‌برانگیزه.

نتیجه کارت واقعا جالبه. منم ذوق کردم.

 

پاسخ:
پست که زیاد نوشتم، ولی پراکنده‌ست. ببین من کارشناسی شریف بودم. 144 واحد مهندسی گذروندم و اگه خدا قبول کنه مهندس برقم :)) ارشد هم زبان‌شناسی خوندم (تو شریف درس خوندنم نقش قابل‌توجهی در قبولی ارشدم داشت) و 40 واحد زبان‌شناسی گذروندم. ولی این 40 واحد خیلی عمیق نبود. چون تو ارشد، گرایشمون اصطلاح‌شناسی بود، از همۀ رشته‌ها ورودی داشتیم. مثلاً یکی مثل من و آقای ه و خانم الف از مهندسی رفته بودیم زبان‌شناسی، آقای پ و خانم ج از زبان‌شناسی اومده بودن زبان‌شناسی، خانم ش از مترجمی و آمار اومده بود، خانم ف از مطالعات فرهنگی و دو نفر از ادبیات و الهیات و خلاصه مدرک کارشناسی هر کدوممون یه چیزی بود. برای همین تو دورۀ ارشد، اون 40 واحد رو عمیق و تخصصی نخوندیم. به اونایی که از زبان‌شناسی اومده بودن سخت می‌گذشت. چون مطالب براشون تکراری بود. ولی برای بقیه (ما)، جدید بود. البته ترم‌های آخر ارشد درس‌های تخصصی اصطلاح‌شناسی هم داشتیم که برای همه‌مون جدید بود.
خب این از دورۀ ارشد.
برای دکتری، من یه سال تو رشتۀ جدیدی به اسم علوم شناختی شرکت کردم. چون به مغز و سیگنال‌های مغزی علاقه داشتم و پایان‌نامۀ لیسانسم هم مرتبط بود. رتبه‌م نسبتاً خوب بود. ولی چون مقالۀ مرتبط نداشتم و لیسانس و ارشدم علوم شناختی نبود قبول نشدم. سال بعدش زبان‌شناسی شرکت کردم و رفته مصاحبه. ولی چون همچنان مقاله نداشتم (کلاً آدم مقاله‌نویسی نیستم) قبول نشدم. امسال برای بار سوم کنکور دکتری شرکت کردم و یکی دوتا مقاله نوشتم، ولی رمز موفقیتم اون کار پژوهشی بود که از سال 96 با استاد دورۀ ارشدم شروع کرده بودم. اون استاد، هیئت علمی این دانشگاهیه که الان هستم. چون منو می‌شناخت و از قابلیت‌هام آگاه! بود، قبولم کرد. اون موقع تو اون کار پژوهشی عضو ساده بودم، بعداً پیشنهاد شد سرگروه بشم و نپذیرفتم. الان ولی سرسرگروهم :)) [بعداً راجع به این کار پژوهشی مفصل می‌نویسم. البته قبلاً یه چیزایی جسته گریخته نوشتم و از بخش موضوعات، بخش کار و پروژه شاید بتونی پیداشون کنی]
۱۴ آذر ۹۹ ، ۲۱:۳۹ بانوچـه ⠀

قشنگ یه قسمتی از پستت فصول مختلف وبلاگت رو برام تداعی کرد

پاسخ:
لطفعلی خان، جغد :دی خودم حواسم نبود وگرنه اینم اضافه می‌کردم که اگه رشته‌م جغرافیا بود و می‌گفتن راجع به توفان‌ها تحقیق کن تورنادو رو انتخاب می‌کردم :))

محبتت شرمنده‌م میکنه. ممنون که وقت گذاشتی کامل توضیح دادی. من کارشناسی و ارشد شیمی خوندم. همیشه به رشته‌های بین رشته‌ای علاقه داشتم چون تقریبا تمام مجموعه‌هایی که به علوم شناختی می‌رسه برام جذابه و البته ناشناخته. تا اینکه دو سال پیش تصمیم گرفتم مجدد کنکور ارشد شرکت کنم این بار علوم شناختی. فکر کردم مسیر درست‌تر برام این باشه که از ارشد برم که پایه پژوهشی همون رشته رو داشته باشم، چون مقاله و پایان نامه‌م ربطی به این حوزه‌ها نداره. یه ذره خوندم و داشت جدی میشد برام که یه جایی پیدا شد دیدم حیفه تا شرایط جوره یه کسب و کار راه بندازم :) خلاصه رفتم پی کار و راه اندازی کارگاه که یه مشکلاتی پیش اومد و اون پروژه تا امروز به حال تعلیق موند. بعدم کلاس کنکور گرفتم و با آموزشگاه قرارداد داشتم و همش مشغول کار بودم. الانم که دیگه به اصرار خانواده و یه ذره هم خسته شدنم از بلاتکلیفی کار دارم برای آزمون استخدامی میخونم. هفته آینده ثبت نام ارشده و احتمالا باز علوم شناختی شرکت کنم گرچه مطمئن نیستم شرایط چطور پیش میره. اینه که برام جالب بود این تغییر رشته و کلا می‌بینم خیلی منظم داری مسیر رو طی می‌کنی حس خوبی می‌گیرم.

برات آرزوی موفقیت دارم.

پاسخ:
یه بار در جواب کامنت سمیه منابع آزمونو گفته بودم. شاید به درد تو هم بخوره این کامنت:

فکر کنم بیش‌تر با تاریخ فلسفه سر و کار داشتی تا خود راسل. :))

پاسخ:
باید بگردم ببینم نظر راسل دربارهٔ زبان چیه

عالی بود. خوندم. گرچه من یه سری کتابا رو دارم و خوندم. مثلا روانشناسی شناختی استرنبرگ و کتاب فردنبرگ و دکتر حاتمی رو خوندم. فیزیولوژی گایتون و کتاب دکتر معظمی رو هم خوندم تا جاهایی که فکر می‌کنم مربوط به سیستم عصبی باشه.‌ ارشد هم نسبت به آزمون دکتری کمی عمومی‌تره و فکر کنم خیلی دور از دسترس نباشه و فقط یه برنامه جدی نیاز داره که فشرده بخونم. ولی بازم مسئله همینه که شرایط فراهم بشه.

 

 

یه دنیا سپاس برای کمک و توجهت :)

پاسخ:
خواهش می‌کنم
۱۵ آذر ۹۹ ، ۰۳:۳۲ گ. ایمانی....

رقیب؟!؟ دکترا که دیگه شاگرد اول دوم سوم نداره، میدونم حداقل بعضی دانشگاه های تهران اینطوریند...... 

پاسخ:
رقیب موضوعی منظورم بود
۱۵ آذر ۹۹ ، ۰۷:۱۸ سربازِ روزِ نهم

سلام

یه زمانی به خاطر یکی از آیات قرآن مجبور شذم یه نگاه به نظریات زبان بندازم

پی‌دی‌افِ  تاریخ فلسفه کاپلستون

و

تاریخ فلسفه راتلج

توی نت موجوده و توی بخش راسل مختصر نظریاتش رو گفته.

پاسخ:
سلام‌
چه خوب. ممنون.
الان دانلود می‌کنم

وقت بخیر 

الان متوجه شدم . مرسی:)

پاسخ:
حتماً امروز می‌پرسم از استاد

+ پرسیدم. استاد قبول کرد سر هم دو معنی داره.
۱۵ آذر ۹۹ ، ۱۴:۲۰ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

این نوار زمان خیلی خوب و به درد بخور هست

مخصوصا برای دانشجوها یا محقق هایی که نیاز به دونستن توالی رخداد ها دارن

پس آفیس هم از این موارد داره خیلی خوب بود :)

پاسخ:
فکر کنم باید جداگانه نصب کنید و اضافه کنید. حجمش کمه.